close
تبلیغات در اینترنت
https://keramatzade.com - 11
loading...

https://keramatzade.com

dgbfhttps://keramatzade.com/Meditation-training

احمدرضا کرامت بازدید : 0 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

هم به من کمک کرده است. هدف از آموزش مدیتیشن چیست؟ بی هیچ شکی می‌توانم بگویم در ده سالی که سعی کردم عادت‌هایی را در خود ایجاد کنم، مدیتیشن تبدیل به مهم‌ترین عادت من شده است. مراقبه برای شکل دادن به سایر عادت‌ها هم به من کمک کرده است. به من کمک کرده تا احساس آرامش و تمرکز بیشتری داشته باشم، درباره‌‌ی مسائل ناراحت‌ کننده کمتر نگران شوم و بیش‌تر از قبل متوجه آنچه در زندگی‌ام جریان دارد باشم و سپاسگزارتر باشم. با اینکه هنوز نقص‌هایی دارم اما این عادت تا حد زیادی باعث پیشرفت من شده است. برای همین در این نوشته قصد دارم 20 نکته درباره آموزش مدیتیشن را برای شما نیز عنوان کنم. احتمالا مهم‌ترین فایده‌ی این عادت برای من، این بوده است که برای درک کردن ذهنم به من کمک کرده است. پیش از شروع مدیتیشن هیچ وقت به آنچه در ذهنم جریان داشت فکر نمی‌کردم، افکار در ذهنم جریان داشت و من مانند یک ربات بی‌اراده تنها از دستورات ذهنم اطاعت می‌کردم. هنوز هم این فرایند در جریان است اما من بیش‌تر و بیش‌تر به آنچه درون ذهنم می‌گذرد آگاه هستم. من خودم را نه کاملا، اما بهتر از گذشته درک می‌کنم، و این امر به من انعطاف‌پذیری و آزادی بیشتری داده است. آموزش مدیتیشن مدیتیشن چیست؟ حتما بخوانید: 25 ایده تبلیغات برای فروش بیشتر برای همین مدیتیشن را به شما هم به شدت توصیه می‌کنم. البته نمی‌گویم کار آسانی در پیش دارید اما می‌خواهم بگویم که می‌توانید با قدم‌های کوچک آغاز کنید و با تمرین، روز به روز بهتر شوید. انتظار نداشته باشید که در شروع کار عالی عمل کنید، اصلا به همین خاطر است که اسم این تلاش‌های اولیه را «تمرین» گذاشته‌اند! نکات زیر برای این نیستند که از شما یک حرفه‌ای بسازند. این نکات قرار است به شما برای شروع و ادامه‌ی کار کمک کنند. لازم نیست که همه‌ی این‌ نکات را یک‌جا به کار ببرید. چند مورد را امتحان کنید، دوباره سری به این مقاله بزنید و مجددا یکی دوتای دیگر از راهکارهای آموزش مدیتیشن را هم امتحان کنید. 1. کافی است به مدت دو دقیقه در جایی بنشینید آموزش مدیتیشن این کار که تنها برای دو دقیقه مدیتیشن کنید آنقدر آسان است که خنده‌دار به نظر می‌رسد. اما همین کار تمرینی عالی برای مراقبه است. کافیست به مدت یک هفته هر روز دو دقیقه در جایی بنشینید. اگر خوب پیش رفتید در هفته بعدی دو دقیقه دیگر به زمان اضافه کنید. و این چهار دقیقه‌ را به مدت یک هفته‌ ادامه دهید. هر هفته با اضافه کردنِ تدریجی زمان، می‌توانید در ماه دوم روزی 10 دقیقه مدیتیشن کنید، این زمان خیلی خوب است! البته برای رسیدن به آن بهتر است ابتدا با زمان‌های کوتاه شروع کنید. 2. روزتان را با مدیتیشن آغاز کنید تا زمانی که هنوز به انجام مراقبه عادت نکرده‌اید احتمال دارد قرار روزانه‌ی مدیتیشن‌تان را فراموش کنید. پس روی تلفن‌همراه‌تان یک یادآور یا زنگ ساعت تنظیم کنید. همچنین می‌توانید یادداشتی با عنوان «مدیتیشن» بنویسید، و در جایی جلوی چشم بگذارید که وقتی بیدار می‌شوید ببینید. 3. مهم نیست چگونه انجامش می‌دهید، فقط انجامش بدهید بسیاری افراد درباره‌ی اینکه کجا و چطور بنشینند، از چه زیراندازی استفاده کنند و… نگران می‌شوند. توجه به این موارد اگر چه مناسب است اما برای شروع کار آنقدرها هم مهم نیست. کافی‌ست روی صندلی، مبل یا تخت خود بنشینید. اگر راحت هستید می‌توانید روی زمین و چهارزانو بنشینید. به هر حال در شروع قرار است فقط دو دقیقه در جایی بنشینید. اگر بعدا خواستید مدیتیشن طولانی‌تری داشته باشید، می‌توانید به جای مناسب‌تر فکر کنید تا برای مدت طولانی‌تری راحت بنشینید. اما برای شروع، این کار چندان اهمیتی ندارد. کافی است در جایی آرام و ساکت بنشینید. 4. در ابتدا به احساساتتان توجه کنید وقتی شروع به مدیتیشن می‌کنید، کافی است ببینید چه احساساتی دارید. بدن شما چه حسی را تجربه می‌کند؟ راحت، آرام، منقبض، خسته یا… کیفیت ذهنی شما در این لحظه چیست؟ مشغول، خسته، مضطرب یا … هر احساسی که با خود به این جلسه آورده‌اید را بپذیرید. حتما بخوانید: ابراز احساسات؛ چگونه احساسات‌مان را به درستی بیان کنیم 5. نفس‌های خود را بشمارید حتما بخوانید: روش های پولدار شدن در ایران مراقبه متمرکز بر تنفس - آموزش مدیتیشن اکنون که در جای خود آرام گرفته‌اید توجه‌تان را به نفس‌‌هایتان خود معطوف کنید. کافی است توجه‌تان را به مسیر عبور هوا که از بینی آغاز می‌شود و راه خود را به پایین به سمت ریه‌ها ادامه می‌دهد، متمرکز کنید. همچنان که اولین نفس‌تان را فرو می‌برید بشمارید «یک»، و وقت بیرون دادن نفس‌تان بشمارید «دو». این کار را تا رسیدن به عدد 10 ادامه دهید، سپس دوباره از یک، شمردن را آغاز کنید. 6. وقتی توجه‌ ذهن شما منحرف شد مجددا به مسیر برگردید بدون شک ذهن شما هنگام مدیتیشن شروع به پَرسه زدن خواهد کرد. اصلا اشکال ندارد. وقتی متوجه شدید که حواستان از مسیر منحرف شده، لبخند بزنید و به راحتی و آرامش بشمارید «یک» و به توجه بر نفس کشیدنتان برگردید. ممکن است در مواجهه با این حواسپرتی‌ها کمی احساس ناتوانی کنید، اما خارج شدن از حالت تمرکز بسیار طبیعی است و برای همه‌ی ما پیش می‌آید. یادتان نرود که این یک تمرین است و طبیعی است که از روز اول در آن عالی نباشید. 7. نگاهی دوستانه داشته باشید اگر حین مدیتیشن احساسات و افکاری به ذهنتان آمد، که این اتفاق حتما پیش می‌آید، نگاهی دوستانه به آنها داشته باشید. احساسات و افکارتان را دوست خود بدانید، و به آنها به چشم دشمن یا مزاحم نگاه نکنید . احساسات و افکار شما گرچه همه‌ی وجود شما را تشکیل نمیدهند همچنان بخشی از وجود شما هستند. 8. خیلی نگران درست انجام دادن مدیتیشن نباشید بیش از حد به درست انجام دادن مراقبه فکر نکنید - آموزش مدیتیشن ممکن است نگران باشید که مبادا مدیتیشن را درست انجام ندهید، اما مهم نیست، همه‌ی ما همینطور هستیم. و شما اشتباه انجامش نمی‌دهید. هیچ راه بدون نقصی برای مدیتیشن وجود ندارد، کافی است از اینکه دارید مدیتیشن می‌کنید خوشحال باشید. 9. لازم نیست ذهن خود را خالی کنید بسیاری گمان می‌کنند مدیتیشن معادل با خالی کردن ذهن یا توقف جریان فکر است. اما این یک تصور غلط است. این حالت گاهی در فرایند مدیتیشن پیش می‌آید اما هدف مدیتیشن این نیست. اگر افکاری به ذهنتان می‌آید طبیعی است، برای همه چنین است. ذهن ما کارخانه تولید فکر است و ما نمی‌توانیم با یک کلید ناگهان همه چیز را در ‌آن خاموش کنیم. به جای این کار کافی است توجه خود را متمرکز نگه دارید. و زمانی که ذهنتان شروع به پرسه زدن کرد توجه کردن را مجددا تمرین کنید. 10. با هر چه در ذهنتان ظاهر می‌شود مدتی همراهی کنید پذیرش افکار و احساسات حین مراقبه - آموزش مدیتیشن مدیتیشن در اسلام حتما بخوانید: 12 از مهمترین مواد غذایی سرشار از اسید فولیک که باید مصرف کنید زمانی که فکر یا احساسی به ذهنتان آمد، و حتما پیش خواهد آمد، سعی کنید مدتی با آنها همراه شوید. بله، می‌دانم که پیش‌تر گفتم به شمارش و تمرکز بر تنفستان برگردید، اما بعد از اینکه یک هفته تمرکز بر تنفستان را تمرین کردید، می‌توانید همراهی با افکار و احساساتی که حین مدیتیشن ظاهر می‌شوند را نیز آغاز کنید. ما انسان‌ها تمایل داریم که با احساساتی مانند درماندگی، خشم، اضطراب و … روبرو نشویم. و یک تمرین فوق‌العاده مفیدِ مدیتیشن، کمی همراه شدن با احساسی است که حین مدیتیشن ظاهر می‌شود. کافی‌ست با احساس و فکرتان مدتی همراهی کنید و کنجکاو باشید. 11. سعی کنید با خودتان آشنا شوید این تمرین نه فقط درباره‌ی متمرکر کردن توجه شما، بلکه درباره‌ی این موضوع است که بفهمید ذهن شما چگونه کار می‌کند، و چه چیزی در آن جریان دارد. مسیر این شناخت خیلی سرراست نیست، اما می‌توانید با نگاه کردن به مسیرهایی که ذهنتان در آن پرسه می‌زند، مشاهده‌ی اینکه چه وقت پریشان می‌شود یا چه زمانی از مواجهه با احساسات ناراحت‌کننده امتناع می‌کند، قدم در راه شناخت خودتان بگذارید. 12. با خوتان مهربان باشید عشق به خود - آموزش مدیتیشن وقتی شروع به شناختن خود می‌کنید با نگرشی دوستانه این کار را انجام دهید. نگرش انتقادگر را کنار بگذارید. لبخند به لب داشته باشید و به خودتان عشق بورزید. 13. به بدن خود توجه کنید و احساسات اندامتان را درک کنید کار دیگری که پس از کسب مهارت در دنبال کردنِ ریتم تنفس خود می‌توانید انجام دهید، تمرکز بر بخش خاصی از بدنتان است. از کف پای خود آغاز کنید، در کف پایتان چه احساسی دارید؟ به آهستگی توجه‌تان را به انگشتانتان معطوف کنید، سپس به روی پا، قوزک پا و همین‌طور بخش‌های بدنتان را تا فرق سر احساس و درک کنید. 14. به نور، صدا و انرژی محیط خود توجه کنید نور و صدا و انرژی - آموزش مدیتیشن پس از اینکه حداقل برای یک هفته بر روی تنفستان تمرکز کردید، می‌توانید بر نورهای مختلفی که در اطراف شماست تمرکز کنید. چشم خود را به یک نقطه بدوزید و به نور آنجا توجه کنید. روز دیگر می‌توانید بر صداهای اطرافتان تمرکز کنید. روزی دیگر می‌توانید علاوه بر نور و صدا به انرژی‌های دیگری که شما را فرا گرفته است توجه کنید. 15. به انجام مدیتیشن متعهد باشید «اینطور نباشد که بگویید چند روزی این کار را امتحان می‌کنم.» حقیقتا به انجام مدیتیشن متعهد باشید. در ذهنتان حداقل به مدت یک ماه به این کار متعهد شوید. 16. می‌توانید هر جایی به مدیتیشن بپردازید مراقبه - آموزش مدیتیشن اگر به هر دلیل برنامه روزانه مدیتیشن شما دچار تغییر شد، مثلا اگر در سفر هستید یا هنگام صبح کاری برای شما پیش آمد، می‌توانید مدیتیشن را در دفتر کارتان، در هنگام رفت و آمد روزانه، در یک پارک یا همچنان که به سمت جایی قدم می‌زنید انجام دهید. مدیتیشن در حالت نشسته برای آغاز کار حالت ایده‌آلی است اما در واقعیت شما مدیتیشن می‌کنید تا ذهن‌ آگاهی‌ را در در تمام حالت‌های زندگی‌تان بدست بیاورید. پس یادتان نرود برای مدیتیشن نیازی به داشتن مکان یا حالتی خاص ندارید. 17. از آموزش‌های مرحله به مرحله مدیتیشن استفاده کنید اگر برایتان مفید است از آموزش‌هایی که در آن یک مربی شما را در مراحل مدیتیشن هدایت می‌کند استفاده کنید. 18. همراه با دوستانتان مدیتیشن کنید مراقبه همراه با یک دوست - آموزش مدیتیشن من مدیتیشن در تنهایی را ترجیح میدهم، اما شما می‌توانید با همسر، فرزند یا یک دوست این کار را انجام دهید. می‌توانید با یکی از دوستانتان قرار بگذارید که هر روز صبح بعد از انجام مدیتیشن به هم خبر می‌دهید که این کار را انجام داده‌اید. اینکار ممکن است به شما کمک کند مدت بیشتری این عادت را دنبال کنید. 19. در یک گروه عضو شوید گروهی از افراد که مدیتیشن می‌کنند را پیدا کنید و به آنها ملحق شوید. این گروه می‌تواند گروه ذهن یا مدیتیشن تبتی در نزدیکی محل زندگی شما باشد، که شما برای مدیتیشن به آنها می‌پیوندید. همچنین می‌توانید یک گروه آنلاین پیدا کنید و برای پرسیدن سوال‌، گرفتن حمایت و تشویق دیگران در آن عضو شوید. 20. پس از انجام مدیتیشن لبخند بزنید لبخند رضایت - آموزش مدیتیشن بعد از اینکه مدیتیشن دو دقیقه‌‌ای خود را تمام کردید، لبخند بزنید. شکرگزار باشید که توانسته‌اید این زمان را برای خودتان بگذرانید، به تعهدتان وفادار مانده‌اید، ثابت کرده‌اید که قابل اعتماد هستید، و برای شناخت خود و دوست شدن با خودتان زمان صرف کرده‌اید. این دو دقیقه‌ی شگفت‌انگیزِ زندگی شماست! مدیتیشن همیشه هم کاری راحت یا توام با آرامش نیست. ولی فایده‌های جالب‌ توجه‌ای به همراه دارد، شما می‌توانید از همین امروز این کار را آغاز کنید و برای باقی عمر آن را ادامه دهید. منبع : zenhabits هدف از آموزش مدیتیشن چیست؟ آموزش مدیتیشن مدیتیشن

