close
تبلیغات در اینترنت
https://keramatzade.com - 6
loading...

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/Raise-productivity-with-engaging-entertainment

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

خوشحال‌تر باشید بالا بردن بهره وری با سرگرمی های جذاب همه‌ی افراد به سرگرمی احتیاج دارند. سرگرمی‌ها به ما کمک می‌کنند ذوق و اشتیاق‌مان را در زندگی بهبود بخشیم. این سرگرمی‌ها می‌توانند بسیار متنوع باشند و مواردی چون باغبانی، آشپزی، نویسندگی، پرش با اسکی، استندآپ کمدی و خیاطی را شامل شوند. اما سرگرمی‌های کمی هستند که باعث بهبودبهره وری می‌شوند. اگر همین الان هم به این سرگرمی‌های خاص مشغول هستید، این شانس را دارید که آنها را به شغل دوم تبدیل کنید یا می‌توانید از این سرگرمی‌ها در جهت افزایش کارایی و بهره‌وری در کارتان استفاده کنید و خوشحال‌تر باشید. اگر به‌دنبال ایجاد عادت‌های جدید هستید و می‌خواهید توانایی‌هایی را در خود توسعه دهید که به شما در بهبود مهارت و بهره وری‌تان کمک کند، همراه ما باشید. در این مقاله 19 سرگرمی جذابی را که موجب افزایش بهره وری می‌شوند، به شما معرفی خواهیم کرد. 1. آشپزی بهره وری چیست آشپزی یکی از سرگرمی‌هایی است که بیشترین کمک را به بهره وری شما می‌کند و چیزی است که همه‌ی افراد باید در خانه آن را امتحان کنند. آشپزی به شما کمک می‌کند زندگی کردن در زمان حال را یاد بگیرید و به‌طور کامل روی محصول و فرایندی که انجام می‌دهید تمرکز کنید. همچنین آشپزی شما را مجبور می‌کند که از قبل برنامه ریزی کنید. مزیت دیگر آشپزی این است که با تمرین بیشتر قادر خواهید بود از قبل برای روزهای آینده غذا درست کنید و به این ترتیب بهره وری شما نسبت به گذشته بسیار بیشتر می‌شود. 2. پیاده‌روی پیاده روی یکی از سرگرمی‌های اساسی برای آخر هفته‌‌ی افرادی است که از سفرهای طولانی و تجربه‌کردن زیبایی طبیعت لذت می‌برند. همچنین پیاده‌روی می‌تواند تأثیر مثبتی روی بهره وری شما بگذارد، چراکه پیاده‌روی به شما کمک می‌کند، ذهن‌تان را از همه‌ی نگرانی‌ها پاک و روی زمان حال تمرکز کنید. علاوه‌بر‌این با ورزشی که انجام می‌دهید، سلامت جسمانی و استقامت شما نیز بهبود پیدا می‌کند. 3. نقاشی کردن بهره وری نیروی کار ممکن است به نقاشی همچون سرگرمی‌ای که باعث افزایش بهره وری می‌شود نگاه نشود، اما می‌تواند باعث ایجاد چشم‌اندازه‌های فوق‌العاده‌ای در زندگی‌تان شود و به شما کمک می‌کند تا جنبه‌های خلاقانه‌ ذهن‌تان را شکوفا کنید. نقاشی کردن به شما اجازه می‌دهد به سراغ اندیشه‌ها، خواسته‌ها و احساساتی که در سرتان شناور هستند بروید و کمک می‌کند آن‌ها را به یک چیز فیزیکی و ملموس ترجمه کنید. همچنین نقاشی کردن ممکن است الهام‌بخش شما باشد تا بهره وری بیشتری در محیط کاری‌تان داشته باشید. پس درنتیجه هرچه سریع‌تر دست‌به‌کار شوید و یک قلموی نقاشی بخرید. 4. مجسمه‌سازی درحالی‌که تعداد بسیار کمی از ما از استانداردهای مجسمه‌سازی در حد میکلانژ یا رودین آگاه نیستیم، اما حتی ابتدایی‌ترین شکل مجسمه‌سازی می‌توانید یک ابزار و سرگرمی مناسب برای افزایش بهره وری باشد. مجسمه‌سازی شما را قادر می‌سازد با موادی که دراختیار دارید، دست به خلق چیزهای تازه بزنید و به فکر ساختن چیزهای مختلف باشید؛ حتی اگر هر بار تنها چند گام کوچک بردارید. همچنین مجسمه‌سازی به‌شکلی کاملا ابتدایی به ساختن چیزهای ملموس منجر می‌شود؛ چیزی که محصول خلاقیت محض شما است. 5. نوشتن یکی از بارورکننده‌ترین سرگرمی‌ها نوشتن در اوقات فراغت است. نوشتن یکی از قدرتمند‌ترین و مهم‌ترین شیوه‌های بروز خلاقیت است و می‌تواند به شما کمک کند تا انرژی‌تان را وارد مسیری کنید که به آن اشتیاق دارید تا افکار، رؤیاها و خواسته‌هایتان را در آن مسیر دنبال کنید. فرقی نمی‌کند مشغول نوشتن مقاله، نمایش‌نامه، متن رادیویی یا خاطرات روزانه باشید، مهارت نوشتن به شکوفایی خلاقیت کمک می‌کند و نیز باعث می‌شود تا جایی که امکان دارد، بهره وری‌تان را افزایش دهید و سالم شوید. 6. دویدن بهره وری در سازمان برای افراد زیادی، دویدن یک فعالیت ورزشی آرامش‌بخش است. همچنین این ورزش باعث افزایش بهره وری شما نیز می‌شود و یکی از بهترین سرگرمی‌هایی است که می‌توانید داشته باشید. دویدن نه‌تنها باعث افزایش سلامتی می‌شود، بلکه به شما یاد می‌دهد چگونه جلو بروید. به‌این‌ترتیب به شما کمک می‌کند تا موانع ذهنی را که مانع فعالیت‌های شما شده‌اند، از سر راه‌تان بردارید. 7. رقصیدن معمولا رقص به‌عنوان سرگرمی‌ای مؤثر در افزایش بهره وری درنظر گرفته نمی‌شود، اما هنگامی که سخت تلاش می‌کنید و زمان زیادی به آن اختصاص می‌دهید، کم‌کم تأثیرش را در افزایش بهره وری نشان می‌دهد. رقصیدن کمک‌تان می‌کند کارهای روزانه را با اشتیاق بیشتری انجام دهید و به شما یاد می‌دهد، روی مجموعه‌ای از حرکت‌ها تمرکز داشته باشید. استفاده از رقصیدن به‌عنوان الگویی برای دستیابی به بهره وری بیشتر در فعالیت‌های روزانه واقعا ارزش امتحان کردن را دارد. 8. یوگا بهره وری انرژی یوگا یکی از سرگرمی‌هایی است که بیشترین تأثیر را روی بهره وری می‌گذارد. چراکه به شما اجازه می‌دهد ذهن‌تان را از همه‌ی افکار بیرونی پاک و به‌طور کامل روی فعالیت‌های بدنی‌تان تمرکز کنید. شما در یوگا به‌طور کامل بر روی بدن‌، تناسب‌ اندام و نیز سلامت روانی و روحی‌تان تمرکز می‌کنید. به‌این‌ترتیب برای آینده بهتر آماده می‌شوید و بهره وری بیشتری خواهید داشت. 9. مطالعه کردن از گذشته تا به امروز، مطالعه کردن یکی از محبوب‌ترین سرگرمی‌ها بوده است که در همه‌ی دنیا میان مردم رواج دارد. این سرگرمی می‌تواند با بهره وریزیادی همراه باشد، چراکه می‌توانید آن را به‌راحتی در زمان‌های استراحت و بیکاری انجام دهید. خواندن تحقیقات و مطالعاتی که درباره‌ی بهره وریانجام شده‌اند، می‌تواند به شما در یادگیری سرگرمی‌ها، رفتارها و الگو‌های جدید که باعث افزایش کارایی شما می‌شوند کمک کند. 10. بازی‌های ویدئویی به‌نظر می‌رسد بازی‌های ویدئویی نوعی وقت‌تلف‌کردن باشند، اما نقشه‌ها و قوانینی که در بازی‌های ویدیویی وجود دارند، واقعا می‌توانند به افزایش بهره وری شما کمک کنند. ازجمله فواید بازی‌های کامپیوتری، افزایش تمرکز، عزم، تلاش مجدد در صورت شکست، کار گروهی و همکاری است. این‌ها همگی ویژگی‌های مفید و تحسین‌برانگیزی هستند که می‌توانند باعث ایجاد انگیزه و بهره وری بیشتر در کار شوند. 11. باغبانی بهره وری کارکنان آیا چیزی آرامش‌بخش‌تر از باغبانی وجود دارد؟ باغبانی فقط یک سرگرمی لذت‌بخش و آرامش‌بخش نیست، بلکه روشی فوق‌العاده برای افزایش بهره وری نیز هست، اما چگونه؟ باغبانی به شما کمک می‌کند آرامش داشته باشید و خود را رها کنید و انرژی‌تان را برای روزهای سخت پیش رو حفظ کنید. همچنین به شما یاد می‌دهد چگونه پروژه‌های مختلف (در این مورد گیاهان) را به‌طور هم‌زمان مدیریت کنید. 12. بافندگی بیشتر مردم فکر می‌کنند بافندگی سرگرمی افراد مسن یا سلبریتی‌های هالیوود است، اما بافتنی بافتن در همه‌ی دنیا طرفداران زیادی دارد. گذشته از اینکه بافندگی یک سرگرمی لذت‌بخش و روشی مناسب برای تدارک یک هدیه‌ی فوق‌العاده است، شیوه‌ای عالی برای افزایش بهره وری نیز محسوب می‌شود. این کار نیازمند مهارت‌های انجام چند کارِ هم‌زمان است؛ چیزی که در دنیای کار امروزی به‌شدت موردنیاز است و درنهایت نیز، نتیجه‌ی کارتان یک محصول فیزیکی ملموس است. اجازه دهید انگشتان‌تان به‌کار بیفتد. 13. کار با چوب کار کردن با چوب سرگرمی‌ای جالب است که باعث افزایش بهره وری می‌شود، چراکه باید تمام تمرکزتان روی چیزی باشد که می‌خواهید درست کنید. ساختن چیزهایی از چوب برای خودتان، چه یک طاقچه باشد، چه یک قفسه یا حتی چیزی پیچیده‌تر و زیباتر، می‌تواند به‌شکل چشمگیری باعث افزایش اعتماد به نفس شما شود. همچنین ساختن وسایلی که در زندگی به آن‌ها احتیاج دارید، می‌تواند زندگی شما را آسان‌تر کند و درنتیجه باعث افزایش بهره وری و خوشحالی شما در زندگی شود. 14. بازیگری بهره وری منابع انسانی ایفای یک نقش ممکن است به‌عنوان شیوه‌ای خاص برای افزایش بهره وری درنظر گرفته نشود، اما بازیگری سرگرمی‌ای مفید است که نباید از آن غفلت کرد. بازیگری در داشتن حافظه قوی به شما کمک می‌کند و مهارت‌های خلاقانه‌‌ی شما را مانند بداهه‌گویی و فکر کردن در شرایط بحرانی و آرامش داشتن در شرایط سخت تقویت می‌کند. درنتیجه بهره وری و شایستگی‌های شما افزایش پیدا می‌کند. 15. داشتن رادیوی غیرحرفه‌ای داشتن رادیوی غیرحرفه‌ای سرگرمی چندان فراگیری نیست؛ با وجود این هر کسی می‌تواند نمایش رادیویی یا پادکست خودش را در آی‌تیونز (iTunes) داشته باشد. داشتن رادیو علاوه‌براینکه روشی فوق‌العاده برای نشان دادن افکار و صحبت کردن با عموم مردم است،می‌تواند بهره وری شما را به‌شدت افزایش دهد. هنگامی که برنامه‌ی رادیویی‌تان را می‌نویسید، ویرایش، اجرا و تولید می‌کنید، یاد می‌گیرید چگونه در زمان مشخص‌شده کار را انجام دهید (قانون پارکینسون)، داستانه‌های خلاقانه خلق کنید و چگونه بهترین عملکرد ممکن را داشته باشید. همه‌ی این ویژگی‌ها به شما کمک می‌کنند بتوانید بهره وری‌تان را در زندگی افزایش دهید. 16. بدن‌سازی ممکن است به بدنسازی همچون یک سرگرمی اصلی که باعث افزایش بهره وری می‌شود نگاه نشود و تنها درصورتی آن را سرگرمی بدانید که عاشق رفتن به باشگاه باشید، اما بدن‌سازی روی مواردی چون افزایش قدرت، کنترل، قانونمندی و چشم‌انداز مشخص تمرکز می‌کند. این موارد به‌شکل فو‌ق‌العاده‌ای روی افزایش بهره وری شما در حوزه‌های مختلف زندگی تأثیر می‌گذارند. 17. شنا کردن بهره وری آب شنا کردن باعث آرامش و افزایش قدرت‌تان می‌شود، تأثیر مثبت فوق‌العاده‌ای روی سلامت شما می‌گذارد و نیز روشی سود‌مند برای افزایش بهره وری‌تان است. شنا کردن به شما کمک می‌کند، تمام نگرانی‌هایتان را در جهت افزایش بهره وری به‌کار بگیرید و ذهن‌تان را برای داشتن افکار مثبت و نیز اعمال مثبت پاک‌سازی کنید. همچنین پس از خارج شدن از استخر احساس می‌کنید قدرتمند‌تر شده‌اید. ثابت شده که شنا کردن فواید روانی و جسمانی زیادی دارد؛ درنتیجه هیچ دلیلی وجود ندارد که استخر رفتن را به‌تعویق بیندازید. 18. رؤیاپردازی ممکن است به این مورد آخر به‌عنوان سرگرمی توجه نکنید، اما اگر به‌شکل مرتب رؤیاپردازی کنید، می‌تواند مزایای زیادی برای‌تان داشته باشد. همچنین اگر به‌درستی از این ظرفیت استفاده کنید، باعث افزایش بهره وری‌تان می‌شود. رؤیاپردازی جنبه‌های خلاقانه‌تان را بیدار می‌کند و به شما اجاز می‌دهد ایده‌هایی را کشف کنید که هرگز به آن‌ها توجه نکرده‌اید (ایده پردازی). اگر رؤیاپردازی با چرت زدن همراه باشد می‌تواند نتایج بهتری نیز داشته باشد. مطالعات نشان داده‌اند که یک چرت کوتاه 20 دقیقه‌ای در بعدازظهر می‌تواند باعث باز شدن ذهن و تقویت حافظه شود، به شما کمک کند تا در طول روز تمرکز بیشتری داشته باشید و با بهره وری بیشتری به کارتان ادامه دهید. چه کسی گفته است که رؤیاپردازی هیچ فایده‌ای ندارد؟ منبع : https://keramatzade.com/Raise-productivity-with-engaging-entertainment بالا بردن بهره وری با سرگرمی های جذاب بهره وری

