close
تبلیغات در اینترنت
https://keramatzade.com - 4
loading...

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/Successful-Millionaires-What-are-the-Habits-to-Earn-Wealth- 1

احمدرضا کرامت بازدید : 3 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

ابتدا و همواره به‌ دنبال ایجاد ارزش باشید میلیونرهای موفق چه عادت هایی برای کسب ثروت دارند؟ اگر به‌ دنبال کسب ثروت و سرمایه‌ای هستید که زندگیتان را برای همیشه تغییر دهد، بهتر است این 12 عادت میلیونرها را با دقت دنبال کنید. این قدم‌ها شما را با اطمینان بیشتری در مسیر صحیح قرار می‌دهند. شما نیز می‌توانید از طریق تمرکز ذهنی و رسیدن به حالت ذهنی و فیزیکی فوق‌العاده مثبت به فرصت‌های مالی و کسب ثروت مناسبی که همواره منتظرشان بوده‌اید دست پیدا کنید، دقیقا همانطور که دیگر مدیران و کارآفرینان موفق شدند. 1.برای کسب ثروت ارزش ایجاد کنید راههای کسب ثروت در ایران حتما بخوانید: ثروت ارزش دلیل جریان داشتن زندگی و حیات در دنیا است. همه می‌خواهند از خرید یک محصول یا خدمات به‌سود برسند اما موفق‌ترین کارآفرینان دنیا می‌دانند که اگر به‌ دنبال کسب ثروت هستید باید ابتدا و همواره به‌ دنبال ایجاد ارزش باشید. سعی کنید همیشه به‌دنبال ایجاد ارزش در محصولات، اطلاعات یا خدماتی که به مشتریان ارائه می‌دهید باشید. 2. برای کسب ثروت سحر خیز باشید اوایل صبح پر از حس آرامش و فضا برای خلوت کردن است. اوایل صبح به‌راحتی می‌توانید افکار مرتبط با آن روز را دسته‌بندی کرده و قبل از شروع حواس‌پرتی‌های روزمره، برنامه‌ها و اهدافتان را برای آن روز پیاده سازی کنید. اگر در طول روز با وقفه‌های متعدد مواجه می‌شوید بهتر است صبح زود از خواب بیدار شوید و برنامه معینی برای مواجهه با موانعی که در طول روز باعث حواس ‌پرتی و به‌هم خوردن تمرکزتان می شوند تعیین کنید. 3. ورزش کنید تا کسب ثروت کنید کسب ثروت از اینترنت حتما بخوانید: اصول کسب ثروت را دراین مقاله بیاموزید پول درآوردن و ثروتمند شدن تنها به معنی داشتن عادات خوب تجاری و مدیریتی نیست. برای استفاده از تمام توان در کسب و کار، لازم است از لحاظ فیزیکی و ذهنی در وضعیت کاملا ایده‌آل باشید. پس تمرینات بدنی مختصر اوایل صبح را هیچوقت فراموش نکنید. تمرین کردن موجب پمپاژ بهتر خون و اکسیژن به سلول‌ها شده و باعث می‌شود با وضوح و دقت بسیار بالایی بر روی افکارتان تمرکز کنید. تمرینات بدنی روزانه توسط بسیاری از کارآفرینان موفق دنیا توصیه شده است. 4. اهداف روزانه در جهت کسب ثروت تعیین کنید اهداف بلند مدت جایگاه خود را دارند اما اگر به‌ دنبال کسب درآمد زیاد هستید، لازم است که برای هر روزتان نیز برنامه مشخص و متفاوتی داشته باشید. این اهداف روزانه در اصل نقاط عطف شما در مسیر رسیدن به هدف اصلی یعنی کسب سرمایه و ثروت هنگفت هستند. بنابراین هر روز صبح زود که از خواب بیدار می‌شوید، قبل از هر چیز بهتر است که اهداف روزانه‌تان را بررسی و تعیین کنید تا از طریق در طول روز از روی برنامه حرکت کنید و در آینده به‌اهداف بلند مدت مورد نظرتان برسید. فردا صبح که از خواب بیدار شدید به این فکر کنید که چه کاری امروز می‌تواند شما را به هدف اصلیتان در پایان روز نزدیک‌تر کنند، سپس سر کار بروید و همان کار را انجام دهید. 5. مدیریت زمان برای کسب ثروت کسب ثروت از بورس دوره علم و کسب ثروت(کارشناسی ارشد پول) همه‌ی افراد دنیا در طول روز به‌یک اندازه زمان دارند. 24 ساعت زمان به‌طور کاملا یکسان در طول روز بین تمامی افراد دنیا تقسیم شده است. مهم نیست چه‌کاری انجام می‌دهیم، اهل کجای دنیا هستیم و یا چه‌مقدار ‌پول داریم، همگی به یک اندازه در روز فرصت داریم. مدیریت زمان به‌شکل موثر برای افرادی که به‌دنبال پیشرفت هستند یک لازمه محسوب می‌شود. هدف شما چه کسب ثروث هنگفت چه جذب مقدار معینی پول باشد، در هر صورت مدیریت کامل و موثر زمان راه حل شما برای رسیدن به هدف مورد نظرتان خواهد بود. 6. توسعه روابط برای کسب ثروت کسب ثروت آسان حتما بخوانید: پول و ثروت ایجاد روابط گسترده یکی از مهم‌ترین عادت‌هایی است که افراد موفق باید در زندگیشان به آن توجه کنند. یک ضرب‌المثل در اینباره می‌گوید که "روابط شما همان درآمد شما هستند". پس با دیگران ارتباط بگیرید و ببینید چه کاری می‌توانید برایشان انجام دهید تا از این طریق به زندگیشان ارزش بیشتری اضافه شود. ضمنا در ازای انجام این کارهاعلی‌الخصوص همان لحظه، چیزی را از آنها طلب نکنید. کافی است وارد دنیای ارتباطات شوید، خواهید دید که فرصت‌ها چگونه به‌سمت شما سرازیر می‌شوند. 7. ورزش ذهنی برای کسب ثروت انجام دهید کسب ثروت میلیاردی حتما بخوانید:علم ثروت "جان اساراف" که کسب و کار میلیارد دلاری و گسترده‌ای در ایالات متحده دارد و همچنین در مستند "راز" هم شرکت کرده است، درباره اهمیت ورزش ذهنی در سیستم فکری انسان صحبت می کند. ورزش ذهنی نوعی تمرین مغزی است که در آن افکار اساسی افراد در ضمیر ناخودآگاه او از اول برنامه ریزی می‌شوند. هدف از انجام ورزش ذهنی تعویض افکار قدیمی و نامناسب انسان با افکار مالی مثبت و کاملا جدید است که باعث جذب هرچه بیشتر پول و موقعیت به زندگی فرد می شود و از دور کردن این فرصت‌ها از زندگی فرد جلوگیری می‌کند. 8.برنامه غذایی سالم برای کسب ثروت کسب ثروت در اسلام حتما بخوانید: ثروتمند شدن از دیدگاه قرآن آیا برنامه غذایی سالم هم می‌تواند موجب کسب درآمد و ثروت به زندگی افراد شود؟ مطمئنا همینطور خواهد بود. سلامت جسم موجب سلامتی ذهن می‌شود. برای داشتن دقت و تمرکز یک ورزشکار فوق حرفه‌ای، خوردن غذاهای سالم اهمیت زیادی دارد. بدن انسان انرژی خود را از طریق پردازش غذا به‌دست می‌آورد. غذاهای ناسالم انرژی کمتری برای رسیدن به اهداف در اختیارتان قرار می‌دهند و فرقی نمی‌کند این اهداف چه باشند. 9. صرفه‌جویی و سرمایه‌گذاری برای کسب ثروت کنید کسب ثروت در ایران حتما بخوانید: 6 راه برای ثروتمند شدن شکی نیست که صرفه‌جویی و سرمایه‌گذاری از ارکان اصلی در کسب ثروت و سرمایه هستند. شاید این کار با سرعت مورد نظر شما پیش نرود اما لازم است بدانید که برای موفقیت و استفاده از فرصت‌های لحظه‌ای، داشتن مقداری سرمایه که از راه صرفه‌جویی به‌دست آمده بسیار ضروری است. زمانی که از طریق صرفه‌جویی در هزینه‌ها بتوانید یک پشتوانه مالی به‌دست بیاورید و بدهی خاصی نداشته باشید، می‌توان گفت که آمادگی لازم جهت استفاده از فرصت‌ها و کسب ثروت را دارید. 10. ذهن آگاهی جهت کسب ثروت (Mindfulness) کسب ثروت و آرامش حتما بخوانید: ده راز موفقیت افراد ثروتمند اگر یک بازی کامپیوتری خشن انجام دهید و سپس به میان مردم بروید، مطمئنا فرصت‌های مناسبی به‌سراغ شما نخواهند آمد. ذهن آگاه بودن و احترام گذاشتن به سایرین موجب جذب فرصت‌هایی می‌شود که در آینده می‌توانید آنها را به ثروت تبدیل کنید. اگر به آنچه که می‌گویید و انجام می‌دهید آگاه باشید و همواره ذهنیت آگاه و مثبت خود را حفظ کنید، مطمئنا بازخوردهای مثبت و مورد علاقه‌تان را از اطرافیان کسب خواهید کرد. 11.با یک مشاور مجرب برای کسب ثروت صحبت کنید کسب ثروت در قرآن حتما بخوانید: فنون کسب درامد و ثروت بیشتر مشاورین برای کسب درآمد بیشتر و رسیدن به اهداف بزرگ یا کوچک بسیار مناسب هستند. مشاور و یا فرد باتجربه‌ای که در زمینه فعالیت‌های شما به موفقیت‌های بزرگی دست پیدا کرده، می‌تواند روش‌هایی را به‌شما آموزش دهد که با استفاده از آنها شما نیز به اهدافتان برسید. یک مشاور خوب پیدا کنید و هر روز با آنها صحبت کنید تا بتوانید با سرعت بیشتری به سمت موفقیت حرکت کنید. 12. بخشش را در راستای کسب ثروت فراموش نکنید کسب ثروت در خانه حتما بخوانید: رازهای ثروتمند شدن بخشش همواره از یک ذهن پربار به‌دست می‌آید. معمولا افراد زمانی که الحاظ ذهنی یا مالی به‌اندازه کافی دریافت کرده‌اند، شروع به بخشش به‌دیگران می‌کنند. اما شما می‌توانید ذهنتان را با بخشش زمان به دیگران پربار کنید (وقتتان را در اختیار دیگران قرار دهید). برای رسیدن به ثروت ذهنی هیچ لزومی به بخشش پول نیست و بخشش زمان هم کفایت می‌کند. این کار یک تمرین ناخودآگاه ذهنی است که شما را از پوچی و نیازمندی دور کرده و به‌سمت ثروت و موقعیت‌های عالی در آینده سوق می‌دهد. منبع : https://keramatzade.com/Successful-Millionaires-What-are-the-Habits-to-Earn-Wealth- میلیونر های موفق چه عادت هایی برای کسب ثروت دارند؟ کسب ثروت

1https://keramatzade.com/Business-startup-laws-that-the-entrepreneur-will-succeed