gdhttps://keramatzade.com/Playing-with-the-kids

احمدرضا کرامت بازدید : 1 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

بدانید و هم از مزایای شگفت‌انگیز بازی برای کودکان و بزرگسالان مطلع شوید. 12 نکته مثبت بازی کردن با بچه ها ممکن است شما درباره فواید بازی چیزهای کمی شنیده باشید اما، انواع بازی‌های آموزشی از جمله بازی‌ با کارت، بازی‌های تخته‌ای، پازل‌های تعاملی و همچنین بازی‌های ویدئویی وجود دارند که واقعا برای کودکان و بزرگسالان مفید هستند. اکثر بچه‌ها و بزرگسالان از چالش این بازی‌ها لذت می‌برند و روند انجام بازی در واقع می‌تواند بازی کننده ها را هوشمندتر و تواناتر کند. علاوه بر این، بازی‌ها همچنین می‌توانند مردم را در عین حال که از بازی لذت می‌برند، به هم نزدیک‌تر کنند. فواید بازی برای کودکان و بزرگسالان که باید بدانید در این مقاله، می‌خواهیم برخی از فواید بازی را برای بچه‌ها و بزرگسالان به طور دقیق نشان بدهیم، بنابراین در این مقاله با ما باشید تا هم برخی حقایق جالب مرتبط با سبک زندگی را بدانید و هم از مزایای شگفت‌انگیز بازی برای کودکان و بزرگسالان مطلع شوید. هرچند پدر و مادرها، بیش‌تر روی خطرات احتمالی بازی‌ها تمرکز دارند تا مزایای بالقوه‌ی آن‌ها، اما برخی از این بازی‌ها بخش مهمی از دوران کودکی مدرن هستند. در صورتی که بدانید چه چیزی را باید دنبال کنید، بازی‌ها می‌توانند یک ابزار موثر برای کمک به بچه‌ها جهت یاد گرفتن مهارت‌های زندگی باشند. این بازی‌ها می‌توانند به والدین برای انتخاب بازی مناسب کمک کنند، به آموزگاران کمک می‌کنند که روش‌های آموزشی خود را افزایش دهند و به توسعه‌دهندگان بازی‌ها کمک می‌کنند تا بازی‌های آموزشی ارائه دهند. 1. به بهبود مهارت‌ حرکتی کمک می‌کند انجام بازی‌های تخته‌ای و سایر بازی‌های آموزشی، نقش مهمی در توسعه‌ی مهارت‌های حرکتی کودکان نوپا و بچه‌هایی که در سن پیش از مدرسه هستند، ایفا می‌کند. این بازی‌ها که تعادل را بهبود می‌دهند و سبب تقویت مهارت‌های دستی می‌شوند، به بچه‌های شما کمک می‌کنند که بدن‌شان را با مغزشان هماهنگ کنند و هماهنگی این دو را تجربه کنند. علاوه بر این، بازی‌های ویدئویی پیشرفته و همچنین بازی‌های الکترونیکی نیز بر بهبود تمرکز بصری و هماهنگی دست و چشم اثر می‌گذارند. مطابق با یک تحقیق، بازی‌های ویدیویی عملی می‌توانند به طور موثر مهارت‌های حرکتی را بهبود دهند! توسعه‌ی مهارت‌های حرکتی به عنوان یکی از بهترین مزایای بازی برای بچه‌ها شناخته شده‌است، بنابراین این مورد را هرگز فراموش نکنید! 2. عزت نفس کودکان را بهبود می‌بخشد یک مطالعه نشان می‌دهد که بسیاری از بازی‌های ویدئویی آموزشی می‌تواننند به بهبود عزت نفس کودکان کمک کند و در عین حال به آن‌ها احساسات مثبت بدهند. بعضی از بازی‌های آموزشی، خواه تکمیل یک سطح مجازی را تشکیل بدهند خواه حل یک پازل باشند، پاداش‌هایی دارند برای کارهایی که کودکان به طور کامل و به تنهایی انجام می‌دهند، و ممکن است سبب شوند که آن‌ها در سایر حوزه‌های زندگی‌شان نیز دست به ریسک‌های نوآورانه بزنند. 3. مهارت‌های اجتماعی را توسعه می‌دهد بر اساس یک مطالعه، بازی‌های تعاملی از طریق القاء ارتباطات دیپلماتیک و سازمان‌یافته بین بچه‌ها، مهارت‌های اجتماعی آن‌ها را به طور قابل‌توجهی بهبود می‌دهد. هنگامی ‌که بزرگسالان در بازی‌ها دخالت نمی‌کنند، کودکان باید خودشان در مورد قوانین بازی مذاکره کنند، دستورالعمل‌ها را دنبال کنند و به نوبت بازی را ادامه بدهند. علاوه بر این، بازی‌های آموزشی می‌توانند حس همکاری را در بچه‌ها ایجاد کنند و حتی در توسعه‌ی مهارت‌های میانجی‌گری و حل منازعات نقش دارند. 4. تمرکز بچه‌ها را بهبود می‌دهد بازی با بچه ها مطالعات نشان می‌دهند که بسیاری از بازی‌های آموزشی، به خصوص بازی‌های تخته‌ای، در بهبود تمرکز کودکان تاثیر مثبت دارند و به طور همزمان مدت زمان تمرکز آن‌ها را افزایش می‌دهند. کودکانی که به راحتی می‌توانند خسته شوند و ممکن است بدون رسیدن به نتیجه فعالیت‌ها را متوقف کنند،‌ احتمالا به دلیل امکان پاداش گرفتن و پیشرفت، مدت زمان بیش تری را به بازی می‌پردازند. علاوه بر این، چسبیدن به یک بازی می‌تواند به کودکان کمک کند تا بلوغ و صبر را توسعه دهند. 5. حافظه را بهبود می‌دهد برای موفقیت در بازی‌های تخته‌ای و فعالیت‌های ریاضی نیز، تکرار و حفظ کردن ضروری است. بچه‌هایی که این بازی‌های آموزشی را انجام اغلب مزایای انجام این مهارت‌ها را می‌آموزند. بسیاری از امتحانات و آزمون‌ها در هر کلاس، فرمت‌های شبیه به همان فرمت‌هایی دارند که در بازی‌های مسابقه‌ای و بازی‌های تخته‌ای هم وجود دارد. بچه‌ها می‌توانند با تسلط بر این فرمت‌ها و سیستم‌ها در بازی، نمره‌های بالاتری بگیرند. 6. هوش کودکان را بهبود می‌دهد بازی‌های مختلفی وجود دارد که بر ذهن کودکان تمرکز دارند. آن‌ها اغلب بازی‌های “منطقی” نامیده می‌شوند. بر اساس یک مطالعه، این بازی‌ها می‌توانند مفاهیم علت و معلول را به کودکان آموزش بدهند، به بهبود ریاضیات و مهارت‌های محاسبات آن‌ها کمک کنند؛ و حتی می‌توانند هوش کودکان را تقریبا دو برابر کنند. این در واقع یکی از مزایای شگفت‌انگیز بازی برای کودکان است که والدین باید یاد بگیرند و از آن استفاده کنند تا هوش و ذکاوت فرزندان‌شان را افزایش دهند. 7. بیان خلاقانه را بهبود می‌دهد بای با بچه ها بعضی از بازی‌های آموزشی که می‌توانند خلاقیت را تشویق کنند، مانند کرانیوم و پیکشنری، کودکان را تحت فشار قرار می‌دهد تا روش‌های غیرمعمول توضیح را در نظر بگیرند و خارج از عرف فکر کنند. گسترش و شناخت خلاقیت از طریق این بازی‌ها همچنین می‌تواند به کودکان کمک کند که خود پذیری و عزت نفس را بهبود دهند. و این بازی‌ها می‌توانند ارتباط بین فعالیت و شخصیت را القا کنند. 8. مهارت‌های حل مسئله را در کودکان بهبود می‌دهد بازی‌ها می‌توانند به رشد مغز بچه‌ها کمک کنند. هنگامی‌ که آن‌ها در حال بازی هستند، باید جستجو کنند، مذاکره کنند، برنامه‌ریزی کنند و سپس راه‌های مختلفی را برای پیشرفت امتحان کنند. بسیاری از بازی‌های جدید حل مسئله و برنامه‌ریزی را شامل می‌شوند. فرایندی که طی آن کودکان مجبورند شخصیت‌شان را به دلخواه خود بسازند و سطح جدید بازی‌شان را بهبود دهند، همچنین به تقویت خود بیانی خلاقانه در آن‌ها کمک می‌کند، و درک آن‌ها را از ساختار و قوانین بازی و رویکردهای جدید برجسته کردن علائق و شخصیت‌ها افزایش می‌دهد. علاوه بر این، بازی‌های ویدئویی نیازی به داشتن برچسب “آموزشی” ندارند برای این‌که به کودکان کمک کنند تا استفاده از استراتژی‌ها، تصمیم‌گیری‌، پیش‌بینی عواقب و همچنین بیان شخصیت خود را یاد بگیرند. 9. به کودکان کمک می‌کند که برای خودشان دوست پیدا کنند در مقایسه با والدین، اکثر کودکان کم سن و سال این بازی‌ها را فعالیت اجتماعی می‌دانند نه فقط یک فعالیت انفرادی. انجام بازی‌های ویدئویی محیطی برای بچه‌های کوچک ایجاد می‌کند که به راحتی دوست پیدا کنند، و سبب می‌شود که بیرون بروند و از همراهی با دوستان خود لذت ببرند. در برخی مطالعات، پسرها تمایل زیادی برای بازی با دوستان خود داشتند، خواه بازی آنلاین یا در یک فضای مشترک. علاوه بر این، پسران جوان گفتند که این بازی‌ها مجالی برای گفتگو با دوستان‌شان است. یک پسر گفت که دوستان‌اش بیش‌تر درباره‌ی بازی‌ها صحبت می‌کنند. سایر مطالعات نشان می‌دهند بچه‌هایی که دارای توانایی متوسطی برای یادگیری هستند، دلیل‌شان برای انجام دادن بازی‌ها پیدا کردن دوست است. حتی بچه‌هایی که اهل بازی هستند و با بچه‌های دیگر از کشورهای دیگر بازی می‌کنند، می‌توانند از به اشتراک گذاشتن تجربیات با دوستان‌شان و انجام نوبتی بازی سود ببرند. آن‌ها می‌توانند در مورد آدم‌ها و فرهنگ‌های دیگر یاد بگیرند و دوستی آنلاین آن‌ها می‌تواند برای توسعه اجتماعی آینده آن‌ها مفید باشد. 10. علاقه به فرهنگ و تاریخ را در کودکان القاء‌ می‌کند بازی با بچه ها محتوای برخی از بازی‌های خاص می‌تواند کودکان را به خواندن و تحقیق بیش‌تر تشویق کند. برخی از بازی‌های ویدئویی مانند تمدن، عصر اساطیر و عصر فرمانروایان می‌توانند نسبت به تاریخ، فرهنگ‌های باستانی، جغرافیا و روابط بین الملل در کودکان ایجاد علاقه کنند، به ویژه اگر والدین آن‌ها نسبت به این فرصت‌ها هوشیار هستند. هنگامی ‌که کودکان این بازی‌ها را انجام می‌دهند، می‌توانند مقدار زیادی از زبان و محتوایی پیچیده را پیدا کنند که همین به عنوان یک زمینه‌ی آماده‌سازی برای یادگیری یک حوزه‌ی عمیق و پیچیده در آینده عمل می‌کند. به علاوه، این بازی‌ها اغلب به کودکان در طراحی نقشه یا محتویات دیگر کمک می‌کند، در نتیجه در حین لذت بردن از سرگرمی، به آن‌ها فرصتی هم برای کسب مهارت‌ فنی و خلاقانه می‌دهد. 11. به کودکان در تعیین هدف و دستیابی به آن کمک می‌کند تعداد زیادی از بازی‌ها هدف‌گرا هستند و این ویژگی می‌تواند به کودکان یاد بدهد که چگونه می‌توان یک هدف تعیین کرد و در عین حال آن‌ها را از طریق تسلط بر مهارت‌های مورد نیاز و با استراتژیک شدن برای رسیدن به هدف تعیین‌شده بیش‌تر تحریک می‌کند. علاوه بر این، کودکان می‌توانند از حس رضایت و پاداش‌هایی که همراه با اهداف کوچک است، لذت ببرند. این امر به نوبه‌ی خود، به افزایش اعتماد به نفس در آن‌ها کمک می‌کند. کودکان می‌توانند یاد بگیرند که تعیین اهداف مناسب می‌تواند به آن‌ها کمک کند تا در بازی‌های بسیار بیش‌تری هم در دنیای بازی‌ها و هم در زندگی واقعی پیروز شوند. 12. به کودکان کمک می‌کند که به یک شیوه‌ی جذاب آموزش ببینند معلمان در حال توسعه‌ی تکنیک‌های جدید هستند تا به این ترتیب کلاس‌های خسته‌کننده را جذاب‌تر کنند. بسیاری از مردم معتقدند که با تبدیل رویکردهای سنتی آموزش به استراتژی‌های خلاقانه و نوآورانه، کودکان بیش‌تر یاد می‌گیرند و سپس توانایی درک و جذب اطلاعات پیچیده‌تر را توسعه می‌دهند. امروزه بازی‌های آنلاین پر هستند از حقایق جالب، به همین دلیل بچه‌ها در حین این‌که به شدت سرگرم می‌شوند، کلی هم چیز یاد می‌گیرند. بازی‌های کامپیوتری و سایر بازی‌ها می‌توانند برای بچه‌ها سرگرم‌کننده و بدون خطر باشند، البته اگر والدین‌شان آن‌ها را راهنمایی کند که یک بازی مناسب را انتخاب کنند، نظرات دیگر والدین را بخوانند و با آن‌ها صحبت کنند و بعد تصمیم بگیرند که فرزندان‌شان چه مقدار و چه زمانی می‌توانند این بازی‌های آنلاین را انجام دهند. بازی کردن بازی‌های آنلاین در حد اعتدال می‌تواند برای گذراندن زمان و یادگیری اطلاعات جدید سرگرم‌ کننده باشد. دانلود PDF مقاله :12 نکته مثبت بازی کردن با بچه ها بازی بازی کردن با بچه ها فواید بازی کردن با بچه ها مدرسه مهارت‌های اجتماعی حافظه هوش کودکان تاریخ آموزش