https://keramatzade.com/What-is-the-negotiation-of-winning-a-win-

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

خواسته‌های طرف مقابل است، برای دستیابی به توافق بتوانید راه‌حل مناسبی بیابید مذاکره برد برد چیست؟ مذاکره برد برد چیست؟ آیا حس می‌کنید در طول مذاکرات‌تان با یک نفر، بیشتر از اینکه امتیاز بگیرید امتیاز می‌دهید؟ آیا برای اینکه به خواسته‌تان برسید، مجبورید مجادله کنید یا با دیگران علیه طرف‌مقابل‌تان متحد شوید؟ آیا برای دست آوردن خواسته‌های خود (در صورتی که نسبت به دیگران از اقتدار بیشتری برخوردار نباشید)، به مشکل می‌خورید؟ اگر چنین است، شما باید مهارتهایتان را در زمینه انجام مذاکرات برد برد ارتقا بدهید. مذاکره‌ی برد برد، شیوه‌ای از مذاکره است که پس از انجام آن آن هر دو طرف، با حس پیروزی میز مذاکره را ترک می‌کنند. مذاکرات تاثیرگذار و کارآمد به شما کمک می‌کند تا هنگامی که خواسته‌هایتان در تعارض با خواسته‌های طرف مقابل است، برای دستیابی به توافق بتوانید راه‌حل مناسبی بیابید. هدف از انجام مذاکرات برد برد دستیابی به راه‌حلی است که مورد پذیرش هر دو طرف مذاکره باشد. باید به این نکته توجه داشته باشیم که با توجه به شرایط مختلف، سبک‌های متفاوتی برای مذاکره وجود دارد. مثلا اگر در آینده قصد معامله و همکاری با طرف‌مقابل را ندارید، روش «بازی بیسبال» روش مناسبی برای شماست. در این روش باید به دنبال برد باشید و شکست را به طرف مقابل تحمیل کنید. بسیاری از افراد در مواقعی همچون خرید و فروش خانه از این روش استفاده می‌کنند. به همین دلیل است که معمولا خرید خانه تجربه‌ی چندان خوشایندی نیست. این شیوه بازی مفهوم بردن به هر قیمتی را در ذهن‌ها ایجاد می‌کند. مذاکره برد و باخت هنگامی که برای معاملات با ریسک بالا در حال مذاکره هستید، باید با دقت به جزئیات بپردازید و برای بدست آوردن امتیازات مورد نظرتان، از شیوه‌ی «مهارت در بردن بدون تخلف از قوانین بازی» (Gamesmanship) استفاده کنید. کسانی که درگیر معاملاتی هستند که در آن فروش‌هایی با حجم و ارقام بزرگ صورت می‌گیرد، با این شیوه آشنایی دارند. در این روش نیز فرد با توجه به مهارت و تجربه‌ی کافی در موضوع مورد نظر و همچنین آشنایی‌ای که با اشکالات و نواقص بسیار جزئی در قوانین دارد، سعی می‌کند به هر نحو مذاکره را به نفع خودش به پایان برساند (این کار به ظاهر غیرقانونی نیست و طبق قواعد بازی صورت می‌پذیرد). به عنوان نمونه تصور کنید می‌خواهید اتومبیلی را از فردی غریبه خریداری کنید. او خودرو را چند روز به طور کامل در اختیار شما قرار می‌دهد تا از کیفیت و سلامت ظاهر آن اطمینان یابید. شما با بررسی‌هایی که انجام می‌دهید احساس می‌کنید که خودروی مناسبی است و تصمیم به خرید آن می‌گیرید. اما پس از خریدن آن مطلع می‌شوید که قبلا تصادف نسبتا شدیدی داشته است. در این حالت فرد مقابل از شیوه‌ی گفته شده استفاده کرده و بدون هیچ‌گونه دروغ و حقه توانسته است بازی را به نفع خود به پایان برساند. هیچکدام از این دو روش برای مذاکره با افرادی که می‌خواهید رابطه‌تان با آنها را در آینده نیز ادامه دهید، مناسب نیست. اگر یکی از طرفین از روش «بازی بیسبال» استفاده کند، نتیجه‌ی آن زیان برای طرف‌مقابل خواهد بود و این امر ممکن است باعث شود که طرف مقابل در آینده در صدد تلافی برآید. همچنین استفاده از حیله و حقه‌بازی در طول مذاکره باعث کاهش اعتماد و ضربه زدن به کار تیمی می‌گردد. ممکن است شخص حقه‌باز در یک یا چند مذاکره، مشکلی نداشته و به خواسته‌اش برسد، اما این روش در مورد مذاکرات روتین و کار مداوم جواب نخواهد داد. بنابراین، همیشه بهترین سیاست‌ها، صداقت و شفافیت است. چطور برای یک مذاکره موفق آماده شویم چطور مذاکره برد برد داشته باشیم بسته به میزان اختلاف‌نظری که میان طرفین مذاکره وجود دارد، روش‌های آماده‌سازی می‌توانند برای دستیابی به یک مذاکره‌ی موفق کمک کنند. در مواقعی که اختلاف‌نظر چندانی بین طرفین مذاکره وجود ندارد، آماده‌سازی قبل از مذاکره ضروری نیست و ممکن است نتیجه‌ی معکوس در پی داشته باشد. چرا که آماده سازی امری زمان بر است و می‌توان این زمان را برای موارد ضروری‌تری استفاده نمود. همچنین این موضوع می‌تواند برای طرف‌مقابل حیله‌گرانه به نظر برسد، زیرا همانطور که این آماده سازی شما را در موضع قدرت قرار می‌دهد، می‌تواند طرف مقابل را در موضع ضعف قرار دهد. با این وجود اگر اختلاف نظر چشمگیری بین شما و طرف مقابل وجود دارد، قبل از ورود به مذاکره از داشتن آمادگی قبلی کامل، اطمینان حاصل کنید. لازم است قبل از هر مذاکره‌ای و برای آمادگی بیشتر، موارد زیر را با خود مرور کنید: اهداف: می‌خواهید از این مذاکره چه چیزهایی به دست آورید؟ فکر می‌کنید طرف مقابل از انجام این مذاکره چه اهداف و خواسته‌هایی دارد؟ داد‌و‌‌ستد: شما و طرف‌مقابل‌تان چه چیزهای برای مبادله با یکدیگر دارید؟ هر کدام از شما چه چیزهایی دارد که طرف‌مقابل خواهان آنهاست؟ کدام یک از داشته‌هایتان را می‌خواهید و می‌توانید به طرف‌مقابل ارائه دهید؟ گزینه‌های جایگزین: اگر بر سر گزینه‌های اولیه‌تان با طرف‌مقابل به توافق نرسیدید، گزینه‌های جایگزین شما کدامند؟ این گزینه‌ها خوبند یا بد؟ اگر احیاناً با طرف‌مقابل به نتیجه نرسیدید چه چیزهایی را از دست خواهید داد و دستیابی به توافق در این مذاکره چقدر برای شما اهمیت دارد؟ آیا عدم دستیابی به توافق، فرصت‌های آتی را نیز از شما می‌گیرد؟ و گزینه‌های جایگزین طرف‌مقابل چه چیزهایی می‌تواند باشد؟ تکنیک مذاکره برد برد روابط: سابقه‌ی روابط شما با طرف‌مقابل به چه صورت است؟ آیا این رابطه می‌تواند بر مذاکره شما تاثیر بگذارد؟ و اگر می‌تواند آیا باید اجازه دهید اتفاق بیفتد یا جلوی آن را بگیرید؟ چگونه روابط‌تان را در طول مذاکره اداره می‌کنید؟ دستاوردهای مورد انتظار: طرفین انتظار دارند از مذاکره به چه دستاوردها و نتایجی برسند؟ نتایج مذاکرات پیشین به چه صورت بوده؟ و انتظار می‌رود نتایج در آینده به چه صورت باشند؟ پیامدها: عواقب باخت و یا برد شما در مذاکره چیست؟ این عواقب برای طرف‌مقابل به چه صورت‌اند؟ قدرت: در رابطه‌ی بین دو طرف قدرت در دست کدام طرف است؟ چه کسی منابع را کنترل می‌کند؟ چه کسی در صورت به توافق نرسیدن مذاکره زیان بیشتری خواهد دید؟ طرف‌مقابل برای تحقق بخشیدن خواسته‌های شما چه قدرتی دارد؟ راهکارهای ممکن: بر اساس کلیه ملاحظات چگونه توافقی ممکن است صورت گیرد؟ در یک مذاکره‌ی برد برد، طرفین باید پس از پایان مذاکره نسبت به آن احساس مثبت داشته باشند. این موضوع کمک می‌کند تا روابط کاری سازنده حفظ شود. تحمیل سبک مذاکره به طرف‌مقابل، صحنه‌سازی و احساساتی شدن بی‌مورد اصلا مناسب نیست، زیرا این رفتارها اصول منطقی مذاکره را تحت الشعاع قرار داده و شما را یک حقه‌باز جلوه می دهد. بهتر است تا جایی که ممکن است به بحث پیرامون احساسات خودتان علاقه‌ای نشان ندهید و اگر لازم بود طوری صحبت کنید که انگار دارید در مورد احساسات شخص دیگری صحبت می‌کنید. به عنوان مثال اگر صحبتی از طرف مقابل شما را ناراحت کرد به جای اینکه ناراحتی خود را ابراز کنید، اینگونه بگویید که اگر این حرف را به فلان شخص می‌زدید ناراحت می‌شد! و از این طریق طرف‌مقابل را نسبت به تاثیر صحبت‌هایش آگاه کنید و مرزهای مورد نظرتان را برای وی ترسیم نمایید. ولی حواس‌تان باشد که شما باید به نیازهای عاطفی و احساسی افراد توجه زیادی داشته باشید. اگر در مواقعی که لازم است، به احساسات طرف‌مقابل توجه نکنید، ممکن است توافق حاصل‌شده برای وی رضایت‌بخش نباشد و به شکل یک توافق موقتی در بیاید که استحکام لازمه را ندارد. انواع مذاکره مذاکره، به‌خودیِ خود یک اکتشاف دقیق پیرامون چگونگی موقعیت شما و طرف‌مقابل‌تان، برای بدست آوردن یک توافق مورد پذیرش طرفین است تا از طریق آن و تا جایی که ممکن است، هر دو طرف به خواسته و اهداف‌شان دست یابند. در حالت ایده‌آل، طرف مقابل‌تان دقیقاً همان چیزی را می‌خواهد که شما پیش از مذاکره، خودتان برای مبادله آماده کرده بودید! و آمادگی لازم برای دادن آنچه طرف مقابل می‌خواهد را دارید. اما اگر شرایط به این روال پیش نرود و یکی از طرفین ناگزیر به از دست دادن امتیازش شود، منصفانه است که برای جبران این موضوع، دست به اقدامات دیگری بزند. در نهایت برای اینکه بتوان یک توافق را برد برد درنظر گرفت، باید هر دو طرف احساس مثبت و خوشایندی نسبت به راهکار نهایی بدست آمده داشته باشند. در پایان باید گفت که سعی کنید تنها در مواقعی به مذاکرات برد باخت روی بیاورید که به ادامه‌ی روابط‌تان با طرف مقابل نیازی ندارید، چرا که اگر طرف‌مقابل در مذاکره با شما شکست بخورد، دیگر علاقه‌ای به کار کردن با شما در آینده نخواهد داشت. همچنین باید انتظار داشته باشید طرف مقابل برای جبران آن بخش از مذاکراتی که شما برده‌اید و منجر به باخت و زیان او شده است، دست به اقداماتی نظیر قطع همکاری بزند. منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-negotiation-of-winning-a-win- مذاکره برد برد چیست؟ مذاکره برد برد

https://keramatzade.com/A-simple-daily-habit-that-makes-you-an-amazing-negotiator