احمدرضا کرامت بازدید : 8 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()
پیدا می‌کند قانون های راه اندازی کسب و کار که کارآفرین موفق خواهد شد راه اندازی کسب و کار در اینستاگرام حتما بخوانید: کارآفرین چه چیزی باعث موفقیت کارآفرین‌ می‌شود؟ مطمئنا داشتن مهارت‌های عالی در فناوری یا تخصص در حوزه‌های مهم در این موفقیت نقش دارد، اما اینها ویژگی‌های کارآفرین موفق نیستند. ویژگی‌های اصلی کارآفرین‌ موفق ، صفاتی مانند خلاقیت، توانایی پیش‌ِرو در مواجهه با مشکلات و مهارت‌های اجتماعی مورد نیاز برای ایجاد گروه‌های فوق‌العاده هستند. اگر می‌خواهید کسب‌وکاری را شروع کنید، باید مهارت‌های خاصی را که زیربنای این ویژگی‌ها هستند، بیاموزید. اگر عهده‌دار سِمتی هستید که در آن مسئول توسعه‌ کسب‌ و کار هستید یا از شما انتظار می‌رود که در کل «کارها را پیش ببرید»، توسعه مهارت های کارآفرینی اهمیت پیدا می‌کند. در این مقاله نگاهی به مهارت‌های مورد نیازِ کارآفرین موفق می‌اندازیم و منابع لازم برای توسعه‌ی ویژگی‌های مورد نیاز را برای رسیدن به موفقیت، بررسی می‌کنیم. تعریف کارآفرین موفق راه اندازی کسب و کار اینترنتی حتما بخوانید: کارآفرینی چیست؟و کارآفرین کیست؟ برخی کارشناسان، کارآفرینان را افرادی می‌دانند که حاضر به پذیرش خطراتی هستند که سایر افراد از آن دوری می‌کنند. سایرین آنها را افرادی می‌دانند کهکسب‌ و کارهای موفق را راه‌اندازی می‌کنند. با توجه به تعریف اول، کارآفرینی لزوما به معنای شروع کسب‌ و کاری شخصی نیست. بیشتر افرادی که برای خودشان کار نمی‌کنند هم در سازمان‌شان به عنوان کارآفرین شناخته می‌شوند. صرف نظر از تعریفی که از «کارآفرین» دارید، یک موضوع قطعی وجود دارد و آن هم اینکه تبدیل شدن به کارآفرین موفق، آسان نیست. پس چگونه شخصی از فرصتی بهره‌برداری موفقیت‌آمیز می‌کند، در حالی که شخص دیگری، به همان اندازه آگاه، قادر به انجام آن نیست؟ آیا کارآفرینان از ساختار ژنتیکی متفاوتی برخوردار هستند؟ یا با دیدگاه متفاوتی فعالیت می‌کنند که به نحوی تصمیم‌گیری‌هایشان را جهت می‌بخشد؟ اگر چه بسیاری از محققان این موضوع را مورد مطالعه قرار داده‌اند، اما هیچ پاسخ قطعی‌ای وجود ندارد. چیزی که می‌دانیم، این است که به نظر می‌رسد کارآفرینان موفق دارای صفات مشترکی هستند. این صفات را به چهار دسته طبقه‌بندی کرده‌ایم: ویژگی‌های شخصی مهارت‌های بین فردی مهارت‌های تفکر انتقادی و خلاقانه مهارت‌های عملی حال هر دسته را با جزئیات بیشتر مورد بررسی قرار می‌دهیم و برخی از پرسش‌های ضروری در مسیر تبدیل شدن به کارآفرین موفق را مطرح می‌کنیم. ویژگی‌های شخصی کارآفرین موفق راه-اندازی-کسب-و-کار-خانگی حتما بخوانید: انواع کارآفرینی ابتدا ویژگی‌ها، ارزش‌ها و باورهای شخصی‌تان را بررسی کنید. آیا از طرز فکر کارآفرین موفق برخوردار هستید؟ خوش‌بینی: آیا متفکر خوش‌بینی هستید؟ خوش‌بینی واقعا یک دارایی است و در مراحل دشواری که بسیاری از کارآفرین‌ها در مسیر یافتن مدل کسب‌ و کار مناسب خود با آنها مواجه می‌شوند، کمک‌تان می‌کند. چشم‌انداز: آیا می‌توانید جاهایی را که نیاز به بهبود دارند، تشخیص دهید؟ آیا می‌توانید آن «تصویر بزرگ» را سریعا درک کنید و به دیگران هم توضیح دهید؟ آیا می‌توانید چشم‌انداز قانع‌کننده‌ای از آینده ایجاد کنید و بعد هم الهام‌بخش دیگران باشید تا با این چشم‌انداز مشارکت کنند؟ ابتکار عمل: آیا ابتکار عمل دارید و می‌توانید به طور غریزی شروع به حل مسئله یا اجرای پروژه‌های پیشرفت کسب‌وکار کنید؟ تمایل به کنترل: آیا از مسئول بودن و تصمیم‌گیری لذت می‌برید؟ آیا انگیزه‌ی مدیریت دیگران را دارید؟ انگیزه و پشتکار: آیا دارای خودانگیزش و انرژی بسیار هستید؟ و آیا آماده هستید که برای مدتی بسیار طولانی کار کنید تا به اهداف خود جامه‌ی عمل بپوشانید؟ تحمل ریسک: آیا وقتی حقایق غیرقطعی هستند، می‌توانید ریسک‌ها را بپذیرید و تصمیم بگیرید؟ انعطاف‌پذیری: آیا طوری انعطاف‌پذیر هستید که وقتی همه چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود، بتوانید تصمیم بگیرید؟ و آیا از اشتباهات و شکست‌هایتان کسب تجربه و رشد می‌کنید؟ مهارت‌های بین فردی راه اندازی کسب و کار در ترکیه حتما بخوانید: ویژگی های کارآفرینان زن موفق چیست؟ شما به عنوان کارآفرین موفق، باید همکاری نزدیکی با دیگران داشته باشید. این امر بسیار مهم است زیرا باید قادر به ایجاد روابط عالی با گروه، مشتریان، تأمین‌کنندگان، سهام‌داران، سرمایه‌گذاران و دیگر افراد باشید. برخی افراد در این زمینه از دیگران بااستعدادتر هستند، اما خوشبختانه شما هم می‌توانید این مهارت‌ها را بیاموزید و تقویت‌شان کنید. انواع مهارت‌های بین فردی مورد نیاز شما عبارتند از: مدیریت و انگیزه: آیا می‌توانید دیگران را هدایت کنید و به آنها انگیزه بدهید تا از شما پیروی و چشم‌اندازتان را دنبال کنند؟ آیا قادر به تفویض اختیار به سایرین هستید؟ شما به عنوان کارآفرین موفق باید به دیگران متکی باشید تا به موقعیتی فراتر از مراحل اولیه در کسب‌وکارتان دست یابید؛ هر چه باشد، کارهای بسیار زیادی بر عهده‌ی شماست! مهارت‌های ارتباطی: آیا با همه‌ی انواع ارتباطات سازگار هستید؟ برای عرضه‌ی چشم‌انداز آینده‌تان به سرمایه‌گذاران، مشتریان بالقوه و اعضای گروه، باید بتوانید به خوبی ارتباط برقرار کنید. گوش دادن: آیا به آنچه دیگران به شما می‌گویند گوش می‌دهید؟ توانایی شما در گوش دادن می‌تواند باعث تبدیل شدن یا نشدن‌تان به کارآفرین شود. اطمینان حاصل کنید که در گوش دادن فعالانه و گوش دادن هم‌دلانه مهارت دارید. روابط شخصی: آیا شما دارای هوش هیجانی هستید؟ هر چقدر هوش هیجانی‌تان بالاتر باشد، کار با دیگران برای‌تان آسان‌تر خواهد بود. خبر خوب این است که می‌توانید هوش هیجانی‌تان را تقویت کنید! مذاکره: آیا مذاکره‌کننده‌ی خوبی هستید؟ نه تنها باید در مورد قیمت‌های رقابتی مذاکره کنید، بلکه باید بتوانید اختلافات بین افراد را به شیوه‌ی مثبتی که برای هر دو طرف سودمند باشد، حل و فصل کنید. اخلاق: آیا با افراد بر اساس احترام، اخلاق‌مداری، انصاف و صداقت برخورد می‌کنید؟ آیا می‌توانید به روش رهبری اخلاقی عمل کنید؟ در صورتی که با افراد، کارکنان، مشتریان و یا تامین‌کنندگان به صورت ناشایستی برخورد داشته باشید، ایجاد گروه خوشحال و متعهد دشوار خواهد شد. مهارت‌های تفکر انتقادی و خلاقانه کارآفرین موفق راه اندازی کسب و کار کوچک حتما بخوانید: رازهای تبدیل شدن به یک کارآفرین موفق شما به عنوان کارآفرین موفق نیازمند مطرح ساختن ایده‌های جدید و ارائه‌ی تصمیمات خوب در مورد فرصت‌ها و پروژه‌های بالقوه هستید. بسیاری از مردم تصور می‌کنند آدم یا خلاق به دنیا می‌آید، یا اینکه خلاقیت ندارد. اما خلاقیت مهارتی است که می‌توانید با صرف زمان و تلاش، آن را تقویت کنید. تفکر خلاق: آیا می‌توانید وضعیت را از چشم‌اندازهای مختلف ببینید و ایده‌های درجه یکی مطرح کنید؟ (ابزارهای خلاقیت بسیاری وجود دارند که در تحقق این امر کمک‌تان خواهند کرد.) حل مسئله: تا چه حد در ارائه‌ی راه‌حل‌های مناسب برای مسائلی که با آنها مواجه می‌شوید مهارت دارید؟ ابزارهایی مانند تجزیه و تحلیل علت و معلول، تکنیک 5 چرا و CATWOE تنها برخی از ابزارهای حل مسئله هستند که باید با آنها آشنا باشید. تشخیص فرصت‌ها: آیا می‌توانید در موقعیت‌های گوناگون، فرصت‌ها را تشخیص دهید؟ آیا می‌توانید وجود یک روند را تشخیص دهید؟ آیا می‌توانید طرحی ایجاد کنید تا از فرصت‌هایی که شناسایی کردید بهره ببرید؟ مهارت‌های عملی کارآفرین موفق راه اندازی کسب و کار جدید حتما بخوانید: کسب و کار به مهارت‌های عملی و دانش مورد نیاز برای تولید مؤثر کالا یا خدمات و مدیریت شرکت نیاز دارید. تعیین هدف: آیا به طور منظم هدف تعیین می‌کنید، طرحی برای دستیابی به آنها تنظیم می‌کنید و سپس آن طرح را اجرا می‌نمایید؟ برنامه‌ریزی و سازمان‌دهی: آیا استعداد، مهارت و توانایی لازم را برای رسیدن به اهداف‌تان دارید؟ آیا می‌توانید افراد را به صورت کارآمد و مؤثر برای دستیابی به این اهداف هماهنگ کنید؟ (در اینجا، مهارت های مؤثر مدیریت پروژه مهم هستند، زیرا مهارت‌های سازمانی پایه و اصلی هستند.) و آیا می‌دانید که چگونه طرح کسب‌ و کار منسجم و سنجیده، از جمله توسعه و یادگیری از طریق پیش‌بینی‌های مالی مناسب را گسترش دهید؟ تصمیم‌گیری: چقدر در تصمیم‌گیری مهارت دارید؟ آیا آنها را بر مبنای اطلاعات مرتبط و با سنجش عواقب احتمالی اتخاذ می‌کنید؟ و آیا به تصمیمات خود اطمینان دارید؟ در هنگام شروع یا راه‌اندازی کسب‌وکار، نیاز به دانش در حوزه‌های مختلف دارید. برای مثال: دانش عمومی کسب‌وکار: آیا در مورد حوزه‌های اصلی عملیاتی کسب‌وکار (فروش، بازاریابی، امور مالی و عملیاتی) از دانش عمومی مناسبی برخوردار هستید و آیا می‌توانید با درجه‌ی مناسبی از صلاحیت در این زمینه‌ها فعالیت کنید یا دیگران را مدیریت نمایید؟ دانش کارآفرینی: آیا می‌دانید کارآفرینان چگونه سرمایه‌ی خود را افزایش می‌دهند؟ و آیا از مقدار تجربه و کار سختی که برای یافتن مدل کسب‌وکار مؤثر لازم است، آگاه هستید. دانش خاصِ محیط بازار: آیا در مورد بازاری که می‌خواهید واردش شوید آگاهی دارید؟ و از فعالیت‌هایی که برای عرضه‌ی محصول یا خدمات‌تان به بازار باید انجام دهید آگاه هستید؟ دانش تخصصی کسب‌وکار: آیا از فعالیت‌های مورد نیاز برای موفقیت این نوع کسب‌وکار آگاه هستید؟ و آیا ویژگی‌های کسب‌وکاری را که می‌خواهید راه‌اندازی کنید، می‌شناسید؟ (در اینجا غالبا فعالیتِ کوتاه‌مدت در کسب‌وکارهای مشابه مفید است) می‌توانید از افرادی که در پروژه‌های مشابه به پروژه‌ای که در حال فکر کردن به آن هستید کار کرده‌اند هم بیاموزید یا یک منتور (راهنما) بیابید؛ شخص دیگری که قبل از شما این کار را انجام داده و مایل است راهنمایی‌تان کند. توصیه راه اندازی کسب و کار : راه اندازی کسب و کار آنلاین حتما بخوانید: عوامل موفقیت در کارآفرینی اگر می‌خواهید با کار برای سازمانی دیگر اطلاعات بیشتری در مورد سرمایه‌گذاری خاصی کسب کنید، از شروط غیررقابتی در قرارداد استخدامی‌تان آگاه باشید. در برخی از حوزه‌های قضایی، این بندها می‌توانند بسیار محدودکننده باشند. مسلما نمی‌خواهید پروژه‌های آتی خود را با نقض حقوق کارآفرین یا سازمان دیگری به خطر بیندازید. آیا راه‌اندازی کسب‌وکار برای شما مناسب است؟ با استفاده از این اطلاعات، مهارت‌های خود را در هر یک از این حوزه‌ها ارزیابی کنید. هر چقدر بیشتر برای ایجاد مهارت‌هایتان کوشش کنید، احتمالا موفق‌تر خواهید بود. با این‌حال، بسیاری از صاحبان موفق کسب‌ و کارها، با ریسک میانه‌ای ندارند و ناراحت‌شان می‌کند یا با همکاران و مشتریان‌شان سر ناسازگاری دارند و این در‌حالی است که افرادی با دانش کمتری نسبت به کسب‌وکار، به سادگی استعدادهایی را که برای موفقیت نیاز دارند، استخدام می‌کنند. هرچند ممکن است که بدون برخی از این مهارت‌ها موفق شوید، اما هر چقدر فاقد این مهارت‌ها باشید، احتمال مواجهه با شکست بیشتر خواهد شد. شاید هنگام تجزیه‌ و تحلیل‌تان احساس کنید که آماده‌ی سرمایه‌گذاری هستید. در مقابل شاید تصمیم بگیرید منتظر بمانید و مهارت‌هایتان را بیشتر توسعه دهید. شاید حتی متوجه شوید که کارآفرینی کار شما نیست. هر انتخابی که می‌کنید، مطمئن شوید که درست است، چرا که راه‌اندازیِ کسب‌وکار، از عهده‌ی همه بر نمی‌آید. منبع : https://keramatzade.com/Business-startup-laws-that-the-entrepreneur-will-succeed راه اندازی کسب و کار کارآفرین موفق