fggz https://keramatzade.com/sense-of-humor

احمدرضا کرامت بازدید : 0 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

شوخ‌ طبعی آشنا نیستید، در این مطلب به شما نشان می‌دهیم چگونه شوخ طبع باشیم. چطور فردی شوخ طبع و بامزه باشیم؟ شادی یک تصمیم است. به قول آبراهام لینکلن: «شادی مردم به اندازه‌ای است که در ذهن‌شان به شادی می‌اندیشند.» هنر شوخ‌ طبع بودن، ابزار شاد زیستن خودمان و شاد کردن دیگران است. زندگی آن‌قدر هم جدی نیست، بیایید «شوخی» را جدی بگیریم! برای شوخ طبع و شاد بودن منتظر دلیل نمانید و از تنها سلاحی که در برابر تلخی‌های زندگی در اختیار دارید، استفاده کنید. در این مطلب خواهیم دید که چگونه شوخ طبع باشیم و بیشتر با این «واحد درسی» مهم از رشته‌ی «هنر زندگی» آشنا می‌شویم. شوخ‌ طبع بودن، باعث می‌شود تا دیگران از بودن در کنار شما لذت ببرند. این ویژگی می‌تواند موجب عملکرد بهتر در محیط کار شود، البته تا زمانی‌که از حد خود نگذرد. حالا اگر با فوت‌وفن شوخ‌ طبع آشنا نیستید، در این مطلب به شما نشان می‌دهیم چگونه شوخ طبع باشیم. خودتان را در شوخ‌ طبع بودن غرق کنید اگر با شور و اشتیاق خودتان را غرق یادگیری موضوعی کنید (مثلا فراگیری یک زبان)، آن را بهتر یاد می‌گیرید. در مورد شوخ‌ طبع بودن هم به همین شکل است. اگر با این حس زندگی کنید، بهتر می‌توانید آن را تقویت و اصلاح کنید. اجراهای کمدی استندآپ را تماشا کنید. به پادکست‌هایی گوش کنید که برای‌تان جذاب است. کتاب‌های طنز بخوانید. موضوعات خنده‌دار زیادی وجود دارند که می‌توانید از آنها ایده بگیرید! از یک طرف، شاید واقعا بتوانید جوک‌ها را کپی کنید و خودتان از آنها استفاده کنید. بنجامین اِرِت (Benjamin Errett) نویسنده‌ی کتاب «عناصر شوخ‌ طبع بودن» در مصاحبه‌ای می‌گوید: «آدم‌ها دو دسته‌اند. طوطی‌ها و کلاغ‌ها. بعضی از افراد جملات‌شان را از اینجا و آنجا می‌دزدند و آن‌ها را تکرار می‌کنند. برخی دیگر، می‌گردند و طلا پیدا می‌کنند.» اگرچه در دنیای کمدیِ‌ استندآپِ حرفه‌ای، جای طوطی‌واری عمل کردن نیست (با وجود اینکه هنوز این عادت مرتبا تکرار می‌شود)، اما ایرادی ندارد کمدین‌های مبتدی یا افراد عادی، طوطی‌وار از حرفه‌ای‌ها تقلید کنند، به ویژه اگر بتوانند از آن به عنوان گامی برای پیشرفت بیشتر بهره ببرند. حتی اُسکار وایلد هم جزو نویسندگانی بود که طوطی‌واری عمل می‌کرد. اِرِت در مصاحبه‌ای می‌گوید: «اسکار وایلد یک نمونه‌ی جالبه، چون بسیاری از کارهایی که انجام داده، جایی دیده و اقتباس کرده. حتی در برخی از معروف‌ترین آثارش، جملاتی هستند که عینا تکرار شدن. اون همیشه همه‌‌ی کارهاش رو به دقت تنظیم می‌کرده. یکی از چیزای جالب درباره‌ی اون که برای من واقعا قابل‌ تحسینه اینه که اون، این شخصیت رو در لندنِ عصر ویکتوریایی داشته، چون این مرد یک سخنگوی عالی بوده، اما اصلا چه کاری انجام داده؟ اون تو جامعه معروف بوده، مثل بازیگرهای مشهور. اما اون آثار مکتوبی رو خلق کرده که محتوای غنی و ارزش پایداری دارن.» اگر شوخ‌ طبع بودن در خون شما نباشد، ممکن است کار خود را مثل یک طوطی آغاز کنید و مثلا بگویید: («چند روز پیش یک چیز بامزه شنیدم …»). اگر خودتان را در شوخ‌ طبع بودن غرق کنید و با آن زندگی کنید، قطعا از تقلید طوطی‌وار فاصله می‌گیرید. با وجود این، اگر می‌خواهید یک پله از تقلید طوطی‌وار بالا بروید و پیشرفت کنید، به حفظ کردن و از بر خواندن جوک‌ها اکتفا نکنید. به زمان‌بندی و فن بیان کمدین‌ها توجه داشته باشید. به حالات چهره و زبان بدن‌ آنها دقت کنید. مجبور به تقلید شنیده‌ها و دیده‌هایتان نیستید، بلکه باید به سبک آنها دقت کنید تا خودتان بتوانید در جوک‌هایتان از آن استفاده کنید. بخشی از این فرآیند آگاهانه است، اما نورون‌های آینه‌ای شما احتمالا اشاره‌ها و زبان بدن خاص افراد مشهور را کپی خواهند کرد. از نظر من، امیرمهدی ژوله واقعا شوخ‌ طبع است. من می‌توانم کمدی استندآپ‌های او را ساعت‌ها تماشا کنم، اما برخی از افراد نمی‌توانند. من حتی متوجه نشده بودم که برخی حرکات او را تقلید می‌کنم، تا اینکه دوستی این موضوع را به من گفت. شوخ‌ طبع باشید نه احمق اگر می‌خواهید حین شوخ‌ طبع بودن، بامزه‌تر باشید (همان‌طور که اِرِت در مصاحبه با مجله‌‌ی وال‌استریت تأکید کرد)، هدف‌تان باید ترکیب خلاقیت خودجوش با ایده‌های لذت‌بخش باشد. حتی طعنه‌زدن و جوک‌های بی‌مزه هم در جای خود باعث خندیدن می‌شوند، اما بامزه بودن چیز دیگری است. نکته‌ی مسرت‌بخش این است که اگر احساس بامزه بودن ندارید، می‌توانید این مهارت را ایجاد کنید. اِرِت اشاره می‌کند: «جورج برنارد شاو در آغاز بسیار بد سخنرانی می‌کرد و هوشیاری‌اش به اندازه‌ی سنگ‌ریزه‌های ساحلی بود. با وجود این، به مرور زمان روی نقاط ضعف خود کار کرد و به یکی از بذله‌گویان بزرگ دوران خودش تبدیل شد. نیمی از مبارزه، پذیرش این نکته است که شما می‌توانید مهارت شوخ طبع بودن را یاد بگیرید.» به عبارت دیگر، برای یادگیری این مهارت باید ذهنیت رشد را ایجاد کنید. چالش بامزگی در خودبه‌خود (خودانگیختگی) بودن آن نهفته است. شما می‌توانید از طریق شوخی کردن با دیگران به طور منظم، روی بامزه بودن‌تان کار کرده و آن را بهتر کنید. اگر کسی را می‌شناسید که بامزگی را به اندازه‌ی شما جدی می‌گیرد، او را شریک خود در تمرین «بامزگی» کنید. اگر برای‌تان امکان داشته باشد، می‌توانید در موقعیت‌های واقعی، این هنر را تمرین کنید (مثلا در مهمانی‌ها، محل کار، کافی‌ شاپ، آسانسور و دورهمی‌های خانوادگی). بخشی از هدفِ قرار گرفتن در موقعیت‌های واقعی این است که خودبه‌خودی بودنِ شوخ‌ طبع را تمرین کنید. اگر این کار برای‌تان تازگی دارد یا در انجام آن عصبی یا محتاط می‌شوید، ممکن است در به زبان آوردن سریع مطلب طنزآمیز و زمان‌بندی درست آن، دچار مشکل شوید. برای برخی از مخاطبان، شوخی‌های احمقانه می‌تواند شروع محکمی باشد، اما خیلی زود این شوخی‌ها قدیمی خواهد شد. با این کار، شاید به نظر بی‌تجربه هم بیایید (که در محل کار و در چشم برخی از افراد می‌تواند بد هم باشد). ممکن است بسیاری از افراد به جای تأیید شوخ‌ طبعی‌تان به شما بخندند. از سوی دیگر، حتی کمدی بد و ضعیف هم طرفداران خودش را دارد. در هر صورت، مخاطبان خودتان را بشناسید. سرگرمی‌هایتان را بشناسید ما بسیاری از اوقات، برخی از حرف‌ها را فقط به خاطر خشنود کردن دیگران به زبان می‌آوریم، مثلا همین تعریف و تمجیدهایی که از دوستان و همکاران‌مان می‌کنیم. موضوعی را برای صحبت پیش می‌کشیم که می‌دانیم مورد علاقه‌ی دیگران است. با وجود این، وقتی کار به بامزه بودن می‌رسد، از شوخ‌ طبعی‌تان برای خدمت به دیگران استفاده نکنید. در عوض، حس شوخ‌ طبعی را به خدمت خودتان درآورید. از چیزی شروع کنید که برای خودتان سرگرم‌کننده است. سپس، اگر فکر کردید فرد دیگری هم سرگرم خواهد شد، حس شوخ‌ طبع بودن را با او به اشتراک بگذارید. «وقتی به صورت حرفه‌ای کمدی اجرا می‌کنید یا دوستان‌تان را به خنده وامی‌دارید، مهم است خودتان هم خشنود و سرگرم باشید و شوخ طبعی‌تان فقط وسیله‌ای برای خنداندن دیگران نباشد. این رفتار در دنیای کمدین‌ها، رفتار ناشیانه‌ای به حساب می‌آید.» زمانی می‌توانید بامزه‌ترین فرد باشید که موضوع سرگرم‌کننده و لذت‌بخشی را برای به اشتراک گذاشتن با دیگران پیدا کنید. این یک نقطه‌ی آغاز، پیش از دانستن عقیده‌ و واکنش دیگران به شوخ‌ طبعی ما تلقی می‌شود. اگرچه اهمیت دادن به حس شوخ‌ طبع بودن خودتان مهم است، اما باید مخاطبان و موقعیت را هم در نظر بگیرید. حتی اگر تردید نداشته باشید یک اظهار نظر، اشک شادی از چشم مخاطب سرازیر می‌کند و خنده‌دار است، باز هم اگر آن را در موقعیت اشتباهی به کار ببرید، می‌تواند اثر معکوسی در مخاطب بگذارد. این نوع ملاحظه و احتیاط، خود می‌تواند باعث بروز خطاهای دیگر شود. به زمان‌بندی و مخاطب فکر کنید لازم نیست تمام اوقات شوخ‌ طبع باشید (حتی اگر از شما بخواهند)، پس چنین انتظاری از خودتان نداشته باشید و به همین ترتیب اجازه ندهید دیگران هم چنین انتظاری از شما داشته باشند. وقتی فهمیدید برای بامزه بودن در حال تلاش هستید، همان‌جا سرعت‌تان را کم کنید. حتی اگر سبک شما طوطی‌وار (تقلیدی) است، در گفتن جوک عجله نکنید. این کار اشتباه است، چون عجله باعث می‌شود نگران واکنش مخاطبان شوید و مرتب به خودتان بگویید «گند نزنی به اصل مطلب!» کافی است آرام‌تر صحبت کنید تا به لکنت نیفتید. میان جملات مکث کرده و سعی کنید واکنش مخاطبان را بررسی کنید. همان‌طور که کارول برنِت (Carol Burnett) می‌گوید: «کمدی، ترکیب تراژدی و زمان است.» هنگام بررسی مخاطبان، مطمئن باشید زمان کافی (نه بیش از حد) گذشته است و هیچ کس شوخ طبع باشیم از جنبه‌ی تراژیک موقعیت، غمگین نشده یا احساس خطر نمی‌کند. بهتر است جنبه‌ی تلخ تراژدی را فقط برای خودتان نگه دارید. فرض ‌کنید حادثه‌ی فجیعی اتفاق افتاده است (مثلا در یکی از طبقات دانشگاه‌، مقابل جمع زیادی از افراد سُر خورده‌اید و ده پله‌ی ناقابل را پایین آمده‌ و نقش زمین شده‌اید، تصورش هم دردناک است!) در آغاز، خندیدن به یک حادثه‌ی فجیع غیرممکن است، اما با گذشت زمان و فاصله گرفتن از جنبه‌ی دردناک فاجعه، می‌توان به یاد آن خندید (خاطره‌ی افتادن از پله‌ها برای خودتان و دوستان‌تان خنده‌آور می‌شود). آن برهه‌ی زمانی را که فاجعه، دیگر از دید ما خنده‌آور است، «لحظه‌ی شیرین» (Sweet Spot) می‌گویند. اگر در شُرُف جوک گفتن هستید، نیازی به مقدمه‌چینی یا اعلام آن نیست. فقط جوک‌تان را بگویید. موضوع درخور و مناسبی را انتخاب کنید. به هر قیمتی دیگران را سرگرم نکنید. دلیل نمی‌شود برای سرگرم کردن دیگران، دوست یا همکارتان را برنجانید. مراقب باشید در جمع چه چیزی را به زبان می‌آورید. اگر به قیمت تحقیر خودتان دیگران را بخندانید، سبک شوخ طبعی شما خودشکنانه تلقی می‌شود. با این که خودتان را دستاویز این شوخی‌ها می‌کنید، لااقل مطمئن هستید سبب رنجش فرد دیگری نمی‌شوید. اگر یک شوخی به نظرتان بامزه و سرگرم‌کننده است، اول از خودتان بپرسید: «آیا این شوخی سبب رنجش کسی خواهد شد؟ آیا الان زمان خوبی برای این شوخی است؟» بدانید چه موقع باید شوخ‌ طبع بودن را کنار بگذارید هیچ چیز به اندازه‌ی پافشاری به تعریف یک داستان بی‌مزه، خجالت‌آور نیست. گاهی اوقات، مشکل از داستان یا جوک نیست. شاید مسئله، سنخیت نداشتن موضوع داستان یا جوک با مخاطبان باشد یا شاید زمان‌بندی درستی انجام نشده است. ممکن است شما با گفتن آن، مشکل داشته باشید و راحت نباشید، پس نمی‌توانید آن را به درستی به دیگران منتقل کنید. در هر صورت، اگر احساس می‌کنید جوک شما خوب از کار در نمی‌آید، از بیان کردن آن صرف نظر کنید. بهتر است خودتان این کار را انجام بدهید نه دیگران. بسته به موقعیت، شاید بتوانید یک جوک بی‌مزه را توجیه کنید. این هم مثالی از کمدین میچ هِدبِرگ (Mitch Hedberg)، که یک جوک نه چندان خوب برای مخاطبان تعریف می‌کند، اما در نهایت سر و ته آن را هم می‌آورد. «من دانشگاه نرفتم، اما اگه می‌رفتم، تمام امتحانامو تو رستوران می‌دادم، چون تو رستوران همیشه حق با مشتریه! و حالا واکنش او به تشویق ناچیز مخاطبان: باشه! قبول! این جوک بهتر از اون چیزیه که من گفتم. شایدم نه. شاید جوک احمقانه‌ای باشه. می‌تونه باشه. من صداتو می‌شنوم پسر! دست بردار دیگه، من که نابغه نیستم. فقط می‌خوام چند تا جوک بگم. لعنتی، تو دیگه کی هستی؟» نیاز نیست هر فرصتی را برای بامزه بودن شکار کنید. اگر وسط یک جوک بی‌مزه گیر افتاده‌اید، فورا آن را تمام کنید. «میدونین چیه! حالا که این جوک رو واسه‌ی شما گفتم، به نظرم اونقدرها هم که فکرشو می‌کردم خنده‌دار نیست» این جمله می‌تواند روش عجیبی برای پایان دادن به یک جوک باشد و عزت نفس شما را کمی پایین بیاورد، اما وقت و حوصله‌ی دیگران به هدر نمی‌رود و آنها در نهایت به سلیقه‌ی شما احترام خواهند گذاشت منبع :lifehacker.com دانلود PDF‌مقاله :چطور فردی شوخ طبع و بامزه باشیم؟ شوخ طبعی چطور فردی شوخ طبع و بامزه باشیم؟ بامزه چطور فردی شوخ طبع و بامزه باشیم؟ جوک احمق هنر حس شوخ طبعی