احمدرضا کرامت بازدید : 4 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

عادت روزانه ساده که شما را مذاکره کننده شگفت انگیز می کند مذاکره کننده حرفه ای همه‌ی ما هر روز مجبور به مذاکره هستیم. از توافق برای بیرون‌ بردن زباله‌ها با برادرمان تا قرارداد بستن برای پروژه‌ی کاری، همه‌و‌همه به مذاکره نیاز دارد. این روزها درباره‌ی آموزش اصول مذاکره زیاد گفته می‌شود و راهکارهای مختلفی درباره‌ی مذاکره ارائه می‌شود، مثلا اینکه اهداف مشخص داشته باشید، نحوه استفاده از زبان بدن را یاد بگیرید و نکات مربوط به آن را رعایت کنید، پیشنهادهایتان از خواسته و هدف اصلی‌تان بالاتر به‌نظر برسد و غیره. برای اینکه در زندگی روزمره به‌خوبی مذاکره کنید، باید مانند هر مهارت دیگری، تمرین کنید و باتجربه شوید. امروز برایتان از 5 تمرین روزانه خواهیم گفت که کمک می‌کند مذاکره کننده بهتری باشید. 1. تمرین «نه» گفتن مذاکره کننده خوب «نه» گفتن گاهی از آنچه به‌نظر می‌رسد، خیلی سخت‌تر است. «نه» گفتن در موقعیت‌های مختلفی برای ما پیش می‌آید. فرض کنید مدیر از شما می‌خواهد که برای کاری آماده شوید که علاقه و آمادگی‌اش را ندارید، دوستان‌تان از شما کمکی می‌خواهند که از عهده‌اش برنمی‌آیید و دوست ندارید انجامش بدهید یا حتی در صف خرید کسی از شما می‌خواهد که نوبت‌تان را به او بدهید و کارهایی از این دست. ما مدام با شرایطی مواجه هستیم که باید با مهارت نه گفتن به‌خوبی آشنا باشیم تا از خود مراقبت کنیم. 2. یادگیری رمزهای زبان بدن مذاکره چیست زبان بدن در ارتباطات تا حدود زیادی در افراد مختلف، متفاوت است اما درهرحال شناخت و آگاهی از زبان بدن در ارتباطات غیرشفاهی و در روابط بین‌فردی بسیار مهم است. (بهتر است بدانید که می‌توانید با دیدن چهره طرف مقابل مذاکره بهتری داشته باشید!) باید حواس‌تان به زبان بدن طرف مقابل باشد. پلک‌زدن مدام، تغییر حالت نشستن و غیره همگی نشانه‌های خوب و ضروری برای دریافت معانی تلویحی رفتار طرف مقابل هستند. برای اینکه زبان بدن دیگران را به‌خوبی تفسیر کنید، باید بتوانید در آنها دقیق شوید و با تمرکز رفتارهایشان را زیرنظر بگیرید و تحلیل کنید. 3. گوش‌ دادن به دیگران مذاکره ایران با کشورها گوش‌کردن یکی از مهم‌ترین قسمت‌های برقراری ارتباط با دیگران است. با گوش‌کردن است که می‌توانید دریابید در مغز طرف مقابل چه می‌گذرد. در مذاکره هر چقدر بیشتر و بهتر گوش کنید، قوی‌تر به‌نظر می‌رسید. یعنی طرف مقابل اطلاعات بیشتری در اختیارتان می‌گذارد. افراد آرامی که به‌دقت گوش می‌کنند، مذاکره‌کنندگان موفق‌تری به‌نظر می‌رسند و قابل‌ احترام هستند. پس از مهارت گوش دادن غافل نشوید که بسیار مهم است. این مهارت نیز مانند هر مهارت دیگری برای تقویت به تمرین زیاد نیاز دارد. برای اینکه به چنین مهارتی دست پیدا کنید، تمرین را از خانه و با دوستان و اعضای خانواده آغاز کنید. سعی کنید دقیق و آرام به حرف‌هایشان گوش بدهید و شنونده‌ای مؤثر باشید. با این کار برای مذاکره‌های رسمی‌تر با غریبه‌ها در شرایط مختلف آماده خواهید شد. 4. تحقیق و بررسی کافی فنون مذاکره قبل از اینکه وارد مذاکره بشوید، درباره‌ی شرایط پیش رو فکر کنید و آمادگی لازم را کسب کنید. فرقی نمی‌کند، مذاکره شما خرید و معامله‌ی چیزی مثل فرش باشد یا قراردادهایی برای تأمین مالی یک استارتاپ. درهرحال سعی کنید اطلاعات کافی و مفید نسبت‌به مذاکره‌ی خود به‌دست آورید. برای انجام درست تحقیقات باید منابع اطلاعاتی خوب و قوی داشته باشید و بدانید که چه پرسش‌هایی در طول مذاکره مهم و اساسی هستند. 5. کسب تجربه در مذاکره انواع مذاکره برای اینکه در مذاکره‌هایتان قوی، با اعتماد به نفس و موفق ظاهر شوید، باید تمرین کنید و بر تجربه‌هایتان بیفزایید. با تجربه است که نبض جریان مذاکره را در دستان‌تان خواهید گرفت و طبیعی و قوی عمل خواهید کرد. از مذاکره‌های عادی و روزمره شروع کنید و کم‌کم به مراحل حرفه‌ای‌تر برسید. باید مهارت های مذاکره را در کار، اجتماع، معاملات و… نیز بهبود ببخشید و نتایج دلخواه‌تان را به‌دست بیاورید. ارزیابی و بازبینی عملکردتان در مذاکرات نیز به شما کمک می‌کند تا بهتر عمل کنید. این مهارت‌ها با تمرین بسیار به شما کمک خواهند کرد که در زندگی قوی‌تر مذاکره کنید، اما فراموش نکنید که در مذاکره‌ها عادل باشید و جانب انصاف را رعایت کنید. هیچ‌کس نباید بیش از آنچه لایق است، برای کسب امتیاز در مذاکره‌ها اصرار بورزد. از قدیم گفته‌اند، صداقت بهترین سیاست است. منبع : https://keramatzade.com/A-simple-daily-habit-that-makes-you-an-amazing-negotiator عادت روزانه ساده که شما را مذاکره کننده شگفت انگیز می کند مذاکره کننده

https://keramatzade.com/What-are-the-effective-ways-of-negotiating-in-the-family-