1https://keramatzade.com/5-Steps-To-Build-Your-Own-Brand-From-The-Beginning

احمدرضا کرامت بازدید : 3 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

منطقی باشد اما چطور دیگران را قانع خواهید کرد که باور و برند دلخواه‌تان را بپذیرند؟ 5 قدم برای ساخت نام تجاری شخصی شما از ابتدا​ برند شخصی در ورزش حتما بخوانید: برندسازی چیست؟ احتمالا شما برای دست‌یابی به اعتباری پایدار در حرفه‌‌ی خود سال‌ها تلاش کرده‌اید و از نظر دیگران درباره‌ی خودتان آگاهید: او یک بازاریاب خلاق است. بهترین وکیلی است که دیده‌ام. همه چیز را درباره‌ی بازار صادرات چین می‌داند و … اما اگر بخواهید برند جدیدی برای خودتان بسازید، چه باید بکنید؟ برند شخصی چیست حتما بخوانید: 20 فن برای برند سازی کسب و کار افراد پیوسته در حال بازتعریف خودشان هستد؛ خواه برای پذیرش چالش‌های تازه به منظور ورود به زمینه‌ی کاری معنادارتر یا اصلاح برداشت‌هایی که باعث درجا زدن آنها در مسیر حرفه‌ای‌شان شده است. گاهی نیاز به تغییرات اساسی (ورود یک مدیر مالی به حیطه‌ی خرده‌فروشی یا تغییر حرفه‌ی یک سرمایه‌گذار مخاطره‌پذیر به سخنران و مشاور دست‌یابی به موفقیت) است. گاهی هم تغییرات ناچیز هستند مانند هنگامی که یک مدیر اجرایی‌ می‌خواهد ارتقا بگیرد اما باید با این برداشت که در کار با اعداد و ارقام مشکل دارد، غلبه کند. مدیریت برند شخصی می‌تواند به معنای پر کردن فاصله‌ی بین داشتن شغل ناخوشایند و طی یک مسیر شغلی حرفه‌ای و خوشایند باشد. شاید مسیری که طی می‌کنید به نظر خودتان منطقی باشد اما چطور دیگران را قانع خواهید کرد که باور و برند دلخواه‌تان را بپذیرند؟ به قول «لانگفلو» (Longfellow) «ما خود را با آنچه فکر می‌کنیم قادر به انجامش هستیم می‌سنجیم، در حالی‌ که دیگران ما را با آنچه تا کنون انجام داده‌ایم می‌سنجند.» نمونه‌ی مدیران موفق که در طی مسیری حرفه‌ای، مفهوم برند شخصی‌شان را تغییر داده‌اند، کم نیست. فارغ از اینکه تغییر زمینه‌ی کاری بنیادی یا سطحی باشد، برای بازتعریف برند شخصی در بازار کار، باید 5 گام اساسی را طی کرد. 1. مقصد را مشخص کنید تعریف برند شخصی حتما بخوانید: 5 ترفند برای کسب موفقیت در تجارت آنلاین تعریف دوباره‌ی برند کار ساده‌ای نیست. بنابراین بدون برنامه‌ریزی دقیق و فکر شده سردرگم خواهید شد. با تعیین نقطه‌ی حقیقی تمرکزِ انرژی‌تان شروع کنید. مجلات و نشریات صنعتی مربوطه را بررسی کنید، با دیگران مصاحبه کنید، حتی بهتر است کارآموزی در حرفه‌ی مورد نظر را تجربه کنید (این روزها کارآموزی تنها مخصوص دانشجوها و تازه‌کارها نیست). اگر هدف‌تان ارتقاء یا تغییر جایگاه در شرکت کنونی‌ است، بررسی کنید که آیا برنامه‌ی جایگزین یا جایگاهی موقتی در شرکت وجود دارد که بتواند شما را به کار بگیرد یا خیر، و سپس برای رسیدن به آن جایگاه یک راهنما پیدا کنید. در مرحله‌ی بعد باید مهارت‌های لازم برای موفقیت در مسیر جدید را پرورش بدهید. یک برنامه‌نویس بازی‌های رایانه‌ای دانش چشمگیری درباره‌ی فناوری دارد اما برای ورود به حیطه‌ی بازاریابی بازی‌های رایانه‌ای، دانش فناوری به کارتان نمی‌آید. دانش و مهارت‌های لازم و روش یادگیری آنها را شناسایی کنید. مثلا برای نوید، مدیر یک بنگاه غیرانتفاعی که تصمیم به آغاز حرفه‌ای جدید در زمینه مهندسی حمل‌ونقل می‌گیرد، بازگشت به دانشگاه و تحصیل در رشته‌ی مربوطه ضروری است. آموزش و کسب مهارت‌های ضروری، اعتماد به نفس لازم را برای تبلیغ هویت جدیدتان و همچنین اعتبار لازم را برای این کار فراهم می‌کند. 2. از ویژگی‌های متمایز خود بهره بگیرید برند سازی شخصی حتما بخوانید: گام های موثر برای تبلیغات در کسب وکار خود روی ویژگی‌های منحصربه‌فردتان تمرکز کنید. این ویژگی‌ها مواردی هستند که به یاد افراد می‌مانند و می‌توانید به نفع خودتان از آنها بهره بگیرید. تجربیات پیشین نقش مهمی در برجسته کردن برند جدیدتان دارند. نوید پس از تغییر مسیر حرفه‌ای تلاش کرد تا بر ارزش افزوده‌ی رویکرد متفاوتش تکیه کند. مثلا در رویارویی با همکار مهندسش می‌گوید: «تو خوب می‌دانی چطور جاده بسازی. اما من سال‌ها در میان مردمی که از این جاده‌ها استفاده می‌کنند کار کرده‌ام و از تأثیر راه‌ها بر آنها باخبرم.» نوید با تکیه بر این مزیت راهش را در دنیای جدید باز کرد. از ویژگی‌های شخصیتی متمایزتان به نفع خودتان بهره بگیرید، حتی اگر چندان به زمینه‌ی کاری جدیدتان مربوط نباشند. رئیس سابق من آدم قدکوتاهی بود. او می‌دانست که در رویارویی با دیگران قد کوتاهش جلب توجه می‌کند. بنابراین همیشه ملاقات‌هایش را با یکی دو شوخی درباره‌ی قد و قامتش آغاز می‌کرد و در آخر به اینجا می‌رسید که «فلفل نبین چه ریزه!» فارغ از اینکه نظر دیگران چه باشد، «قد کوتاه» او بخشی از هویت برندش بود و او با زیرکی از آن بهره می‌گرفت. 3. داستان تغییر مسیرتان را تعریف کنید برند شخصی چیست حتما بخوانید: کسب و کار در گذشته کسب‌وکارهای برتر را نقد می‌کردید، اما این روزها دوست دارید درباره‌ی رستوران‌ها بنویسید؟ داشتن علاقمندی‌های گوناگون، میل به تجربه‌ی کارهای نو و کسب مهارت‌های جدید، طبیعی است. اما متأسفانه برخی این را نشانه‌ی غیرحرفه‌ای بودن می‌دانند. شاید چندان منصفانه به نظر نرسد اما برای مجاب کردن دیگران به اینکه تجربیات گذشته‌تان به مسیری که اکنون در پیش گرفته‌اید کمک می‌کند، باید داستانی منسجم تعریف کنید. مثلا می‌توانید بگویید «من پیش از این درباره‌ی کسب‌وکارهای مختلف در صنایع گوناگون از جمله صنعت غذا و نوشیدنی می‌نوشتم. اکنون متوجه شدم که آگاهی جامع از روند مربوط به کشاورزی و امور مالی کسب‌وکارها مرا در موقعیت متمایزی برای ارزیابی رستوران‌ها، از نقطه نظری متفاوت قرار می‌دهد.» تقریبا مانند موفقیت در مصاحبه‌ی شغلی است؛ باید آنچه را ممکن است برای‌تان نقطه ضعف به شمار برود (او چیزی از غذا نمی‌داند چون 20 سال تمام درباره‌ی کسب‌وکارها گزارش‌ نوشته است.) به مزیتی جذاب و به‌ یاد ماندنی تبدیل کنید (او دید متفاوت و نویی به صنعت غذا و خوراکی دارد چون از دانشی برخوردار است که دیگران از آن بی‌بهره‌اند). برند سازی شخصی چیست حتما بخوانید: راههای کسب درآمد در خانه چیست؟ نکته‌ی کلیدی این است که داستان را بر پایه‌ی علاقمندی‌تان تعریف نکنید («از شغلم خسته شده بودم و تصمیم گرفتم کار دیگه‌ای رو امتحان کنم» یا « می‌خواهم خود حقیقی‌ام رو پیدا کنم») بلکه بر ارزشی که تجربیات پیشین‌تان به ارمغان می‌آورد تأکید کنید. این نکته به ویژه برای کسانی که به تازگی فارغ‌التحصیل‌ شده‌اند، سودمند است. شاید کار در یک رستوران فست‌فود به عنوان خدمتکار رزومه‌ی چشمگیری نباشد اما اگر داستان‌تان را به درستی تعریف و بر آموخته‌های ارزشمندی که مربوط به خدمات به مشتریان است تأکید کنید، می‌توانید اعتبار خوبی برای خودتان خلق کنید. نکته‌ای که نباید از آن غافل شوید، همخوانی داستان با گذشته‌ و پایبندی به اصول و باورهایتان است. سیاست‌مداران زیادی به دلیل بی‌توجهی به این مسئله شکست خورده‌اند. اگر دیگران متوجه بشوند که از ریشه‌هایتان اجتناب می‌کنید، همه‌ی حقیقت را نمی‌گویید یا گذشته‌تان را تصدیق نمی‌کنید، به سرعت از شما می‌گذرند. بازتعریف موفقیت‌آمیز برند به معنای خلق یک شخصیت جدید نیست بلکه به معنی تغییر نقطه‌ی تمرکز به‌گونه‌ایست که دیگران بی‌درنگ با خود بگویند «می‌دانم که این‌کاره است!» 4. خودتان را دوباره خلق کنید برندینگ شخصی حتما بخوانید: آگاهی تجاری چه می باشد؟ پس از پذیرش برند جدیدتان، ایجاد ارتباطات تازه آسان است زیرا با توجه به ارزش‌هایی که ارائه می‌کنید از سوی دیگران به راحتی پذیرفته می‌شوید. قدم بعدی مدیریت شبکه‌ی ارتباطی کنونی‌تان است. ‌ باید بدانید که بیشتر مردم توجه چندانی به شما نمی‌کنند، بنابراین احتمالا برداشت آنها از شما به‌روز نیست. با وجود صدها (یا هزاران) دوست فیسبوکی و روابط مجازی سطحی، اینکه دیگران جزئیات زندگی‌مان را به خاطر بسپارند، انتظار بی‌جایی است. بنابراین باید باور دوستان و آشنایان را اصلاح کنید زیرا آنها مشتریان بالقوه‌ی شما خواهند بود، ممکن است شما را به دیگران توصیه کنند یا شغل جدیدی را برای‌تان فراهم کنند. نخست از به‌روز بودن سابقه و مشخصات ارتباطات‌تان مطمئن بشوید. تلفنی یا با ایمیل با همه‌ی افراد موجود در فهرست تماس‌هایتان تماس بگیرید، آنها را از تغییر وضعیت‌تان باخبر کنید و به شکلی مناسب از آنها کمک بخواهید، راهنمایی بگیرید یا درخواست کار کنید. برخی اوقات برای بازخلق برندتان باید به برخی برداشت‌های منفی اشاره و بر رفع آنها و اشتیاق به جایگزینی روش‌های بهتر تأکید کنید. همچنین از برند جدیدتان طی روندی استراتژیک پرده‌برداری کنید. در پروژه‌هایی که امکان به نمایش گذاشتن علاقه و قابلیت‌های جدیدتان را فراهم می‌کنند، درگیر شوید. فعالیت‌ داوطلبانه در کارهای نیکوکارانه یا کمپین‌های سیاسی روش قدرتمندی برای ایجاد ارتباطات و تقویت مهارت‌های جدید است. بهره‌گیری از فرصت‌های درون سازمانی هم روش سودمندی است. اگر سازمان، برنامه‌ای برای راه‌اندازی فرآیندی نو و مبتکرانه دارد، خود را در تیم اجرا جای بدهید. در فضایی با رقابت شدید به سراغ کارهایی بروید که دیگران تمایلی به پذیرش آنها ندارند، این کار به ملاقات اشخاص مهم و برقراری ارتباطات کلیدی کمک می‌کند. 5. ارزش‌تان را اثبات کنید برندینگ شخصی چیست معمولا دانشجویان رشته‌های هنری همیشه مجموعه‌ای آماده از آثارشان را برای ارائه به همراه دارند. در دنیای کسب‌ و کار هم باید چنین رویه‌ای در پیش گرفت. میان دانستن اینکه شما کسب‌وکار جدیدی راه انداخته‌اید و باور به باکیفیت بودن کارتان تفاوت بسیار است. شاید مورد علاقه‌ی خیلی‌ها باشید اما تا مهارت‌تان را به دیگران ثابت نکنید، کسی اعتبارش را برای توصیه‌ی شما به دیگران گرو نمی‌گذارد. اینجا است که انواع رسانه‌های اجتماعی مانند وبلاگ، وبسایت و پادکست به کار می‌آیند. پس در گام نخست نام دامنه‌ی خود را ثبت کنید و به تولید محتوای سودمند و کاربردی اقدام نمایید. در گام حیاتی بعدی باید تضمین کنید که آنچه عرضه می‌نمایید ارزشمند است. اگر بتوانید به حل مشکلات دیگران یا انجام کارها به روشی بهتر کمک کنید به سادگی مهارت و تجربه‌تان را به نمایش گذاشته‌اید. با در میان گذاشتن محصولات و دانسته‌هایتان با دیگران، امکان بررسی و آزمون را به مشتریان یا کارفرمایان بالقوه می‌دهید که این امر باعث می‌شود تا آنها با خیال آسوده‌تری برای قراردادهای بزرگ به شما مراجعه کنند. (مثلا به عنوان یک گرافیست، نمایش مجموعه‌ای از لوگوهایی که برای شرکت‌های مختلف طراحی کرده‌اید به دیگران برای کار با شما انگیزه می‌دهد.) برند شخصی در اینستاگرام حتما بخوانید: راههای کسب درآمد از اینترنت چیست؟ پس از نمایش و اثبات توانایی‌هایتان برای تثبیت برند جدید خود با کسب‌وکارهای بزرگ و سردمدار صنعت مربوطه کار کنید. برای ذکر نام‌تان در مجلات معتبر تلاش کنید، در همایش‌های صنعتی سخنرانی کنید یا ریاست انجمن‌های صنفی را به عهده بگیرید. همه‌ی اینها باعث می‌شوند تا دیده شوید، ارتباطات‌تان بیشتر شود و اعتبار بیشتری کسب کنید. برای موفقیت باید استوار و متعهد به هدف‌تان باشید. وقتی هدف‌تان موفقیت در بازار جهانی است، بدون تلاش برای یادگیری زبان‌های جدید و آشنایی با فرهنگ‌های گوناگون راه چندانی پیش نمی‌برید. کمک به خیریه خوب و پسندیده است اما اگر تکرار نشود از یاد می‌رود. کلید موفقیت تلاش پیوسته است. مایکل میلکن (Michael Milken)، کارشناس مالی که در دهه‌ی 80 میلادی به دلیل تخطی از قوانین مالی آمریکا مجرم شناخته شد و به زندان افتاد، به شکل تأثیرگذاری با تلاش پیوسته طی 3 دهه اعتبار از دست‌رفته‌اش را بازیابی کرد. او که اکنون به خاطر کارهای انسان‌دوستانه و تلاش‌های بی‌وقفه‌اش در مبارزه با انواع بیماری‌ها معروف است، در سال 2004، با عنوان «مردی که پزشکی را تغییر داد»، جلد مجله‌ی «فُرچون» (Fortune) را از آن خود کرد. نشانه‌های برند پیشین شما به ویژه در دنیای اینترنت، هیچ‌ وقت به طور کامل از بین نمی‌رود. اما اگر از گذشته‌تان درس گرفته‌اید، این مسئله اهمیت چندانی ندارد. چالش اصلی به‌ کارگیری روشی استراتژیک برای شناسایی هویت جدید‌ و برداشتی است که مایلید دیگران از شما داشته باشند؛ همچنین خلق داستانی جذاب و قانع‌کننده که روند تکامل شما را به خوبی توصیف و به دیگران منتقل کند. هرچه ارتباطات بیشتری داشته باشید و ارزش بیشتری خلق کنید، برندتان را بیشتر جستجو می‌کنند، راحت‌تر تشخیص می‌دهند و بیشتر به یاد می‌سپارند. منبع : https://keramatzade.com/5-Steps-To-Build-Your-Own-Brand-From-The-Beginning باز تعریف برند شخصی برند شخصی

1https://keramatzade.com/Confident-ways-to-achieve-wealth-and-success-that-you-did-not-know-until-now