fff https://keramatzade.com/Decision-making-skills

احمدرضا کرامت بازدید : 1 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

دارند. این گونه تصمیمات شامل موارد زیر می‌شوند: 7 مهارت مهم که در هنگام تصمیم گیری به کارتان می آید ما هر روز در حال تصمیم گیری هستیم. بعضی از این تصمیمات ساده و بعضی دیگر پیچیده‌اند. بعضی از این تصمیمات تا حدی در زندگی‌تان عادی شده‌اند که بدون لحظه‌ای فکر کردن آنها را اتخاذ می‌کنید. اما تصمیمات سخت و پیچیده نیاز به بررسی و تفکر بیشتری دارند. این گونه تصمیمات شامل موارد زیر می‌شوند: عدم‌قطعیت: ممکن است خیلی از حقایق ناشناخته باشند. پیچیدگی: ممکن است عوامل زیادی وجود داشته باشند که به هم مرتبط هستند و باید همه‌ی آنها را در نظر گرفت. عواقب خطرناک: ممکن است تصمیم شما تأثیرات زیادی به همراه داشته باشد. گزینه‌های دیگر: ممکن است گزینه‌های دیگری نیز وجود داشته باشند که هر کدام از آنها عواقب و عدم قطعیت‌های مربوط به خود را داشته باشند. مسائل بین‌فردی: شما باید واکنش‌های افراد متفاوت را به تصمیم‌تان به درستی پیش‌بینی کنید. وقتی شما در برابر تصمیمی قرار دارید که مسائل پیچیده‌ای از این دست را در پی دارد، باید مهارت حل مسئله و تصمیم‌ گیری‌ شما را با هم به کار بگیرید. در این مواقع باید فرآیندی مؤثر و مطمئن به کار بگیرید تا بتوانید کیفیت تصمیمات‌تان را بهتر کرده و به نتایج خوب دست پیدا کنید. در این مقاله چنین فرایندی را که ترکیبی از مهارت‌های تصمیم‌ گیری و استراتژی های حل مسئله است و در مواقع اتخاذ تصمیمات پیچیده به کارتان می‌آید به شما معرفی می‌کنیم. رویکردی سازمان‌ یافته در تصمیم‌ گیری : در موقعیت‌ های تجاری، به این دلیل که بهترین گزینه‌ها از همان ابتدا به خوبی واضح نیستند یا عوامل کلیدی به عنوان بخشی از فرایند در نظر گرفته نمی‌شوند، تصمیمات اغلب با شکست مواجه می‌شوند. برای جلوگیری از این اتفاق، شما باید استراتژی‌های تصمیم‌گیری و حل مسئله را در کنار هم قرار دهید تا شناخت خود را از موقعیت بهبود ببخشید. فرایندی منطقی و منظم می‌تواند به شما کمک کند تا با در نظر گرفتن تمامی عوامل مهمی که برای رسیدن به نتیجه‌ای مطلوب مورد نیاز هستند؛ این کار را انجام دهید. انجام این فرایند به روشی سازمان‌ یافته احتمال نادیده گرفتن عوامل مهم را کاهش می‌دهد. رویکرد 7 مرحله‌ای ما در این راه به شما کمک می‌کند: ایجاد محیطی سازنده بررسی موقعیت با در نظر گرفتن تمامی جزئیات ایجاد گزینه‌های جانبی مناسب بررسی گزینه‌ها انتخاب بهترین راه‌حل ارزیابی نقشه در میان گذاشتن تصمیم با دیگران و انجام اقدامات لازم. مهارت تصمیم گیری اجازه بدهید هر کدام از این موارد را با جزئیات بررسی کنیم. نکته: این فرایند به شما اطمینان می‌دهد که در موقعیت‌های پیچیده تصمیم مناسبی اتخاذ کنید، اما ممکن است این فرآیند برای موقعیت‌های ساده و کوچک مفید نباشد. در این مواقع بر تکنیک‌هایی که در مرحله‌ی 5 به آنها اشاره شده است، تمرکز کنید. مرحله‌ی1: تصمیم گیری و ایجاد محیطی سازنده تصمیم‌گیری‌ها زمانی که افراد دیگری را نیز در بر می‌گیرند یا بر آنها تأثیر می‌گذارند، پیچیده می‌شوند بنابراین ایجاد محیطی سازنده که در آن بتوان موقعیت را بررسی کرد و گزینه‌های ممکن را سنجید مفید است. اغلب، وقتی مسئول تصمیم‌گیری‌هایی هستید که برای اجرای آن نیاز به افراد دیگری دارید، باید بتوانید حمایت آنها را به خود جلب کنید. اگر مناسب‌ترین راه این است که تصمیم را به صورت گروهی اتخاذ کنید، افراد ذی‌نفع را تحلیل کنید تا مشخص شود چه کسی را باید وارد این فرایند کنید. برای اینکه بتوانید دیگران را متعهد کنید، حتما باید نماینده‌ای از این ذی‌نفعان در گروه داشته باشید. (بهترین حالت این است که 5 تا 7 نفر به عنوان نماینده‌ی آنها در گروه حضور داشته باشند.) اگر مطمئن نیستید که هر کدام از این افراد چقدر در اتخاذ تصمیم نهایی حق اظهار نظر دارند، از مدل تصمیم‌ گیری وروم-یتان-جاگو استفاده کنید تا ببینید آیا باید فقط با آنها مشاوره کنید یا اینکه به آنها حق رأی هم بدهید. برای اجتناب از تفکر گروهی (تمایل برای هم‌عقیده بودن با سایر افراد گروه)، آنها را تشویق کنید تا بدون اینکه از رد شدن ایده‌هایشان توسط دیگر افراد گروه بترسند، در بحث‌ها و تجزیه و تحلیل‌ها شرکت کنند. اطمینان حاصل کنید که همه می‌‌دانند هدف اصلی، رسیدن به بهترین تصمیم ممکن است. اینجا جای آن نیست که بخواهند از گزینه‌های خود تعریف و تمجید کنند. روش چارِت، فرایندی سازمان‌یافته برای جمع‌آوری اطلاعات از تعداد زیادی از افراد ذی‌نفع است. گزینه‌ی دیگری به جای آن وجود دارد که به تکنیک نردبان تاشو معروف است. در این تکنیک رفته رفته افراد بیشتری به فرایند تصمیم‌گیری اضافه می‌شوند با اطمینان از اینکه نظر همه‌ی آنها شنیده شود. مرحله‌ی 2: بررسی موقعیت با در نظر گرفتن تمامی جزئیات و نهایتا تصمیم گیری قبل از اینکه شروع به تصمیم‌ گیری کنید، باید مطمئن شوید که موقعیت را کاملا درک می‌کنید. ممکن است نیاز باشد که فقط موضوع مورد نظر را بررسی کنید، اما احتمال آن بیشتر است که عوامل مرتبط زیادی وجود داشته باشند که باید در نظر گرفته شوند. به عنوان مثال، تغییراتی که در یک بخش انجام شده، ممکن است تأثیرات غیرمستقیمی در جاهای دیگر داشته باشند و باعث شوند که تغییر مورد نظر نتیجه‌ی معکوس در بر داشته باشد. قبل از هر چیز، تصمیم را در زمینه‌ی مشکلی که قرار است رفع کند در نظر بگیرید. از تکنیک پنج چرا استفاده کنید تا مشخص شود آیا مشکلی که مطرح شده باید حل شود یا اینکه این مشکل فقط نشانه‌ای از مشکلی عمیق‌تر است. بعد از اینکه دلایل و ریشه را پیدا کردید، بیشترین اطلاعات را از چیزهایی که می‌دانید استخراج کنید و با استدلال استقرایی نتایج درست را از حقایق برداشت کنید تا درک بهتری از اتفاقی که در حال وقوع است به دست بیاورید و سعی کنید با بررسی مشکلات از زوایای مختلف مطمئن شوید چیز مهمی را جا نینداخته‌اید. مرحله‌ی 3 : ایجاد گزینه‌های جانبی مناسب و تصمیم گیری مدیریت در تصمیم گیری هر چقدر گزینه‌هایی که بررسی می‌کنید بیشتر باشند، تصمیم نهایی شما بهتر خواهد بود. در ابتدا، به نظر می‌رسد بررسی گزینه‌های مختلف تصمیم شما را پیچیده‌تر کند، اما با این کار نگاه عمیق‌تر و از زوایای دید بیشتری به مشکل می‌اندازید. این کار زمانی مفید است که بخواهید از چند تکنیک تفکر خلاق استفاده کنید. این به شما کمک می‌کند تا از الگوهای فکری عادی خود خارج شده و به راه‌حل‌های جدید برسید. احتمالا یکی از رایج‌ترین روش‌های رسیدن به ایده‌های مختلف، طوفان فکری است. طوفان فکری معکوس نیز همین کار را می‌کند، اما با این سؤال شروع می‌کند که چطور می‌خواهید به نتایج متضادِ چیزی که مد نظر دارید دست پیدا کنید و بعد از آن به راه‌حل برسید. متدهای دیگری که برای رسیدن به ایده‌های مختلف به صورت گروهی پیشنهاد می‌‌دهیم روش‌ یادداشت‌نویسی کرافورد و طوفان فکری چرخشی است. استفاده از هر دوی این روش‌ها، این قابلیت را به شما می‌‌دهد تا ایده‌های همه را بشنوید و بدون توجه به قدرت و جایگاه اجتماعی فردی که آن را بیان کرده، ایده را سبک و سنگین کنید. به این فکر کنید افرادی که خارج از گروه شما قرار دارند چه تأثیری بر تصمیم شما می‌گذارند یا چطور از آن تأثیر می‌گیرند. می‌‌توانید این کار را با کمک ابزاری مانند ماتریس چارچوب‌بندی مجدد که از 4 بعد(محصول Product، برنامه ریزی Planning، توانایی Potential و افراد People) تشکیل شده، به عنوان روشی برای نگاه کردن به مشکل از زوایای مختلف انجام دهید. همچنین می‌توانید از افرادی که در بیرون گروه هستند بخواهید که به بحث ملحق شوند و افراد گروه را تشویق کنید دیدگاه‌های کاربردی مختلف را به کار بگیرند (به عنوان مثال، از بازاریاب بخواهید که از دیدگاه مدیر مالی به مسئله نگاه کند). اگر تعداد گزینه‌هایتان کم است، ازبخش ایده‌های خلاقانه کمک بگیرید. این تکنیک به شما اجازه می‌دهد تا از مشکل فاصله بگیرید و از یک دیدگاه عمیق‌تر به آن نگاه کنید. روش دیگر تحقیق ارج‌گزار است که از جنبه‌ی مثبت به مشکل نگاه می‌کند و مسائلی را در نظر می‌گیرد که خوب پیش‌ می‌روند و قسمت‌هایی که مشکل دارند را کنار می‌گذارد. وقتی افرادی که در تصمیم‌گیری دخالت دارند به مشکل نزدیک هستندد استفاده از این روش می‌تواند مفید باشد. وقتی ایده‌ها شروع به پدیدار شدن می‌کنند، از نمودارهای وابستگی استفاده کنید تا آنها را به زمینه‌ها و گروه‌های مشابه دسته‌ بندی کنید. مرحله‌ی 4: گزینه‌هایتان را بررسی کنید و تصمیم گیری کنید بعد از اینکه گزینه‌های واقعی مناسبی به دست آوردید، وقت آن است که امکان عملی شدن، خطرات و پیامد آنها را ارزیابی کنید. تقریبا هر تصمیمی با کمی ریسک همراه است. تحلیل ریسک این امکان را به شما می‌دهد تا با رویکردی ساختاری، این تهدیدها را به صورت بی‌طرفانه بررسی کنید و احتمال بروز رویدادهای ناسازگار و هزینه‌ی مدیریت و کنترل آنها را ارزیابی کنید. سپس خطرات موجود را اولویت‌بندی کنید تا بتوانید بر آنهایی که احتمال وقوع‌ شان بیشتر است تمرکز کنید. راه دیگری که برای ارزیابی گزینه‌هایتان وجود دارد این است که عواقب احتمالی هر کدام را در نظر بگیرید. گزینه‌های جایگزین را از زاویه‌‌های مختلف ببینید و سپس عواقب تصمیم را ارزیابی کنید. همچنین می‌توانید به کمک طوفان فکری، در مورد عواقب غیرقابل پیش‌بینی که ممکن است از تصمیم شما سردربیاورند استفاده کنید. دیگر نکاتی که باید در نظر بگیرید اینها هستند: آیا منابع مناسب در اختیار دارید؟ آیا راه‌حل‌ به دست آمده با اهداف شما هماهنگ است؟ آیا این تصمیم در بلندمدت جواب‌گوست؟ برای پاسخ دادن به این سؤالات از تکنیک ستاره افشانی استفاده کنید تا متوجه شوید برای ارزیابی هر کدام از گزینه‌های جانبی به چه سؤالاتی باید پاسخ دهید. با استفاده از تحلیل هزینه-فایده عملی بودن تصمیم‌تان را از جنبه‌ی مالی بررسی کنید. همچنین ارزیابی پروژه و پیش‌بینی مالی به شما کمک می‌کند تا با تکنیک‌های مختلفی مانند NPV و IRR بتوانید جایگزین‌های مالیِ نویدبخش را ارزیابی کنید. مرحله‌ی5: انتخاب بهترین راه‌ حل و تصمیم گیری تصمیم بعد از اینکه موارد جایگزین را بررسی کردید، مرحله‌ی بعدی این است که بالاخره تصمیم‌تان را اتخاذ کنید. اگر یکی از گزینه‌های جایگزین بهتر از بقیه باشد تصمیم‌ گیری آسان می‌شود. با این حال، اگر گزینه‌های زیادی دارید که بسیار به هم نزدیک هستند، ناامید نشوید چون تکنیک‌های زیادی هستند که به شما کمک می‌کنند از بین آنها یکی را انتخاب کنید. اگر معیارهای زیادی هستند که باید در نظر بگیرید، باید بتوانید آنها را به درستی با هم مقایسه کنید. بنابراین اگر می‌خواهید درجه‌ی اهمیت آنها را مشخص کنید، مقایسه‌ی سلسله مراتبی را انجام دهید تا متوجه شوید کدام یک از آنها در تصمیم شما اهمیت بیشتری دارند. در انتخاب بین گزینه‌های مختلف مالی، استفاده از درخت تصمیم‌ گیری مفید است. این تکنیک به شما کمک می‌کند گزینه‌ها را به صورت شفاف کنار هم قرار بدهید و احتمال موفقیت یا شکست پروژه‌تان را نیز در نظر بگیرید. تصمیم گیری گروهی اگر تصمیم شما قرار است در گروه گرفته شود، تکنیک‌هایی برای افزایش مهارت در تصمیم‌ گیری وجود دارند که می‌توانند به شما برای رسیدن به یک تصمیم مناسب کمک کنند. زمانی که ناشناس بودن اهمیت دارد، تصمیم‌گیرنده‌ها ممکن است از یکدیگر متنفر شوند یا این احتمال وجود دارد که بعضی از افراد بر فرایند تسلط پیدا کنند؛ در این مواقع با استفاده از تکنیک دِلفی به تصمیمی عادلانه و بی‌طرفانه خواهید رسید. این تکنیک از چرخه‌های گمنام، بحث‌های نوشتاری و آزادی که توسط تسهیل‌ کننده مدیریت می‌شوند، استفاده می‌کند. شرکت کننده‌ها با هم ملاقات نمی‌کنند و گاهی حتی نمی‌دانند چه کسانی در تصمیم‌گیری حضور دارند. اگر با تیمی که از قبل پایه‌ریزی شده است کار می‌کنید، سعی کنید همه را به شرکت در تصمیم‌ گیری ترغیب کنید. اگر با چند تیم مختلف یا گروه نسبتا بزرگی کار می‌کنید، مسئولیت هر کدام از مراحل فرایند تصمیم‌ گیری را مشخص کنید. با این کار، همه مسئولیت‌های خود را خواهند شناخت و از هرگونه کشمکشی جلوگیری خواهد شد. مرحله‌ی6: برنامه‌ی خود را ارزیابی کنید و تصمیم گیری کنید با تمامی تلاشی که برای انتخاب و ارزیابی گزینه‌های جایگزین انجام دادید، در این مرحله تمایل دارید به جلو پیش بروید. ولی حالا بیشتر از هر زمان دیگری باید تصمیم‌تان را از نظر منطقی بررسی کنید. وقتی بعد از اینکه مشکل پیش آمد به عقب نگاه می‌کنید بهتر می‌توانید علت پیش آمدن مشکل را متوجه شوید، اما بهترین کار این است که از ابتدا جلوی اتفاق افتادن آن را بگیریم. قبل از اینکه شروع به اجرایِ تصمیم‌تان کنید، نگاه بی‌طرفانه و عمیقی به آن بیندازید تا مطمئن شوید هیچ جایی برای اشتباه باقی نگذاشته‌اید. تصمیم نهایی شما به تحقیق ابتدایی و حقایقی که برای رسیدن به آن استفاده کردید وابسته است. اطمینان حاصل کنید که اطلاعات‌تان قابل اعتماد هستند و تمامی تلاش‌تان را برای انتخاب آنها از بهترین منابع انجام داده‌اید. این باعث می‌شود از سوگیری تأییدی، که جزو خطاهای متداول در تصمیم‌گیری‌ است، اجتناب کنید. نتایج ابتدایی به دست آمده را با ذی‌نفعان کلیدی در میان بگذارید تا بتوانند نقاط ضعف آن را شناسایی کنند، پیشنهاد بدهند و از نتایج شما پشتیبانی کنند. به الهامات درونی خود نیز گوش کنید و در سکوت و به صورت سازمان‌یافته فرضیات و تصمیماتی که برخلاف تجربه‌تان هستند را امتحان کنید. تردید‌های خود را نیز با دقت بررسی کنید تا متوجه شوید چه چیزی ذهن‌‌تان را درگیر کرده است. بررسی کنید که آیا مشکلات رایج در تصمیم‌ گیری‌ مانند اعتماد بیش‌ از حد، زیاد شدن تعهدات یا تفکرات تیمی، فرآیند شما را با تهدید مواجه کرده‌اند یا نه. مرحله‌ی7: تصمیم گیری خود را با دیگران در میان بگذارید و اقدامات لازم را به عمل آورید بعد از اینکه تصمیم‌تان را اتخاذ کردید، باید آن را به روشی الهام‌بخش با دیگران در میان بگذارید. با صحبت کردن در مورد اینکه چرا و چگونه به این تصمیم رسیدید، آنها را در اجرایی کردن تصمیم سهیم کنید. هر چقدر اطلاعات زیادی درباره‌ی خطرات و فواید آن در اختیار آنها قرار دهید، احتمال اینکه افراد از تصمیم شما حمایت کنند بیشتر است. اگر افراد در فرایند تصمیم‌گیری شما نقصی مشاهده کردند، تواضع به خرج دهید و نظر آنها را بپذیرید و دوباره برنامه‌تان را مرور کنید. بهتر است همین حالا و قبل از اینکه دیر شود و هزینه‌ها افزایش پیدا کنند این کار را انجام بدهید. منبع : wikipedia دانلود PDF مقاله :7 مهارت مهم که در هنگام تصمیم گیری به کارتان می آید تصمیم گیری 7 مهارت مهم که در هنگام تصمیم گیری به کارتان می آید مهارت تصمیم گیری