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

از خودمان می‌رانیم. راههای موثر مذاکره در خانواده چیست؟ همه‌ی خانواده‌ها مشکلات مربوط به خودشان را دارند. اما حتی با وجود مشکلات می‌توانیم روابط خانوادگی سالمی داشته باشیم؛ اگر بدانیم چطور ارتباط برقرار کنیم. در رویارویی با مسائل خانوادگی همیشه بهتر است رویکردی نرم و دوستانه داشته باشیم، نه رویکردی سایشی. وقتی نگرانی خود را به‌تندی به دیگر اعضای خانواده نشان می‌دهیم، آنها را از خودمان می‌رانیم. در این مقاله به موضوعات مهمی همچون مذاکره در خانواده اشاره شده است. قدرت و تأثیرگذاری کلمات بسیار زیاد است. خیلی وقت‌ها کلمات روابط خانوادگی را ویران می‌کنند. بنابراین اعضای خانواده باید مراقب آنچه به یکدیگر می‌گویند و چگونگی بیان آن باشند. در رویارویی با مسائل خانوادگی حساسیت‌برانگیز همیشه گوشه‌چشمی به آینده داشته باشید! برخورد تند، تلخ، خشمگین یا تحقیرکننده با اعضای خانواده معمولا واکنش متقابل طرف مقابل را برمی‌انگیزد و این رابطه‌ی خانوادگی را خدشه‌دار می‌کند. اما اگر به‌نرمی و از روی عشق برخورد کنید، رابطه‌ی بلندمدت‌تان در خانواده محکم‌تر می‌شود. برای داشتن رابطه‌ی سالم در خانواده، هنگام بحث بر سر مشکلات باید کلمه‌ها را با دقت و روش برخورد را حتی هشیارانه‌تر انتخاب کنید. آنچه می‌گوییم و چگونگی بیان آن ممکن است تا مدت‌ها روابط خانوادگی را تحت‌تأثیر قرار دهد. حتی مسائل جزئی، اگر به‌درستی مطرح‌ و درباره‌شان مذاکره نشود، ممکن است نتایج ناگواری به‌دنبال داشته باشند. برای آشنایی با چگونگی مذاکره در خانواده این مطلب را بخوانید. تصور کنید مجبورید به‌دلیل تغییر شغل همسرتان مدتی با خانواده‌ی او زندگی کنید. خانواده‌ی همسرتان انتظار دارند وظایف مشخصی را در خانه به‌عهده بگیرید که به‌نظر شما دشوار و خارج‌ازدسترس هستند؛ به‌ویژه‌که باید به بچه‌هایتان هم برسید. حتی اگر تمام سعی‌تان را بکنید از عهده‌ی همه‌ی این کارها برنمی‌آیید. پس تصمیم می‌گیرید، موضوع را با آنها مطرح کنید اما دقیقا نمی‌دانید چطور. اگر سرراست به آنها بگویید رفتارشان غیرمنطقی و مسخره است، بی‌شک باید منتظر واکنش ناخوشایند آنها باشید. شاید کلمه‌ها و روش بیان نادرست، شما را روانه‌ی هتل کند! موضوعی به همین پیش‌پاافتادگی ممکن است بین خانواده شکاف ایجاد کند، زیرا ما نسبت به احساسات و افکار اعضای خانواده خیلی حساس هستیم. وقتی پای اعضای خانواده در میان باشد، مسائل را شخصی می‌کنیم. در برابر برخوردهای تند، معمولا واکنش‌های تند نشان می‌دهیم. اما روش‌های مختلفی برای جلوگیری از جدل در خانواده وجود دارد. درادامه، به شما می‌گوییم مذاکره در خانواده درباره‌ی مسائل حساس چطور باید باشد. مذاکره در خانواده مذاکره خانوادگی افراد به‌دلایل مختلف در خانواده، گاهی نیاز دارند موضوع یا نکته‌ای را با دیگران مطرح کنند. در این وقت‌ها، باید از خود بپرسند «مطرح‌کردن این موضوع چه پیامدهایی خواهد داشت» و اینکه «آیا این موضوع واقعا ربطی به من دارد». اگر نقشی در ماجرا ندارید یا موضوع مربوط به زندگی خصوصی افراد است، خود را کنار بکشید. آدم‌ها حتی اگر اعضای خانواده باشند و رابطه‌ی خونی داشته باشند، روش زندگی‌شان متفاوت است. مثلا اگر فرزندی هر سال تعطیلات نوروز را همراه خانواده‌اش در کنار پدرومادرش می‌گذراند، به این معنی نیست که فرزند دیگر هم همین کار را بکند. اگر فرزند دیگر بخواهد تعطیلات را کنار همسر و فرزندانش به‌شکلی دیگر بگذراند، باید تصمیمش را محترم شمرد. اعضای خانواده باید یکدیگر را در انتخاب‌هایشان آزاد بگذارند. نباید بر سر این مسائل بحث کرد؛ افراد بالغ در تصمیم گیری مختارند. تفاوت در بین اعضای خانواده نه‌تنها طبیعی است بلکه باید به رسمیت شناخته و محترم شمرده شود. خانواده‌های بسیاری تنها به‌‌دلیل دخالت بی‌مورد در موضوعات از هم پاشیده‌اند. مثلا فردی گمان می‌کند خواهرش به‌درستی به فرزندش غذا نمی‌دهد؛ درحالی‌که خودش همیشه غذاها و خوراکی‌های سالم مصرف می‌کند، می‌بیند بچه‌ی خواهرش هله‌هوله می‌خورد. نتیجه‌ی صحبت دراین‌باره چیست؟ چقدر ممکن است تغییری ایجاد کند؟ چنین تغییری تعهد قوی می‌خواهد و احتمالا فرد تنها برپایه‌‌ی نظر خواهرش چنین‌ کاری نخواهد کرد. اینکه به کسی بگوییم روش تغذیه‌ی فرزندانش درست نیست، به‌تنهایی باعث تغییر نمی‌شود. ممکن است دیگران نظر متفاوتی دراین‌باره داشته باشند. پذیرش و احترام به باور افراد در مسائلی مانند تربیت فرزند یکی از پایه‌های رابطه خانوادگی سالم و پخته است. دخالت در تصمیم‌هایی که تأثیری بر زندگی دیگر اعضای خانواده ندارد، رابطه‌ی خانوادگی را خدشه‌دار می‌کند. پیش از مطرح‌کردن موضوع خود را جای دیگران بگذارید برای درک دیگران باید خود را جای آنها بگذارید. افرادی که تنها از زاویه‌ی دید خودشان به مسائل نگاه می‌کنند، معمولا پیش‌داورانه با اعضای خانواده برخورد می‌کنند. دیدِ باز و حساسیت در بررسی وضعیت از نگاه طرف مقابل بسیار مؤثر و راهگشاست. اعضای خانواده باید احترام و عشقی را که شایسته است، نثار یکدیگر کنند و تلاش کنند مسائل را از دید دیگران ببینند. بی‌توجهی به این امر می‌تواند به رابطه‌ی خانوادگی آسیب بزند. هنگام مذاکره در خانواده نرم و مهربان باشید مذاکره در خانواده بهتر است در مسائل دشوار به‌نرمی پیش بروید. تندی، افراد را گریزان و تودار می‌کند. درمقابل، وقتی افراد احساس امنیت و راحتی بکنند،‌ حرف دل‌شان را می‌زنند. افراد وقتی انتظار برخورد نامهربانانه، سرزنش، نقد و قضاوت‌شدن را داشته باشند، حاضر به بحث‌کردن نمی‌شوند. نرمی تنها در انتخاب کلمه‌ها خلاصه نمی‌شود، بلکه به دوری آگاهانه از قضاوت دیگران و پیش‌داوری آنها هم اشاره دارد. پیش‌داوری باعث می‌شود افراد حالت دفاعی بگیرند. پس اگر به‌دنبال رابطه‌‌ی خانوادگی خوب هستید، نباید یک‌تنه به قاضی بروید و تندی کنید. با اعضای خانواده همان‌طور رفتار کنید که انتظار دارید با شما رفتار کنند. سرزنش‌ کردن و انگشت اتهام را به دیگری نشانه‌ گرفتن سرزنش‌کردن معمولا در قالب جمله‌هایی با ضمیر «تو» همراه است: «تو خواستی!»، «تو کردی!» و… . در بحث درباره‌ی مسائل مهم و حساس خانوادگی، این کلمه را از دایره‌ی واژگان‌تان پاک کنید. هروقت احساس کردید باید بگویید «تو»، درنگ کنید و عبارت «به‌نظر من» را جایگزین کنید. مثلا در برابر خواهرتان که مایل است دسته‌جمعی هدیه‌ی گرانبهایی برای عروسی دایی‌زاده‌تان تهیه کنید، جمله‌ی «تو همیشه توقع داری ما بیشتر از امکان‌مون هزینه کنیم؛ همه‌ی ما مثل تو پول درنمی‌آریم!» آن‌قدر تندوتیز است که احتمالا باعث جدل می‌شود. درعوض پیام‌تان را با عبارت «به‌‌نظر من» بیان کنید. حرف‌تان نباید سرزنش‌گر باشد؛ باید به طرف مقابل کمک کند مسئله را از زاویه‌ی دید شما ببیند. مثلا «به‌نظرم این مبلغ برای ما زیاده، دست‌کم ما نمی‌تونیم این‌قدر هزینه کنیم چون هزینه‌های ضروری دیگه‌ای داریم.» جمله‌ی بهتری است. سپس می‌توانید پیشنهاد هدیه‌ی ارزان‌تری را بدهید یا برای تهیه‌ی جداگانه‌ی هدیه مذاکره کنید. راه‌حل ارائه کنید اما حرف‌تان را با سرزنش دیگران آغاز کنید. احتمالا با هر دو روش به هدف‌تان می‌رسید، اما تندی و سرزنش به‌قیمت تخریب رابطه‌ی خانوادگی‌تان تمام می‌شود. با نشانه‌گرفتن انگشت اتهام به سوی دیگران، آنها را از خودتان دور می‌کنید. با سرزنش‌کردن مسیر ادامه‌ی رابطه را به بن‌بست نکشانید؛ مسیر امنِ «به‌نظر من» را پیش بگیرید تا به دیگران کمک کنید از زاویه‌ی دید شما به رویدادها نگاه کنند. انتقاد کردن اصول مذاکره در خانواده اعضای خانواده معمولا در برابر اشتباهات انتقاد می‌کنند، زیرا می‌خواهند اشتباه را اصلاح کنند. نیت آنها خوب اما روش‌شان غلط است چون به مخاطب کمکی نمی‌کند. انتقاد اعضای خانواده را ناراحت و از شخص انتقادکننده دلگیر می‌کند. در مذاکره‌ی خانوادگی باید به‌کلی از انتقاد اجتناب کرد. نصیحت‌ کردن هیچ‌کس از شنیدن نصیحت خوشش نمی‌آید. تا وقتی از شما درخواستی نکرده‌اند، توصیه‌هایتان را برای خودتان نگه دارید. به‌گفته‌ی مجله «روان‌شناسی امروز» نصیحت‌کردن ممکن است به‌عنوان تلاش برای کنترل‌ افراد، محدود‌کردن آزادی و برخی نیت‌های ناخوشایند دیگر برداشت شود. نصیحت‌کردن چه به‌حق و چه ناحق، رفتاری غیرانسانی، نشانه‌ی سلطه‌گری، ایرادگیری، بی‌اطمینانی و تردید درباره‌ی موفقیت هدف‌های بی‌همتای ما جلوه می‌کند. برای مذاکره در خانواده از اتمام‌ حجت اجتناب کنید هنر مذاکره در خانواده اتمام‌حجت یعنی زورگویی! یعنی با تلخ نشان‌دادن پیامدها، انتخابی به‌جز موافقت با ما برای دیگران نگذاریم. مشکل اینجاست که طرف مقابل درواقع انتخابی نداشته است و به‌اختیار خودش تصمیم نگرفته است. او به‌خاطر اخطاری که دریافت کرده است، مجبور به پذیرش شده است. اتمام‌حجت در درازمدت به رابطه‌ی خانوادگی آسیب می‌رساند، زیرا فرد دریافت‌کننده همیشه احساس می‌کند بدون اختیار، مجبور به انجام یا پذیرش کاری شده است. سخن‌ چینی درباره‌ی مسئله برای صحبت درباره‌ی مشکل خانوادگی به سراغ دوستان یا دیگر اعضای خانواده که موضوع به آنها ربطی ندارد، نروید. پشت سر فرد مورد‌بحث سخن‌پراکنی نکنید. او سرانجام می‌فهمد پشت سرش حرف زده‌اید و احساس می‌کند به او خیانت کرده‌اید. پس مستقیم به سراغ فرد مورد‌نظر بروید و با خودش صحبت کنید. دیگرانی را که موضوع هیچ ربطی به‌ آنها ندارد، وارد ماجرا نکنید. برنده‌ شدن نمونه مذاکره خانوادگی اگر هدف‌تان از مذاکره «برنده‌شدن» یا اثبات این است که «حق با شما بوده»، روش‌ غلطی را پیش‌ گرفته‌اید که به رابطه‌ای سالم منجر نمی‌شود. هدف شما باید رسیدن به توافقی دوطرفه باشد که معمولا با کوتاه‌آمدن نسبی هر دو طرف همراه است. اگر به‌تمامی بر برنده‌شدن اصرار کنید، کوتاه‌آمدن حتی به ذهن‌تان خطور هم نمی‌کند. انعطاف‌پذیر باشید و فروتنی پیشه کنید و نگران اینکه «حق با شما نیست» نباشید. همه‌ی ما اشتباه می‌کنیم! امکان ندارد همیشه حق با ما باشد. بیشتر وقت‌ها اگر دو طرف نرمی نشان بدهند و اصراری بر حق‌داری نداشته باشند، رسیدن به توافق ممکن است. مذاکره در خانواده همراه با حفظ رابطه‌ی خانوادگی سالم 1. موضوع بحث را از پیش مشخص و ملایم‌ترین عبارت‌ها انتخاب کنید در این گام پرسش‌های زیر را در نظر بگیرید: مطرح‌کردن این موضوع چه پیامدهایی دارد؟ آیا این موضوع اصلا ربطی به من دارد؟ اگر فکر می‌کنید بحث در‌این‌باره باعث تغییر مثبت و تقویت رابطه می‌شود، به راه‌تان ادامه دهید. در غیر این‌ صورت دخالت نکنید. پس از اینکه مطمئن شدید مطرح‌کردن مسئله سودمند است، فهرستی از نکته‌های کلیدی که باید به آنها پرداخته شود، تهیه کنید. برای هر مورد عبارت‌هایی را درنظر بگیرید که به‌شکلی نرم، همدلانه و قابل‌درک مسئله را توضیح می‌دهند. مثال آغازین مطلب را به‌یاد بیاورید؛ زندگی موقتی با خانواده همسرتان و انتظارات غیرمنطقی آنها. با تصور چنین وضعیتی روش بیان‌ مناسب را تمرین کنید. می‌توانید جمله‌هایی را که می‌خواهید به آنها بگویید یادداشت کنید؛ جمله‌هایی مانند: «به نظرم بهتره درباره‌ی این موضوع حرف بزنیم. من به‌خاطر این شرایط و سروکله‌زدن با بچه‌ها که باید با این وضعیت کنار بیان تحت فشارم. اگه بتونیم دراین‌باره صحبت کنیم خیلی خوب می‌شه!» «به‌نظرم، من هم باید بخشی از کارهای خونه رو به عهده بگیرم اما هم‌زمان باید بین کارهای خونه و رسیدگی به بچه‌ها و همسرم تعادل برقرار کنم!» «به‌نظرم بهتره با هم نگاهی به کارهایی که باید انجام بشه بکنیم، می‌تونیم باهم درباره‌ی اولویت‌ها تصمیم بگیریم تا من بتونم به کارهای ضروری برسم.» «به‌نظر من» و ارائه‌ی راه‌حل روش خوبی برای شروع بحث است؛ بدون اینکه کسی را مقصر جلوه بدهد. این عبارت‌ها باعث می‌شود دیگران از زاویه‌ی دید شما ماجرا را ببینند. همچنین نشان می‌دهند شما تا حدودی کوتاه آمده‌اید. 2. زمان و مکان مناسب را انتخاب کنید از طرف مقابل بخواهید که زمانی را برای بحث‌کردن اختصاص بدهد. همه‌ی کسانی که درگیر مسئله هستند، باید در این بحث حضور داشته باشند؛ به‌ویژه کسانی‌که رفع مشکل بدون همکاری آنها ممکن نیست. مکان گفت‌وگو باید خالی از موارد منحرف‌کننده باشد. هنگام بحث لوازم الکترونیکی‌تان را کنار بگذارید تا باعث عدم تمرکز نشوند. 3. حرف بزنید اما بیشتر شنونده باشید هنگام مذاکره در خانواده شنونده‌ خوبی باشید مذاکره خانوادگی نتیجه بخش همه‌ی ما دوست داریم حرف بزنیم. آنچه را لازم است، بگویید و نه بیشتر. فقط درباره‌ی نکته‌هایی که پیش‌تر مشخص کرده‌اید، صحبت کنید. سپس به طرف مقابل گوش بسپارید. پیش از اینکه پاسخی بدهید، شنیده‌هایتان را تحلیل و کمی به آنها فکر کنید. معمولا در مذاکره‌های خانوادگی به‌ویژه وقتی بحث اوج می‌گیرد، افراد به‌سرعت جواب یکدیگر را می‌دهند. نتیجه‌ی این کار تقویت احساسات منفی است. آرام باشید، شمرده صحبت کنید و پیش از حرف‌زدن فکر کنید. به طرف مقابل گوش کنید و نشان بدهید می‌خواهید حرفش را بشنوید و سعی می‌کنید درکش کنید. برای اینکه مطمئن‌شان کنید حرف‌شان را می‌شنوید، از روش های گوش دادن فعال استفاده کنید، مانند تکرار نکته‌های مهم حرف‌شان. 4. بر موضوع بحث متمرکز بمانید در هر خانواده‌ای، بی‌برو‌برگرد، مشکلات ریز یا درشت پیدا می‌شود. اجازه ندهید مشکلات دیگرتان موضوع موردبحث را تحت‌تأثیر قرار بدهد. اگر حرف‌تان کمکی به حل این مشکل خاص نمی‌کند، از بیان آن اجتناب کنید. در زمان دیگری به مسائل دیگر خواهید پرداخت. اگر دیگران بحث را به‌انحراف می‌کشانند، آرام و مهربانانه آنها را به‌سوی موضوع اصلی سوق بدهید. 5. سعی کنید طرف مقابل را درک کنید هم‌ذات‌پنداری کلید دست‌یابی به راه‌حل مشترک است. خودتان را جای دیگران بگذارید و از زاویه‌ی دید آنها به ماجرا بنگرید. با حس همدلی و ذهنی باز به آنها گوش بدهید. اگر احساساتی نشوید و نگذارید بحث داغ و هیجانی شود، این کار آسان‌تر خواهد بود. آرامش‌تان را حفظ کنید. به طرف مقابل نشان بدهید، این بحث را آغاز کردید چون به آنها اهمیت می‌دهید و به‌عنوان اعضای خانواده برای‌تان عزیز هستند؛ هدف‌تان «برنده‌شدن» یا اثبات اینکه «حق با شما بوده» نیست! 6. اگر بحث اوج گرفت و تنش‌زا شد، تمامش کنید وقتی افراد با دادوفریاد حرف‌شان را می‌زنند، بحث به جایی نخواهید رسید و راه‌حلی پیدا نخواهد شد. در چنین حالتی باید بحث را تمام کنید و از آنها جدا شوید. بار دیگر وقتی همه آرام هستند، دوباره موضوع را مطرح کنید. 7. موردی بیابید که مورد توافق هر دو طرف باشد پژوهش‌های دانشگاه هاروارد درباره‌ی مذاکره در خانواده نشان داد: امتیاز ذاتی مذاکره‌های خانوادگی این است که اعضای خانواده معمولا مایلند به توافقی دوطرفه برسند که مورد‌پذیرش هر دو طرف باشد. اعضای خانواده‌‌ی سالم که یکدیگر را دوست دارند، هنگام کشمکش‌ها به‌راستی می‌خواهند به راه‌حلی مشترک دست‌ یابند. هدف‌ آنها دست‌یابی به راه‌حلی است که برای همه‌ی طرف‌های درگیر مقبول باشد. به همین دلیل تصمیم می‌گیرند مذاکره کنند تا بفهمند چه چیز برای هر طرف پذیرفتنی است و امکان رسیدن به راه‌حل مشترک را فراهم کنند. هیچ خانواده‌ای بی‌نقص نیست؛ دلیلی هم ندارد که خانواده‌ها کامل و بی‌نقص باشند و همه‌ی اعضا همیشه با یکدیگر موافق باشند! طبیعی‌ است که اعضای خانواده نظرهای متفاوتی داشته باشند. برای داشتن خانواده موفق و شاد، باید به تفاوت‌ها احترام گذاشت و آنها را پذیرفت. هرگاه احساس کردید، نیاز به مذاکره در خانواده‌تان است، گام‌هایی را که پیش‌تر مطرح کردیم در پیش بگیرید و آنچه را برای همه مناسب است، پیدا کنید. منبع : https://keramatzade.com/What-are-the-effective-ways-of-negotiating-in-the-family- راههای موثر مذاکره در خانواده چیست؟ مذاکره در خانواده

https://keramatzade.com/Communication-skills-and-improving-the-expression-of-the-children