احمدرضا کرامت بازدید : 3 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

بهره‌وری‌شان را افزایش می‌دهد راههای مطمین برای رسیدن به ثروت و موفقیت که تا الان نمی دانستید​ شاید شما نیز به این فکر کرده باشید که چرا اکثر مردم زندگی‌شان را روی حالت «پرواز خودکار» (AutoPilot) گذاشته‌اند و لحظه‌ای درنگ نمی‌کنند تا الگوهای‌ هر روزه‌شان را بازنگری کنند. در ادامه 19 مورد از عادت‌های کورلی برای موفقیت (9 مورد از کتاب گلچین شده و 10 مورد دیگر از مقاله‌ی اخیر او در سایت «موفقیت» Success)، به‌طور خلاصه بررسی شده است. اگر شما نیز به این موارد عمل نمی‌کنید، پس به‌اندازه‌ای که واقعا در توان‌تان هست، پول درنمی‌آورید! هوش، استعداد و جذابیت ویژگی‌های خیلی خوبی هستند اما اغلب این موارد نیستند که افراد موفق و ثروتمند را از دیگران متمایز می‌کنند. موفقیت شانسی نیست و ثروت نیز اتفاقی به دست نمی‌آید. افرادی که به موفقیت و ثروت دست می‌یابند، عادت‌هایی دارند که بازده و بهره‌وری‌شان را افزایش می‌دهد. «تام کورلی» در کتابی با عنوانِ «عادات ثروتمندان: عادات روازنه‌ی افراد ثروتمند برای موفقیت»، به عادت‌هایی می‌پردازد که «دارا»ها را از «نَدار»ها متمایز می‌کند. در این مقاله شما با 12 تا از این عادت‌ها برای بدست آوردن ثروت و موفقیت آشنا می‌شوید. 1. ایجاد عادات خوبِ روزانه راز جذب پول و ثروت عادات خوب، پایه‌ و اساسی برای بنایِ ثروت هستند. تفاوت بین افراد موفق و ناموفق در عادات روزانه‌ی آنها است. به‌ عبارت ساده‌تر، افراد موفق عادات خوبِ متعدد و عادات بدِ کمی دارند. اگر متوجه شوید که عادات بدتان از ثروتمند شدن‌تان جلوگیری می‌کنند، پس گام اول را برای بهبود شرایط‌تان برداشته‌اید. کورلی در کتابش از شما می‌خواهد که یک برگه‌ی کاغذ بردارید و عادت‌های بدتان را در یک ستون بنویسید. سپس آنها را طوری تغییر دهید که به عادت‌های خوب تبدیل شوند. به شکل زیر: عادات خوب خودم را محدود می‌کنم که فقط روزی یک ساعت تلویزیون نگاه کنم. نام‌ها را یادداشت می‌کنم و به خاطر می‌سپارم. عادات بد زیاد تلویزیون نگاه می‌کنم. نام افراد را فراموش می‌کنم. سپس برای 30 روز، راهنمایی‌های فهرست عادت‌های خوب و جدیدتان را دنبال کنید. مطمئن باشید از اینکه می‌توانید تا چه حد خوب باشید، شگفت‌زده خواهید شد! 2. هدف‌گذاری‌های منظم راههای رسیدن به ثروت افراد موفق از اهداف‌شان انگیزه می‌گیرند. آنها همیشه هدف‌سازی می‌کنند. شب قبل از خواب، روز بعد را با فهرستِ «کارهایی که باید انجام دهند» برنامه‌ریزی می‌کنند. افرادی که به سمت موفقیت در حرکتند، بلندمدت فکر می‌کنند. آنها اهداف روزانه، هفتگی، ماهیانه و سالیانه دارند. اما هدف بدون برنامه‌ای برای رسیدن به آن، به چه دردی می‌خورد؟ در نتیجه افراد موفق نه‌تنها هدف دارند، بلکه روش‌هایی برای رسیدن به هدف‌هایشان نیز پیدا می‌کنند و خودشان را ملزم به انجام آن می‌کنند. 3. توسعه‌ی فردی روزانه راههای رسیدن به ثروت زیاد افراد موفق همیشه به دنبال راه‌هایی برای رشد و توسعه‌ی خودشان هستند. هر روز مطالعه می‌کنند و در حرفه‌ی خودشان مانند دانشجویان رفتار می‌کنند. همیشه وقت‌شان را صرف فعالیت‌هایی می‌کنند که آنها را به اهداف‌شان نزدیک‌تر می‌کند. اخیرا در رویدادی که با میزبانی «بِرِندن بِرچارد»، نویسنده‌ی آمریکایی، برگزار شد. این نویسنده‌ می‌گفت همیشه برای خلق امور تازه وقت می‌گذارد. افراد موفقی مانند بِرچارد می‌دانند که زمان باارزش‌تر از آن است که بگذارند هدر برود. آنها وقت‌شان را صرف کارهایی می‌کنند که برای کسب‌وکارشان منفعت ایجاد کند. تعهد داشتن نسبت به رشد و توسعه‌ی فردی به این معنا است که فعالیت‌هایی داشته باشید که شما را به چالش بکشند. راه‌هایی را بیابید تا دانش‌تان را گسترش دهید. این همیشه آسان نیست، اما افراد در مواجهه با عواملی رشد می‌کنند که آنها را به چالش بکشند. هنگامی که دانش‌تان افزایش یابد، فرصت‌ها خودشان ظاهر می‌شوند. 4. مراقبت منظم از سلامت فردی راههای رسیدن به ثروت فراوان افراد موفق هر روز و همیشه تلاش می‌کنند که تغذیه‌ی سالم داشته باشند و ورزش کنند. تغذیه‌ی صحیح بیشترین اهمیت را دارد. ورزش روزانه نیز می‌تواند به یک عادت منظم تبدیل شود، درست مانند دوش گرفتن! افرادی که هر روز ورزش می‌کنند، انرژی بیشتری برای انجام کارها دارند. وضعیت شما در این مورد چگونه است؟ 5. وقت گذاشتن برای ایجاد ارتباطات روشهای رسیدن به ثروت افراد موفق افرادی اجتماعی هستند. آنها در طول روز زمانی را صرف تقویت پیوندهای دوستانه‌‌شان می‌کنند و با دیگران روابط بلندمدت برقرار می‌کنند. شبکه‌سازی کاری است که همیشه انجام می‌دهند. آنها با آشنایان‌شان ارتباط برقرار می‌کنند و راه‌هایی برای کمک به آنها می‌یابند، بدون اینکه انتظار پاداش و منفعتی داشته باشند. جمله‌ی معروفی وجود دارد که زیباترین صدای روی زمین، شنیدن نام‌تان است. پس یادگیری نام تمام افرادی را که ملاقات می‌کنید، جزو اهداف‌تان قرار دهید. آیا وقتی کسی نام شما را به یاد دارد، خوشحال نمی‌شوید؟ افراد زیادی هستند که خوشحال می‌شوند! پس متفاوت باشید و نام افراد را به خاطر بسپارید. 6. میانه‌روی در کارها کسب ثروت اگر در فعالیت‌های‌تان میانه‌رو باشید، آنگاه زندگی‌تان تعادل خواهد یافت. این به معنای متعادل بودن در کار، خوردوخوراک، ورزش، مصرف نوشیدنی‌ها، تلویزیون نگاه کردن، استفاده از اینترنت و سایر کارها است. در نتیجه‌ی این کار، افراد از هم‌نشینی با شما لذت می‌برند. اگر افراد در کنارِ شما بودن را دوست داشته باشند، آنگاه شما به همکاری با دیگران یا یافتن شریک کاری جدیدی برای توسعه‌ی کسب‌وکارتان، تمایل بیشتری پیدا خواهید کرد. 7. به انجام رساندن کارها راههای مطمین برای رسیدن به ثروت و موفقیت کار امروز را به فردا نیندازید و همین حالا تمامش کنید! همه‌ی افراد ترس‌هایی دارند، اما افراد موفق ترس‌های‌شان را پشت سر می‌گذارند. آنها کارها را به تعویق نمی‌اندازند و به هر قیمتی، کارهای مهم را انجام می‌دهند. کورلی در کتابِ «عادات ثروتمندان»، توضیح می‌دهد که هنگامی که فکر عقب انداختن کاری به ذهنتان می‌آید، با گفتن جمله‌ی «همین حالا انجامش بده!» فورا از ذهنتان بیرونش کنید. اگر ضروری است، 100 بار هم که شده، این جمله را تکرار کنید. اما تا زمانی که کارتان تمام نشده است، از آن دست نکشید. 8. مثبت به نظر رسیدن راههای کسب ثروت در ایران موفق‌ترین فردی را که می‌شناسید، درنظر بگیرید. این فرد مثبت است یا منفی؟ به احتمال زیاد او فردی مثبت، مشتاق، پرانرژی و شاد است. چنین فردی تصمیم گرفته است که خوبی‌ها را در خودش و در دیگران ببیند. برای این شخص، مشکلات فقط فرصت‌هایی هستند که باید کشف شوند. مردم هر روز با اخبارِ رویدادها و اعمال ناگوار بمباران می‌شوند. افراد موفق تا جایی که بتوانند خودشان را در معرض چنین خبرهایی قرار نمی‌دهند و در عوض تصمیم می‌گیرند که ذهن‌شان را با ایده‌های مثبتِ کتاب‌ها و مجله‌ها پر کنند. 9. به طور منظم پس‌انداز کردن دعای بدست اوردن ثروت طبق گفته‌های کورلی، افراد موفق 10 تا 20 درصدِ درآمد ناخالص‌شان را پس‌انداز یا سرمایه‌گذاری می‌کنند یا برای بازنشستگی‌شان برنامه‌ریزی می‌کنند. همه‌ی افراد توانایی این کار را ندارند، اما مهم این است شما چند درصد کنار می‌گذارید؟ 10. کنار گذاشتن افکار محدودکننده بدست آوردن ثروت زیاد افراد موفق بر افکار و هیجانات‌شان مسلط هستند و به‌محض اینکه افکار بد وارد ذهنشان می‌شوند، آنها هر چیزی را که توانایی‌شان را برای موفقیت در وظیفه‌ی کنونی‌ به چالش می‌کشد، از سرشان بیرون می‌کنند. آنها خودشان را با افکار منفی معطل نمی‌کنند. با خودشان مثبت حرف می‌زنند و از خودشان خیلی انتقاد نمی‌کنند. آنها افکار منفی را با اندیشه‌های خوب جایگزین می‌کنند. از آنجا که افراد موفق به توسعه‌ی فردیِ روزانه متعهدند و همیشه درگیر کارهای مثبت هستند، به خودشان فرصت غرق شدن در احساسات منفی را نمی‌دهند. 11. به‌ اندازه خرج کردن دعای بدست اوردن ثروت زیاد افراد ثروتمند از ولخرجی اجتناب می‌کنند. اما در میان افرادی که با مشکلات مالی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، برخی افراد بیش از «دخل‌»شان «خرج» می‌کنند. چنین افرادی پشت سر هم چِک می‌کشند و قرض می‌گیرند. اگر شما نیز اینگونه هستید، همین امروز عزم‌تان را جزم کنید که وضعیت‌تان را تغییر دهید. 12. مطالعه‌ی روزانه علم بدست آوردن ثروت افراد موفق روزانه دست‌کم 30 دقیقه مطالعه می‌کنند. مطالعه‌، دانش و مهارت شما را افزایش می‌دهد. هنگامی که مطالعه می‌کنید، اغلب به دنبال پیشرفت خودتان هستید. پس این کار به‌طور خودکار شما را از هم‌قطاران‌تان متمایز می‌کند و درنتیجه شما برتر از آنها خواهید بود. منبع : https://keramatzade.com/Confident-ways-to-achieve-wealth-and-success-that-you-did-not-know-until-now ثروت و موفقیت رسیدن به ثروت و موفقیت

https://keramatzade.com/Be-sure-to-know-the-symbols-that-are-needed

احمدرضا کرامت بازدید : 3 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

علامت های دوست داشتن که نیاز است حتما بدانید دوست داشتن و عشق از آن مفاهیم غریبی است که در نظر هر کس ممکن است به گونه ای متفاوت تعبیر شود.گروهی دوست داشتن را در تسلیم محض بودن می بینند و عده ای دوست داشتن را در رضایت قلبی و آرامش درونی که در زندگی شان سایه افکنده است.عده ای دوست داشتن را فریاد می زنند و گروهی هم اعتقاد دارند که محبت زبانی کمترین نوع محبت است و عشق و علاقه ی واقعی را باید با عمل نشان داد.عشق حسی است که هر انسانی در زندگی خویش لااقل یک بار به طور خالصانه تجربه اش می کند. حسی که شبیه هیچ نوع حس دیگری نیست.حسی که شبیه آن را پیش و پس از آن به کس دیگری نخواهد داشت.وقتی عاشق می شویم و عشق را در رگ و پی خود حس می کنیم، باید قاعده های آن را نیز رعایت کنیم.دوست داشتن تعهد به همراه می آورد و تعهد مسولیت سنگینی است که شانه های هر انسانی یارای تحمل آن را ندارد. دوست داشتن بیش از حد وقتی وارد رابطه ای به قداست ازدواج می شویم، وقتی فردی را به عنوان شریک زندگی در کنار خود می پذیریم پس باید قواعد این رابطه را هم بپذیریم و از دل و جان در صدد رعایت آن بر بیاییم. 1– مردم در عشق دو نوع هستند دسته اول همیشه تلاش می کنند که به معشوق خود نزدیک باشند. آنها تمایل دارند به مکان هایی بروند که بتوانند به راحتی به معشوقه خود برسند و در هر فرصتی آنها را ببینند و لمس کنند، به عنوان مثال، با فشار کمی روی دست برای عذرخواهی و یا در آغوش گرفتن. دوست داشتن واقعی دسته دوم عاشقان، معمولا سعی می کنند از فردی که دوستش دارند دوری کنند. آنها ممکن است در هنگام گفتگو با زبان بی ادبانه صحبت کنند. زیرا فکر می کنند که با این روش احساسات واقعی خود را از “شکار” خود پنهان می کنند، یا احساس می کنند که آنها به اندازه کافی خوب نیستند تا در حضور این فرد ظاهر شوند و ابراز عشق کنند. اگر معشوق را X در نظر بگیریم، اگر ” X” بالا برود، آنها به طور خودکار پایین می آیند! اگر به تازگی از شما دوری کرده است، یا برعکس، سعی دارد به طور معمول به شما حمله کند، دلیل دیگری وجود دارد، شاید این روش ابراز عشق اوست! 2– خیره نگاه کردن دوست داشتن تو فردی که عاشق است اغلب چشم خود را به شخص مورد پسندش می دوزد:همیشه به نظر می رسد جزئیات مهمی در شخص مورد علاقه اش وجود دارد که قبلا آن را ندیده است. اگر کسی از عشق یک طرفه رنج ببرد، معمولا نمی تواند نگاه کردن به معشوق خود را متوقف کند، چرا که هیچ چیز برایش بهتر از این نیست. 3– یافتن یک راه غیرمعمول برای صحبت کردن دوست داشتن یعنی 2 نوع رفتار برای این مکالمه وجود دارد: نوع اول:یک شخص ناگهان شیوه طبیعی صحبت کردن خود را تغییر می دهد و حرف خود را با عنوان کردن ویژگی های یک شاعر، یک فیلسوف و یک روزنامه نگار مشهور تمام می کند. این کار برای او آسان تر از آن که در مورد موضوعات پیچیده و جالب صحبت کند، حتی اگر هرگز پیش از این در مورد آنها فکر نکرده باشد. اگر به اندازه کافی خوش شانس باشید، در ابراز عشق یک فرد معمولی به یک کمدین تبدیل می شود. در نوع دوم یک شخص معقول و آگاه به یک شخص احمق تبدیل می شود که دارای یک فرهنگ لغت بسیار فقیر است. اگر این اتفاق برای شما افتاد، سعی کنید تلاش برای تحت تاثیر قرار دادن شخص دیگر و ابراز عشق، خود را محدود کنید. 4– صحبت کردن در مورد عشق دیگران دوست داشتن الکی این افراد اغلب در مورد اشخاصی که به دیگران علاقه دارند صحبت می کنند و یا افرادی که خود آنها را دوست دارند و به آنها ابراز عشق کرده اند. حتی اگر آنها در مکالمات جدی در جمع همکاران خود باشند، به راحتی میتوانند به افراد دیگری بپیوندند که نام َمعشوق خود را بین صحبت های آنها شنیده اند. جالب توجه:فردی که عاشق است در مورد اهداف خود می تواند بسیار بسیار منفی صحبت کند. و اطرافیان در مورد او چیزی شبیه این خواهند گفت “او کمی عجیب است!” یا “او خیلی عجیب و غریب است!” یک چیز دیگر؛ در طول گفتگو، عاشقان ناشناس دوست دارند در مورد خود و شخص مورد علاقه شان وجه تشابه ذکر کنند:“به نظر می رسد تنها افرادی که سریال بازی تاج و تخت را تماشا می کنند، من و سارا هستیم.” 5– عدم کنترل لبخند و عکس العمل در مقابل لبخند معشوق دوست داشتن همسر هنگامی که چیزی مربوط به معشوق خود را می بینند و یا احساس می کند، نمی تواند لبخند خود را کنترل کند. اگر احساسات او بیش از حد قوی باشد، او حتی کمی ابروی خود را بالا می برد و یا حتی ناخودآگاه می خندد. اگر مردم هنگام صحبت کردن در یک جمع به جوک کسی بخندند، عاشقان مخفی ناخودآگاه به کسی که دوستش دارند، نگاه می کنند. 6– تغییر ناگهانی منافع و علایق دوست داشتن یک طرفه فرد عاشق به طور ناگهانی می تواند به همان چیزهایی که معشوقش علاقه دارد، علاقه مند شود. در عین حال او علاقه مند به ورزش می شود و یا شروع به خواندن ادبیات می کند که هرگز قبلا این کار را نکرده است. و در مورد بررسی مستمر پروفایل های شبکه های اجتماعی باید گفت که، شخص عاشق ناخودآگاه از همۀ دوستان نزدیک جنس مخالف معشوق خود متنفر می شود. خوب، این عشق است! البته، افرادی هستند که از این قوانین استثناء هستند. مهم نیست که چقدر سعی دارید حقیقت را بفهمید، آنها هرگز اسرار خود را نشان نمی دهند و یا ابراز عشق نمی کنند. منبع : https://keramatzade.com/Be-sure-to-know-the-symbols-that-are-needed دوست داشتن