fnvhttps://keramatzade.com/Love-failure

احمدرضا کرامت بازدید : 6 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()
متخصصان ارا‌ئه شده، به‌سرعت می‌توانید شکست عشقی خود را فراموش کنید. چگونه شکست عشقی خود را از یاد ببریم؟ همه می‌دانند که شیفته‌ی کسی بودی و سرانجام به هر دلیلی (او حرفی زده، کاری کرده، تو عاشق او بودی ولی او نبوده و…) رابطه‌ی میان شما به پایان رسیده است. اهمیتی ندارد که این مسئله را چطور برای خودت توجیه می‌کنی، چون در هر صورت باید واقعیت را بپذیری و با آن کنار بیایی. نگه داشتن احساسات، نداشتن اعتماد به نفس، غم و خشم موجب می‌شود که حال خوبی نداشته باشید و نتوانید رابطه‌ای را با شخص دیگری که تناسب بیشتری با شما دارد، شروع کنید. ولی پیش از اینکه خودتان را به‌خاطر فراموش نکردن رابطه‌ی دوطرفه‌ای که چند هفته، ماه یا حتی سال پیش به پایان رسیده، سرزنش کنید، به‌یاد داشته باشید که شما تنها کسی نیستید که نمی‌داند چطور باید شکست عشقی خود را فراموش کند. درواقع بسیاری از مردان و زنان وارد رابطه‌هایی می‌شوند که شانس زیادی برای پایداری و ادامه‌ی آن‌ها وجود ندارد. همراه ما باشید، با اجرای توصیه‌ها و راهنمایی‌های زیر که توسط متخصصان ارا‌ئه شده، به‌سرعت می‌توانید شکست عشقی خود را فراموش کنید. 1. گریه کنید تا شکست عشقی خود را فراموش کنید قبل از اینکه ژست انسانی قوی را به خود بگیرید و ادعا کنید که نمی‌گذارید احساسات بر شما غلبه کنند، فراموش نکنید که هرچه بیشتر احساسات خود را انکار کنید، کمتر از آن‌ها رها می‌شوید. راه سالم‌تر، عاقلانه‌تر و مسئولانه‌تر این است که درمورد احساساتِ همواره درحال تغییرتان صداقت داشته باشید (ابراز احساسات). یکی از راه‌های کنار آمدن با شکست عشقی این است که دل‌شکستگی خود را بپذیرید و فراموش نکنید که گریه کردن به درمان قلب شکسته و فراموش کردن شکست عشقی کمک می‌کند. 2. ارتباط خود را قطع کنید و کمی از رسانه‌های اجتماعی فاصله بگیرید گاهی در کنار آمدن با شکست عشقی خود خوب پیش رفته‌اید، برای مدتی دیگر به آن فکر نکرده‌اید و درمورد شور و عشق گذشته‌تان احساس غم و اندوه ندارید، ولی نگاهی سریع به حساب کاربری طرف مقابل در رسانه‌های اجتماعی شما را ماه‌ها به عقب برگرداند. با دیدن حساب او فورا احساس ناراحتی می‌کنید یا به خودتان می‌گویید که او شادتر از شماست یا توانسته فرد دیگری را پیدا کند. اگرچه این ممکن است درست باشد، ولی نباید به چیزهایی که در رسانه‌های اجتماعی می‌بینید اعتماد کنید؛ به‌علاوه، این مسئله نباید برای شما اهمیتی داشته باشد. شما تنها زمانی واقعا به رابطه‌ی قبلی‌تان پایان می‌دهید و شکست عشقی خود را فراموش می‌کنید که تمام ارتبا‌ط‌هایتان با او را در تمام جنبه‌ها، ازجمله رسانه‌های دیجیتالی قطع کنید. شکست عشقی حتما بخوانید: عوامل فقر چیست؟چگونه از فقر رهایی یابیم؟ رسانه‌های اجتماعی نادیده‌ گرفتن رابطه‌ عاشقانه‌ قبلی را بسیار دشوار کرده‌اند. بنابراین اولین چیزی که تی اونی کولمن (روان‌درمانگر و مربی روابط) توصیه می‌کند، حذف کردن طرف مقابل از فهرست دوستان و تماس‌ها، دست‌کم تا زمانی است که او را فراموش کرده‌ یا پذیرفته‌اید که صفحه‌ی او را بررسی نکنید. «به‌علاوه، باید مراقب صفحات یا پست‌های دوستان مشترک‌تان نیز باشید، چون ممکن است که در این صفحه‌ها تصاویری از شریک سابق‌تان را ببینید، از خبرهای مربوط به او مطلع شوید یا از رابطه‌ی عاشقانه‌ی جدید او باخبر شوید.» 3. شکست عشقی-سعی نکنید همچنان دوست او باقی بمانید گاهی به این دلیل نمی‌توانید همسر قبلی‌تان را فراموش کنید که او هنوز هم بهترین دوست شماست یا هنوز هم همیشه در فکرش هستید. شما نباید همچنان با او وقت بگذرانید و دوست باشید. مثلا وقتی برنامه‌ی موردعلاقه‌اش در تلویزیون پخش می‌شود، برایش پیامک نفرستید. راحت‌ترین و سالم‌ترین راه برای فراموش کردن یک فرد این است که مرزهای مشخصی را با او ایجاد کنید. گرچه درست است “هر که از دیده برود لزوما از دل نمی‌رود”، ایجاد فاصله‌ای آگاهانه و تعمدی میان شما، بدون شک فرایند کنار آمدن با شکست عشقی و فراموش کردن طرف مقابل را ساده‌تر می‌کند. 4. شکست عشقی-از شر چیزهایی که شما را به‌ یاد او می‌اندازد خلاص شوید برای اینکه به‌ سرعت کسی را فراموش کنید، تمام چیزهایی که او را به‌یاد شما می‌اندازد، دور بریزید. مجله‌ها و مسواک او را که هنوز در گوشه‌ و کنار خانه‌تان مانده دور بریزید. از او نخواهید که وسایل‌تان را به شما برگرداند. از تشویق کردن تیم او دست‌ بردارید. لباس‌ها و وسایل او را در خانه نگه ندارید. گریه کنید و بدون وجود هر چیزی که شما را به‌یاد گذشته می‌اندازد، دوباره از نو شروع کنید. هر چیزی مانند هدیه‌ها و یادگاری‌های کوچک و ارزان‌ قیمت، کارت‌ پستال‌ها یا نامه‌ها و حتی لباس‌هایی که زمانی به او تعلق داشته‌اند، باید دور ریخته شوند. کولمن می‌گوید: «همه‌ی اینها یادگاری‌هایی هستند که احساساتی شدید و خاطراتی را در ذهن‌تان ایجاد می‌کنند که منتهی‌به عقده‌های روحی می‌شوند.» 5. شکست عشقی-از تجزیه‌ و تحلیل گذشته و افسوس خوردن دست بردارید اگر می‌پرسید که چطور می‌توانید شکست عشقی خود را فراموش کنید، یکی از مهم‌ترین گام‌هایی که باید بردارید، پذیرش تصمیمِ گرفته‌ شده است. فرقی نمی‌کند که شما جدایی را انتخاب کرده‌اید یا او، درهرصورت نباید تصمیمی را که گرفته شده، تجزیه‌وتحلیل و ارزیابی کنید. دیگر لحظه‌به‌لحظه‌ی رابطه‌تان را ارزیابی و نقد نکنید و فکرتان را به کارهایی که می‌توانستید یا باید انجام می‌دادید، مشغول نکنید. دیگر به‌دنبال دلیل و توضیح نباشید و یاد بگیرید که قطعیت جدایی خود را بپذیرید. 6. شکست عشقی-فعالیت داشته باشید کیسه بوکس باشگاه را به‌یاد می‌آورید؟ بهتر است از آن استفاده کنید. این که روزها روی تخت بخوانید، فقط باعث می‌شود که از خودتان نفرت داشته باشید. اجازه ندهید که این جدایی، سستی و تنبلی شما را توجیه کند. با انجام فعالیت‌های فیزیکی، افکار ناخوشایند را دور بریزید. برای نمونه، به گروه فعالی بپیوندید، در تیم ورزشی عضو شوید یا در پارک نزدیک خانه‌تان بسکتبال بازی کنید. حتی پیاده روی هم برای جسم و روح‌تان خوب است. وقتی فکرتان درگیر و قلب‌تان خسته است، کمی هوای تازه می‌تواند اثر زیادی داشته باشد. 7. شکست عشقی-از فرصت تازه‌تان بهره ببرید شکست عشقی حتما بخوانید:7 روش برای پرورش خلاقیت فردی حالا که مجرد هستید، از زمان و آزادی بیشتری که این موقعیت برای‌تان ایجاد کرده، استفاده کنید. از زمانی که با نامزدتان بوده‌اید، چه چیزهایی را ازدست داده‌اید؟ با دوستان‌تان بیرون بروید، در کلاسی شرکت کنید، وقت بیشتری را با خانواده‌تان بگذرانید و از انجام کارهایی که قبلا نمی‌توانستید انجام بدهید، لذت ببرید. یکی از راه‌حل‌های تأثیرگذار فراموش کردن شکست عشقی این است که شادی و خوشبختی را در حوزه‌های دیگری جست‌وجو کنید. به فصل جدید زندگی‌تان به چشم شروع تازه‌ای نگاه کنید. نظم و ترتیبی به زندگی‌تان بدهید. خودتان را رها کنید. به رؤیاها، اولویت‌ها و مواردی که همیشه آرزوی انجام‌شان را داشته‌اید فکر کنید و آنها را دنبال کنید. 8. شکست عشقی-اشتباهات و خطاهای او را به‌یاد بیاورید البته ممکن است که این مورد، ناخوشایند و بی‌رحمانه به‌نظر برسد، ولی اگر می‌خواهید فقط یکی از روش‌های فهرست‌شده در اینجا را انجام بدهید، آن یک روش حتما همین مورد باشد. وقتی خاطرات در سرتان می‌چرخند، همه‌چیز گیج‌کننده می‌شود. وقتی احساساتی می‌شوید و به رابطه‌ی قدیمی‌تان حالتی رؤیایی و آرمان‌گرایانه می‌دهید، بسیاری از خاطرات مهم را نادیده می‌گیرید. ولی اگر فهرستی از حقایق را بنویسید، شامل چیزهایی که گفته است یا رفتارهایی که با شما داشته است، به جایی می‌رسید که با خودتان فکر کنید، چرا درمورد کسی که چنین رفتارهای وحشتناکی با من داشته این‌طور رمانتیک فکر می‌کنم؟ 9. شکست عشقی-رابطه‌ی مرده‌ی خود را مجسم کنید مجسم کردن رابطه‌ی مرده‌ی خود، تاکتیکی برای فراموش کردن شکست عشقی است. تمرین‌های تجسم یا حتی آویزان کردن تصاویر به برانگیختن تلنگری ذهنی که موجب ایجاد انگیزه برای تغییر می‌شود، کمک کند. می‌توانید تابوتی را مجسم کنید که درون قبری گذاشته می‌شود و به خودتان بگویید که رابطه‌ی قدیمی‌تان داخل آن تابوت قراردارد. یا تصویر نعش‌کش یا اسکلت را در دفتر کار یا کنار تخت‌خواب‌تان آویزان کنید. قراردادن این نمادها در اطراف‌تان باعث ایجاد انگیزه برای تغییر می‌شود. 10.شکست عشقی- با دوستان‌تان دوباره ارتباط برقرار کنید با برقراری ارتباط با دوستان و برگشتن به جمع‌های اجتماعی‌تان راحت‌تر می‌توانید رابطه‌ی قدیمی‌تان را فراموش کنید. دوباره با دوستان‌تان تماس بگیرید و برنامه‌هایی با آنها بریزید؛ حتی اگر تمایلی ندارید که با آنها جایی بروید. با انجام این کار فرصتی پیدا می‌کنید که دوباره با دوستان صمیمی‌تان وقت بگذرانید، کمی شاد باشید و احساس کنید که طبیعی و عادی‌تر شده‌اید. وقتی احساس خیلی بدی دارید، دوستان‌تان می‌توانند حمایتگر شما باشند. همچنین می‌توانید هر چقدر که می‌خواهید درمورد جزئیات رابطه و جدایی‌تان با آنها صحبت کنید و از بازخوردها و نظرات آنها استفاده کنید. براون می‌گوید: «از دوستان‌تان بخواهید شما را تشویق کنند که بر زخم‌هایتان غلبه کنید و برای شروع دوباره زندگی گام‌هایی بردارید.» 11. شکست عشقی-برای بهبود سلامتی خود تلاش کنید وقتی احساس خیلی بدی دارید، یکی از بهترین کارهایی که می‌توانید انجام بدهید این است که برای بهبود سلامتی روحی و جسمی خود تلاش کنید. رژیم‌ غذایی سالم و جدیدی را شروع کنید تا احساس بهتری درمورد سلامتی‌تان داشته باشید. در کلاس‌های جدیدی در دانشگاه‌تان شرکت کنید تا بتوانید افراد جدیدی را ملاقات کنید و افق دیدتان را گسترده‌تر کنید. به سفر بروید. کارهایی را انجام بدهید که باعث می‌شود احساس بهتری نسبت‌به خودتان پیدا کنید. فعال بودن، روش بسیار خوبی برای سرعت بخشیدن به ایجاد و تقویت عزت نفس و نیز افزایش اعتماد به نفس دوباره است. با داشتن چشم‌اندازی جدید، ادامه‌ی حرکت بسیار آسان‌تر می‌شود. 12. شکست عشقی-به احتمالات فکر کنید به قول معروف: «وقتی دری بسته می‌شود، در دیگری باز می‌شود.» معمولا این گفته‌های کلیشه‌ای کمک زیادی به درمان قلبی مجروح نمی‌کنند، ولی این یکی می‌تواند مفید باشد. حتی اگر فرد عزیزی را ازدست‌ داده‌اید، شاید فرد دیگری که حتی ممکن است بیشتر از او برای شما مناسب باشد، درست در اطراف‌تان باشد. درست است، شاید فرد سابق زندگی شما فوق‌العاده بوده است، ولی شاید کسی که در آینده وارد زندگی‌تان خواهد شد، حتی از او هم عالی‌تر باشد. به‌جای اینکه درمورد گذشته‌تان افسوس بخورید، وقت زیادی را برای رؤیاپردازی درمورد آنچه پیش رویتان قرار دارد، صرف کنید. گذشتن و فراموش کردن رابطه‌ای قدیمی، آسان نیست. فراموش کردن گذشته به این معنی است که باید قلب‌تان را به روی فرد تازه‌ای بازکنید. باید در هر لحظه‌ای، انتظار پیدا کردن عشقی جدید را داشته باشید. به جلو پیش رفتن و پیش‌بینی کردن آینده باعث می‌شود که نگاه به گذشته و افسوس خوردن را کنار بگذارید. رابطه‌ی عاشقانه می‌تواند در هر جایی و هر زمانی ظاهر شود. وظیفه‌ی شما این است که وقتی با آن مواجه می‌شوید، خوش‌حال و آماده باشید، نه اینکه همچنان در گذشته‌تان گیر کرده باشید. 13. شکست عشقی-در برابر وسوسه‌ی مشاجره و درگیری مقاومت کنید می‌دانم که این مورد نسبتا ساده به‌نظر می‌رسد، ولی توجه به آن بسیار مهم است. دکتر گری براون، متخصص روابط عاطفی می‌گوید: «بهترین راه برای [فراموش کردن] این است که تمام راه‌های تماس، ازجمله ملاقات‌های شخصی را حذف کنید.» یعنی به فکر مشاجره و درگیری در کافی‌شاپ یا باشگاه ورزشی محل زندگی‌تان نباشید. اگر هنوز هم در مکان‌هایی او را ملاقات می‌کنید، شاید لازم باشد که برنامه‌هایتان را تغییر بدهید. 14. شکست عشقی-آینده‌ی بدون او را مجسم کنید تصور کنید که وقتی از غصه خوردن برای از دست دادن همسر سابق‌تان دست بردارید، زندگی‌تان چقدر خوب خواهد شد. دکتر گری براون می‌گوید: «هرچه جزئیات بیشتری را مجسم کنید، احتمال اینکه به رؤیای جدیدتان جان ببخشید نیز بیشتر خواهد بود.» اگر برایتان مفید است، جایی را به تابلوی آرزوهایتان اختصاص دهید، یعنی مثلا روی قسمتی از یک دیوار، عکس‌ها و نوشته‌هایی قرار دهید که رویاها و آرزوها شما را توصیف می‌کنند. حتما بخوانید: رازهای داشتن سلامت جسمی و روحی در زندگی 15. شکست عشقی-با او تماس نگیرید این یکی بسیار مهم است. قانون تماس نگرفتن را شروع کنید و تازمانی‌که از غصه خوردن دست‌ برداشته‌اید و به جایی رسیده‌اید که پذیرفته‌اید همه‌چیز تمام شده است، آن را ادامه بدهید. کولمن می‌گوید: «تازمانی‌که پیش خود استدلال می‌کنید که احتمال کمی وجود دارد که همسر سابق‌تان هنوز هم نسبت‌به شما احساسی داشته باشد، نگران این باشد که چه کار می‌کنید یا بخواهد بداند که در زندگی‌تان چه می‌گذرد، نمی‌توانید چرخه‌ی دل‌مشغولی و همیشه فکرکردن به او را قطع کنید.» 16.شکست عشقی- به سفر بروید آمیکا گربر ، متخصص روابط بلند مدت، برای وبسایت TruthFinder توضیح می‌دهد: وقتی با جدایی سختی روبه‌رو هستید، حس می‌کنید جایی که در آن زندگی می‌کنید، یادآوری همیشگی و ثابتی از رابطه‌ای است که ازدست‌داده‌اید. «گاهی بهترین راه برای رهایی از عادتی آزاردهنده (ترک عادت بد) این است که چیزی به‌شدت متفاوت را امتحان کنید. به سفری که همیشه آرزویش را داشته‌اید بروید. برای همراهی با خود بهترین دوستان‌تان را دعوت کنید یا بهتر از آن، به‌تنهایی سفر کنید. هیچ چیزی آزادتر و رهاتر از سفر کردن به‌تنهایی نیست و باعث می‌شود به‌یاد بیاورید که مجرد بودن چه حس خوبی دارد.» 17. شکست عشقی-جابه‌جا شوید یا دکور خانه‌تان را تغییر بدهید گربر می‌گوید اگر با شریک سابق‌تان در یک جا زندگی می‌کردید، هر چیزی در خانه‌تان شما را به‌یاد او می‌اندازد و فراموش کردن او سخت است. «اگر مدت قرارداد اجاره‌تان تقریبا تمام شده است، به فکر نقل‌مکان به محله‌ی جدیدی در شهرتان باشید تا شروع تازه‌ای داشته باشید. یا دست‌کم بعضی از اسباب و لوازم خانه را جابه‌جا و دیوارها را رنگ کنید.» 18. از متخصصان کمک بگیرید صحبت کردن با فردی متخصص می‌تواند کمک زیادی به شما بکند. براون می‌گوید، اگر ماه‌ها گذشته است و شما هنوز هم به او فکر می‌کنید تاجایی که نمی‌توانید به‌خوبی در اجتماع، خانه، محل کار و احتمالا دانشگاه عمل کنید، شاید وقت آن رسیده است که به فردی متخصص مراجعه کنید. کمک گرفتن از متخصصان هیچ اشکالی ندارد. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که از فکر کردن و وابستگی به شریک سابق‌تان دست‌ بردارید. 19. شکست عشقی-کارهایی را برای خودتان انجام بدهید گرچه ممکن است فکر کنید که دنیا به پایان رسیده و هرگز نمی‌توانید شریک سابق‌تان را فراموش کنید، ولی اشتباه می‌کنید. گربر توصیه می‌کند که فهرستی از کارهایی را که دوست دارید و آرام‌تان می‌کند تهیه کنید و آنها را انجام بدهید. او می‌گوید: «بیشتر مردم چند بار ازدواج می‌کنند، روابط فراوانی را تجربه می‌کنند و بارها عاشق می‌شوند. پایان رابطه عاطفی شما به این معنی نیست که دنیا هم به‌ پایان رسیده است. منبع : کرامت زاده و دیلی میل دانلود PDF مقاله :چگونه شکست عشقی خود را از یاد ببریم؟ شکست عشقی چگونه شکست عشقی خود را از یاد ببریم؟