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

نیستید درباره‌ی چه صحبت می‌کنند. مهارت ارتباط و بهبود فن بیان کودکان رایج‌ترین پرسشی که معمولا با آن مواجه می‌شوند این است که «چگونه مهارت‌های ارتباطی را در کودک‌مان پرورش دهیم؟» لوک و هالی برای پرورش مهارت‌های ارتباطی و فن بیان کودکان ده توصیه‌ی خوب دارند و معتقدند که این توصیه‌ها می‌توانند توانایی‌های گفتاری و زبانی را در کودکان افزایش دهند. اگر می‌خواهید شیوه‌های تقویت فن بیان کودکان در منزل را یاد بگیرید، این مقاله را تا انتها بخوانید. 1. زمان انتظار بدهید فن بیان کودکان و نوجوانان بیشتر ما در مکالمه‌ها حتی صبر نمی‌کنیم نفر مقابل جمله‌اش را تمام کند و بعد حرف خود را بزنیم. قانون خوبی که در این زمینه وجود دارد، 5 تا 10 ثانیه صبر برای پاسخ کودک است. این زمان به کودک‌تان فرصت می‌دهد تا آنچه را می‌خواهد بگوید آماده کند. این کار علاوه بر بهبود مهارت فن بیان کودکانمی‌تواند در جلوگیری یا کاهش لکنت زبان در بعضی از آنها هم مؤثر باشد. 2. اشتباهات او را مدام تصحیح نکنید اگر می‌خواهید کودک‌تان صدایی را درست تلفظ کند، به‌ویژه اگر صدایی است که تا وقتی بزرگ‌تر شود توسعه نمی‌یابد، لطفا همین جا بایستید! تصحیح مدام، دقیقا برعکس بهبود مهارت‌های ارتباطی و فن بیان کودکان عمل می‌کند. هرقدر بیشتر اصرار کنید که چیزی را درست بیان کند، نه‌تنها تکلمش را بهتر نمی‌کند، که تأثیرات نامطلوبی هم دارد. نباید به حرف زدن و بیان صداها بُعدی منفی بدهید، چون ممکن است انجام این کار را کلا متوقف کنند. اینکه تلاش کنید کودک خود را مجبور به حرف زدن یا بیان درست یک صدا کنید، مثل این است که به کسی که نمی‌تواند آشپزی کند، بگویید بهتر آشپزی کن! 3. با او مثل یک همراه ارتباطی کامل برخورد کنید ایجاد تعادل در این زمینه ممکن است دشوار باشد. باید مثل بزرگسال با او حرف بزنید، اما همچنان در ذهن داشته باشید که کودک است. صحبت با کودک مثل یک بزرگسال، به‌معنای استفاده از واژه‌ها، جوک‌ها یا اطلاعات نادانسته‌ی او نیست؛ بلکه به‌معنای فرصت دادن، استفاده از ارتباط چشمی و ارزش قائل شدن برای چیزی است که می‌گوید. مسلما کودک‌تان مرتبا چیزهایی می‌گوید که شما نمی‌فهمید (مثل عبارات بی‌معنی و نامفهوم)، اما باز هم فرصت بدهید، حدس بزنید درباره‌ی چه صحبت می‌کند و براساس حدس خود پاسخ دهید، حتی اگر مطمئن نیستید درباره‌ی چه صحبت می‌کنند. همیشه حرف‌های کودکانه مثل «گوگولی مگولی…» با او نزنید. البته گاه و بی‌گاه ایرادی ندارد، اما وقتی به حدود 9 ماه رسید، سعی کنید این کار را محدود کنید. 4. الگوی خوبی باشید در مورد الگو بودن در زندگی صحبت نمی‌کنم، اگرچه باید در زندگی هم الگوی فرزندتان باشید، اما در اینجا منظورم الگوی صحبت کردن خوب است. اگر می‌خواهید فن بیان کودکان و مهارت‌های ارتباطی آنها قوی شود، باید به آنها نشان دهید که خودتان هم از چنین توانایی‌هایی برخوردار هستید. قانون خوبی که می‌توانید برای بهبود این مهارت‌های ارتباطی به‌کار بگیرید، حرف زدن کمی بالاتر از سطح فرزندتان است. این‌طوری آنها برای بهتر کردن مهارت‌هایشان به‌اندازه‌ی کافی تحریک خواهند شد. 5. تلویزیون را خاموش کنید شاید بگویید سرم شلوغ است، برنامه‌های خوبی برای بچه‌ها ساخته می‌شود و یا نشاندن بچه پای تلویزیون وقت لازم برای انجام کارهای دیگر را به شما می‌دهد، اما سعی کنید تا جای ممکن تلویزیون را خاموش نگه دارید. به‌خاطر داشته باشید که هرقدر زمان کمتری تلویزیون را روشن نگه دارید، کودک‌تان هم کمتر انتظار دارد تلویزیون روشن باشد. این روش در بلندمدت هم مفید است. این کار به افزایش قدرت تخیل فرزندتان کمک می‌کند، کودک‌تان یاد می‌گیرد خودش را سرگرم کند و درنتیجه مهارت‌های زبانی خود را تقویت کند. 6. بخوانید، بخوانید، بخوانید آموزش فن بیان کودکان منظورم خواندن فقط کتاب نیست. به کتابخوانی برای کودکان هم می‌رسیم. پشت جعبه‌ی غلات صبحانه را بخوانید، نوشته‌های روی لباس‌ها را بخوانید، تابلوهای توی خیابان‌ها را بخوانید. هرقدر کودک‌تان بیشتر درمعرض صداها و ساختارهای زبانی قرار بگیرد، زودتر شروع به درک آنها می‌کند. موقع خواندن کتاب، درنظر داشته باشید که مجبور نیستید آن را کلمه به کلمه بخوانید. درعوض، می‌توانید به تصویرهای کتاب نگاه کنید و درباره‌ی آنها حرف بزنید. مثلا وقتی «دزده و مرغ فلفلی» را می‌خوانید، می‌توانید بگویید: «اِ، فلفلی رفته بالای کوه» یا «فلفلی سوار فیل شده» یا چیزهای دیگر. این کار دو فایده دارد: فرزندتان یاد می‌گیرد که از تخیلش استفاده کند. مهارت‌های زبانی خود را تقویت می‌کند. سعی کنید هر روز حداقل یک کتاب بخوانید. مثلا می‌توانید هر روز قبل از استراحت بعدازظهر و قبل از خواب شب، یک کتاب برای فرزندتان بخوانید و این کار را به یک عادت تبدیل کنید. حتما بخوانید: کتاب 5 زبان عشق برای کودکان؛ چطور با کودک‌مان رابطه‌ سالمی داشته باشیم؟ 7. پرسش‌هایی با پایان باز بپرسید کلاس فن بیان کودک در اینجا باید مراقب باشید. کودک خود را با پرسش پشت پرسش بمباران نکنید و تصور نکنید این کار مهارت‌های زبانی او را تقویت خواهد کرد. خودتان را الگو یا همراه کلامی فرض کنید، نه امتحان‌گیرنده. پرسش‌هایی با پایان باز همان‌هایی هستند که می‌توانند با عبارت‌های مختلفی پاسخ داده شوند و نه فقط «بله» یا «خیر». این پرسش‌ها به فرزند شما یاد می‌دهند که چگونه فکر و استدلال کند. اینها چند نمونه از تبدیل پرسش‌های ساده به پرسش‌هایی با پایان باز هستند: پرسش: رفتی فروشگاه؟ پرسش با پایان باز: کجا رفتی؟ پرسش بعدی: چی دیدی؟ پرسش: این کتاب خوب بود؟ پرسش با پایان باز: چی رو توی این کتاب دوست داشتی؟ پرسش بعدی: دوست داشتی داستان چطوری تموم می‌شد؟ در مورد خودم، وقتی پای تقویت مهارت‌های زبانی و فن بیان کودکان به‌میان می‌آید، «درباره‌ی… برام بگو» عبارت موردعلاقه‌ی من است. 8. واژه‌ها را تکرار کنید واژه‌ها را تکرار کنید؛ به‌ویژه وقتی فرزندتان هنوز کوچک است. آنها پیش از آنکه شروع به حتی گفتن صداها و واژه‌ها کنند، حداقل 100 مرتبه باید آنها را بشنوند. تعداد دفعات استفاده از یک واژه را محدود نکنید. تکرار کلید یادگیری است و این‌گونه است که کودکان مهارت‌های ارتباطی خود را تقویت می‌کنند. 9. نتیجه‌گیری کنید، پیامدها را توضیح دهید هرقدر زودتر این مفهوم را به کودک‌تان یاد بدهید، بهتر است. این بدین معنی نیست که باید کودک دو ساله‌ی خود را تنبیه کنید، اما وقتی اتفاقی می‌افتد یا او کار بدی انجام می‌دهد، به او کمک کنید که چرایی‌اش را بفهمد. باید بدانید که این امر کار و صبر زیادی می‌طلبد، اما در بلندمدت تأثیر مطلوب دارد و نیازی به تأکید نیست، زیرا به تقویت مهارت‌های استدلالی هم کمک می‌کند. مثالی برای کودکان کم‌سن‌تر: کودک روی صندلی می‌ایستد، می‌افتد و شروع به گریه می‌کند؛ البته با این فرض که آسیب جدی ندیده باشد. پدر یا مادر می‌توانند بگویند: «افتادی» یا «دردت گرفت»، «نباید روی صندلی بایستی». مثالی برای کودکان بزرگ‌تر: فرزندتان به شما نگفته کجا می‌رود. پدر یا مادر می‌تواند بگوید: «اگر آسیبی ببینی و من ندانم کجا هستی، چه می‌شود؟» به‌خاطر داشته باشید که این کار را باید به شیوه‌ی مثبتی انجام دهید. مثال: فرزندتان به حرف شما گوش کرده و اتاقش را تمیز می‌کند. پدر یا مادر می‌تواند بگوید: «ممنونم که اتاقت را تمیز کردی، امروز می‌توانی با دوستانت بیشتر بازی کنی، چون کاری که از تو خواستم را انجام دادی.» 10. کودک‌تان را به‌خاطر حرف زدن تشویق کنید کلاس فن بیان کودکان در ایران این هم از آن مواردی است که باید تعادل را در آن حفظ کرد. نباید بعد از هر کلامی که فرزندتان به‌زبان می‌آورد، به او بگویید چقدر عالی حرف می‌زند. بین تعریف‌ها زمان بگذارید. حداقل چند باری در طول روز این موضوع را به او بگویید. وقتی کوچک‌تر هستند، بیشتر تعریف کنید. برای کودکان کم‌سن‌تر: وقتی چیزی را با نام درستش صدا می‌کنند، بگویید: «خوب گفتی» یا «درست است، این همان… است» یا «خیلی خوب صحبت می‌کنی.» برای کودکان بزرگ‌تر: وقتی واژه‌ی جدید را به‌کار می‌برد که درنظر داشتید بگوید، باید از او تعریف کنید. می‌توانید بگویید: «ببین! چه کلمه‌ای رو استفاده می‌کنه.» وقتی مسئله‌ای را به‌تنهایی حل می‌کند یا می‌بینید جمله‌ی پیچیده یا درست از نظر گرامری را به‌زبان آورده، می‌توانید با گفتن این جمله‌ها از او تعریف کنید: «تو تنهایی این رو حل کردی.» «از اینکه این‌طوری انجامش دادی خوشم اومد.» «جمله‌ی فوق‌العاده‌ای بود.» امیدواریم این نکته‌ها ایده‌های بهتری برای تقویت فن بیان کودکان در خانه به شما داده باشند. پیشنهاد می‌کنم این صفحه را در مرورگرتان ذخیره کنید و هر چند وقت نگاهی به آن بیندازید تا ایده‌های جدیدی به‌دست بیاورید. به کسانی که به‌دنبال چنین مطلبی هستند هم اطلاع بدهید. منبع : https://keramatzade.com/Communication-skills-and-improving-the-expression-of-the-children مهارت ارتباط و بهبود فن بیان کودکان فن بیان کودکان

https://keramatzade.com/Habits-that-strengthen-the-relationship-between-the-family-and-the-child

احمدرضا کرامت بازدید : 2 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

عاداتی که سبب تقویت رابطه خانواده و فرزند می شود بسیاری از مطالعات انجام‌شده در مورد روابط والدین و فرزندان نشان می‌دهند که کنار هم بودن اعضای خانواده، هنگام صرف وعده‌های غذایی اصلی، تأثیر مستقیم و مثبتی روی رشد کودکان دارد. بهبود سلامتی و عادت‌های غذایی، بهبود مهارت‌های اجتماعی و احساسی و روانی، رفتار مطلوب کودکان و حتی پیشرفت تحصیلی، از مزایای غذاخوردن به‌صورت خانوادگی و دسته‌جمعی است. در مورد روزتان باهم صحبت کنید ارتباط خانواده و فرزند زمان صرف شام و قبل از خواب بهترین فرصت برای صحبت با فرزندان‌تان، در مورد روزی است که پشت سر گذاشته‌اند. از فرزندان خود سؤالاتی در مورد آن روز بپرسید تا بتوانند با جزئیات پاسخ شما را بدهند. مثلا: «بهترین بخش امروز چی بود؟» یا «امروز چه اتفاق جالب و خنده‌داری برات افتاد؟» فراموش نکنید که شما هم باید در مورد روز خود به‌ آنها بگویید، اینکه با چه مسائلی مواجه شدید و چگونه برای حل آنها برنامه‌ریزی کردید یا در مورد اتفاق‌های خوب آن روز برای فرزندان‌تان توضیح دهید. هنگامی که شما نیز با فرزندان‌تان در مورد روز خود صحبت می‌کنید در واقع به او نشان می‌دهید که برای او به‌عنوان یک انسان ارزش قائل هستید و او مورد اعتماد شماست. به این ترتیب رابطه‌ی شما با فرزندتان قوی‌تر خواهد شد و او می‌فهمد که برای شما مهم است. با هم بازی کنید روابط صحیح پدر و مادر با فرزند بازی و انجام فعالیت‌های سرگرم‌کننده در کنار فرزندان‌تان، یکی از بهترین راه‌ها برای ایجاد صمیمیت و استحکام رابطه‌ی بین شما و آنهاست. می‌توانید با هم بیرون بروید و دوچرخه‌سواری یا فوتبال بازی کنید. می‌توانید بازی‌های آموزشی انجام دهید و در کنار سرگرمی، به افزایش مهارت‌های یادگیری و اجتماعی فرزندان خود بپردازید. اینکه شما در کنار فرزندان خود مشغول بازی و سرگرمی باشید، مهمتر از نوع بازیِ انتخابی شماست. می‌توانید باهم کاردستی درست کنید، یا یک دسر یا غذای ساده تهیه کنید یا اینکه بعد از تماشای یک برنامه‌ی کودک، همراه فرزندان‌تان آن را تحلیل کنید. به هر حال کاری را انجام دهید که برای هردوی شما جذاب و لذت‌بخش باشد و موجب ارتباط شما شود، درست مثل زمانی که با همسر یا دوستان صمیمی خود به تفریح و سرگرمی می‌پردازید. فرزند خود را در آغوش بگیرید نوازش و در آغوش گرفتن فرزندان علاوه بر اینکه باعث ارتباط و استحکام روابط می‌شود، طبق مطالعات انجام شده احتمال ابتلا به بیماری را در شما و فرزندتان نیز کاهش می‌دهد. پس فرزندتان را در آغوش بگیرید و به او نشان بدهید که چقدر دوستش دارید. برای هم احترام قائل شوید تقویت رابطه خانواده و فرزند بچه‌ها گاهی ممکن است عصبی شوند و اشتباهاتی انجام دهند. اما شما در جایگاه پدر یا مادر باید این نکته را بدانید که برخورد محترمانه با کودک‌تان در موارد این چنینی، یکی از اصول مهم در تربیت کودک به حساب می‌آید. اگر فرزند شما کاری کرده که از نظر شما نیاز به تنبیه و هشدار دارد، این هشدار باید همراه با مهربانی و آرامش باشد. تجربه نشان می‌دهد که تنبیه بدنی و فریاد زدن بر سر کودک، نه‌تنها تأثیری ندارد بلکه به رابطه‌ی میان شما و او نیز آسیب می‌رساند. به کودکان‌تان یاد بدهید که از عباراتی مثل «لطفا» و «متشکرم» استفاده کنند، شما نیز، هنگام صحبت با‌ آنها از عبارات مؤدبانه استفاده کنید. رفتار و گفتار محترمانه فقط برای بیرون از خانه نیست. برخورد همراه با احترام و صمیمت در داخل خانه، نه‌تنها شما را به یکدیگر نزدیکتر می‌کند،‌ بلکه خانه را به محل آسایش و آرامش والدین و فرزندان تبدیل می‌کند. به فرزندان‌تان اجازه دهید به شما کمک کنند رابطه خانواده با فرزند بچه‌ها از این که مفید واقع شوند، لذت می‌برند. بنابراین هنگامی که شما انجام کاری را به آنها واگذار می‌کنید یا مسئولیتی برعهده‌ی آنها می‌گذارید، می‌توانید حس اعتماد به نفس را در فرزند خود تقویت کنید و باعث می‌شوید که او خود را فردی مفید و مؤثر بداند. به‌ آنها یادآور شوید که چقدر بابت کمکی که به شما می‌کنند، از آنها ممنون هستید و از کارشان تعریف کنید. این تکنیک علاوه بر ایجاد روابط صمیمی بین شما و فرزندتان، باعث می‌شود که کودک مسئولیت پذیری داشته باشید و او از کمک به دیگران لذت ببرد. عشق و علاقه‌تان را هر روز به فرزندتان ابراز کنید روابط والدین با فرزند هر روز با انجام بعضی کارهای کوچک عشق خود را به فرزندتان نشان بدهید. مثلا یک یادداشت برای او در ظرف غذایش قرار دهید، برای باهم بودن در تعطیلات آخر هفته برنامه ریزی کنید و هنگامی که با شما صحبت می‌کند تمام توجه خود را به فرزندتان معطوف کنید. با همین ترفندهای به‌ظاهر کوچک رابطه‌ی بین شما و فرزندتان بهتر و دوستانه‌تر خواهد شد. هر روز به او یادآور شوید که چقدر برای شما عزیز و ارزشمند است تا رابطه‌ی او با شما عمیق و آسیب‌ناپذیر باشد. منبع : https://keramatzade.com/Habits-that-strengthen-the-relationship-between-the-family-and-the-childa عاداتی که سبب تقویت رابطه خانواده و فرزند می شود رابطه والدین و فرزند