https://keramatzade.com/6-Body-Language-Tips-For-More-Sales-To-Learn

احمدرضا کرامت بازدید : 3 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()
طریق لحن صدا و فقط 7درصد پیام از طریق کلام منتقل می‌شود 6 نکته زبان بدن در فروش بیشتر که باید یاد بگیریید زبان بدن در مذاکره فروش ارتباط غیرکلامی چیست؟ ارتباط غیرکلامی یعنی ارتباطِ بدون زبان گفتاری که به آن «زبان بدن» نیز می‌گویند و در مذاکرات فروش از اهمیت بسزایی برخوردار است. در مذاکرات فروش، 55درصد پیام از طریق زبان بدن و ارتباط غیرکلامی، 38درصد پیام از طریق لحن صدا و فقط 7درصد پیام از طریق کلام منتقل می‌شود. به‌بیان‌دیگر، زبان بدن مهم‌ترین ابزار انتقال پیام اصلی به‌ویژه در مذاکرات فروش است. در ادامه با ما همراه باشید تا با فوت‌وفن‌های استفاده از زبان بدن در فروش بیشتر آشنا شوید. 1. محکم و با اعتماد به‌ نفس راه بروید زبان بدن در فروش بیمه توجه به زبان بدن حتی در هنگام راه‌رفتن الزامی است. باید درحالی‌که مستقیما رو به جلو نگاه می‌کنید، سر و چانه را بالا بگیرید و با قامت راست راه بروید. سعی کنید نفس عمیق بکشید و همچنین طوری راه بروید که شانه‌ها و نیز ستون‌فقرات‌تان به‌شکل خطی راست قرار گرفته باشند. دیگر اینکه باقدرت و بااعتمادبه‌نفس راه بروید و پای‌تان را تند کنید، طوری که انگار جایی قرار دارید و باید کسانی را ببینید. زبان بدن‌تان در مجموع باید نشان بدهد فردی پرمشغله، فعال، بااعتمادبه‌نفس و تأثیرگذار هستید. 2. قاطع و کامل دست بدهید زبان بدن در فروشندگی وقتی با کسی ملاقات می‌کنید، باید باقدرت، کامل و محکم دست بدهید. این حرکتِ آغازین تاحدی تعیین‌کننده‌ی موفقیت یا شکست مذاکره‌کننده است. وقتی با کسی دست می‌دهید، طرف مقابل می‌تواند از روی شیوه‌ی دست‌دادن‌تان حدس و گمان‌هایی بزند و شخصیت‌تان را بخواند. اگر قوی و محکم دست بدهید، به چشم طرف مقابلِ مذاکره، پذیرفتنی‌تر خواهید آمد و او به خرید محصول یا خدمات‌تان بیشتر راغب خواهد شد. مذاکره‌کنندگانی که شُل و بی‌دقت دست می‌دهند یا کسانی که نصفه‌نیمه فقط با انگشتان‌شان دست می‌دهند، تأثیر شخصیتی منفی از خود برجای می‌گذارند. 3. در برخورد اول تأثیرگذار باشید زبان بدن در جذب مشتری وقتی در جلسه‌ی مذاکره حاضر می‌شوید، دست‌تان را به‌منظور دست‌دادن جلو ببرید و درحالی‌که مستقیما به چشم‌ طرف مقابل نگاه می‌کنید، سلام و احوال‌پرسی کنید. این طرز برخورد در ملاقات اول مانند ضربه‌ی آغازین در بازی فوتبال است. اگر این برخورد به‌طرز مناسبی انجام بگیرد، می‌توانید نتیجه‌ی بازی را طوری رقم بزنید که فروش موفقی داشته باشید. 4. صاف و رو به‌ طرف مقابل مذاکره بنشینید آموزش زبان بدن در فروش طرز نشستن در مذاکرات فروش ممکن است در نتیجه‌ی مذاکره تأثیرگذار باشد. وقتی در جلسه‌ی مذاکره حضور پیدا می‌کنید، همیشه مستقیما رو به طرف مقابل بنشینید. هرگز نباید به پشتی صندلی لَم بدهید، زیرا این طرز نشستن نشانه‌ی بی‌خیالی است و به طرف مقابل القا می‌کند که اهمیت خاصی برای هدف مذاکره قائل نیستید. درعوض، صاف بنشینید و اندکی بدن‌تان را به‌سمت جلو متمایل کنید. در طول مذاکره باید از لحاظ جسمی و روحی کاملا حواس‌جمع باشید، درست مثل دونده‌ای که پشت خط شروع منتظر شنیدن صدای شلیک آغاز مسابقه است. زبان بدنِ مذاکره‌کنندگانِ فروش می‌تواند طرف‌های مذاکره را تحت تأثیر قرار بدهد. اگر صاف و کمی متمایل به جلو بنشینید و به اطراف‌تان آگاه باشید، طرف مقابل را به روند مذاکره علاقه‌مندتر خواهید کرد. به‌این‌ترتیب با دقتی مضاعف به صحبت‌های‌تان گوش می‌کند و اصطلاحاً خیلی بیشتر در مذاکره مایه می‌گذارد. درواقع، طرف مقابل در ضمیر ناخودآگاه خود تصور خواهد کرد که گفته‌های شما بااهمیت و درخور توجه است. اما اگر در طول مذاکره‌ی فروش لَم بدهید و به‌قول‌معروف بی‌خیالی طی کنید، از بارِ توجه مخاطب‌تان کاسته خواهد شد. 5. طرف مقابل مذاکره را به داشتن روحیه‌ای باز و پذیرا دعوت کنید تاثیر زبان بدن در فروش اگر نماینده‌ی حاضر در مذاکره‌ی فروش بر زبان بدن مسلط باشد و سرنخ‌های ارتباط غیرکلامی را به‌دست بیاورد، مطمئنا راحت‌تر می‌تواند طرف مقابل مذاکره را به‌راه بیاورد. مثلا اگر طرف مقابل دست‌به‌سینه نشسته باشد، معمولا نشانه‌ی خوبی نیست. البته ممکن است طرف مقابل به‌خاطر اینکه احساس سرما می‌کند، دست‌به‌سینه نشسته باشد، اما این طرز نشستن در بسیاری موارد ازجمله نشانه‌های غیرکلامیِ بی‌علاقگی به‌شمار می‌رود. خیلی اوقات، کسی که دست‌به‌سینه می‌نشیند، در وضعیتی قرار دارد که ذهنش بسته است. دست‌به‌سینه نشستن یکی از روش‌های غیرکلامیِ ناخودآگاه جهت مسدودنمودن اطلاعات ورودی است. وقتی طرف مقابل دستانش را از هم باز می‌کند، ذهنش نیز باز می‌شود. بنابراین، مذاکره‌کننده‌ی فروش باید سعی کند طرف مقابل در حالتی قرار بگیرد که پذیرای اطلاعات ورودی باشد. برای اینکه طرف مقابل به حالت پذیرا دربیاید، مذاکره‌کننده می‌تواند جلسه را با چند پرسش آغاز کند. باز هم اگر طرف مقابل دستانش را از هم باز نکرد، مذاکره‌کننده باید بروشورها یا لیست قیمت‌ها را به دستش بدهد یا مثلا از او تقاضای کارت ویزیت کند یا بخواهد قیمت چیزی را محاسبه کند. خلاصه اینکه باید قوه‌ی ابتکار خود را به‌کار انداخت تا طرف مقابل مجاب شود باعلاقه و پذیرا به صحبت‌ها گوش بدهد. 6. از زبان بدن مثبت استفاده کنید کاربرد زبان بدن در فروش انداختن یک پا روی پای دیگر همان پیامی را منتقل می‌کند که درمورد دست‌‌به‌سینه نشستن گفتیم. این طرز نشستن نشان می‌دهد طرف مقابلِ مذاکره همه‌چیز را نمی‌گوید. اگر دیدید طرف مقابل مچ یکی از پاهایش را روی پای دیگرش قرار داده است، یعنی اینکه سعی دارد قسمتی از اطلاعات ضروری برای شما را بروز ندهد. خیلی اوقات ممکن است طرف مقابل زبان بدن‌تان را تقلید کند، پس زبان بدن‌تان را طوری تنظیم کنید که محصول یا خدمات‌تان به‌فروش برود. دست‌‌به‌سینه ننشینید و دستان‌تان را از هم باز کنید. همچنین هر دو پا را روی زمین بگذارید، یعنی مچ پا یا زانوی‌تان را روی پای دیگر قرار ندهید. به‌این‌ترتیب، اگر طرف مقابلِ مذاکره زبان بدن‌تان را تقلید کرد، نشانه‌های ارتباط کلامی مثبت را تقلید کرده است. دیگر اینکه بدن‌تان را اندکی رو به جلو متمایل کنید، صحبت‌های طرف مقابل را با دقت بشنوید، هرازگاهی سرتان را به نشانه‌ی تأیید تکان بدهید و مهم‌تر اینکه لبخند بزنید تا طرف مقابل نیز به انجام همین رفتارها ترغیب شود. با تکیه بر این استراتژی خواهید دید که طرف مقابل خیلی زود وارد بحث می‌شود، سؤال می‌پرسد و با حواس‌جمعی بیشتر به صحبت‌های‌تان گوش می‌کند. با رعایت نکاتی که مرور کردیم، می‌توانید احتمال موفقیت‌تان را در مذاکرات فروش افزایش بدهید و حتی در زندگی‌تان نیز راحت‌تر به خواسته‌های‌تان برسید. منبع : https://keramatzade.com/6-Body-Language-Tips-For-More-Sales-To-Learn زبان بدن در فروش

https://keramatzade.com/Dollar-earnings

احمدرضا کرامت بازدید : 3 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

کسب درآمد ارزی پیش روی شما است راههای درآمد دلاری به ساده ترین شکل ممکن​ تابه‌حال به کسب درآمد دلاری فکر کرده‌اید؟ شاید پیش آمده باشد که با خودتان فکر کنید که چطور می‌توان در ایران زندگی کرد، اما منبع درآمدتان از راهی باشد که به‌جای ریال، یورو یا دلار دریافت کنید.. درحال‌حاضر، سایت‌های زیادی در سراسر جهان فعال هستند که شما را با کارفرمایان در هر گوشه دنیا ارتباط می‌دهند تا نیازهای فنی و تخصصی آن‌ها را به‌صورت پروژه‌ای برطرف کنید. با جست‌وجو کردن واژه «Freelancing» در گوگل، سایت‌های زیادی به شما پیشنهاد داده می‌شود که می‌توانید از طریق آن‌ها انجام کار پروژه‌ای برای کارفرمایان بین‌المللی را آغاز کنید. در ادامه این مقاله، تعدادی از همین سایت‌ها را به شما معرفی می‌کنیم. البته فکر نکنید که با ثبت نام در این سایت‌ها، درآمد ارزی همین‌طور به سراغ شما می‌آید. ورود به دنیای فریلنسینگ هم مانند هر کار دیگری، نیاز به کسب دانش و تجربه دارد و همه‌چیز باید آرام‌آرام پیش برود. کسب درآمد ارزی از طریق فریلنسینگ در ایران درآمد دلاری در ایران تخصص‌هایی مثل طراحی سایت، طراحی گرافیک، سئو، تولید محتوا و ترجمه حرفه‌هایی هستند که درحال‌حاضر بیشترین تقاضا را در سراسر جهان دارند. هر کدام از این تخصص‌ها را که بلد باشید، چه به‌صورت تمام‌وقت و چه به‌صورت پروژه‌ای، فرصت‌های زیادی در انتظار شما است. با توجه به رشد سریع شرکت‌ها و مشکل کمبود نیروی انسانی متخصص در کشورها، کارفرمایان برای تأمین نیازهای خود به برون‌سپاری کارها روی آورده‌اند. البته این موضوع می‌تواند در کاهش هزینه‌های هر سازمان یا استارت‌آپ هم مؤثر باشد. به‌همین‌دلیل فریلنسینگ (دورکاری) روزبه‌روز گسترده‌تر شده و افراد زیادی کار در منزل و به‌دور از هیاهوی دفتر کار را به کار تمام‌وقت ترجیح می‌دهند. در ایران هم می‌توان از این فرصت نهایت استفاده را برد و با توجه به هزینه‌های پایین زندگی نسبت به نقاط دیگر دنیا، با انجام پروژه‌های برون‌مرزی، درآمد بالایی کسب کرد و زندگی راحتی داشت. پیش‌نیاز کار به‌صورت دورکاری، پیش از هر چیز دسترسی به یک حساب بین‌المللی برای دریافت دستمزد است. اکثر وب‌سایت‌هایی که پروژه‌های دورکاری در آن‌ها قرار دارند، از حساب پی پال برای انجام تسویه‌حساب استفاده می‌کنند. افتتاح حساب پی پال در ایران هم کار مشکلی نیست. پس اگر تخصص لازم برای این کار را دارید، نگران نباشید و برای قدم‌های بعدی برنامه‌ریزی کنید. شما باید در وب‌سایت فریلنسینگی که فکر می‌کنید پروژه‌هایی مرتبط با تخصص شما در آن قرار دارد، ثبت‌نام کنید. البته این کار هم برای ما که داخل ایران زندگی می‌کنیم، کار چندان ساده‌ای نیست. ثبت‌نام در بیشتر این سایت‌ها به‌عنوان یک ایرانی، روش خاص خودش را دارد که باید آن را یاد بگیرید. اما کسب درآمد دلاری، به سختی‌اش می‌ارزد. سایت‌های معروف دورکاری یا فریلنسینگ در دنیا چگونه درآمد دلاری داشته باشیم اگر به این سبک کار علاقه‌مند شده‌اید، دو راه پیش روی شما وجود دارد. دریافت پروژه در سایت‌های فریلنسینگ ایرانی یا همکاری با کارفرمایان خارجی و کسب درآمد دلاری. اگر راه دوم را انتخاب می‌کنید، ادامه این مقاله را بخوانید تا شما را با معروف‌ترین سایت‌های فریلنسینگ دنیا آشنا کنیم. نقد کردن درآمد ارزی به‌دست‌آمده از این سایت‌ها، خیلی وقت‌ها می‌تواند حتی فراتر از حد تصورتان باشد! سایت آپ وُرک (UpWork) درآمد دلاری واقعی آپ‌ورک یکی از بهترین سایت های فریلنسینگ خارجی است و بیش از 1٫5 میلیون نفر مراجعه‌کننده دارد. این سایت که پیش از این اُدِسک (oDesk) نام داشت، برای همه فریلنسرها چیزی در آستین دارد. در طبقه‌بندی‌های این وبسایت معروف، امکان یافتن کار به‌صورت ساعتی/پروژه‌ای، بلندمدت/کوتاه‌مدت و حرفه‌ای/مبتدی وجود دارد. پس مهم نیست که از لحاظ حرفه‌ای و کاری چه جایگاهی دارید، به هر حال آپ ورک به شما کمک می‌کند تا فریلنسری موفق باشید. سایت فریلنسر(Freelancer) درآمد دلاری ایران فریلنسر یکی از بزرگ‌ترین سایت‌های دورکاری در دنیا است. در این وب سایت، امکان جالبی برای نیروهای کار وجود دارد. بر خلاف دیگر سایت‌های دورکاری، فریلنسرها برای اثبات مهارت‌های خود با هم رقابت می‌کنند. پس فقط در صورتی برای دریافت پروژه به این سایت بروید که ضمنا دارای روحیه‌ای رقابتی هستید و از آن مهم‌تر به توانایی‌هایتان اعتماد دارید. سایت 99 دیزاینز (99Designs) درآمد دلاری از اینترنت 99 دیزاینز هم یکی از سایت‌های فریلنسینگ خارجی است؛ همان‌طور که از نامش مشخص است، این سایت برای طراحان راه‌اندازی شده و به آن‌ها امکان رقابت با یکدیگر را می‌دهد. کارفرمایان هم از میان بهترین طراحان، نیروی کار مطلوب خود را انتخاب می‌کنند. 99 دیزاینز، بستری مناسب برای اثبات استعدادهای طراحان خبره است. پیپل پر هاور (PeoplePerHour) https://keramatzade.com/uploads/article/untitled%20folder/untitled%20folder/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF/%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF1/Dollar-earnings-%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AF%D9%84%D8%A7%D8%B1%DB%8C-6.jpg پیپل‌ پر هاور بستری برای فریلنسرهایی است که به‌دنبال پروژه‌هایی در حوزه وِب می‌گردند. اگر طراح وب‌، توسعه‌دهنده وب، کارشناس سئو یا دیجیتال مارکتینگ هستید، حتما سری به این سایت بزنید. پروژه‌های زیادی در این زمینه‌ها منتظر شما است. در آخر اینکه، اگر سراغ درآمد دلاری می‌روید، باید پیش از هر چیز رسم‌ورسوم خدمات دریافت و پرداخت آنلاین ارزی را بدانید و با مفاهیمی مانند پی پال آشنا شوید. با شناخت این مفاهیم، می‌توانید خیلی راحت‌تر و بدون دردسر برای دریافت دستمزد پروژه‌های خود اقدام کنید. منبع: keramatzade درآمد دلاری کسب درآمد دلاری