https://keramatzade.com/Successful-business-meetings

احمدرضا کرامت بازدید : 2 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

14 راز برای برگزاری جلسات کاری موفق مدتی قبل، در جلسه کسب و کار با دیدگاهی نو، من باعث تعجب تمام افراد حاضر در اتاق کنفرانس شدم. مدتی پس از شروع ارائه و صحبت های یکی از عوامل اجرایی آژانس تبلیغاتی، از جایم بلند شدم، پیش او رفتم و لپ تاپش را بستم. من در این باره توضیحاتی ارائه کردم: با اینکه 20 مورد عالی از مشتریان مختلف برای بحث و بررسی در اختیار داریم، قصد داریم راهی متفاوت پیش بگیریم. چه کاری بهتر از برگزار کردن جلسه معارفه با روشی متفاوت؟ با این کار، در واقع، صورت جلسه را دور انداختم. در حالیکه برنامه ای برای بر هم زدن روال طبیعی کار ها نداشتم، از اتفاق بعدی، کاملا خوشحال شدم: ما مکالمه ای فوق العاده مفید درباره اهداف و چالش های یکی از مشتریان آینده نگر و تخصص های تیم داشتیم. سخنرانی آغازین، تبدیل به گفتگویی تعاملی و سرزنده شد. این چشم انداز، یکی از مشتریان اصلی ماست. البته، تمام افراد از این کار من متعجب شدند، و من هم بعدا از آن ها عذرخواهی کردم. اما من دوست دارم جلسات کاری موفق، کوتاه، تعاملی و پربار برگزار شوند. این مقدمه از زبان کوین مینی، موسس BFG Communications نوشته شده. در ادامه این مطلب نکات مهم و موثر در رابطه با برگزاری جلسات کاری موفق و موثر را که تجربه او هستند، مطالعه کنید. طی یک هفته‌ی شلوغ کاری، چیزی که یک مدیر کم‌تر به آن نیاز دارد، اتلاف ساعتهای ارزشمند خود به دلیل برگزاری جلسات کاری غیر مفید و به دردنخور است. جلسات کاری موفق مدیران باید روی تمام دقایق خود حساب‌کنند. طبق نظرسنجی که توسط سلری دات کام در مارس 2012 انجام شد 47 درصد از کارکنان مصاحبه‌شونده اعتقاد داشتند بیشترین اتلاف وقت آن‌ها، به دلیل شرکت در جلسات زیاد است. 14 راز جلسه کاری موفق حتما بخوانید: 8روش کسب درامد از اینترنت با سوددهی بالا وقتی جلسات کاری موفق به خوبی برگزارشوند، می‌توانند بسیار مولد باشند و در زمان کوتاه، به دستیافت‌های زیادی نائل ‌شوند. در زیر، چهارده راز داشتن جلسات شدیداً مولد بیان خواهند شد. 1. جلسات کاری موفق را به موقع آغاز کنید افرادی که به موقع در سالن کنفرانس حاضر شده اند، نباید حتی 5 دقیقه بیشتر برای حضور فرد دیگری صبر کنند. در را بسته و جلسه را آغاز کنید. منتظر افراد بدقول ماندن، تنها باعث تقویت رفتار آنان خواهد شد. کسانی که دیر می رسند و باعث ناراحتی دیگران می شوند، دیگر این اشتباه را مرتکب نخواهند شد. 2. برای جلسات کاری موفق ،اهداف خود را مشخص کنید هدف مورد نظر خود را پیش از شروع جلسه مشخص کنید. اگر قصد دارید دستور کاری در این مورد بنویسید، بهتر است آن را به کوتاه ترین شکل ممکن بنویسید تا اهدافتان از طریق نامه ای طولانی و خسته کننده به اعضای تیم منتقل نشود. 3. در جلسات کاری موفق ،تعداد افراد حاضر را تا حد امکان کاهش دهید سعی کنید تعداد افراد شرکت کننده در جلسه را حداکثر به 5 تا 7 نفر کاهش دهید. وقتی گروه بزرگ تر شود، برخی اعضا تبدیل تماشاگر می شوند. 4. جلسات کاری موفق را کوتاه برگزار کنید بیشتر مواقع، زمانی که برای انجام کاری در نظر می گیرید، زمان واقعی لازم برای انجام آن است. احتمالا، بر اساس تقویم های Gmail یا Outlook، یک ساعت، زمان پیشفرض انجام کار ها محسوب می شود. سعی کنید جلسات کاری موفق را برای 30، 45 یا حتی 15 دقیقه برنامه ریزی کنید. صرفه جویی در زمان، هرچند هم کوتاه، می تواند در پربار بودن روزتان موثر باشد. 5. از همه افراد انتظار همکاری داشته باشید در تمام شرکت های موفق، اگر در بحث های انجام گرفته در جلسات شرکت نکنید، دیگر دعوت نخواهید شد. فعال بودن و به اشتراک گذاشتن ایده ها، امری ضروری محسوب می شود. 6. پاورپوینت هایی متفاوت بسازید در جلسات کاری موفق برای رعایت این نکات، می توانید ارائه بصری زیبا تری داشته باشید. از تصاویر، بیشتر از کلمات استفاده کنید؛ استفاده از قانون توییتر در ارائه ها کاملا منطقی به نظر می رسد، در یک اسلاید، از بیش از 140 کاراکتر استفاده نکنید. بهتر است ارائه خود را با خلاصه از تصمیمات و قدم های بعدی به پایان ببرید. 7. ملاقات را در جایی غیر از سالن کنفرانس برگزار کنید برگزاری جلسات کاری موفق، در خارج از سالن کنفرانس، ایده ای مناسب برای تیم های کوچک به نظر می رسد. می توانید در طول جلسه، قدم بزنید تا در فضای آزاد بنشینید. هدایت ملاقات های تیمی با روش های مناسب، باعث جاری شدن بهتر ایده های اعضا خواهد شد. قطعا زمانیکه افراد از حضور در جلسه خسته و کسل شوند، برای اتمام آن ثانیه شماری خواهند کرد. نظر شما چیست؟ 8 .نیازها، رفتارها، و برنامه‌های کارکنان را درک‌ کنید جلسات کاری موفق اغلب زمان ارزشمندی از کارکنان را به خود اختصاص می‌دهند و بهره‌ وری آنها را کاهش می‌دهند. وقتی برای جلسات طرح‌ریزی می‌کنید، برنامه‌ها و فشارکاری هفته‌ی جاری کارکنان را شناسایی‌کنید. طبق تحقیق انجام شده در 2009 توسط ون ایز گود دات نت (یک خدمت که به تصمیم‌گیری بهینه راجع به زمان مناسب رویدادها کمک می‌کند)، بهترین زمان هفته برای جلسات، ساعت 3 بعد از ظهر روز یکشنبه است. به این دلیل که این تاریخ، به اندازه‌ای به شرکت‌کنندگان وقت می‌دهد تا به ضرب‌الاجل‌های تعیین‌شده دست‌ یابند. 9.دستور جلسات کاری موفق ایجاد‌ کنید و آن را رعایت‌ کنید دستور جلسات کاری موفق باید شامل جزییات گام به گام جلسات، شامل تعیین زمان برای طرح سوالات، باشند. حتی اگر جزییات، بدیهی به نظر برسند، آن را در دستور جلسه قرار دهید تا تمام شرکت‌کنندگان بتوانند هدف جلسه را درک‌کنند. اطمینان ‌یابید هر موضوع در دستور جلسه، به روشنی توصیف می‌شود و زمان مناسبی برای آن در‌نظر گرفته می‌شود. دستور جلسه حتما بخوانید: فواید مدیتیشن ها و اموزش ساده آن برای تازه کارها رد شدن از یک موضوع ذکرشده در دستور جلسه موردی ندارد، اما افزودن به دستور جلسه، حین برگزاری جلسه اقدام مناسبی نیست. 10.به تمام افراد مسئولیت واگذار کنید 500 شرکت موفق و برتر فورچون، از قبیل اپل و گوگل، ساز وکارهایی برای برگزاری جلسات کاری موفق مولد به شکل علمی دارند. چگونه؟ این کارفرمایان، در هر جلسه به هر یک از کارکنان، مسئولیت واگذار می‌کنند. آدام لاشینسکی، نویسنده‌ی کتابی با عنوان ”داخل اپل: تحسین شده‌ترین و رازآلودترین شرکت امریکا در عمل چگونه کار می‌کند”، کشف ‌کرد که اپل در جلسات خود، از طریق ایجاد افراد مستقیماً مسئول، پاسخگویی ایجاد می‌کند. این فرد، مسئولیت موضوعات در دستور جلسه را برعهده دارد که به عنوان مسئول آن تعیین شده است. مفهوم مشابهی را به کار گیرید: برای مثال، رییس جلسه باید کارکنان را وادار کند تا درباره‌ی دست‌آوردهای خود طی هفته، صرف‌نظر از کوچک یا بزرگ بودن آن، گزارش‌ کنند. به این ترتیب، تمام کارمندان مشارکت می‌کنند و در قبال کار خود، پاسخگوتر خواهند بود. 11.قاعده‌ی ”دو پیتزا” را در جلسات کاری موفق اجرا کنید مدیرعامل آمازون، جف بزاس، راهبردی برای کسب اطمینان از این امر ایجاد کرد که افراد مناسب در جلسات شرکت می‌کنند. برای این‌که مدیران بتوانند تیم‌های مولد بسازند، تیم‌ها باید به قدری کوچک باشند که بتوان با دو پیتزا، اعضای تیم را تغذیه ‌کرد. مدیران می‌توانند این نظریه را برای مشخص‌کردن افرادی به کار گیرند که باید به جلسات دعوت ‌شوند. به جای برگزاری یک جلسه‌ی بزرگ در هر هفته و برای تمام کارکنان، گروه‌های کوچک‌تری (شاید بر مبنای بخش‌ها) ایجاد می‌شود و کارکنان کلیدی برای شرکت در جلسات دعوت می‌شوند. 12.مشوق‌ها (و پاداش‌ها) برای شرکت‌کنندگان در جلسات کاری موفق ایجاد کنید وقتی کارکنان در جلسات دیر حاضر می‌شوند، باعث می‌شوند جلسات بیش از زمان مورد انتظار به درازا بکشند و عدم تمرکز افزایش می‌یابد. برای کسب اطمینان از این‌که تمام افراد سر وقت در جلسه حاضر می‌شوند، برای شرکت در جلسات پاداش در نظر بگیرید.جلسه کاری حتما بخوانید: 15توصیه مهم برای انتخاب شغل دوم ابتدا، زمان شروع دقیقی را برای جلسه در نظر بگیرید. برای مثال، اجازه‌ دهید فرض ‌کنیم که جلسات سه‌شنبه‌ها رأس ساعت 3 عصر شروع می‌شوند. اگر کارکنان، دقیقاً رأس ساعت 3 عصر حاضر نشوند، با برچسب تأخیری شناسایی می‌شوند و باید بعد از جلسه برای تمیز کردن اتاق جلسه، بیشتر بمانند. کارکنانی را که زودتر حاضر می‌شوند، می‌توان به عنوان نخستین گزینه برای انتخاب ‌شدن در پروژه‌های جدید، تشویق‌ کرد. 13.جلسات کاری موفق را عملیاتی کنید در انتهای جلسات کاری موفق، تمام شرکت‌کنندگان را ملزم‌ کنید تا آن‌چه را یاد گرفتند به همراه اهداف جدید خود، در فرصتی 30 ثانیه‌ای به اشتراک بگذارند. این امر به رییس جلسه کمک می‌کند تا تعیین‌کند شرکت‌کنندگان چه اطلاعاتی را حفظ ‌کرده‌اند و آیا نیازی به تبیین بیشتر موضوعات خاص وجود دارد یا خیر. روسای جلسات می‌توانند مجموعه‌ای از سوالات را در انتهای جلسات مطرح ‌کنند تا دریابند که کدام یک از شرکت‌کنندگان، چیزی یاد گرفته‌اند. در زیر چند مثال ارائه شده ‌است و در هفته‌ی آینده، طبق برنامه به چه چیزی دست خواهید یافت؟ چه اطلاعاتی از این جلسه را در تیم کاری خود تقویت خواهید کرد؟ یک چیز ارزشمند را نام ببرید که از این جلسه یاد گرفتید. 14. پایانی را برای جلسات کاری موفق در نظر بگیرید تمام جلسات باید زمان شروع و پایان مشخصی داشته ‌باشند تا اطمینان ایجاد شود که جلسات از اهداف خود دور نشده‌اند. زمان شروع و پایان به روسای جلسات کمک می‌کند تا شرکت‌کنندگان را در مسیر اصلی نگه‌ دارند و فضا برای بحث‌های غیرضروری جانبی یا بحث‌های تکراری ملال‌آور را کاهش می‌دهد. نهایتاً، جلسات مولد باید به خوبی طراحی‌شوند و بر هدف خاصی متمرکز باشند. با دعوت از افراد مناسب برای شرکت در جلسات و ارتقای مباحث به هنگام و مشارکت‌دهنده، بهره‌وری جلسات کاری موفق به شکل قابل توجهی ارتقا خواهد یافت. منبع :businessinsider دانلود PDF‌مقاله :14 راز برای برگزاری جلسات کاری موفق جلسه کای جلسات کاری موفق 14 راز برای برگزاری جلسات کاری موفق 14 راز برای برگزاری جلسات کاری موفق

fff https://keramatzade.com/20-Fan-for-business-branding

احمدرضا کرامت بازدید : 7 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

چه کارهای خلاقانه ای می‌توان انجام داد. 20 فن برای برند سازی کسب و کار در طول یک دهه‌ی گذشته، نام‌های جدیدی برای صدها شرکت، محصول، و خدمات ایجاد کرده‌ایم. در این مقاله، به 20فن و نکته برای برند سازی کسب و کار ، برند و محصول و برخی از میانبرها، ایده‌های ترغیب‌کننده‌ی فکر، و محرک ذهن اشاره می‌کنیم که در طول مسیر این دهه، تجربه و مشاهده کرده‌ایم. با بازده همراه باشید و ببینید برای برند سازی کسب و کار چه کارهای خلاقانه ای می‌توان انجام داد. 1. برای برند سازی کسب و کار از شعار فروش شروع کنید و به عقب برگردید کار را با نوشتن یک تیتر تبلیغاتی، یا وعده‌ی خاصیت یا فایده‌ای‌ منحصر، یا یک درون‌مایه برای محصول‌تان شروع کنید. سپس دنبال نامی بگردید که بازتاب کننده‌ی استراتژی بازاریابی‌تان باشد. مثلا قهوه‌ی آماده‌ای تولید می‌کنید که طعم و بوی آن درست مانند قهوه‌ی بو داده و آسیاب شده‌ی واقعی است؛ از این رو، می‌توانید نام‌اش را “ TASTER’S CHOICEبه معنی برگزیده‌ی چِشَندگان‌”‌ بگذارید. صابون حمام جدیدتان مملو از روغن‌ها و نرم‌کننده‌هایی است که باعث می‌شوند با لمس پوست‌تان، احساس نرمی ابریشمی به طرف مقابل منتقل شود؛ از این رو، “ CARESSیا مثلا نوازش‌” ممکن است نام مناسبی برای این محصول باشد. رستوران‌های زنجیره‌ای مکزیکی‌تان با استفاده از دستورالعمل‌های پخت مکزیکی غذاهای تندی را ارائه می‌کند که آب از دهان مشتریان جاری می‌سازند؛ بنابراین، شاید نام “‌انچیلادا‌“‌ نام مناسبی برای آن باشد. 2. برای برند سازی کسب و کار شکل متفاوتی آن را هجی کنید یک دسر ژله‌ای تحت نام ” JELL-O یا مثلا ژلو”‌ به بازار می‌آید. ‌یک نوشیدنی میوه‌ای برای کودکان ممکن است به صورت “ FROOT یا مثلا میوو‌”‌ نامگذاری شود. یک واژه‌ با یک غلط املایی تعمدی می‌تواند به نام محصول‌تان تبدیل شود. به عنوان یک نمونه‌ی دیگر می‌توان به نام شرکت “ TOYS R US” اشاره کرد. 3. خلاف جریان آب شنا کنید تا برند سازی کسب و کار کنید جریان رقابت را به خوبی بررسی کنید. اگر همه به دنبال نام های‌تک (high-tech) هستند، شما های‌تاچ (high-touch) را انتخاب کنید. چنان‌چه تمام گروه‌های اسمی، مردانه به نظر می‌رسند، شما از گروه‌های اسمی زنانه استفاده ‌کنید. بیمارستانی در آرکانزاس متوجه شد، رقبای‌اش برای نامگذاری مراکز زایمان‌شان، تماما از نام‌های جدی و ساده استفاده کرده‌اند – مثلا مرکز زایمان یا زایشگاه. بنابراین، این بیمارستان نام “ STORK & COMPANYبه معنی لک‌لک و شرکا‌”‌ را برای خود برگزید؛ جامعه از این نام استقبال کرد. فهرست بلند بالایی از نام‌های خودرو وجود دارند که سه بخشی هستند و به “a یا ا‌”‌ ختم می‌شوند: اچیوا، آرورا، براوادا، سلیکا، کرولا، کرسیدا، اینتگرا، ماکسیما، میاتا، پرویا، تردیا، و غیره. اگر در حال برندینگ مدل جدید خودروی‌تان هستید، شاید بهتر باشد خلاف جریان آب شنا کنید. 4. اول نام را برای برند سازی کسب و کار بسازید، سپس قضاوت کنید کارتان (یا ماموریت اجباری‌تان) را با ساختن انواع و اقسام اسم‌ها شروع کنید – تا آن‌جا که می‌توانید نام و برند سازی کسب و کار متفاوت بسازید. همه‌ی نام‌ها را جایی یادداشت کنید. هنوز معلوم نیست کدام‌شان بد یا کدام‌شان خوب هستند. قضاوت را به بعد موکول کنید. اگر در یک جلسه‌ی گروهی این کار را انجام می‌دهید، برای ایده‌های بد و ناخوشایند یک جریمه تعیین کنید، مثلا در پاسخ به این گونه ایده‌ها بگویید، “‌چه ایده‌ی مزخرفی!‌”؛‌ وی مجبور خواهد بود دو ایده‌ی جدید و بهتر برای نام مورد نظر پیشنهاد دهد. 5. برای برند سازی کسب و کار گزینه‌های‌تان را بیش‌تر کنید فقط به دنبال فهرست کوتاهی از دو یا سه گزینه‌ی احتمالی نباشید. اسم‌های زیادی ایجاد کنید. با یک جستجوی معمولی در فهرست نام‌های تجاری موجود، حداقل 8 نام از هر 10 نام پیشنهاد شده رد خواهند شد (گاهی ‌اوقات حتی بیش‌تر). 6. یک ایده‌ی تصادفی (رندوم) را امتحان کنید راجر ون اوچ، مشاور خلاقی است که توصیه می‌کند ذهن‌تان را برای چیزهایی باز کنید که در نگاه اول، به نظر نمی‌رسند ربطی به مشکل‌تان داشته باشند. واژه‌نامه‌ی‌تان را باز کنید و تا صفحه‌ی 133، سه واژه انتخاب کنید. این واژه‌ها را به هر شکلی با نام مورد نیازتان ارتباط دهید. (مثلا بررسی کنید آیا می‌توانید از این واژه به صورت استعاری استفاده کنید؟) نام تیم ورزشی محبوب‌تان را روی کاغذ بنویسید. این نام چه تاثیری بر روی پروژه‌ای خواهد داشت که در حال انجام‌اش هستید؟ ایده‌های تصادفی می‌توانند ذهن‌تان را شکوفا کنند. 7. برای ساختن و برند سازی کسب و کار از سر واژه استفاده کنید “هما‌”‌: هواپیمایی ملی ایران. ‌”‌نزاجا‌”‌: نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران. یا ‌”‌ناسا‌” (NASA): سازمان ملی هوانوردی و فضایی ایالات متحده‌ی آمریکا (National Aeronautics and Space Administration). البته ساختن سر واژه کمی دشوار است. ولی اگر بتوانید به سر واژه‌ای برسید که معنی واقعی نیز داشته باشد (مثلا اتکا: اداره تدارکات کارکنان ارتش)، یک مفهوم بازاریابی برای نام‌تان ساخته‌اید. 8. آرام و راحت باشید از تلفن‌های مکرر دور باشید. از فضای دفتر خارج شوید. وقتی جسماً آرام و راحت باشید، به بهترین نحو می‌توانید به کار نام‌گذاری بپردازید. از لحاظ هیجانی هم باید در محیطی به این کار بپردازید که بتوانید هر فرصت و احتمالی را بپذیرید. برندشازی حتما بخوانید: آموزش مهارت های لازم برای پیدا کردن شغل مناسب خود 9. برای برند سازی کسب و کار خرده‌ فروشی‌های محلی‌تان را بررسی کنید آن‌ها معمولا نام‌هایی مبتکرانه و پر معنی انتخاب می‌کنند. بررسی کنید که آن‌ها برای انتخاب این نام‌ها چه فرایند فکری را پشت سر می‌گذارند. “‌آذین‌” برای یک فروشگاه زیورآلات و لوازم آرایشی؛ “‌بویان‌” برای یک فروشگاه عطر و ادکلن. “‌دیبا‌”‌ برای یک پارچه‌فروشی. 10. یک واژه‌ی جدید بسازید سعی کنید با کنار هم گذاشتن بخش‌های مختلف واژه‌هایی که در اختیار دارید، یک واژه‌ی جدید بسازید. در برخی موارد، می‌توانید کل واژه‌ها را به هم پیوند بزنید. به این روش زبانشناسی ساختمانی (constructional linguistics) می‌گویند. به ترکیب یک خودرو (car) و یک وَن (van) می‌گویند ‌”‌کاروان (caravan)”. به گزارش هفتگی (week) اخبار (news) ”نیوزویک (Newsweek)” گفته می‌شود. این‌گونه اسم‌ها در همه‌ جای اطراف‌مان یافت می‌شوند. مثلا، “‌آبفا‌” برای شرکت آب و فاضلاب، ‌”‌آدیداس‌”‌ که از نام موسس این شرکت، آدولف داسلر گرفته شده است. در دهه‌ی 1860 میلادی، شرکت سازنده‌ی کفپوش‌های سخت و ارزان‌قیمتی که از الیاف کتان (در زبان لاتین ” linum”) و نوعی روغن به نام ” oleum” ساخته می‌شد، نام “‌لینولئوم، LINOLEUM” را برای خود برگزید. واژه‌ی ‌”‌نابیسکو‌‌، NABISCO” از ترکیب عبارت “National Biscuit Company، به معنی شرکت ملی بیسکوئیت‌”‌ به وجود آمده است. 11. تصویری از مرجع نام مورد نظرتان را در ذهن بسازید(برند سازی کسب و کار) چه تصویری می‌تواند شرکت یا محصول‌تان را بازنمود کند؟ یک حیوان؟ یک رنگ؟ یک اقیانوس؟ یک کوه؟ یک مفهوم بصری ممکن است شما را به نام مورد نظرتان برساند. یک بازاریاب برای نام‌گذاری یک داروی جدید گلودرد که در بطری اسپری فروخته می‌شد، به دنبال نامی مناسب بود. برای آن‌که این دارو را بتوان به خوبی به نقطه‌ی مورد نظر اسپری کرد، دهان باید کاملا باز می‌شد. این کار تصویری از یک رام‌کننده‌ی شیر را در ذهن متبادر می‌کرد که سرش را در دهان شیر فرو برده است. نام این دارو “ THROAT TAMER به معنی رام‌کننده‌ی گلو‌”‌ شد؛ این نام از مفهوم تسکین “‌غرش‌” ناشی از سرفه‌های گلودرد نیز دور نبود. شرکت کولمورگن برای انجام برخی کارهای صنعتی، به تازگی یک موتور جریان مستقیم بسیار نازک را به بازار معرفی کرده بود. مسطح بودن این محصول برای این شرکت یک مزیت بود، و البته یک مفهوم بصری کلیدی نیز با خود به همراه داشت؛ نام موفق این موتور: “PANCAKE، پنکیک‌”. 12. نام و برند سازی کسب و کار هماهنگ با سطح واژگانی مشتریان‌تان انتخاب کنید سطح تحصیلات و جایگاه اجتماعی مشتری غالبا قابل‌قبول‌ترین واژگان را برای نامگذاری تعیین می‌کند. زبان علمی یا دانشگاهی معمولا مناسب محصولات دارویی است. زبان رسمی نیز ممکن است بیش‌تر مناسب خدمات بانکی باشد. ولی واژگان متعلق به زیر دیپلم بهترین گزینه برای محصولاتی است که مصرف‌کننده‌ی عام دارند. 13. به این موضوع فکر کنید که چرا مشتری باید از نام انتخابی‌تان استفاده کند یک جفت کتانی 100 دلاری باعث می‌شود بتوانم سریع‌تر و چابک‌تر بدوم. بنابراین، چه اسمی می‌تواند این چنین سرعت و چابکی را نشان دهد؟ “REEBOK، ریباک‌“‌ نام یک غزال سریع و چابک آفریقایی. “PUMA، پوما‌“‌ یک واژه‌ی اسپانیایی برای نوعی شیر کوهی. آیا سایر کتانی‌ها با نام‌های دیگر، به مشتریان حس سرعت و چابکی را القا می‌کنند؟ 14. به این موضوع فکر کنید که نام انتخابی‌تان در چه مکان‌هایی استفاده خواهد شد تصور کنید محصول‌تان در دستان مشتری است، و وی واقعا در حال استفاده از آن است. در قدیم، یک بازاریاب متوجه شد بسیاری از آدم‌ها تمایل دارند در مسیر رفت و آمد به محل کارشان از دستگاه ضبط صدا استفاده کنند. به همین خاطر، نام دستگاه جدید ضبط صدای قابل حمل‌اش را “ COMMUTERبه معنی مسافر، یا عابر‌” گذاشت. 15. برای برند سازی کسب و کار عبارتی را از زبان قرض بگیرید شرکتی به نام سیرز نوعی باتری خودرو تولید کرد که بسیار سرسخت و بادوام بود. این شرکت برای توصیف این مفهوم پیچیده (سرسخت و بادوام) به شیوه‌ای ساده، عبارت “DIE-HARD، جان سخت‌”‌ را از واژه‌نامه قرض گرفت. زبانشناسان به این کار “‌اقتباس از یک استعاره‌”‌ می‌گویند. مثال دیگر: نام “کلوس‌آپ، CLOSE-UP” نامی است برای خمیر دندانی که دارای انواع مختلفی با یک فرمول است. (این برند در بازار، به عنوان خمیردندانِ بوسندگان مشهور است). برندسازی حتما بخوانید: رازهای موفقیت در زندگی و کسب و کار روزگاری، ملوانان آلمانی برای اشاره به یک کشتی جدید از عبارت ”spiksplinternieuw” استفاده می‌کردند. این عبارت یعنی “هر میخ و هر چوب این کشتی جدید است.‌”‌ بعدها انگلیسی‌ها این عبارت را به زبان انگلیسی تبدیل کردند و به این صورت نوشتند: “ spick and spannew”، و سپس سربازان آمریکایی آن را به صورت آمریکایی برگرداندند: ” spic and span”. در نهایت، یک تولیدکننده‌ی زیرک مواد شوینده خانگی این نام را برای خود اختیار کرد: SPIC-AND-SPAN. 16. از بهترین ابزار در برند سازی کسب و کار استفاده کنید جهت تلاش برای یافتن نام‌های خطیر و بسیار مهم، تنها واژه‌نامه‌ی مناسب، واژه‌نامه‌ی انگلیسی 13 جلدی شگفت‌انگیز آکسفورد است. گزینه‌ی بعدی با فاصله‌ی زیاد نسبت به آکسفورد، ویرایش سوم واژه‌نامه‌ی بین‌المللی وبستر است. هم‌چنین، حین انجام نام‌گذاری، به یک اصطلاح‌نامه یا تزاروس نیز نیاز پیدا می‌کنید. اصطلاح‌نامه‌های کوچکی را که در هر دفتری، یک جلد از آن وجود دارد، فراموش کنید. یک اصطلاح‌نامه‌ی کامل و قطور پیدا کنید. مثلا، تزاروس مارچ (March’s Thesaurus) گزینه‌ی مناسبی است. یا حتی یک گزینه‌ی بهتر:‌ هم‌معنی یاب (Synonym Finder، نویسنده جی. آی. رودیل، انتشارات وارنر). این کتاب حاوی 1.5 میلیون واژه‌ی هم‌معنی (مترادف) است. 17. سری به متون مذهبی برای برند سازی کسب و کار بزنید شرکت پروکتر اند گمبل، در 1878، صابون جدیدی اختراع کرد. این صابون سفید رنگ و بسیار خالص بود، و بر خلاف سایر صابون‌ها، روی آب شناور می‌ماند. هرلی پروکتر در تلاش بود نام مناسبی برای این محصول انتخاب کند. تا این‌که یک روز صبح یکشنبه، صدای کشیشی را شنید که آیه‌ی هشتم از فصل 45 کتاب مزامیر را می‌خواند – “‌ همه رختهای تو مُرّ و عود و سلیخه است، از قصرهای عاج (ivory) که به تارها تو را خوش ساختند.‌”‌ آقای پروکترِ جوان بالاخره نام مناسب را پیدا کرد؛ ivory به معنی عاج (با این‌که عاج در حقیقت، کاملا سفید رنگ نیست و قطعا روی آب نیز شناور نمی‌ماند!). 18. به حرف‌های مشتریان‌تان گوش دهید امروز به این روش، گروه کانونی یا پنل آنلاین می‌گویند. هر از گاهی، این روش فرصت مناسبی را پیش روی برخی‌ها گذاشته است. یک داروساز اهل بالتیمور، به نام جرج بانتینگ، در اوایل قرن بیستم، کرم پوست جدیدی را تولید کرد. وی این کرم را در ظرف‌های کوچک آبی رنگی با برچسب “‌داروی آفتاب ‌سوختگی دکتر بانتینگ‌”‌ به فروش رساند. زنانی که هرگز بدون چتر آفتاب از خانه خارج نمی‌شدند، با هیجان زیادی از این محصول صحبت کردند. ولی جرج به دنبال گسترش کسب و کارش بود. تا این‌که یک روز، مردی وارد فروشگاه‌اش شد و اظهار کرد که این داروی آفتاب‌ سوختگی، به شکل معجزه‌آسایی اگزمای‌اش را درمان کرده است (اگزما نوعی التهاب دردناک پوست است). دکتر بانتینگ از این فرصت استفاده کرد و نام محصول‌اش را از داروی آفتاب سوختگی دکتر بانتینگ به NOXZEMA (نوگزما) تغییر داد. 19. برند سازی کسب و کار را به مثابه‌ یک تعهد بدانید محصول یا کسب و کار‌تان چه فایده یا صفتی را در اختیار دارد؟ NYQUIL (نای‌کوئیل)، یک داروی ضد سرماخوردگی است که از ترکیب بخش اول واژه‌ی night (به صورت ny، به معنی شب) و بخش دوم از واژه‌ی tranquil (به صورت quil، به معنی آرامش) ساخته شد. این نام خواب شبانه‌ی آرام و راحتی را وعده می‌دهد. “‌اگر مطمئن هستید، دست‌های‌تان را بالا ببرید‌”‌، پیامی است که به درستی بر روی یک محصول خوشبو کننده نوشته شده است. زبانشناسان مشاهده کرده‌اند که فحوای یک نام، بسیار قوی‌تر از آوای آن نام است. به علاوه، نام از مجموعه‌ای از ارتباطات تشکیل شده است. 20. برای ساختن نام و برند سازی کسب و کار به سایر زبان‌ها هم نگاهی بیندازید دنبال ترجمه‌ی ریشه‌ واژه‌ها، واژه‌های اصلی، و اصطلاحات مرتبط برای برند سازی کسب و کار بگردید. میتسوبیشی (که نماد آن از سه الماس یا علامت خشت تشکیل شده است) واژه‌ی DIAMANTE (تزیین شده با جواهرات) را به عنوان نام خودروی جدید لوکس‌اش برگزید. VOLVO (ولوو) واژه‌ای است لاتین، به معنی “‌من می‌چرخم‌”‌. اوریو به یونانی یعنی “‌تپه‌”‌. (شکل اولیه‌ی بیسکوئیت‌های این شرکت تپه مانند بود). قهوه‌ی بدون کافئین نخستین بار در اروپا معرفی شد. SANKA ادغامی از عبارت فرانسوی “ sans caffein یعنی بدون کافئین‌”‌ است. مالک یک شراب‌خانه‌ی کوچک، تلاش‌های‌اش را در قبال یک دوست با عبارت ” labor of love به معنی کار دل‌”‌ توصیف کرد. همین عبارت به نامی برای این شراب‌خانه تبدیل شد. این اصطلاح به زبان فرانسه “ TRAVAIL DU COEUR ” است. دانلود PDF ‌مقاله :20 فن برای برند سازی کسب وکار برند سازی 20 فن برای برند سازی کسب و کار برند سازی کسب و کار