https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-child-

احمدرضا کرامت بازدید : 0 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

قش پدر در توسعه و تربیت فرزند چه می باشد؟ تربیت فرزندان توسط پدر شاید بسیاری از افراد حتی در دنیای مدرن امروزی تصور کنند که تربیت فرزندان فقط برعهده‌ی مادران است و پدران تنها مسئول تأمین مخارج خانواده هستند. اما تحقیقات نشان می‌دهد که نقش پدر در تربیت فرزند چیزی نیست که بتوان به‌راحتی نادیده گرفت. در این مطلب بیشتر به این موضوع مهم می‌پردازیم. لطفا با ما همراه باشید. براساس تحقیقات روانشناسی، 3 روش تربیتی متفاوت در بین والدین وجود دارد: والدین مقتدری که کمتر محبت می‌کنند و کنترل بالایی روی فرزندان‌شان دارند؛ والدینی که اقتدار آنها همراه با عشق و محدودیت است. در این مورد کنترل به‌ میزان معمول و محبت بین اعضای خانواده زیاد است، بحث و گفت‌وگو بین اعضای خانواده صورت می‌گیرد، ولی والدین هم‌چنان کنترل و نظارت خود را دارند؛ والدینی که محبت خیلی زیاد و کنترل بسیار کمی روی فرزندان خود دارند. در این گروه کودکان کاملا مرکز توجه هستند و به نوعی فرزندسالاری در خانواده حاکم است. پدران چه نقشی در تربیت فرزندان دارند؟ پدر در تربیت فرزندان همان‌طور که می‌دانید، هر دو والد (پدر و مادر) نقش بسیاری مهمی در تربیت فرزندان دارند. مادران بیشتر نیازهای تغذیه‌ای فرزندان را تأمین می‌کنند. درحالی‌که پدران بیشتر تمایل دارند با کودکان بازی کنند. این بازی‌ها حتی گاهی ممکن است فیزیکی و خشن باشند. امروزه نقش پدر در تربیت فرزندبسیار بیشتر از گذشته شده است. برای مثال کارهایی مانند تعویض پوشک، خواباندن کودک، بردن کودک نزد پزشک و همکاری در کارهای منزل را انجام می‌دهند. در اواخر سال 1980 روی گروهی از والدین تحقیقاتی صورت گرفت و از آنها خواسته شد تا مدتی با کودکان خود بازی کنند. براساس نتایجی که از این تحقیق به‌دست آمد، پدران بیشتر سعی داشتند که با بچه‌ها بازی‌های فعال و پرتحرک انجام دهند. به‌عنوان مثال بچه‌ها را به هوا بیندازند یا روی زمین بچرخانند، اما بازی‌های مادران بیشتر بر پایه‌ی فعالیت‌های آموزشی و یادگیری مهارت است؛ مثل بازی با انگشتان دست، خواندن آواز یا بی‌سروصدا نشستن. براساس تحقیقات بخش روانشناسی دانشگاه کمبریج، کودکان برای بازی‌کردن بیشتر سمت پدرشان می‌روند و در موقع استرس و ناراحتی به مادرشان پناه می‌برند. تأثیر وجود پدر در روند رشد کودکان اهمیت پدر در تربیت فرزند در دوران نوجوانی، بچه‌ها بیشتر به همسالان خود نگاه می‌کنند و می‌خواهند شبیه آنها باشند؛ اما اگر از آنها بپرسید می‌خواهند در آینده چگونه فردی باشند، والدین خود را درنظر می‌گیرند. هنگامی‌ که بچه‌ها خودشان والد می‌شوند، برای بایدها و نبایدهای زندگی‌شان به والدین‌ خود نگاه می‌کنند. برای مثال، پدر تأثیر بسیار زیادی در افزایش عزت‌ نفس در یک دختر و رشد شخصیت او به‌عنوان یک خانم دارد. برای نمونه با بررسی زندگی افرادی مثل هیلاری کلینتون، مادلین آلبرایت (وزیر امور خارجه‌ی سابق ایالات متحده‌ی آمریکا) و بسیاری از زنان برجسته‌ی علمی می‌بینیم که پدران آنها نفوذ زیادی در دختران‌شان داشته‌اند. روابط پدرو چه تأثیری روی فرزندان دارد؟ پدر در تربیت فرزند دخترمادر هرقدر روابط بین پدرومادر بهتر باشد، به همان اندازه کودکان بیشتر موارد عاطفی و کارهای مشترک را می‌بینند و درک می‌کنند. زمانی‌که والدین به‌صورت گروه با عملکرد خوب کار می‌کنند، کودکان یاد می‌گیرند که چطور کارها را انجام دهند. البته مشاجره‌ی بین زوجین طبیعی است، اما موضوع اصلی این است که والدین چطور با وجود اختلاف نظری که با یکدیگر دارند، مؤدب هستند و به یکدیگر احترام می‌گذارند. به‌این‌ترتیب، فرزندان یاد می‌گیرند که چطور با مدیریت درست مشکلات را برطرف کنند. برخی تحقیقات نشان می‌دهند «رفتار والدین» نوعی ارتباط بین روابط پدرومادر و نتایج نوجوانان است. والدینی که به‌دلیل روابط ضعیف‌شان دچار پریشانی، افسردگی و ناراحتی هستند، وظایف خود را به‌عنوان والدین به‌خوبی انجام نمی‌دهند. به همین دلیل نوجوانان آنها نیز رفتار مناسبی نخواهد داشت. برای مثال آریگا (Arriaga) و فوشه (Foshee)، هنگام بررسی سوابق خشونت نوجوانان دریافتند نوجوانانی که والدین آنها مرتکب خشونت‌های خانگی می‌شوند، بیشتر در معرض روابط پرخطر قرار می‌گیرند. از سوی دیگر، روابط زناشویی مناسب و رفتارهای حمایتی والدین می‌تواند تأثیر مثبتی در رشد کودکان داشته باشد. براساس گزارش‌ها، فرزندان مادرانی که از روابط زناشویی و نوع رفتار پدر با فرزند خود رضایت دارند، از نظر روانی در شرایط بهتری هستند. تفاوت رابطه‌ی پدر و پسر با رابطه‌ی پدر و دختر پدر در تربیت فرزند پسر روابط پدر با فرزندان تفاوت‌های بسیار زیادی دارد. عوامل زیادی مثل سن پدر یا تعداد اعضای خانواده می‌تواند در این رابطه نقش داشته باشد و این تفاوت روابط بیشتر از حدی است که بتوان پیش‌بینی کرد. برای مثال ممکن است بعضی از پدران برای دختران‌شان که در سنین نوجوانی هستند بسیار سخت‌گیر باشند. همچنین ممکن است پدر، در اینکه چطور یک دختر روابط عاطفی آینده‌اش را مدیریت کند نقش سازنده داشته باشند. در دوران نوجوانی بعضی از پسرها دوست دارند که مردانگی خودشان را نشان دهند، اما سرانجام پدرها و پسرها می‌توانند رابطه‌ی دوستانه برقرار کنند. رابطه‌ی پدر با فرزندان انواع مختلفی دارد و فقط به یک نوع ختم نمی‌شود. فرزندان با چه روش‌هایی می‌توانند علاقه‌ی خود را به پدرشان بیان کنند؟ پدرها باید همان رفتار محبت‌آمیزی را که با همسران‌شان دارند، با فرزندان‌شان نیز داشته باشند و به صحبت‌های آنها گوش دهند. هنگامی‌که کودکان چیزی را با خلاقیت خودشان می‌سازند و به پدرشان هدیه می‌دهند، یا حتی برای او یک یادداشت می‌نویسند و به او می‌گویند «پدر من همیشه شما را دوست دارم»، پدر باید عکس‌العمل مناسبی نشان دهد. تأثیر و قدرت کلمات را دست‌کم نگیرید، استفاده از کلمات هم بسیار مهم است. بعضی از مردان از بیان محبت خود به‌خصوص به پسران‌شان، خودداری می‌کنند. درنتیجه پسران آنها هم نمی‌توانند به صورت مستقیم به پدرشان ابراز علاقه کنند. این ابراز علاقه می‌تواند شامل محبت کلامی یا فیزیکی باشد. برای نوجوانان عصر جدید، استفاده از متن‌ها و ایمیل بسیار مفید است. می‌توانید برای پدرتان یک آهنگ مناسب بفرستید. لازم نیست که حتما آن آهنگ با صدای بلند بگوید «دوستت دارم»، اما همین که محتوای آن نشان دهد «به فکرت هستم» خوب است. شاید برای شما اهمیت زیادی نداشته باشد، اما پدرها این ارتباط را دوست دارند. به‌خصوص زمانی که روابط مشترک در خانه وجود ندارد، این کار می‌تواند زمینه‌ای برای ایجاد رابطه‌ی مناسب پدر و فرزندی باشد. در آخر به‌یاد داشته باشید که افراد مختلفی ممکن است نقش پدرانه در زندگی‌تان داشته باشند. روز پدر فرصت مناسبی است که مردان مهم زندگی‌تان را به‌یاد بیاورید و به آنها بگویید: «دوستت دارم». منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-role-of-the-father-in-the-development-and-upbringing-of-the-child- نقش پدر در توسعه و تربیت فرزند چه می باشد؟ نقش پدر در تربیت فرزند