https://keramatzade.com/Financial-Problems

احمدرضا کرامت بازدید : 4 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

چگونه برای غلبه بر 8 منابع مشکلات مالی و مشکلات خود را از یک بحران مالی یا اورژانسی محافظت کنید چالش ها و مشکلات مالی برای هر کس در برخی موارد اتفاق می افتد، و استرس و نگرانی می تواند به شما دست یابد. با این حال، متوجه می شوید که تقریبا همیشه یک راه وجود دارد، می تواند به شما کمک کند تا احساس افسردگی نکنید. شما ممکن است بتوانید راه خود را بیابید، یا ممکن است به چشم انداز شخص دیگری نیاز داشته باشید تا به شما در پیدا کردن یک راه حل کمک کند. در زیر ما به شما نشان خواهیم داد که چگونه مشکلات ومشکلات مالی را حل کنید و استرس را کاهش دهید. اما، یک اندازه همه جا نیست. اگر وضعیت شما فراتر از کمک کلی ارائه شده در اینجا باشد، ما همچنین به شما اجازه می دهیم بدانید چه کسی می توانید برای کمک بیشتر به آن مراجعه کنید. 1. شناسایی مشکلات مالی اساسی که دشوار است مشکل مالی دارم گام اول برای غلبه بر مشکلات مالی شناسایی مسئله اساسی است که باعث مشکلات مالی می شود. مشکلات مالی معمولا نشانه یک مسئله بزرگتر است. برای رسیدن به راه حل هایی که در بلندمدت کار می کنند، زمان را برای شناسایی منبع واقعی مشکلات مالی خود بیابید. در اینجا چند مورد رایج برای فکر کردن وجود دارد: منبع مشکل مالی دلیل آنکه اغلب مشکلات رخ می دهد راه حل بیکاری یا کمتر از درآمد معمول استفاده از اعتبار برای هزینه های زندگی در کاهش درآمد شیوه زندگی خود را دوباره ارزیابی کنید، یک بودجه ایجاد کنید و آن را دنبال کنید. اگر مشغول به کار هستید، ببینید آیا می توانید یک شغل دوم یا بیشتر اضافه کنید بیماری غیر منتظره یا تصادف افزایش هزینه های پزشکی و کم درآمد / بدون درآمد شیوه زندگی خود را ساده کنید تمام کمکهایی که می توانید دریافت کنید. اطمینان حاصل کنید که همه مواردی را که حق دارید دریافت می کنید: با استان خود چک کنید و به سازمان هایی که می توانند کمک کنند، دسترسی پیدا کنید حرکت خود به خود برای رسیدن به یک سطح بالایی از زندگی که والدین خود را چندین دهه به طول انجامید استفاده می شود تنظیم انتظارات و آموختن در آنچه که کسب می کنید به جای آنچه که مورد استفاده قرار می گیرید، زندگی کنید.استفاده از پول نقد، نه اعتبار اولین نوزاد متولد می شود والدین برای هزینه های افزایش یافته و کاهش درآمد در دوران پس از زایمان هزینه نمی کنند تنظیم بودجه و شیوه زندگی خود را به تناسب درآمد کاهش یافته و افزایش هزینه ها طلاق خانه را به دست آورده اید اما نمی توانید هزینه های جاری را فقط در یک درآمد داشته باشید؛ بیش از صورتحساب چپ خانه را به فروش برسانید و به چیزی که بتوانید درآمد کسب کنید و درآمد خود را با خانه تولید کنید بازنشستگی شما در حال حاضر دارایی غنی و پول نقد فقیر . شما دیگر نمیتوانید زنده بمانید و درآمد کاهش یافته در خانه را حفظ کنید خانه را به فروش برسانید، به چیزی که بتوانید بپردازید، به درآمد بیشتری از فروش سرمایه گذاری کنید و از زندگی بیشتر لذت ببرید دلبستگی احساسی به چیزی شما مایل نیستید چیزی را که دیگر نمی توانید بپردازید: خانه، کسب و کار، وسیله نقلیه یا اسباب بازی می تواند باشد احساسات را کنار بگذارید و از وضعیت مالی نگاه کنید ؛ تصویر زندگی 5 سال از حال حاضر و چه صورتحساب خواهد شد پس از آن اعتیاد هزینه های بیشتری را صرف کسب تلاش برای برآوردن اعتیاد می کنید برای مقابله با اعتیاد کمک و مشاوره حرفه ای دریافت کنید . اگر نتوانید، هرگز بر مشکلات مالی خود غلبه نخواهید کرد مشکل مالی شما ممکن است در بالا ذکر نشده باشد یا ممکن است پیچیده تر باشد. با این حال، مفهوم شناسایی یک مشکل خاص مهم است زیرا بیشتر احتمال دارد به یک راه حل پایدار منجر شود. درست مثل یک شیر آب نوشابه؛ قرار دادن سطل زیر موقت است شیر را ثابت کنید و نشت متوقف خواهد شد. تمرکز بر حل مشکل که موجب مشکلات مالی و پولی شما می شود، به جای اینکه در استرس خود زندگی کنید. 2. ایجاد یک بودجه - پول را به نحوی که به حل مشکلات مالی کمک می کند، صرف کند مشکل مالی دارم کمکم کنید یکی از بهترین سلاح ها برای مبارزه با مشکلات مالی بودجه ای است. بودجه یک برنامه هزینه ماهانه برای پول شما است. ایجاد یک بودجه مانند روشن کردن چراغها برای پیدا کردن راه خود در اطراف یک اتاق تاریک است. شما دیگر نیازی به تیرگی در تاریکی ندارید کتک زدن سینه های خود را، از بین بردن مبلمان، و قدم زدن روی سگ. در عوض، با چراغ روشن، می توانید ببینید چه اتفاقی می افتد و پیش از وقوع مشکلات پیش می آید. یک بودجه به همان شیوه کار می کند؛ آن تصمیمات مربوط به هزینه خود را هدایت می کند، به طوری که شما پولی را برای آنچه که واقعا برای شما اهمیت دارد، صرف می کنید. در این مورد، پول خود را به نحوی که به حل مشکل مالی شما کمک می کند ، صرف کنید . هزینه های خود را برای ساخت یک بودجه ای که کار می کند، پیگیری کنید همانطور که بودجه خود را ایجاد می کنید، مهم است که هزینه های شما فقط حدس زدن نیست - آنها باید واقعیت را منعکس کنند. شما ممکن است بخواهید به پیگیری هزینه های خود را برای حداقل چند هفته (یک ماه بهتر است) به عینی ببینید که در آن شما در حال صرف پول خود را و چقدر شما صرف. اگرچه ممکن است فکر کنید که می دانید که در آن پول خود را می گذرانید، زمانی که اکثر مردم یک ماه یک بار خرید خود را انجام می دهند، معمولا کاملا شگفت زده می شوند که هزینه های خود را با آنچه که اولویت آنها بود، مطابقت نمی دهد. هنگامی که مطمئن هستید اعداد در بودجه شما واقع گرایانه هستند، می توانید به بودجه تان نگاهی بیندازید و برای مناطقی که می توانید پول را ذخیره کنید، جستجو کنید. شما می خواهید از خودتان چیزهایی بپرسید: آیا باید اینقدر غذا بخورم؟ آیا باید ماه ها سرگرمی و سرگرمی را صرف کنم؟ آیا می توانم یک ناهار بخورم تا کار را بکنم؟ »از شما می پرسد آیا این سوالات به این معنا نیست که شما ارزان یا محدود به بودجه خود هستید. این بدان معنی است که شما چیزهای بزرگتری برای انجام یا نگرانی در مورد چیزهایی که می توانید با ایجاد برخی از تغییرات کوچک حل کنید. 3. تعیین اولویت های مالی برای انتخاب گزینه های هزینه های خود را مشکل مالی ازدواج برای غلبه بر مشکلات مالی و حل مشکلات خود به خوبی، باید اولویت های خود را تعیین کنید. برخی از آنها ممکن است اولویت های مالی روشن، به عنوان مثال برای پرداخت کارت اعتباری شما باشد. دیگران ممکن است اهداف شیوه زندگی براساس ارزشهای خود باشند، مثلا صرفه جویی در هزینه تعمیر خانه، به طوری که خانواده شما محل خوبی برای تماس با خانه داشته باشند. تنظیم اولویت های روشن برای خود باعث می شود تصمیمات مالی سخت تر شود. اولویت بندی (= آنچه که برای شما اهمیت دارد) به اهداف قابل اجرا و قابل دستیابی (= آنچه که با پولتان انجام می دهید، بعلاوه هزینه های انتخابی) به شما کمک می کند تا مشکلات پولتان را حل کنید و به مسیر بروید. هدف اول شما ممکن است ایجاد یک بودجه برای کنترل یک مشکل خاص باشد . به عنوان مثال، یکی از اهداف کوتاه مدت شما ممکن است هزینه های خود را کاهش داده و از کوچکترین توازن کارت اعتباری خود بکاهد. یک هدف متوسط ​​می تواند پرداخت بدهی های کارت اعتباری شما باشد. 4. شناسایی مراحل کوچک شما می توانید برای حل مسئله و دستیابی به اهداف خود مشکل مالی در ازدواج راه حل مشکلات مالی اغلب کاهش هزینه ها، افزایش درآمد یا انجام برخی از ترکیب هر دو است. این ممکن است چیزی نیست که میخواهید انجام دهید و تنها نیستید. اکثر مردم نمیخواهند تغییر سبک زندگی خود را تغییر دهند، اما با انتخاب مشکالت پولی روبرو هستند یا چندین تغییر کوچک برای کاهش استرس مالی - اکثر مردم بازی را امتحان می کنند. تغییرات بزرگی همیشه از تغییرات کوچک بسیار سخت تر است، بنابراین برای رسیدن به اهداف خود، مراحل کوچکی را که می توانید برای رسیدن به آنها انجام دهید شناسایی کنید. اگر مشکلی برای پول دارید زیرا شما هر ماه 50 دلار کوتاه دارید، ممکن است یکی از اولین اهداف کوتاه مدت شما برای پرداخت یک کارت اعتباری کوچک باشد که هر ماه مبلغ حداقل 50 دلار را پرداخت می کند. در اینجا نگاه کنید به ایده های که در آن پیدا کردن برخی از پول اضافی در هر ماه ، دریافت کارت پرداخت می شود، و پس از آن به طور دائم 50 $ اضافی برای استفاده در بودجه خود را هر ماه داشته باشد. با این حال، اگر در آن زمان به این هدف دست پیدا کردید، بدون آنکه 50 دلار درآمد کسب کنید، از آن برای تسریع پرداخت هر بدهی در هر ماه استفاده کنید و تمام بدهی های خود را سریع تر دریافت کنید. در واقع یک نام برای این است، آن را "اثر گلوله برفی" - حفظ حداقل پرداخت در تمام بدهی ها، اما قرار دادن تمام پول اضافی به سمت یک بدهی به آن را دریافت سریع تر پرداخت می شود. پس از آنکه یک بدهی به دست می آید، تمام وجوه اضافی را به منظور از بین بردن بدهی های بعدی قرار دهید. این یک روش قدرتمند برای پرداخت سریع بدهی است. به دنبال چیزهایی هستید که می توانید حتی به طور موقت برای بهبود وضع خود اقدام کنید در اینجا ایده های بیشتر یا گام هایی که می توانید در نظر بگیرید برای بهبود وضع مالی خود و رفع مشکلاتی در نظر بگیرید: همانطور که از بودجه خود نگاه می کنید، از خودتان بپرسید: آیا من این را می خواهم یا به آن نیاز دارم؟ آیا هزینه این پول من را به اهداف مالی من نزدیک تر می کند یا دورتر؟ آیا می توانم بدون آن زندگی کنم؟ در مورد جدا کردن نیازهای خواسته ها بیشتر بدانید . آیا از کارت های اعتباری برای خرید های ضروری استفاده می کنید؟ این می تواند به یک چرخه مشکالت مالی در حال انجام کمک کند و تا 50٪ به هر چیزی که خریداری می کنید اضافه کنید . یاد بگیرید چگونه به کاهش یا تغییر عادت های پر هزینه ضربه بزنید. از خود بپرسید که آیا می توانید هر چیزی را در بودجه خود کم کنید یا گزینه ای ارزان تر را تغییر دهید. اگر هزینه های وسایل نقلیه بودجه شما را کاهش می دهد، می توانید وسیله نقلیه خود را کاهش دهید، یک وسیله نقلیه را از بین ببرید (به طور متوسط ​​فرد سالانه بیش از 9000 دلار به ماشین خود اختصاص می دهد)، حمل و نقل (80٪ ارزان تر از داشتن وسیله نقلیه) استخر؟ اگر اجاره، وام مسکن یا نگهداری خانه شما خونریزی شما خشک است، می توانید به چیزی ارزان تر بروید، اجاره زیرزمین خود، اجاره اتاق در خانه خود، اجاره فضای ذخیره سازی در گاراژ خود، و یا می توانید در یک دانش آموز را برای برخی از درآمد اضافی؟ اگر بدهی باعث مشکلات مالی شما می شود، در اینجا راه های زیادی برای کاهش بدهی های شما وجود دارد و یا اینجا چندین روش موثر برای از بین رفتن بدهی ها است . آیا شما دارایی یا اسباب بازی هایی دارید که می توانید برای پرداخت بدهی ها به فروش برسانید؟ آیا می توانید کار دیگری انجام دهید یا درآمد دیگری را با چیزی که می دانید چگونه به خوبی انجام دهید ایجاد کنید؟ در خارج از جعبه نگاه کنید، سوالاتی را از خود بپرسید، از یک دوست قابل اعتماد دعوت کنید تا نگاهی به بودجه خود داشته باشید و پیشنهادات خود را مطرح کنید، یا یک مشاور اعتباری بنشینید و پیشنهادات خود را دریافت کنید . گزینه های تحقیقاتی مناسب که شما را به سمت اهداف شما حرکت می دهد. یک وام تثبیت ، با صحبت با مشاور اعتباری ، یک برنامه مدیریت بدهی یا گزینه دیگری ممکن است امکان پذیر باشد. در حالی که انجام هرکدام از اینها می تواند یک فکر غیرمعقول باشد، آنها را تنها نگذارید زیرا آنها شما را از منطقه راحتی شما حرکت می دهند. درباره آنها فکر کنید و به آنها توجه کنید. به عقب برگردید به این ایده ها از زمان به زمان برای دیدن اگر شما می توانید با زاویه جدید در کاهش هزینه های خود و یا افزایش درآمد خود را که ممکن است فقط برای شما کار می کنند. به یاد داشته باشید، شما در حال تلاش برای رسیدن به یک زمان سخت؛ شما لازم نیست این کار را برای همیشه انجام دهید، فقط برای بازگشت به مسیر. اگر شما واقعا در حال مبارزه هستید، یک مشاور اعتباری با تجربه می تواند منبع عالی و رایگان پیشنهادات باشد. 5. طرح خود را برای غلبه بر مشکلات مالی برای خلق کنید مشکلات مالی مدارس هنگامی که شما برخی از ایده ها را برای شروع مشکلات مالی و مشکالت مالی خود شروع می کنید، می توانید برنامه ای واقعی برای رسیدن به اهداف خود بسازید . بعضی از اهداف یک جدول زمانی چند ماهه دارند؛ دیگران به یک جدول زمانی دیگر نیاز دارند، مانند 24 تا 36 ماه. اهداف خود را پایین بیاورید، اما در حال حاضر هم در رابطه با هر هدف مشخص کنید. به عنوان مثال، اگر یکی از اهداف شما پرداخت بدهی های 4،000 دلاری باشد، مطمئن باشید که تعادل بدهی فعلی و هدف آینده خود را برای پرداخت این مبلغ به 0 دلار اضافه کنید. شما می خواهید مبلغی را که می خواهید برای پرداخت این بدهی هر ماه به برنامه خود اضافه کنید، به طوری که بتوانید آن را در مدت زمان مورد نظر خود بپردازید. برای کمک بیشتر در تنظیم اهداف، به این نگاه کنید . در اینجا نیز برخی هستند راهنمایی در تنظیم اهداف مالی با همسر خود . اگر واقعا احساس غربت و تحمل وضعیت خود را دارید، می توانید برای کمک به سازمان غیر انتفاعی مشاوره مشاوره ای نیز دسترسی پیدا کنید . آنها مشاورین اعتباری و بدهی حرفه ای را آموزش می دهند که می توانند وضعیت شما را با شما بررسی کنند، به شما کمک می کنند که یک بودجه واقع بینانه بسازید و به شما کمک کنید تا برنامه ای برای حل چالش های فعلی خود و دریافت مالی خود را در مسیر خود داشته باشید. کمک آنها معمولا آزاد است و همیشه محرمانه است. 6. بررسی چگونگی انجام کارها حل مشکل مالی با دعا آخرین مرحله پس از چند ماه کار بر روی برنامه شما اتفاق می افتد. هر یک بار در یک زمان چند دقیقه طول می کشد تا بررسی کنید که چطور اتفاق می افتد. آیا برنامه شما کار می کند؟ آیا شما به سمت اهداف خود پیشرفت می کنید؟ اگر نه، شما نیاز به بررسی دقیق تر دارید تا فهمید که چرا برنامه نویسی نمی کنید و تنظیم می کنید. طرح شما باید واقع بینانه باشد، یا کار نخواهد کرد. این باید شامل مواردی باشد که قبل از اینکه برنامه را در محل قرار دهید، انجام ندهید. اگر قبلا انجام دادید، قبل از آن هم همین کار را ادامه دهید . شما باید یک کار متفاوت انجام دهید تا نتیجه دیگری پیدا کنید. همانطور که برنامه خود را دنبال می کنید و بهبود وضعیت خود را می بینید، به امکان تنظیم برنامه ریزی باز می شود. هنگامی که شما شروع به پیشرفت می کنید، ممکن است متوجه شوید که شما بهتر از آنچه فکر می کنید انجام می دهید یا ممکن است بینش جدیدی پیدا کنید. بهبود برنامه خود را به طوری که شما اهداف خود را سریع تر انجام دهید خوب است تا زمانی که بودجه خود را می توانید از تغییرات استطاعت است و هر کسی که به بودجه خود را متکی است، با رویکرد تهاجمی تر است. جلوگیری از چالش های مالی آینده در آینده، چالش های مالی غیر منتظره ناشی می شود - در واقع، تحقیقات نشان می دهد که 6 نفر از 10 نفر کانادا رویدادهای مهم زندگی را تجربه خواهند کرد که برنامه های مالی قبلی خود را به چالش می کشد . کلید حل این چالش ها انعطاف پذیری است. گاهی اوقات بودجه را مرور کنید و تغییرات لازم را انجام دهید. ایجاد پس انداز به طوری که شما می توانید هزینه های غیر منتظره را بدون رفتن به بدهی و قرار دادن خود را در یک وضعیت دشوار است. غلبه بر مشکلات مالی و مشکلات آسان نیست، اما با تنظیم برخی از اولویت های روشن برای خود، شناسایی راه هایی برای دستیابی به این اهداف و پایبندی به برنامه شما، می توانید بر چالش ها غلبه کنید و در عین حال پایان دادن به استرس مالی . منبع : https://keramatzade.com/Financial-Problems مشکلات مالی مشکل مالی

https://keramatzade.com/10-low-self-esteem-that-has-a-damaging-effect-on-women's-emotional-and-marital-relationships