ff https://keramatzade.com/Factors-increasing-productivity

احمدرضا کرامت بازدید : 1 پنجشنبه 15 آذر 1397 نظرات ()

هزینه ها. عوامل افزایش بهره وری در کار و زندگی چیست؟ یکی از مواردی که همه سازمان ها و حتی انسان ها به آن توجه دارند، موضوع بهره وری است، اینکه سازمانشان و یا اصلاً خودشان بهره وری بالایی داشته باشند. اگر در تعریفی ساده بخواهیم بهره وری را در سازمانی توضیح دهیم، یعنی میزان خروجی و سود سازمان نسبت به هزینه ها. یعنی اگر سازمانی بتواند با ثابت نگهداشتن کیفیت، از میزان هزینه های سازمانی خود کم کند، می تواند بگوید بهره وری ایجاد کرده است. در استاندارد ایزو 9001 از بهره وری بسیار گفته شده است و یکی از اهداف استاندارد ایزو 9001:2015 بالا بردن بهره وری سازمان در حوزه سیستم مدیریت کیفیت است. اما تعریفی که استاندارد از بهره وری و عوامل کلیدی آن دارد، دو مقوله اثربخشی و کارایی است. معمولا برنامه‌های تشویقی طوری پی‌ریزی می‌شوند که همه‌ی بودجه‌ی صرف‌شده برای پاداش‌ها، همسو با مُد بازار باشد. یعنی در خیلی از شرکت‌ها در تخصیص پاداش، عملکرد کارمندان مورد توجه قرار نمی‌گیرد و فقط درصدی از درآمد به‌عنوان پاداش در نظر گرفته می‌شود. برای خرید ابزارهای آموزشی هم بیشتر به این توجه می‌شود که کدام تأمین‌کننده، کمترین هزینه را پیشنهاد می‌دهد نه اینکه کدام‌ یک بیشترین بهره‌‌ وری را تضمین می‌کند. در هنگام استخدام کارمندان نیز بیشتر به کم کردن هزینه‌ها اهمیت داده می‌شود و بهبود قابلیت یا ظرفیت شرکت، کمتر در نظر گرفته می‌شود. اثر بخشی حتما بخوانید:علم بهتر است یا ثروت؟ تعریف اثربخشی بهره وری (effectiveness): میزانی که فعالیت های برنامه ریزی شده تحقق یافته و نتایج برنامه ریزی شده بدست آمده است. منظور از عبارت بالا این است که هرگاه شاخص هایی مرتبط با برنامه ریزی و با محوریت زمان داشته باشیم، از اثربخشی صحبت کرده ایم. شاخص هایی مانند: مدت زمان تولید، تحویل به موقع ، برنامه ریزی، مدت زمان رسیدگی به شکایات مشتری و .... تعریف کارایی بهره وری (efficiency): رابطه میان نتایج بدست آمده با منابع استفاده شده. منظور از عبارت بالا این است که هرگاه شاخص هایی مرتبط با کار و منابع تعریف کردیم، یا هرگاه صحبت از پول به میان آمد، از کارایی صحبت کرده ایم. بعنوان مثال: اتمام پروژه با بودجه مصوب، استفاده از حداقل نیروی انسانی، هزینه های تعمیرات و نگهداری و .... حال سازمانی را می توانیم بهره وربنامیم که بتواند هر دو پارامتر اثربخشی و کارایی را داشته باشد. برای من افزایش بهره وری در کار ، در حقیقت داشتن بهره‌وری بالا در زندگی است. من یکی از موسسان شرکت سرمایه‌گذاری سنترویو کپیتال Centerview Capital هستم، و باید بگویم فعالیت‌های شخصی و حرفه‌ای من هم‌دیگر را تغذیه می‌کنند. دنبال‌کردن این چهار اصل کمک‌تان می‌کند بهره وری زندگی‌تان را بالا ببرید و خروجی خلاقانه‌ی کارتان را به بیش‌ترین حد برسانید. افزایش بهره وری در کار و زندگی 1. ذهن و جسم‌تان را آماد‌ه‌کنید مدیریت‌ انرژی و سلامت شما به‌اندازه‌ی مدیریت زمان‌تان اهمیت‌دارد.  بیش‌تر بخوابید: نتایج پژوهش‌های دانشگاه هاروارد نشان می‌دهند کمبود خواب، بهره وری و راندمان کاری را پایین می‌آورد، باعث به‌وجود آمدن خطا و اشتباه در انجام‌‌دادن کار می‌شود و برخی بیماری‌ها نیز با آن ارتباط دارند.  ورزش‌کنید: پژوهش‌ها نشان می‌دهند ورزش‌ کردن مزایای زیادی برای ذهن دارد. متفاوت فکر کنید: در حوزه‌ای کاملا نامرتبط با حوزه‌ی کاری‌تان کارهای ذهنی و خلاقانه داشته‌ باشید تا به ایده‌ّ های جدید دست‌ پیدا کنید.  استراحت کوتاه داشته‌ باشید: پژوهش‌ها نشان می‌‌دهند داشتن یک استراحت کوتاه 15 دقیقه‌ای بعد از هر 90 دقیقه کار و چند وقت استراحت بلندتر می‌تواند تاثیر مثبتی روی بهره وری کاری داشته‌باشد.  تغذیه سالم داشت‌باشید: به نخوردن نهارهای سنگین اکتفا نکنید. سازمان جهانی تغذیه اعلام‌کرده است تغذیه‌ی درست می‌تواند بهره‌ وری را تا 20 درصد افزایش‌دهد.  ذهن‌آرامی (مدیتیشن) داشته‌باشید: پژوهش‌های علمی همچنین حاکی از تاثیرات مثبت ذهن‌آرامی روی شکل ذهن، عملکرد و طول عمر آدمی تاثیر مثبت دارند. 2. محیط مناسب را به‌ وجود بیاورید عوامل حواس‌پرتی را به حداقل برسانید. بسیاری از آدم‌ها فکر می‌کنند انجام‌دادن چند کار به‌طور همزمان، بهره‌وری‌شان را افزایش می‌دهد، در صورتی‌که در حقیقت خلاف این امر صادق است. این کار علاوه بر کاهش بهره‌ وری، می‌تواند باعث ایجاد استرس شود و از تفکر عمیق که لازمه‌ی رسیدن به نوآوری است، جلوگیری کند. محیط مناسب کاری حتما بخوانید: 20 اصول برای جلب اعتماد مشتری در فروش های اینترنتی موقع انجام‌ دادن کار و فکر کردن، وای‌ فای دستگاه‌ هایتان را خاموش‌ کنید. به‌جای این‌ که ایمیل‌ّ هایتان را همان لحظه‌ای که برایتان ارسال می‌شوند بخوانید، هر روز تنها 2 یا 3 بار برای خواندن ایمیل‌ّهایتان وقت بگذارید. برای جلسه‌هایتان تنها به‌ اندازه‌ ای که تخمین‌ زده‌اید وقت‌ بگذارید، نه به اندازه‌ی عرف کاری که یک ساعت برای هر جلسه است. آزاد بودن یا نبودن وقت‌تان را به‌نحوی به دیگران نشان‌دهید (مثلا وقتی وقت‌تان آزاد است در اتاق‌تان را باز بگذارید و وقتی کار دارید در اتاق‌تان را ببندید).  فضای کارتان را بهینه‌کنید: دما، نور، مرتب‌بودن وسایل، دکور و صداهای اطراف، همه و همه روی حال و هوا و بهره‌ وری شما تاثیر دارند. این‌ها را به بهترین شکل ممکن برای خودتان تنظیم‌کنید، مثلا لامپ چراغ مطالعه‌ی میزتان را عوض‌کنید، پنکه یا دستگاه تصفیه‌ی هوا کنارتان داشته‌باشید یا روی میزتان گیاه بگذارید. 3. فهرست‌کردن کارها، برنامه‌ریزی و انجام‌ دادن‌‌ شان برای بهره وری فهرست‌کردن کارهایی که باید انجام‌دهید، چه کارهای کوچک و چه کارهای بزرگ، شما را قادر می‌سازد بهتر برنامه‌ریزی کنید، بلکه شما را از استرس ناشی از فراموش‌ کردن کارهایتان خلاص‌می‌کند. پروژه‌های بزرگ (مثل “معرفی محصول برای مشتری”) را به پروژه‌های کوچک‌تر تقسیم‌کنید (مثلا “نیم ساعت مشخص‌کردن چارچوب کلی کار و یک ساعت خواندن منابع مربوطه”). برنامه‌ریزی‌ کنید و زمان انجام‌ دادن کارهایتان را به ترتیب اولویت‌شان مشخص‌کنید. اگر برای انجام‌ دادن کارهای با اولویت بیش‌تر وقت ندارید، یکی از کارهایتان کم‌ اهمیت‌تر را از برنامه حذف‌کنید تا برای آن کار وقت داشته‌ باشید. توجه‌کردن به زمان و برنامه‌ریزی کمک‌تان می‌کند کارهای بیش‌ تری انجام‌ دهید. به‌جای این‌که انجام‌دادن کارهای بزرگ و مشکل را به آخر روز بیندازید، آن‌ها را قبل از بقیه‌ی کارها انجام‌‌دهید. 4. به بهره‌وری دیگران اهمیت‌دهید آدم‌ها اغلب درباره‌ی بهره‌ وری خودشان نگران هستند، اما بهره‌وری دیگران هم بی‌تردید روی بهره وری شما تاثیر می‌گذارد. سعی‌کنید به دیگران هم کمک‌ کنید و از آن‌هایی که کارهایشان را به‌شکل بهینه انجام می‌دهند کمک بگیرید. از فناوری استفاده‌کنید. در ادامه من فهرست نرم‌افزارهای تلفن همراهی که معمولا استفاده می‌کنم را آورده‌ام: کایبر Kyber: نرم‌افزار تلفن همراهی که برای “فهرست‌کردن کارها، برنامه‌ریزی و انجام‌دادن‌شان” که پیش‌تر از آن صحبت‌کرده‌ام، بسیار کمکم می‌کند. به علاوه، با این نرم‌افزار می‌توانم با آن‌ّهایی که بهره‌ وری بیش‌تری دارند و از من سخت‌کوش‌تر و بابرنامه‌تر هستند هم ارتباط داشته‌باشم. اورنوت Evernote: من دیگر روی کاغذ یاد داشت برنمی‌دارم. با این نرم‌افزار یک‌بار چیزی را یادداشت می‌کنم و بعد روی هر دستگاه دیگری به آن دسترسی خواهم‌ داشت. اینستاکارت Instacart: برای داشتن تغذیه‌ی سالم، باید همیشه به خوراکی‌های سالم دسترسی داشت. با این نرم‌افزار می‌توانم با پرداخت سالیانه 90 دلار ، همه‌جا خوارکی سالم دریافت‌کنم. گوگل شاپینگ Google Shopping: این نرم‌افزار مشابه نرم‌افزار انستاکارت است، منتهی برای مواد غیرفاسدشدنی. تحویل اجناس هم در همان روز یا روز بعد است. مای‌فیتنس‌پَل MyFitnessPal: این نرم‌افزار تلفن همراه،‌ تغذیه و ورزش من را رصد می‌کند. تقریبا همه‌ی عادت‌ها نتیجه‌ی گرفتن تصمیمات کوچک هستند، و البته پیشرفت‌ّهای بسیار کوچک می‌توانند در دزارمدت موفقیت‌های بزرگی را به همراه داشته‌باشند. لازم نیست برای افزایش بهره وری تغییرات بزرگی در عادت‌هایتان ایجاد کنید. تنها کافی است سعی‌کنید در هر کدام از حوزه‌های یاد شده‌ 1 درصد عملکرد بهتری داشته‌باشید و خیلی‌زود خواهید دید چه تفاوت بزرگی در بهره وری زندگی‌تان ایجاد می‌شود. دانلود PDF‌مقاله :عوامل افزایش بهره وری در کار و زندگی چیست؟ بهره وری افزایش بهره وری عوامل افزایش بهره وری در کار و زندگی چیست؟ عوامل افزایش بهره وری در کار و زندگی چیست؟