https://keramatzade.com/How-can-we-influence-the-expression-

احمدرضا کرامت بازدید : 0 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

چطور می توانیم با فن بیان،تاثیرگذاری داشته باشیم؟ فن بیان چیست فن‌ بیان در گفتار و نوشتار، یک هنر متقاعدسازی باستانی و قدیمی است. در طول سال‌های متمادی، سیاست‌مداران و مبلغان باعث بدنام شدن این مهارت شده‌اند. برخی با آن به مثابه پیچاندن و دور زدن حقیقت و یا حتی شیوه‌ی ارتباطی غیراخلاقی و نوعی حقه‌بازی، برخورد می‌کنند. در حالی که فن‌ بیان چیزی نیست جز برقراری ارتباط و متقاعدسازی شفاف و موثر. فن‌ بیان راهی است برای عمیق شدن در یک موضوع و بیان شفاف نظرات و ایده‌ها و به اشتراک گذاشتن دانش خود با دیگران. فن بیان 5 قانون کلی دارد. اگر چه وضع‌کننده اصلی و دقیق این قوانین نا شناخته است، ولی عمدتاً به آریستوتتل، متفکرین و فلاسفه‌ی دیگری از عصر کلاسیک نسبت داده شده‌اند. این 5 قانون کلی عبارت‌اند از: ابداع و ابتکار تنظیم سبک به خاطر سپردن رساندن پیام این 5 قانون، چارچوبی برای سازماندهی سخنان و نظرات شما ارائه می‌کند که بتوانید آنها را به شکل مؤثرتری به گوش مخاطبان خود برسانید. چرا باید فن‌ بیان را بیاموزیم به چندین دلیل آموختن و درک اصول پایه‌ای فن بیان اهمیت دارد. یادگیری استراتژی‌های کلاسیک فن‌ بیان به شما کمک می‌کند تا بتوانید توانایی خود برای ارتباط برقرار کردن با دیگران را ارتقا دهید. فن‌ بیان به شما ابزاری می‌دهد تا با استفاده از آنها بتوانید ارتباط شفاف با دیگران برقرار کنید و نظرات خود را با اشتیاق و توانایی متقاعد کردن دیگران، بیان کنید و به شکل کارآمدی بر دیگران تاثیرگذاری داشته باشید. اگر فن بیان را بیاموزید، می‌توانید با تکنیک‌های متقاعد‌سازی که ممکن است دیگران علیه شما و برای تحمیل کردن نظرشان به شما استفاده کنند، آشنا شوید. چطور برای برقراری ارتباط با دیگران، قوانین فن‌ بیان را به کار ببریم در ادامه خواهیم دید که برای اینکه به شکل کارآمدتری با دیگران ارتباط برقرار کنیم، چطور باید از قوانین فن‌ بیان استفاده کنیم. قانون شماره 1 : ابداع و ابتکار فن بیان و سخنوری در این قانون، هدف تحقیق پیرامون موضوع مورد نظر و یافتن بهترین جملات و رویکردها برای متقاعد کردن مخاطبان است که یکی از اساسی‌ترین مراحل در برنامه ریزی برای ارتباط برقرارکردن است. ابتدا به خوبی در مورد موضوع موردنظرتان فکر کنید. بدین منظور برای سازماندهی تفکر خود می‌توانید از چهار نوع سوال استفاده کنید. سوالات مربوط به ماهیت: در این سوالات به ماهیت موضوع نگاه می‌شود. اهمیت موضوع چیست؟ ریشه‌ی مشکل کجاست؟ کدام یافته یا تحقیق نظر شما را تأیید یا رد می‌کند؟ سوالات مربوط به تعاریف: موضوعی که می‌خواهید در مورد آن صحبت کنید را ابتدا تعریف کنید و عناصر مختلف آن را تحلیل کنید. ازخود بپرسید آیا ابهامی در تعاریف و اصطلاحات وجود دارد؟ آیا می‌توان تفسیر متفاوتی از آنها داشت؟ سوالات مربوط به کیفیت: در این مورد اصول اخلاقی و کیفیت نظرات خود را بررسی می‌کنید. چه ارزش‌هایی نظرات شما را تحت تأثیر قرار داده‌اند؟ و نتیجه‌گیری شما تا چه اندازه معتبر است؟ سوالات مربوط به قلمرو قدرت: این مورد در ارتباط با کانال ارتباط است. آیا بهترین حالت را برای انتقال پیام خود انتخاب کرده‌اید؟ (مانند ایمیل، تلفن و…) همچنین به خوبی در مورد اقداماتی که می‌خواهید مخاطبان‌تان پس از شنیدن صحبت‌های شما انجام دهند فکر کنید و بررسی کنید تا چه حد می‌توانید انجام این اقدامات را در نظر آنها ساده کنید. هنگامی که می‌خواهید چارچوب اولیه‌ی صحبت‌های خود را انتخاب کنید، به اندازه‌ی کافی برای تعریف موضوع مورد‌نظرتان وقت بگذارید. در مورد آن به جمع آوری اطلاعات بپردازید، و مطمئن شوید که تحقیقات‌تان را بر پایه‌ی اطلاعات و منابع معتبر و موثق صورت داده‌اید. سپس مخاطبان خود را مورد بررسی قرار دهید. آنها چه کسانی هستند؟ چه پیش زمینه‌ی فرهنگی دارند؟ سطح درک آنها از موضوع تا چه حد است؟ چه نیاز یا خواسته‌ای از گوش دادن به صحبت‌های شما دارند؟ اگر مخاطبان شما را افراد متفاوت و مختلفی تشکیل می‌دهند آنها را بخش‌بندی کنید تا درک‌تان از نیازهای هر گروه افزایش یابد. به یاد داشته باشید ابتکار مهم‌ترین قانون از 5 قانون کلی فن‌ بیان است. بیشتر وقت خود را صرف پیاده‌سازی این قانون کنید. قانون کلی شماره 2 : تنظیم فن بیان در کار تنظیم عبارت است از فرایند سازماندهی اطلاعات جهت یافتن بهترین راه برای متقاعد کردن مخاطبان. برای انجام این کار می‌توانید از روش‌های مختلفی استفاده کنید. فرمت معمول این کار که در اینجا آمده است را به شما پیشنهاد می‌دهیم: مقدمه بیان حقایق ( اطلاعات پیش زمینه‌ای) دسته‌بندی ( خلاصه‌ای از کلیه صحبت‌هایی که می‌خواهید انجام دهید.) اثبات ( صحبت‌های منطقی و مستدل / متن اصلی سخنرانی یا نوشتار) رد کردن ( بر طرف کردن ایرادات و یا مخالفت‌هایی که با صحبت‌های شما شده) نتیجه گیری اینکه چگونه صحبت‌های خود را تنظیم کنید به کانال و شیوه‌ی ارتباطی که انتخاب می‌کنید، بستگی دارد. نوع بستر ارتباطی، نظیر نوشتن ایمیل تأثیرگذار، آماده‌سازی یک ارائه‌ی عالی، وبلاگ نویسی و برگزاری ملاقات موثر، معیار مناسبی در انتخاب استراتژی مناسب برای ساختاردهی و سازماندهی پیام‌تان خواهد بود. وقتی پیام خود را آماده و مشخص کردید. قانون کلی شماره 3: سبک فن بیان با مشتری این قانون مشخص می‌کند که چگونه ایده‌ها و نظرات خود را بیان کنید. انتخاب سبک مسئله‌ی مهمی است، چراکه بدون آن مخاطبان نمی‌توانند به آنچه که می‌گویید اعتماد کامل داشته باشند. به عنوان مثال تصور کنید که دو نفر از اعضای تیم شما، محمد و فرزانه، در حال ارائه‌ی مطالب به هیئت مدیره شرکت شما هستند. محمد با لکنت صحبت می‌کند و از استعارات پیچیده و کلمات بسیار تخصصی استفاده می‌کند و باعث گیج شدن مخاطبان خود می‌شود. فرزانه با اشتیاق و ظرافت با مخاطبان ارتباط برقرار می‌کند. او از جملات ساده ولی تأثیرگذار استفاده می‌کند و به نظر می‌رسد که از ارائه‌ی نظرات و ایده‌های خود به آنها لذت می‌برد. اگر شما مخاطب این دو نفر بودید به سخنان کدام‌شان اعتماد بیشتری داشتید؟ به احتمال بسیار جذب سخنان فرزانه می‌شدید، چرا که حرفه‌ای بودن، هوش و اعتبار را در او می‌بینید و متوجه می‌شوید به آنچه که می‌گوید اعتقاد کامل دارد. سبک شما، به مخاطبان‌تان و شیوه و بستر ارتباطی‌ای که برای انتقال پیام به آنها استفاده می‌کنید، بستگی دارد. سبک‌ها شامل شیوه‌های مختلف صحبت کردن، استفاده از استعارات، نحوه‌ی قصه‌پردازی و حتی جلوه‌های بصری می‌شوند. برای اینکه سبک تاثیرگذارتری داشته باشید، از جملات کوتاه، ساده و با احساس استفاده کنید. تا جایی که می‌توانید سخنان و یا نوشتار خود را زیبا کنید و از کلماتی استفاده کنید که تصورات و احساسات مخاطبان را تحت‌تأثیر قرار دهند. قانون کلی شماره 4: به خاطر سپردن جذب افراد با فن بیان علاوه بر نوشتن سخنان، سخنران باید صحبت‌های خود را به خاطر نیز بسپارد. به سخنرانان توصیه می‌شود که سخنان بزرگان، داستان‌های مرتبط با موضوع و ایده‌های دیگر را جستجو کرده و به خاطر بسپارند تا بتواند در سخنرانی‌های فی‌البداهه‌ای که ممکن است پیش آید از آنها استفاده کنند. این قانون به این معنی است که باید سخنرانی خود را به‌طور کامل تمرین کنید (یا به اندازه‌ی کافی با موضوع آشنا باشید). پیام‌ها و صحبت‌های شما نیز باید طوری باشد که به‌سادگی در ذهن مخاطبان‌تان نقش ببندد. ایده‌ها، داستان‌ها و جلوه‌های بصری را که می‌خواهید استفاده کنید بررسی کنید. چه تضمینی وجود دارد که مخاطبان شما بلافاصله پس از تمام شدن سخنان و یا متن شما، آن را فراموش نکنند؟ چگونه می‌توانید اثر عمیقی بر آنان گذاشته و احساسات آنها را بر انگیخته کنید. قانون کلی شماره 5: رساندن پیام فن بیان در بازاریابی قانون شماره 5 مشخصا بر نحوه ارتباط برقرارکردن شما با دیگران تمرکز دارد و شامل زبان بدن، لحن و صدا، طرز بیان، فصاحت، حرکات و ژست شما در حین صحبت کردن است. برای رساندن پیام خود به دیگران باید بین خود و مخاطبان‌تان ایجاد اعتماد کنید. آنها باید بپذیرند که شما معتبر، موثق و قابل‌اعتماد، مطمئن و هوشمند بوده و از دانش کافی پیرامون موضوع مورد‌بحث برخوردار هستید. چه برای مکالمات فی‌البداهه و چه برای یک سخنرانی از پیش تعیین‌ شده، به این نکته توجه داشته باشید. یکی دیگر از مواردی که باید به آن اهمیت دهید، زمان‌بندی است. فارغ از اینکه می‌خواهید سخنرانی کنید، یک تماس تلفنی دارید یا می‌خواهید ایمیل یا نامه‌ای بنویسید، زمان‌بندی نیز یکی از قسمت‌ها مهم رساندن پیام است. به این فکر کنید که چه زمانی موثرترین زمان برای برقراری ارتباط با مخاطب است. به عنوان مثال، ممکن است اعضای تیم شما علاقه‌مند نباشند درست قبل از تعطیلات یا آخر هفته، خبر بد و یا غیرضروری به آنها بدهید. بنابراین اگر ایمیل خود را در یک زمان مناسب ارسال کنید، ممکن است اثرگذاری بیشتری داشته باشد. منبع : https://keramatzade.com/How-can-we-influence-the-expression- دانلود PDF مقاله : چطور می توانیم با فن بیان،تاثیرگذاری داشته باشیم؟ چطور می توانیم با فن بیان ، تاثیر گذاری داشته باشیم؟ چطور می توانیم با فن بیان،تاثیرگذاری داشته باشیم؟ تاثیرگذاری

https://keramatzade.com/What-is-spiritual-tranquility-

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()
لازمه‌ی تسلط بر اوضاع و تصمیم گیری منطقی است. آرامش روحی چیست؟ همه‌ی ما گاهی از دست استرس‌های روزمره کلافه می‌شویم و احساس می‌کنیم که دیگر هیچ نیرویی در بدن نداریم. اما برای اینکه بتوانیم در هنگام عبور از سختی‌ها و مشکلات زندگی به کاهش استرس و اضطراب‌‌مان کمک کنیم. در این مقاله راهکارهای مفیدی برای غلبه بر اضطراب و رسیدن به آرامش اعصاب را به شما معرفی خواهیم کرد. 1. آهسته نفس بکشید آرامش روحی با قرآن به تغییراتی که در زمان‌های مختلف در نفس‌کشیدن‌تان ایجاد می‌شود دقت کنید. وقتی عصبانی و مضطرب نیستید، چگونه نفس می‌کشید؟ وقتی مضطرب هستید چطور؟ استرس موجب تنفس سریع می‌شود، باید سعی کنید آهسته و یکنواخت نفس بکشید. با انجام روزانه‌ی تمرینات مراقبه می‌توانید طرز نفس‌کشیدن‌تان را اصلاح کنید. نفس‌کشیدنِ درست، ازجمله اقدامات پیشگیرانه‌ی مناسب برای سرکوب اضطراب‌ و ناآرامی است. 2. به ذهن‌تان استراحت بدهید همه‌ی افکار و نگرانی‌های مزاحم را از ذهن‌تان پاک کنید. هروقت مضطرب و پریشان‌خاطر می‌شوید، بد نیست ذهن‌تان را چند لحظه‌ای از هرآنچه آزارتان می‌دهد خالی کنید. اصلا خوب نیست که در تمامی لحظات روز روی مشکلات‌تان متمرکز باشید. برای اینکه توجه‌تان را راحت‌تر از روی افکار آزاردهنده بردارید، می‌توانید «تصویرسازی‌ هدایت‌شده» را امتحان کنید. تصویرسازی هدایت‌شده تمرینی است که کمک‌تان می‌کند تا خودتان را در فضایی خیالی که باعث آرامش‌تان می‌شود مجسم کنید (مثلا کنار دریا یا در باغی خلوت) و برای رویارویی با مشکلات، قدرتی دوباره بگیرید. 3. حد و مرز مشخص کنید آرامش روحی روانی گاهی لازم است که یک یا چند قدم به‌عقب بردارید و بین خودتان و کسی که آرامش‌تان را بهم زده است، فاصله ایجاد کنید. وقتی خودتان را تحت فشار احساس می‌کنید، بد نیست اندکی فاصله بگیرید و تمام انرژی‌تان را در کشاکش ماجرا تخلیه نکنید. همین‌که حدومرزی محافظتی برای خودتان داشته باشید، کمک‌تان می‌کند تا شاید به دیدگاه و راه‌حل جدیدی برای درک بهتر و مقابله‌ی مؤثرتر با موقعیت‌های دشوار برسید. 4. خودتان را سرحال بیاورید چگونه آرامش روحی پیدا کنیم - به خودتان حال دهید کمی از مشکلات‌تان کناره بگیرید و برای آرامش خودتان وقت بگذارید. مثلا در وان حمام دراز بکشید و از لذت غوطه‌وری در آب سرشار شوید. قدم‌زدن در پارک یکی دیگر از روش‌هایی است که می‌توانید خودتان را به کمکش سرحال بیاورید. یا اگر هم اهل کتاب‌خوانی هستید، روی کاناپه وِلو شوید و رمانی سرگرم‌کننده بخوانید. 5. واکنش‌های آنی نشان ندهید آرامش روحی و جسمی خیلی از ما گاهی در برابر مشکلات، به‌اشتباه واکنش‌های زیاد و سریع نشان می‌دهیم و بدون اینکه همه‌ی حقایق را درنظر بگیریم، کاری می‌کنیم که مشکلات‌مان بیشتر درهم‌وبرهم شوند. به‌جای اینکه زود واکنش نشان بدهید، کمی صبر کنید. درست است که بالاخره بی‌تفاوت هم نمی‌توان بود و بالاخره باید حرکتی از خودتان نشان بدهید، اما هر واکنشی که بروز می‌دهید، لطفا با درنگ کافی و از روی فکر باشد. اتفاقا اگر با آرامش جلو بروید و پیش از هر واکنشی موقعیت را خوب بسنجید، زودتر به نتیجه خواهید رسید. پس قبل از اینکه درمورد نحوه‌ی واکنش‌تان تصمیم بگیرید، همه‌ی جوانب را یک‌به‌یک بررسی کنید. 6. کودک درون‌تان را دریابید مراقب خوبی برای کودک درون‌تان باشید. ما بزرگ‌ترها وقتی گرفتار سختی‌های زندگی می‌شویم و خودمان را ناتوان حس می‌کنیم، اغلب اوقات به‌یاد ترس‌ها و تنهایی‌هایی کودکی‌مان می‌افتیم. بچه‌ها وقتی احساس کوچکی و درماندگی می‌کنند، همه‌ی نگاه‌شان به مراقبت و حمایت پدرومادرشان است. پس شما هم کودک درون‌تان دلگرم کنید و به او بگویید که می‌دانید هر دو نفرتان این دوران سخت را پشت سر خواهید گذاشت. خودتان را در آغوش بگیرید و اصلا هم از این کار خجالت نکشید. 7. به صدای سرزنش‌گر درون‌تان گوش نکنید ما آدم‌ها گاهی بدترین دشمن خودمان می‌شویم و به‌همین‌خاطر بعضی اوقات لازم است که صدای سرزنش‌گر درون‌مان را خاموش کنیم. خودتان را برای اینکه به اهداف‌تان نرسیده‌اید و نواقصی دارید سرزنش نکنید. وقتی می‌دانید که تمام تلاش‌تان را کرده‌اید، فقط آرام باشید و دیگر به صدای سرزنش‌گر درون‌تان توجه نکنید. درعوض آن عیب‌جویی‌های ناخوشایند را به تحسین نقاط قوتی که داشته‌اید تغییر بدهید. 8. از دیگران کمک بخواهید آرامش روحی در زندگی هیچ اشکالی ندارد که کمک بخواهید. اگر قرار باشد که همیشه تمام سختی‌ها را دست‌تنها به‌دوش بکشیم، شکی نیست که پریشان و بی‌نهایت خسته خواهیم شد. اگر جزو آن‌دسته افرادی هستید که هرگز از کسی کمک نمی‌خواهید و همیشه میل دارید خودتان تنهایی کنترل اوضاع را به‌دست بگیرید، خوب است که مدام با خودتان تکرار کنید: «اشکالی نداره کمک بخوام.» پس به‌دنبال کسی بگردید که بتوانید سرتان را روی شانه‌های گرمش بگذارید و کمی استراحت کنید. 9. تنهایی سفر بروید گفتیم که می‌توانید با ترفندهایی همچون انجام تمرینات کوتاه مراقبه یا درازکشیدن نیم‌ساعته در وان کمی از استرس‌های روزمره‌تان کم کنید. اما گاهی حجم اضطراب و پریشانی‌هایمان آن‌قدر زیاد و تحمل‌ناپذیر است که با این چیزها کم نمی‌شود. در چنین مواقعی شاید بد نباشد چند روزی با خودتان خلوت کنید. فقط کافی است از محل کارتان مرخصی بگیرید و عازم سفر شوید. سفرهای عادی می‌توانند استرس‌های خودشان را داشته باشند، اما این‌ قبیل خلوت‌کردن‌ها مایه‌ی تسلی و آرامش روح خواهند بود. خواهید دید که با انرژی تازه به خانه برمی‌گردید و برای رویارویی با استرس‌های روزمره آماده‌تر می‌شوید. منبع : https://keramatzade.com/What-is-spiritual-tranquility- آرامش روحی چیست؟ آرامش روحی