احمدرضا کرامت بازدید : 0 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

همیشه یکسان نیست 10 مورد عزت نفس پایین که بر روابط عاطفی و زناشویی زنان اثر مخرب دارد هیچ چیز به‌اندازه‌ی کمبود عزت نفس نمی‌تواند در توانایی برقراری یک رابطه سالم تداخل ایجاد کند. اگر خودتان باور نداشته باشید که به‌اندازه‌ی کافی خوب هستید، چطور انتظار دارید که فرد دیگری شما را به‌عنوان شریک زندگی خود انتخاب کند؟ عزت نفس پایین باعث می‌شود که بارها رابطه‌ی خود را محک بزنید یا آن را کاملا خراب کنید. حتی این احتمال وجود دارد که زندگی با شریکی را انتخاب کنید که در آن، مطابق با باورهای اشتباهی که نسبت به خودتان دارید، با شما برخورد می‌شود. البته تأثیر کمبود عزت‌ نفس همیشه یکسان نیست. همراه ما باشید، در این مقاله به شما می‌گوییم کمبود عزت‌ نفس چگونه در رابطه عاطفی‌ بروز پیدا می‌کند. 1. انتظارات و توقعات اشتباه عزت نفس در اسلام احساس ضعف می‌کنید و در رؤیاهایتان، شاهزاده‌ی سوار بر اسبی را می‌بینید که شما را از شرایط دشوار نجات می‌دهد و زندگی بهتری برای‌تان رقم می‌زند. چنین چشم‌اندازی احتمالا با نوع رابطه‌ای که در کودکی و نوجوانی با پدرتان داشته‌اید، در ارتباط است. شاید پدر شما به‌اندازه‌ی کافی در زندگی‌تان حضور نداشته است؛ به همین دلیل نمی‌توانید بدون تردید و در نظر داشتن خطاهای احتمالی، طرف مقابل را به‌عنوان یک فرد ایده‌آل قبول کنید. احتمالا تصور می‌کنید تقصیر شماست که پدرتان به‌اندازه‌ی کافی حضور نداشته و با شما صمیمی نبوده است. یا شاید پدر شما همیشه در زندگی‌تان حضور داشته و بارها شما را از شرایط دشوار نجات داده است؛ بنابراین احساس می‌کنید که رابطه‌تان با شریک زندگی آینده باید تکرار همان احساسات گذشته باشد. درنتیجه، ممکن است تصور کنید که باید به این رؤیای بی‌نقص پایبند باشید و توقع‌تان را از شریک احساسی خود بالا ببرید. البته که چنین چیزی محقق نمی‌شود. حتی اگر این شریک احساسی با تمام استانداردها و توقعات شما سازگار باشد، این احتمال وجود دارد که شما، تلاش‌های او را زیر سؤال ببرید و درنهایت، رابطه‌ عاطفی خود را خراب کنید. 2. دائما امتحان کردن شریک عاطفی‌ «اون چطور می‌تونه حقیقتا من رو دوست داشته باشه؟»، «اون واقعا عاشق من نیست، هست؟» این احساس ناامنی در درون، احساسات و رفتار شما را هدایت می‌کند. باور ندارید که طرف مقابل می‌تواند عمیقا شما را دوست داشته باشد، بنابراین از هر فرصتی برای سنجش علاقه‌ی او استفاده می‌کنید تا او بتواند خودش را به شما اثبات کند؛ البته در هر صورت او را باور نمی‌کنید و به او اعتماد ندارید. شاید حتی با تصور اینکه شریک احساسی‌تان بالاخره شما را ترک می‌کند، باعث خراب‌شدن رابطه‌تان شوید. پایان هر رابطه‌ای باعث می‌شود بگویید: «گفته بودم، من دوست‌داشتنی نیستم.» در چنین شرایطی، عمیقا احساس پشیمانی می‌کنید. 3. احتیاط بیش از اندازه عزت نفس یعنی چه اگر شاهد طلاق یا خیانت والدین خود بوده‌اید، احتمالا احساس می‌کنید که نمی‌توانید به طرف مقابل خود اعتماد کنید؛ حتی اگر نسبت به حس حفاظت و احتیاط خود آگاه باشید. احتمالا می‌ترسید که به خودتان اجازه‌ی عاشق‌شدن بدهید؛ بنابراین قبل از اینکه شریک عاطفی‌تان بخواهد ترک‌تان کند،‌ شما او را ترک می‌کنید یا اینکه عمیقا وارد هیچ رابطه‌ای نمی‌شوید. اگر باور نداشته باشید که ممکن است مورد خیانت قرار نگیرید، ممکن است از احتمال آسیب عاطفی و قرار گرفتن در معرض آن، عمیقا احساس ترس کنید. 4. انعطاف‌پذیری بی‌مورد برای پنهان کردن کمبود عزت نفس‌ عزت نفس کرامت با وجود تمام شرایطی که می‌توانند به کاهش عزت نفس منجر شوند، برخی زنان به‌شدت انعطاف‌پذیر هستند. برخی از آنها ذاتا چنین خصوصیتی دارند و برخی دیگر نیز سخت تلاش می‌کنند که علی‌رغم تمام تجربه‌های تلخ، بتوانند توانایی متعهدشدن به رابطه‌ای مثبت و واقعی را به‌دست بیاورند. شاید چیزی در زندگی چنین افرادی وجود داشته که این میزان از راهنمایی و حمایت را فراهم کرده است و به آنها کمک می‌کند که کمبود عزت‌ نفس را با انعطاف‌پذیری جبران کنند. انعطاف‌پذیری باعث می‌شود که زنان در رویکرد خود با مردان، به‌جای عکس‌العمل‌های ناشی از احساسات افراطی کنترل‌نشده، به‌گونه‌ای متعادل و باثبات عمل کنند. 5. وسواس در انتخاب شریک عاطفی‌ عزت نفس در کودکان کمبود عزت‌ نفس باعث می‌شود تصور کنید که هیچ‌چیزی، آسان یا به‌صورت طبیعی برای شما اتفاق نمی‌افتد. بنابراین، ازآنجایی‌که خود را فردی دوست‌داشتنی نمی‌دانید، احساس می‌کنید باید به هر نحوی که شده، برای پیداکردن شریک عاطفی تلاش کنید که البته هرگز به یک رابطه‌ی موفق منجر نخواهد شد. متأسفانه با این کار به یک فرد وسواسی و ترحم‌طلب تبدیل می‌شوید که می‌تواند توانایی شما برای ایجاد یک مسیر عاطفی بادوام را از بین ببرد. زمانی که یک رابطه، مطابق با جدول زمانی و انتظارات شما پیش نمی‌رود، تحمل آن برای‌تان دشوار خواهد شد. دقیقا همینجاست که تلاش خود را دوچندان می‌کنید. اما باید بدانید که طرف مقابل شما نمی‌تواند پابه‌پای شما حرکت کند و این سطح از فشار را قبول نمی‌کند. 6. بودن در پی امنیت مالی آیا حاضرید که تمام امیدهای خود را تسلیم رابطه‌ای کنید که امنیت مالی شما در آن تأمین شده باشد؟ این حالت درواقع نیاز شما به برقراری رابطه با فردی را نشان می‌دهد که صرفا ظاهر خوب یا ویژگی‌های مثبت فیزیکی دارد، ‌درحالی‌که بخش شرم‌آور درون خود را پنهان می‌کنید. این حالت همچنین باعث کنترل امنیت عاطفی می‌شود؛ به بیان دیگر،‌ شما می‌توانید میزان رضایت مرد زندگی‌تان را کنترل کنید، بدون اینکه عمیقا به آن متعهد شوید. در این حالت، ترجیح می‌دهید که امنیت مالی خود را تضمین کنید، حتی اگر به بهای تمام احساساتی که ممکن است داشته باشید، تمام شود. 7. بودن در پی رابطه‌ای فاقد امنیت عاطفی تجربه‌ی خیانت و رهاشدن از جمله مواردی است که عزت‌ نفس را کاهش می‌دهند. اگر شرایطی را که به کاهش عزت‌ نفس منجر می‌شود تجربه کرده باشید، ناخودآگاه به‌سمت روابطی جذب می‌شوید که در آن بتوانید همان احساس آشنای ناامنی را تجربه کنید. حتی اگر چنین رابطه‌ای نداشته باشید، این احتمال وجود دارد که خودتان آن را ایجاد کنید. اگر رابطه‌ی شما کاملا امن و قابل‌اعتماد باشد، احتمالا خسته و دلسرد می‌شوید و شاید از آن فرار کنید. احتمالا عادت کرده‌اید که برای اصلاح رابطه‌ی ناامن خود تلاش کنید، به همین دلیل است که تنها به‌سمت چنین روابطی جذب می‌شوید. حتی در روابط سالم نیز بخش عمیقی از شما تلاش می‌کند که رابطه را به مرحله‌ای برساند که بتوانید تجربه‌ی ناامنی را به‌صورت مصنوعی ایجاد کنید. 8. وارد شدن به رابطه‌ بدون داشتن تمایل به طرف مقابل عزت نفس در زنان کمبود عزت‌ نفس باعث می‌شود به فردی متعهد شوید که به شما علاقه‌مند است، حتی اگر علاقه‌ای به او نداشته باشید. در این حالت، کمتر اهمیت می‌دهید که چه فردی را انتخاب می‌کنید. حتی ممکن است با رفتارهایی سازگار شوید که رضایت شما را جلب نمی‌کنند؛ تنها به این دلیل که فردی را در زندگی خود داشته باشید، حتی اگر کاملا بدانید که خوشحال نیستید. 9. ترس از صمیمیت آیا میزان صمیمیت و وابستگی در روابط شما در حال رشد بوده است؟ اگر نه، پس این تجربیات برای‌تان ناخوشایند هستند. زمانی که رابطه‌ی شما رو به پیشرفت باشد، احساس ترس می‌کنید؛ چراکه روابط سالم برای شما غریبه و مصنوعی هستند. ممکن است در چنین حالتی عقب‌نشینی کنید و از لحاظ عاطفی و جنسی نیز فاصله بگیرید. 10. عدم باور به برقراری یک رابطه‌ی عاطفی درست و سالم عزت نفس در روانشناسی تصور و باور اینکه بتوانید یک رابطه‌ی سالم را ایجاد و حفظ کنید، برای‌تان دشوار است. ناخودآگاه تصور می‌کنید که شریک عاطفی شما، صداقت ندارد. طبیعتا ادامه‌ی این روند به رابطه‌ی شما آسیب می‌رساند. ازآنجایی‌که در اکثر مواقع به صداقت او اعتماد نمی‌کنید، این احتمال وجود دارد که فرد مقابل شما، دروغ‌گفتن را به‌عنوان یک گزینه‌ی مناسب در نظر بگیرد. شریک احساسی شما با خود فکر می‌کند که همیشه مورد اتهام قرار دارد، بنابراین ترجیح می‌دهد که جرم (دروغ) را نیز انجام بدهد. همین مسئله به نوبه‌ی خود به شما ثابت می‌کند که هیچ‌کس قابل اعتماد نیست. نشانه‌های کمبود عزت نفس در زنان تنها به این موارد خلاصه نمی‌شوند. اما بالابردن سطح آگاهی از طریق ارزیابی چنین مقاله‌هایی می‌تواند به شما کمک کند که خودتان را بهتر بشناسید. افزایش آگاهی فردی باعث می‌شود که از حالت‌هایی که در این مقاله ذکر کردیم، دوری کنید. همچنین می‌توانید احساسات، ‌عقاید و رفتارهای خود را درک، قبول و اصلاح کنید. قدردان تأثیراتی باشید که تجربیات گذشته در رفتارهای شما ایجاد کرده‌اند؛ چرا که با استفاده از آنها می‌توانید یک رابطه‌ی سالم را در شرایط فعلی خود ایجاد کنید. توجه: پیامدهای سو‌ء‌استفاده‌های جنسی، احساسی یا جسمی که در بزرگسالی آشکار می‌شوند، مبحثی بسیار پیچیده است که در این مقاله به آنها اشاره‌ای نشد. منبع : https://keramatzade.com/10-low-self-esteem-that-has-a-damaging-effect-on-women's-emotional-and-marital-relationships دانلود PDF مقاله : 10 مورد عزت نفس پایین که بر روابط عاطفی و زناشویی زنان اثر مخرب دارد عزت نفس پایین روابط زناشویی کمبود عزت نفس رابطه عاطفی

https://keramatzade.com/How-to-do-yawn-laugh-

احمدرضا کرامت بازدید : 2 چهارشنبه 21 آذر 1397 نظرات ()

چگونه یوگای خنده را انجام بدهیم؟ یوگا صورت حتما درمورد فواید یوگا برای ذهن و جسم زیاد شنیده‌اید، اما چقدر با انواع یوگا آشنایی دارید؟ نکند پیش خودتان فکر می‌کنید که یوگا لزوما ورزش خشکی است؟ اما نه! اتفاقا جالب است بدانید که یوگای خنده هم داریم و کسانی که آن را امتحان کرده‌اند، یوگای خنده را برای کاهش استرس خیلی مفید می‌دانند. در این مقاله شما را با چگونگی شکل‌گیری یوگای خنده، کلاس‌های یوگای خنده، فواید یوگای خنده و 6 تمرین سرگرم‌کننده آن برای کاهش استرس، تقویت سیستم ایمنی و غلبه بر افسردگی آشنا خواهیم کرد. قبل از اینکه ببینیم یوگای خنده چیست، توجه‌تان را به شرح تجربه‌ی «راشِل کانیگِل» (نگارنده‌ی اصلی این متن) جلب می‌کنم: «روی کف چوبی کلاس در حالت «شاوآسانا» (حالت جسد یا مرده) دراز کشیدم. ذهنم بعد از یک ساعت ورزش سنگین و تنفس عمیق آرومه. آدم‌های دوروبرم هم آروم‌اند و کلاس ساکته. تنها صدایی که می‌یاد صدای کُند و آهسته‌ی دم‌وبازدمه. لحظات آخر هر کلاس یوگایی معمولا همین شکلیه. اما یکهو کناریم می‌زنه زیر خنده. اون‌طرف کلاس نفر دیگه‌ای در جوابش می‌خنده. خیلی طول نمی‌کشه که کل کلاس با صدای خنده پر می‌شه. هر کلاس یوگایی این‌ شکلی نیست، مگه اینکه کلاس یوگای خنده باشه! دکتر «مادان کاتاریا»، مربی کلاس‌مون، قول داده کمک‌مون کنه طوری از ته دل بخندیم که تا به‌ حال نخندیدیم» یوگای خنده چیست؟ یوگا در خانه یوگای خنده شامل تمریناتی است که باعث خنده‌ی بی‌دلیل می‌شوند. این تمرینات ترکیبی از تمرینات یوگایی تنفس عمیق و مراقبه‌ی خنده هستند. بیشتر وقت کلاس به آنچه دکتر «کاتاریا»، «شگرد خط‌شکنی» می‌نامد (همان تمریناتی که باعث خنده‌ی بی‌دلیل می‌شوند)، می‌گذرد. تابه‌حال تحقیقات بالینی خیلی کمی در این زمینه انجام شده‌اند، اما دکتر «کاتاریا» معتقد است که یوگای خنده فواید زیادی دارد و موجب کاهش استرس، تقویت سیستم ایمنی، مقابله با افسردگی و حتی مثبت اندیشی می‌شود. یوگای خنده - دکتر مادان کاتاریا دکتر «کاتاریا» اهل بمبئی و از مبلغان ارشد یوگای خنده است. جنبشی که دکتر «کاتاریا» ترویج داد، از سال 1995 موجب شکل‌گیری پنج هزار انجمن خنده در سراسر جهان شده است. مردم در این انجمن‌ها دور هم جمع می‌شوند تا فقط بخندند. دکتر «کاتاریا» در تلاش است تا با تربیت مربیانِ متعهد زمینه‌ی افتتاح مراکز بیشتری از این‌ دست را فراهم کند و در این‌باره می‌گوید: «هدف‌مان تشکیل اجتماعی بین‌المللی از افرادی است که به عشق و خنده باور دارند». فواید یوگای خنده یوگا چیست یکی از ورکشاپ‌های آموزشی دکتر «کاتاریا» از زبان «راشِل کانیگِل» (نگارنده‌ی اصلی این متن) به شرح زیر می‌گذرد: دکتر «کاتاریا» با لباسی هندی وارد می‌شود و به شاگردانش خوش‌آمد می‌گوید. لباس ابریشمی باوقار و طرز صاف ایستادنش باعث شده که شبیه شاهزاده‌های هندی به‌ نظر برسد. شبیه روحانیون هم هست، چرا که وقتی وارد شد، اکثرا با دیدی آمیخته به احترامات مذهبی نگاهش کردند. دکتر «کاتاریا» در آغاز صحبت به فواید خنده و خنده درمانی برای بدن اشاره می‌کند: «وقتی می‌خندید، فعل‌ و انفعالات شیمیایی بدن‌تان و همچنین فیزیولوژی بدن‌تان نیز تغییر می‌کند و در نتیجه می‌توانید بیشتر احساس خوشحالی کنید. یوگای خنده هم چیزی بیشتر از آماده سازی ذهن و جسم برای خوشحالی نیست». سپس دکتر «کاتاریا» به توضیح منابع خنده می‌پردازد و از ذهن و جسم به‌ عنوان دو منبع خنده نام‌ می‌برد. بزرگسالان از ذهن‌ می‌خندند. دکتر «کاتاریا» این‌طور توضیح می‌دهد: «ما از قضاوت و ارزیابی برای تفکیک چیزهای خنده‌دار از غیرخنده‌دار استفاده می‌کنیم»، اما بچه‌هایی که خیلی بیشتر می‌خندند، از بدن خنده می‌کنند. دکتر «کاتاریا» در ادامه می‌گوید: «بچه‌ها تمام مدتی را که بازی می‌کنند، می‌خندند. یوگای خنده حول پرورش همین سرخوشی کودکانه می‌چرخد. همه‌ی ما کودکی در درون‌مان داریم که می‌خواهد بخندد و بازی کند». حالا بیایید کمی از ورکشاب دکتر «کاتاریا» فاصله بگیریم و درمورد شفابخشی خنده صحبت کنیم. این فرضیه که خنده برای بدن مفید است، ایده‌ی جدیدی نیست. «نورمَن کازِنز»، ویراستار مجله‌ی « سَتِردِی ریویو» (Saturday Review)، در کتاب « آناتومی یک بیماری از دید بیمار» از درمان بیماری‌اش با خنده می‌گوید. «کازِنز» در اواسط دهه‌ی 1960 مبتلا به «اِسپوندیلیت آنکیلوزان» شده بود. این بیماری دردناکِ پیش‌رونده‌ی بافت همبند «کازِنز» را خیلی ضعیف کرد، تاجایی‌که به‌ سختی قادر به حرکت بود. پزشکان هم امید چندانی به بهبودش نداشت. اما او به‌جای بستری در بیمارستان و درپیش‌گرفتن درمان‌های عادی راهی هتل شد. «کازِنز» در اتاق هتل پروژکتوری برای تماشای فیلم نصب کرد و پای فیلم‌های کمدی نشست. خودش ادعا می‌کند که دوز بالای ویتامین C مصرف می‌کرد و ساعت‌ها برادران مارکس می‌دید. «کازِنز» در کتابش می‌نویسد: «فهمیدم که ده دقیقه خنده‌ی جانانه و از ته دل برایم اثر بیهوشی دارد و باعث می‌شود که حداقل دو ساعت بدون درد بخوابم». جالب است بدانید که «کازِنز» بهبود یافت و 26 سال دیگر هم زندگی کرد. اما تجربه‌ی جالب‌ توجه او الهام‌بخش تحقیقات زیادی درزمینه‌ی قدرت شفابخشی خنده شد. ازجمله‌ی این تحقیقات می‌توان به کار دکتر «ویلیام فرای» اشاره کرد که در آن زمان استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد بود. دکتر «فرای» و همکارانش طی مجموعه‌ تحقیقاتی دریافتند که «خنده‌ی طربناک» موجب افزایش گردش خون، تحریک سیستم ایمنی، ورزش عضلات و حتی تقویت مغز می‌شود. در تحقیقات دیگری نیز نشان داده، خنده از هورمون‌‌های استرس می‌کاهد و می‌تواند به پیشگیری از بیماری های قلبی کمک کند. اما آیا خنده‌ی مصنوعی (خنده‌ای که خالی از بامزگی و بیشتر مجبوری باشد تا خودبه‌خودی) هم می‌تواند همین فواید را داشته باشد؟ دکتر «فرای» معتقد است جدای از تحریک مغزی‌ای که در زمان درک جوکی خنده‌دار یا چیزی بامزه رخ می‌دهد، به‌ نظر نمی‌رسد که اثرات خنده‌ی مصنوعی خیلی متفاوت باشند. او که خودش یوگای خنده را تجربه نکرده است، در این‌ باره می‌گوید: «فکر می‌کنم قطعا مفید باشد و خیلی به این برنامه علاقه‌مندم». یوگای خنده چگونه شکل گرفت؟ یوگا درمانی دکتر «کاتاریا» خودش همیشه آدم شادی نبود و در جوانی می‌خواست پولدار و معروف باشد. اما بعدها به چیزهای بیشتری اشتیاق پیدا کرد. در سال 1995 دکتر «کاتاریا» برای مجله‌ای پزشکی کار و روی مقاله‌ای درزمینه‌ی فواید خنده برای سلامتی تحقیق می‌کرد. ناگهان نیمه‌های شب فکری به‌ سرش زد: اگر خنده چیز خوبی است، چرا خنده را به بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم تبدیل نکنم؟» صبح روز بعد دکتر «کاتاریا» به پارک کنار منزلش می‌رود و با مردمی که برای پیاده‌روی صبحگاهی آمده بودند، شروع به صحبت می‌کند: «می‌خوام یه انجمن خنده راه بندازم. حاضرید شرکت کنید؟» بیشتر مردم با جوابِ «خیلی کار دارم» و «مزخرفه» حرفش را نادیده گرفتند. اما همسرش و سه نفر دیگر قبول کردند که چنین ایده‌ای را امتحان کنند. پس نوبتی وسط ایستادند و جک تعریف کرند تا همدیگر را بخندانند. دکتر «کاتاریا» باز هم به پارک می‌رفت و جلسات انجمنش را آنجا برگزار می‌کرد. اعضای انجمن دور هم جمع می‌شدند و جوک تعریف می‌کردند. کم‌کم تعداد اعضا بیشتر شد. رهگذران وقتی جماعت درحال خنده را می‌دیدند، به‌ آنها می‌پیوستند. اما بعد از چند هفته مردم از شنیدن جوک‌های تکراری خسته شدند. پس دکتر «کاتاریا» روش دیگری را امتحان کرد: خنده بدون شوخ طبعی و خوش‌مزگی یا به‌ قول خودش «ناب‌ترین شکل خنده». به‌مرور دکتر «کاتاریا» موفق به طراحی مجموعه‌ تمریناتی شد که بیشترشان شامل تعامل با دیگران بودند. از آنجایی‌ که وی سال‌ها یوگا تمرین می‌کرد و همسرش «مادهوری» هم مربی یوگا بود، تمرینات و حرکات کششی و تنفسی یوگا را نیز در تمریناتی که برای خندیدن ترتیب داده بود، ادغام کرد. تمرینات تنفسی بیشتر از نوع تنفس دیافراگمی عمیق و بازدم طولانی بودند. دکتر «کاتاریا» اسم «هاسیا یوگا» را برای تمریناتش انتخاب کرد، چرا که «هاسیا» در زبان سانسکریت یعنی خنده. از آن زمان تابه‌حال دکتر «کاتاریا» یوگای خنده را در جاهای مختلفی همچون مدارس، پرورشگاه‌‌ها، زندان‌‌ها، سراهای سالمندان و معلولان و نیز بسیاری شرکت‌ها برگزار کرده است. کلاس یوگای خنده‌ به چه نحوی پیش می‌رود؟ فواید یوگا به‌ ادامه‌ی شرح ورکشاپ آموزشی دکتر «کاتاریا» از زبان «راشِل کانیگِل» (نگارنده‌ی اصلی این متن) برمی‌گردیم: دکتر «کاتاریا» کلاس را با گرم‌کردن شروع می‌کند و از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که با ضرباهنگ دست بزنند و چند بار «هو، هو، ها، ها، ها» بگویند. سپس از شرکت‌کنندگان می‌خواهد که چند نفس عمیق بکشند و ریه‌هایشان را با هوا پر و با یک خنده‌ی درست‌وحسابی خالی کنند. بعد نوبت تمرینات خنده می‌شود. این بار شرکت‌کنندگان باید در کلاس حرکت کنند و به‌همدیگر با خنده سلام دهند. دکتر «کاتاریا» شرکت‌کنندگان را تشویق می‌کند که به چشمان هم نگاه کنند و ضمنا یادآور می‌شود که کسی از خنده‌های الکی ناراحت نباشد: «اگر نمی‌توانید بخندید، ادای خندیدن را دربیاورید. بدن‌تان فرق بین خنده‌ی واقعی و خنده‌ی الکی را نمی‌فهمد». اینکه در جمع غریبه‌ها بچرخم و بخندم، اولش به‌نظرم کمی مسخره بود. وقتی به چشمان طرف مقابلم نگاه می‌کردم، سعی داشتم بفهمم که خنده‌ش واقعی است یا مثل من الکی می‌خندد؟ حتی فکر می‌کنم در نگاه یکی از خانم‌ها خواندم که از خودش می‌پرسید: «یعنی این ماییم که داریم این کارها رو می‌کنیم؟» اما چند دقیقه‌ای که گذشت، بیشتر شرکت‌کنندگان واقعا داشتند، می‌خندیدند. حتی خانمی را دیدم که از شدت خنده کف زمین افتاده بود و به خودش می‌پیچید. پرستار بود و بعدا گفت که هرگز این‌طوری نخندیده است. انگار روز قبلش در سخنرانی دکتر «کاتاریا» شرکت کرده بود و همان‌جا فورا تصمیم‌ می‌گیرد که برای ورکشاپ ثبت‌نام کند. می‌گفت که این تجربه برایش پیشرفت بزرگی بوده و زندگی‌اش را تغییر داده است، چون در بچگی آسیب روحی دیده بود و به‌ همین‌ خاطر خیلی حالت تهاجمی داشت. برایم تعریف کرد که دیگران مدام علت عصبانیتش را می‌پرسیدند، اما با یوگای خندهتوانست حالات صورتش را تغییر دهد. «جِفری برایِر» شرکت‌کننده‌ی دیگری بود که یوگای خنده زندگی‌اش را متحول کرد. «برایِر» در سال 2005 موفق به دریافت مدرک تدریس یوگای خنده شد و متعاقبا انجمنی در «لاگونا بیچِ کالیفرنیا» راه انداخت. او 33 سال مدرس یوگا بود و با سبک‌های مختلف یوگا ازجمله «آشتانگا»، «کُندالینی»، «آیِنگار»، «شیواناندا» و «یوگای اینتِگرال» آشنایی داشت. اما ادعا می‌کرد که «هرگز به هیچ سبکی این‌قدر علاقه‌مند نبودم». «برایِر» هر روز در انجمنش کلاس‌یوگای خنده دارد و در طول روز نیز از یوگای خنده برای کاهش استرس‌هایش کمک می‌گیرد. خودش می‌گوید که برای مثال وقتی در ترافیک گیر می‌کند یا عصبانی است، می‌خندد: «می‌تونم تنها در عرض 20 ثانیه استرسم رو با خنده از بین ببرم». خودم هم طی دو روزی که در ورکشاپ دکتر «کاتاریا» شرکت کردم، هرگز آنقدر از درون فوران خنده را تجربه نکرده بودم، تاجایی‌که در انتهای روز دوم شکمم به‌خاطر فشار خنده درد می‌کرد. چند هفته‌ بعد از تجربه‌ی حضور در این ورکشاپ درحال رانندگی بودم و پسر دوازده‌ساله‌ام هم در ماشین بود. به‌خاطر استرس‌های روزمره کلافه بودم و وقتی پسرم چیزی گفت که از دستش عصبانی شدم و نزدیک بود از کوره در بروم، درعوض زدم زیر خنده، آن هم خنده‌ای که در اعماق شکمم طنین انداخت. پسرم با لبخند پرسید: «یوگای خنده؟» سرم را تکان دادم و پوزخندی واضح روانه‌اش کردم! 6 تمرین یوگای خنده آموزش یوگا وقتی هیچ چیز خنده‌داری در کار نیست، چطور می‌توان خندید؟ فقط کافی است دهان‌تان را در حد لبخندی به‌ پهنای صورت باز کنید و نفس‌تان را به‌ بیرون برانید. شاید اولش احساس کنید که کار احمقانه‌ای است، اما وقتی این کار را در جمع کسانی که همه برای خنده آمده‌اند انجام دهید، معمولا همین خنده‌های مصنوعی درنهایت به خنده‌های واقعی تبدیل خواهند شد. جلسات یوگای خنده اغلب اوقات با گرم‌کردن شروع می‌شوند. برای مثال از شرکت‌کنندگان خواسته می‌شود که دست‌ بزنند و بگویند «هو، هو، ها، ها، ها». سپس باید چند دم عمیق با بازدم طولانی انجام دهید. 15 تا 20 دقیقه‌ تمرینات خنده ادامه دارند و لابه‌لای تمرینات هم تنفس عمیق انجام می‌شود. بعدش 15 تا 20 دقیقه‌ی دیگر به مراقبه‌ی خنده اختصاص می‌یابد. 6 تمرینی که می‌توانید برای شروع کار انجام‌شان دهید، عبارتند از: 1. سلام‌دادن با خنده همگی دور اتاق حرکت کنید. حالت سلام‌دادن «ناماسته» به‌ خود بگیرید. یعنی کف دست‌هایتان را به‌هم بفشارید و در محدوده‌ی بالای قفسه‌ سینه نگه دارید یا ساده‌تر اینکه باهم دست دهید و در هر صورت بخندید. بهتر است حین سلام‌دادن و خنده به چشمان طرف مقابل نگاه کنید. 2. خنده‌ شیر یوگای خنده - خنده‌ی شیر حین خنده درحالی‌که چشمان‌تان را بازِ باز کرده‌اید، زبان‌تان را بیرون بیاورید و دستان‌تان را هم پنجه‌وار بگیرید. 3. خنده‌ ریز با دهان بسته و صدای آرام بخندید. 4. خنده‌ خاموش دهان‌تان را خوب باز کنید و بدون ایجاد هیچ صدایی بخندید. حین انجام این تمرین به چشمان هم نگاه کنید و اداهای خنده‌دار دربیاورید. 5. خنده‌ افت و خیزدار اولش با لبخند شروع کنید و سپس کم‌کم آهسته بخندید. شدت خندیدن‌تان را همین‌طور افزایش دهید تا به یک خنده‌ی جانانه از ته دل برسید. حالا یواش‌یواش خنده‌تان را کم کنید و دوباره به‌ حالت لبخند برگردید. 6. خنده‌ دل به دل به طرف مقابل‌تان نزدیک شوید و دست‌ هم را بگیرید و بخندید. اگر اعضای گروه با هم راحت باشند، حتی می‌توانند همدیگر را نوازش کنند یا در آغوش بگیرند. منبع : https://keramatzade.com/How-to-do-yawn-laugh- دانلود PDF مقاله: چگونه یوگای خنده را انجام بدهیم؟ یوگا خنده یوگای خنده یوگا خنده

تعداد صفحات : 40

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 400
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 211
  • باردید دیروز : 91
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 211
  • بازدید ماه : 404
  • بازدید سال : 404
  • بازدید کلی : 1,721