https://keramatzade.com/How-to-control-perfectionism-

احمدرضا کرامت بازدید : 4 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

بکشیم و کدام یک از رفتارهای ما نشان‌دهنده‌ی کمال‌گرایی خارج از کنترل است. چگونه کمال گرایی را کنترل کنیم؟ ما در دنیایی زندگی می‌کنیم که در آن کمال گرایی ارزش بسیار بالایی دارد. از سنین بسیار کم، پدر و مادر، مربیان و معلمان همیشه ما را تشویق کرده‌اند که به اهداف بزرگ برسیم؛ ولی هرگز به ما تعادل را نیاموخته‌اند. در این مقاله، دکتر «تراویس برادبری» ما را با 9 نشانه‌ی کمال گرایی بیش‌ازحد و راه‌های غلبه بر این نشانه‌ها و افکار اشتباه آشنا می‌کند. بسیاری از مردم به‌شدت به کمال گرایی خود پایبندند و تا جایی که از آن شری حاصل نشود کمال گرایی خود را به‌عنوان یک فضیلت می‌ستایند. ولی این رویه مشکل‌ساز است و بررسی‌های فراوانی که به‌طور جداگانه در دانشگاه بریتیش کلمبیا و دانشگاه تهران انجام شده، نشان می‌دهد که کمال‌گرایی موجب افسردگی، اضطراب و مسائل بهداشت روانی فراوانی می‌شود. برای مقابله با کمال گرایی باید بفهمید که چه زمانی این کمال گرایی شما را عقب نگه داشته است. این کار دشواری است، چون معمولا تمایلات کمال‌گرایانه زیر نقاب سخت کوشی و اشتیاق پنهان می‌شوند. «تال بن شاهار» (Tal Ben-Shahar) می‌گوید که باید ذهنیت خود را از کمال‌گرایی به مطلوب‌گرایی (optimalist) تغییر دهید. افراد مطلوب‌گرا فقط به‌اندازه‌ای که برای موفقیت کافی است، تلاش می‌کنند و در رسیدن به اهداف خود، انعطاف‌پذیری، قابلیت تغییر و توانایی سازگاری بیشتری نسبت‌ به افراد کمال‌گرا دارند. تغییر رویکرد از کمال‌گرایی به مطلوب‌گرایی موجب می‌شود که شادتر باشید و بهره وری بیشتری داشته باشید. ابتدا باید نشانه‌های کمال‌گرایی که شما را عقب نگه داشته است، شناسایی کنید. سپس باید به‌دنبال آن دسته از نشانه‌های کمال‌گرایی باشید که از کنترل شما خارج شده‌اند. 1. می‌دانید کمال گرایی‌تان مسئله‌‌ساز است، ولی فکر می‌کنید این بهایی است که باید برای موفقیت بپردازید کمال گرایی چیست؟ گاهی واقعا باید به خودتان فشار بیاورید تا به موفقیت برسید. وقتی کمال‌گرایی‌تان از کنترل خارج می‌شود، به کارهایتان برچسب سخت‌کوشی می‌زنید تا درد و رنج غیرضروری‌ای را که متحمل می‌شوید توجیه کنید. ولی اشتباه نکنید، کمال‌گرایی موجب مبارزه و تقلایی غیرضروری و بیهوده می‌شود. اگر بتوانید کمال‌گرایی‌تان را کنترل کنید، با تلاش و زحمت کمتر، کارهای بیشتری را انجام خواهید داد. 2. در مقابل بازخوردها حالت تدافعی می‌گیرید افراد کمال‌گرا به شدت به آنچه دیگران در مورد آنها فکر می‌کنند، اهمیت می‌دهند و این مسئله باعث می‌شود که پذیرش بازخورد برایشان دشوار باشد. حتی بازخوردهای مفیدی که به‌خوبی بیان شده نیز برای آنها آزاردهنده است. شاید شما نیز قبل از اینکه حتی متوجه شوید که با بازخورد ارائه‌شده مخالف هستید یا نه، بلافاصله حالت تدافعی می‌گیرید. این واکنش خودکار و طبیعی شماست. شما به‌عنوان فردی کمال‌گرا به‌طور طبیعی تمایل شدیدی به رسیدن به موفقیت دارید. ولی باید با این حقیقت کنار بیایید که بازخورد (حتی بازخوردهای بی‌رحمانه) در نهایت موجب بهبود کار شما می‌شود. اگر بازخورد دیگران را بپذیرید، به شما کمک می‌کند که به کمال نزدیک‌تر شوید. 3. باوجود اینکه انتقاد دیگران را تحمل نمی‌کنید، خودتان از دیگران انتقاد می‌کنید کمال گرایی منفی افراد کمال‌گرا با وجود ناتوانی در پذیرش انتقاد، از دیگران انتقاد می‌کنند. آنها همیشه خود را با دیگران مقایسه می‌کنند، بنابراین تحقیرکردن طرف مقابل، به‌ویژه اگر آن فرد تهدیدی برای آنها به شمار برود، احساس خوبی به آنها می‌دهد. البته همیشه دلیل انتقاد آنها این مسئله نیست. گاهی کمال‌گرایان به این دلیل از دیگران انتقاد می‌کنند که عملکرد آنها را با همان استانداردهای دست‌نیافتنیِ عملکرد خودشان، می‌سنجند. 4. همیشه کارهایتان را عقب می‌اندازید و امروز و فردا می‌کنید یکی از نشانه های افراد کمال گرا عقب انداختن کارها به دلیل ترس از شکست - کمال گرایی کمال‌گرایی و ترس از شکست همیشه در کنار هم هستند. این ترکیب موجب عقب‌انداختن کارها می‌شود، چون حتی وظایف عادی و معمولی نیز وقتی انتظار داریم که بی‌عیب و نقص انجام شوند، دلهره‌آور و نگران‌کننده می‌شوند. بیشتر نویسندگان، ساعت‌های فراوانی را صرف پردازش و فکرکردن به شخصیت‌ها و طرح داستان می‌کنند و حتی پشت سر هم صفحاتی را می‌نویسند که خودشان هم می‌دانند، هرگز از آنها در کتاب خود استفاده نخواهند کرد. دلیل این شیوه و روش آنها این است که می‌دانند، شکل‌گرفتن ایده‌ها نیاز به زمان دارد. کمال‌گرایان معمولا زمانی که باید کاری را شروع کنند، متوقف می‌شوند؛ چون می‌دانند که ایده‌هایشان عالی نیست و احتمالا آنچه تولید می‌کنند چیز خوبی نخواهد بود. ولی اگر دست به کار نشوید و به ایده‌هایتان زمانی برای رشد و تکامل ندهید چطور می‌توانید اثری عالی خلق کنید؟ «جودی پیکو» (Jodi Picoult) اهمیت پرهیز از کمال‌گرایی را به‌ زیبایی و به‌طور خلاصه بیان کرده است. او می‌گوید: «شما می‌توانید یک صفحه‌ نوشته‌ی بد را ویرایش کنید، ولی نمی‌توانید صفحه‌ای خالی را ویرایش کنید.» 5. عذاب وجدان دارید کمال گرایی در ازدواج از ذهن افراد کمال‌گرا همواره جریانی از افکار منفی و حس گناه عبور می‌کند، چون همیشه حس می‌کنند که به‌اندازه‌ی کافی تلاش نکرده‌اند. این حس گناه موجب افزایش استرس می‌شود و به‌‌راحتی می‌تواند به شکل افسردگی و اضطراب بروز کند. این حس گناه با گفت‌وگوی درونی (self-talk) تقویت می‌شود. هرچه بیشتر افکار منفی‌تان را تکرار کنید، قدرت بیشتری به آنها می‌دهید. بیشتر افکار منفی ما فقط تصورات ما هستند، نه حقایق! وقتی حس می‌کنید که گفت‌وگوهای منفی و بدبینانه‌ی درونی‌تان کم‌کم دارد باورتان می‌شود، باید همانجا توقف کنید و آنها را یادداشت کنید. واقعا باید کاری را که انجام می‌دهید، متوقف کنید و چیزی را که به آن فکر می‌کنید، یادداشت کنید. وقتی برای مدت کوتاهی جریان افکار منفی‌تان را آهسته‌تر کنید، می‌توانید عاقلانه‌تر و هوشیارانه‌تر، درستی این افکار را ارزیابی کنید. 6. خودتان را تنها مقصر عالَم می‌دانید جدی بودن افراد کمال‌گرا در امورشان به‌حدی است که موجب می‌شود در تأثیر قصورات‌شات غلو کنند. حتی اتفاقات جزئی هم باعث می‌شود که به‌شدت ناامید شوند. این مسئله بسیار مهم است، چون موجب می‌شود که این افراد انعطاف‌پذیری کمتری داشته باشند و نتوانند پس از شکست دوباره تلاش کنند تا درنهایت به موفقیت برسند. کمال‌گرایان باید بیاموزند که شکست به این معنی نیست که آنها به اندازه‌ی کافی خوب نیستند. 7. از شکست دیگران خوشحال می‌شوید البته این راز کوچک کمال‌گرایان آن‌قدرها هم که به‌نظر می‌رسد، شیطانی نیست. معمولا افراد بیچاره و شکست‌خورده به‌دنبال کسی مانند خود می‌گردند و کمال‌گرایان نیز وقتی می‌بینند که دیگران همان ناامیدی و سرخوردگی آنها را تجربه می‌کنند، احساس خوبی پیدا می‌کنند. البته این تسکین و احساس خوب، عمر کوتاهی دارد و باعث می‌شود که کمال‌گرایان به دلیل اینکه تا این حد رقابتی بوده‌اند، احساس بدی پیدا کنند. 8. از خطرکردن می‌ترسید ترس از شکست، موجب ترس از خطرکردن نیز می‌شود. سخت‌کوشی، تحقیق و توجه زیاد شما به جزئیات موجب می‌شود که به ایده‌های خوب و تازه‌ای برسید؛ ولی متأسفانه ایده‌هایتان معمولا به‌دلیل انفعال و تردیدی که به خاطر ترس از خطرکردن دارید، به جایی نمی‌رسد. تنها راه به دست‌آوردن توانایی خطرکردن این است که خطر کنیم. شروع هیچ کاری ساده نیست، ولی با دست‌زدن به کارهایی که از انجام‌شان می‌ترسید، اعتماد به نفس خود را بالا می‌برید و متوجه می‌شوید که آن کار به اندازه‌ای که تصور می‌کردید، سخت و دشوار نیست. 9. با ترسِ ردشدن از سوی دیگران زندگی می‌کنید کمال گرایی مثبت افراد کمال گرا همیشه نگران هستند که دیگران آنها را تایید نکنند - کمال گرایی کمال‌گرایان برای رسیدن به حس موفقیت به تأیید دیگران نیاز دارند. این ذهنیت به ترسی فلج‌کننده از ردشدن از سوی دیگران منتهی می‌شود. کمال‌گراها از چیزهایی مانند درخواست اضافه‌ حقوق یا دنبال‌کردن علایق خود، به‌جای انجام کاری که مورد تأیید دیگران است، وحشت دارند. زندگی‌کردن با ترس ردشدن از سوی دیگران وحشتناک است، موجب خاموش‌شدن شعله‌ی خلاقیت می‌شود و پیشرفت‌های فردی را کُند می‌کند. هر وقت حس کردید که بیش‌ازحد به آنچه دیگران در مورد شما فکر می‌کنند، اهمیت می‌دهید، این گفته‌ی «دکتر زوس» (Dr. Seuss) در مورد اصالت را به یاد بیاورید: «خودت باش و آنچه را حس می‌کنی بگو، چون آنهایی که اعتنا می‌کنند، اهمیتی ندارند و آنهایی که مهم هستند، اعتنایی نمی‌کنند.» کلام آخر برای غلبه کردن بر کمال گرایی باید واقعی‌ترین و اصیل‌ترین نسخه‌ی خودتان باشید. یعنی چیزهایی را که دوست دارید دنبال کنید، اطمینان داشته باشید که سخت‌کوشی شما نتیجه خواهد داد، از اشتباهات خود درس بگیرید و به دنبال رضایت درونی باشید، نه تأیید دیگران. منبع : https://keramatzade.com/How-to-control-perfectionism- چگونه کمال گرایی را کنترل کنیم؟ کمال گرایی چگونه کمال گرایی را کنترل کنیم؟

تعداد صفحات : 40

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 400
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 181
  • باردید دیروز : 91
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 181
  • بازدید ماه : 374
  • بازدید سال : 374
  • بازدید کلی : 1,691