https://keramatzade.com/13-Differences-Between-the-Rich-and-the-Poor ghfdxg

احمدرضا کرامت بازدید : 7 چهارشنبه 14 آذر 1397 نظرات ()

آنها شده است. در ادامه‌ی این مقاله، به 13 تفاوت مهم ثروتمندان و فقرا اشاره می‌کنیم. 13 تفاوت بین ثروتمندان و فقرا به نظر شما ثروتمندان و فقرا چه تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند؟ هرگاه خود را سرزنش یا از شرایط شکایت می‌کنید، درواقع نتیجه‌ی شرایط مالی خود را می‌بینید. شما می‌توانید فقیر یا ثروتمند باشید، اما نمی‌توانید هردوی آنها باشید. ثروتمندان عاداتی دارند که موجب موفقیت آنها شده است. در ادامه‌ی این مقاله، به 13 تفاوت مهم ثروتمندان و فقرا اشاره می‌کنیم. 1. ثروتمندان با پول بازی می‌کنند تا برنده شوند، فقرا با پول بازی می‌کنند تا آن را از دست ندهند هدف ثروتمندان این است که دارایی زیادی داشته باشند. بسیاری از ثروتمندان، از دارایی‌هایشان برای کمک به دیگران نیز استفاده می‌کنند. یکی از اصول کسب موفقیت که به مردم آموزش داده می‌شود این است: «اگر ستاره‌ها را هدف بگیرید، دست‌کم می‌توانید ماه را بزنید.» فقرا حتی تلاش نمی‌کنند سقف خانه‌شان را هدف بگیرند و تعجب می‌کنند که چرا نمی‌توانند موفق باشند. 2. ثروتمندان خود را متعهد کرده‌اند که ثروتمند شوند، فقرا می‌خواهند که ثروتمند شوند دلیل اصلی اینکه بیشتر افراد نمی‌توانند به چیزی که می‌خواهند دست پیدا کنند، این است که نمی‌دانند دقیقا چه چیزی می‌خواهند. ثروتمندان به روشنی می‌دانند که می‌خواهند ثروتمند باشند و تردیدی در این خواسته‌شان راه نمی‌دهند. آنها کاملا خودشان را متعهد کرده‌اند ثروت زیادی به‌دست آورند. تا زمانی که کارهایشان قانونی و اخلاقی باشد، هرکاری می‌کنند تا دارایی زیادی به دست آورند. ثروتمندان پیام‌های مغشوش به جهان ارسال نمی‌کنند اما فقرا این کار را انجام می‌دهند. موارد زیر، سطوح مختلفِ «خواستن» هستند: من می‌خواهم ثروتمند شوم. من ثروتمند شدن را انتخاب می‌کنم. من متعهد می‌شوم که ثروتمند شوم. معنای واژه‌ی متعهد شدن این است که «خود را بی‌قید و شرط وقف کنیم». درنتیجه نباید هیچ تردیدی داشته باشید. باید از همه‌ی چیزهایی که در اختیار دارید استفاده کنید تا ثروتمند شوید. باید هر کاری که لازم است، انجام بدهید. این روشی است که جنگجوها استفاده می‌کنند. هیچ عذر، اگر، اما و شایدی قابل قبول نیست و شکست پذیرفته نمی‌شود. شیوه‌ی جنگجوها بسیار ساده است: «یا ثروتمند خواهم شد یا در حال تلاش برای ثروتمند شدن خواهم مُرد.» باتوجه به چیزی که من به تجربه دریافته‌ام، ثروتمند شدن نیازمند تمرکز، شجاعت، دانش، تخصص، به‌کار بستن همه‌ی تلاش‌ها، رها نکردن کار و البته یک ذهنیت غنی است. آیا حاضرید روزی 16 ساعت کار کنید؟ ثروتمندان حاضرند. آیا حاضرید هفت روز هفته را کار کنید و گاهی وقت‌ها بیشترِ آخر هفته‌ها را نیز سرکار باشید؟‌ ثروتمندان حاضرند. آیا حاضرید مدتی خانواده‌ و دوستان‌تان را نبینید و سرگرمی‌ها و عادات‌تان را کنار بگذارید؟ ثروتمندان حاضرند. آیا حاضرید تمام وقت، انرژی و سرمایه‌ی اولیه‌تان را بدون هیچ‌گونه تضمینی برای بازگشت به‌کار بگیرید؟ ثروتمندان حاضرند. بسیار ساده است، باتوجه به ارزشی که در بازار ایجاد کرده‌اید، سهم شما به‌طور مستقیم پرداخت می‌شود. می‌خواهید چگونه زندگی کنید؟ می‌خواهید چگونه بازی کنید؟ می‌خواهید در لیگ‌های بزرگ بازی کنید یا در لیگ‌های کوچک؟ در تیم‌های اصلی یا تیم‌های فرعی؟‌ می‌خواهید در بازی‌های بزرگ شرکت کنید یا بازی‌های بی‌اهمیت؟ این تصمیمی است که شما باید بگیرید. زندگی شما فقط به خودتان مربوط نمی‌شود بلکه شامل همکاری با دیگران نیز می‌شود. زندگی شما عبارت است از انجام درست مأموریت‌تان و دلیلی که برای آن پا به هستی گذاشته‌اید. شما به این جهان آمده‌اید تا ارزش خود را به آن اضافه کنید. بیشتر افراد آنچنان مشغول به خود هستند که همه چیز در اطراف‌شان در حال چرخیدن است. اما اگر واقعا می‌خواهید ثروتمند شوید همه چیز فقط به شما مربوط نمی‌شود. لازمه‌ی ثروتمند شدن این است که به زندگی دیگران نیز ارزش اضافه کنید. به این ترتیب بخشی از زندگی شما شامل این می‌‌شود که داشته‌هایتان را با دیگران به اشتراک بگذارید. معنای این حرف این است که می‌خواهید بازی‌های بزرگی انجام بدهید. نتیجه‌ی فرعی این کار این است که هرچه از نظر ذهنی، احساسی، روحی و مالی ثروتمند‌تر شوید، افراد بیشتری به شما کمک می‌کنند. 3. ثروتمندان فرصت‌ها را می‌بینند، فقرا موانع را؛ ثروتمندان رشد بالقوه را می‌بینند فقرا شکست‌های بالقوه را؛ ثروتمندان بر روی پاداش‌ها تمرکز می‌کنند، فقرا بر روی خطرها ثروتمندان مسئولیت اتفاقاتی را که در زندگی‌شان می‌افتد، برعهده می‌گیرند و با این ذهنیت عمل می‌کنند: «این به‌خوبی کار خواهد چون وادارش می‌کنم درست کار کند.» یک کار هرقدر هم که به طول بینجامد، ثروتمندان خود را متعهد به انجام آن می‌دانند. آنها درنهایت می‌گویند: «اگر تو این کار را انجام ندهی، پس چه کسی می‌تواند انجامش بدهد؟» حتما بخوانید: 10 راه برای ثروتمند شدن 4. ثروتمندان روی خواسته‌هایشان تمرکز می‌کنند اما فقرا بر روی چیزی که نمی‌خواهند، متمرکز می‌شوند آیا می‌دانید که هیچ مسیر مستقیمی در این دنیا وجود ندارد؟‌ زندگی بر روی خطوط مستقیم و بی‌عیب حرکت نمی‌کند. حرکت آن بیشتر شبیه یک رودخانه‌ی پُرپیچ و خم است. در بیشتر موارد تنها می‌توانید انحنای پیشِ رو را ببینید و تا زمانی که به پیچ بعدی نرسید، نمی‌توانید ادامه‌ی مسیر را مشاهده کنید. هرگاه افرادی را دیدید که به آنچه شما آرزو دارید، رسیده‌اند، برای‌شان دعا کنید. اگر فردی را می‌بینید که خانه‌ی زیبایی دارد، از آن خانه تعریف کنید و به آن فرد تبریک بگویید. اگر ماشین زیبایی می‌بینید، از آن ماشین تعریف کنید و به صاحبش تبریک بگویید. اگر فردی را می‌بینید که خانواده‌ای دوست‌داشتنی دارد، برای آن فرد و خانواده‌اش دعای خیر کنید. از همین الان از شما می‌خواهم تمرین کنید دیدگاه‌های منفی دیگران را به خاطر بسپارید و هرگز مانند آنها نباشید. انرژی مثبت و منفی، هردو مُسری‌اند. من باور دارم که افکار منفی آفت ذهن هستند. آنها باعث می‌شوند به‌جای اینکه تلاش کنید، شکایت کنید؛ به‌جای اینکه کار مؤثری بکنید، دستپاچه شوید و به‌جای اینکه به انجام کاری ترغیب بشوید، ناامید شوید. به این ترتیب آیا واقعا می‌خواهید به افراد منفی‌گرا نزدیک شوید؟! 5. ثروتمندان تقریبا همیشه به‌دنبال پیشرفت و ارتقا هستند آنها مشتاق هستند که محصولات‌، خدمات و ایده‌هایشان را با اشتیاق و هیجان ارتقا بدهند. تنفر از توسعه و پیشرفت، یکی از بزرگ‌ترین موانع در برابر موفقیت است. افرادی که با فروش و گسترش دادن ایده‌ها و محصولات‌شان مشکل دارند، معمولا ورشکسته می‌شوند. 6. فقرا هرکاری می‌کنند تا از مشکلات دوری کنند فقرا هنگامی که با یک چالش مواجه می‌شوند، از آن فرار می‌کنند. رمز موفقیت در فرار کردن از مشکلات نیست، شما باید به‌اندازه‌ای رشد کنید که از مشکلات‌تان بزرگ‌تر شوید. اگر در زندگی‌تان با مشکل بزرگی روبه‌رو هستید، تنها معنی‌اش این است که فرد بزرگی نیستید. اگر می‌خواهید یک تغییر پایدار ایجاد کنید، بر بزرگیِ مشکل‌تان تمرکز نکنید، بلکه روی بزرگیِ خودتان تمرکز کنید. حتما بخوانید: خلاصه ونکات برگزیده از فیلم راز 7. ثروتمندان و افراد موفق راه‌ حل‌ محور هستند ثروتمندان وقت و انرژی‌شان را صرف می‌کنند تا برای چالش‌های پیشِ رو پاسخ‌هایی پیدا و سیستم‌هایی خلق کنند و مطمئن شوند آن مشکل دیگر اتفاق نمی‌افتد. تصور کنید ظرفی برای نگهداری ثروت‌تان دارید. اگر ظرف شما کوچک باشد و پول زیادی داشته باشید، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ظرف شما سرریز خواهد شد، پول مازاد بیرون می‌ریزد و پول‌تان را از دست خواهید داد. شما نمی‌توانید بیشتر از ظرف‌تان پول داشته باشید. درنتیجه باید ظرف بزرگ‌تری داشته باشید. در این صورت نه‌تنها ثروت بیشتری خواهید داشت، بلکه می‌توانید ثروت دیگران را نیز به خود جذب کنید. 8. ثروتمندان از مشکلات نه فرار می‌کنند و نه شکایت ثروتمندان جنگجویان مالی هستند. اگر شما در مدیریت مشکلات و غلبه بر موانع استاد باشید، چه چیزی می‌تواند جلوی موفقیت‌تان را بگیرد؟‌ بله درست است، هیچ چیز! اگر چیزی نتواند جلوی شما را بگیرد، مهارنشدنی خواهید بود. 9. ثروتمندان سخت کار می‌کنند و باور دارند به‌خاطر تلاشی که می‌کنند و ارزشی که برای دیگران به همراه می‌آورند، پاداش خوبی به‌دست خواهند آورد فقرا نیز سخت کار می‌کنند اما چون احساس بی‌ارزش بودن می‌کنند، بر این باورند که برای تلاش‌شان شایسته‌ی دریافت پاداش زیادی نیستند. تلاش کنید واقعا ثروتمند شوید و به افرادی که فرصت‌های چندانی در زندگی‌شان نداشته‌اند، کمک کنید. اگر وسیله‌ای دارید که می‌توان از آن پول زیادی به‌دست آورد، از آن استفاده کنید. دریافت یک حقوق ثابت هیچ اشکالی ندارد، به شرط اینکه متناسب با توانایی و ارزش‌آفرینی شما باشد. 10. ثروتمندان خودشان و ارزش‌هایشان را باور دارند اما افراد فقیر این‌گونه نیستند و به این دلیل همواره به‌دنبال تضمین هستند. تنها راه برای اینکه متناسب با ارزش واقعی‌تان به شما پول داده شود، این است که براساس نتایج کارتان به شما پول بدهند. ثروتمندان حتما بخوانید: 40 قانون موفقیت برایان تریسی آیا به‌دنبال یک شغل موفق هستید یا می‌خواهید رابطه‌ی نزدیکی با خانواده‌تان داشته باشید؟ هردو! آیا می‌خواهید بر روی کسب‌وکارتان تمرکز کنید یا تفریح و سرگرمی داشته باشید؟ هردو! آیا می‌خواهید پول داشته باشید یا زندگی‌تان معنادار باشد؟ هردو! آیا می‌خواهید پول زیادی به‌دست بیاورید یا کاری را که عاشقش هستید انجام بدهید؟ هردو! فقرا معمولا یکی از این دو را انتخاب می‌کنند اما ثروتمندان هردو را. بگذارید صریح حرف بزنم، پول مهم است. گفتن اینکه پول به‌اندازه‌ی چیز‌های دیگر مهم نیست، حرف خنده‌داری است. مثل این است که بگوییم دست‌هایتان مهم‌ترند یا پاهایتان؟! آیا نمی‌شود هردویشان مهم باشند؟‌! پول آزادی به همراه می‌آورد، آزادی برای خرید چیز‌هایی که می‌خواهید و آزادی برای انجام کارهایی که دوست دارید. پول به شما اجازه می‌دهد از ساده‌ترین چیزها در زندگی لذت ببرید و نیز برای شما این فرصت را فراهم می‌کند که به دیگران کمک کنید تا نیازهای ضروری‌شان را تأمین کنند. مهم‌تر از همه اینکه اگر پول داشته باشید، انرژی‌تان صرف نگرانی بابت بی‌پولی نمی‌شود. 11. فقرا معمولا پول‌شان را به‌خوبی مدیریت نمی‌کنند یا همه‌ی پول‌شان را تحت کنترل ندارند شما را نمی‌دانم اما در جایی که من در آن درس خواندم مدیریت مالی به‌عنوان یکی از دروس اصلی ارائه نمی‌شد. در عوض، مطالبی درباره‌ی جنگ‌های تاریخی به من آموزش داده شد، چیزی که هرگز در زندگی‌ام از آن استفاده نکرده‌ام! بزرگ‌ترین تفاوت میان موفقیت مالی و شکست مالی در چگونگی مدیریت مالی است. بسیار ساده است، برای اینکه پولدار شوید باید پول‌تان را به‌خوبی مدیریت کنید. گفتن اینکه «به محض اینکه پول کافی به‌دست بیاورم، مدیریت مالی را آغاز می‌کنم» درست مثل گفتن این است: «به محض اینکه 10 کیلوگرم وزن کم کنم، ورزش و رژیم غذایی را شروع می‌کنم.» پیش از اینکه پول زیادی به‌دست بیاورید، لازم است مهارت‌ها و عادت‌های مدیریت پول کم را یاد بگیرید. پول بخش بسیار مهمی از زندگی شماست و زمانی که بتوانید امور مالی را تحت کنترل خود بگیرید، در همه‌ی بخش‌های زندگی‌تان پیشرفت خواهید کرد. این نکته را می‌توان به این صورت بیان کرد: «پول‌تان را کنترل کنید در غیر این صورت، پول شما را کنترل می‌کند.» برای کنترل کردن پول، باید آن را مدیریت کنید. 12. ثروتمندان کاری می‌کنند پول برای‌شان کار کند، درحالی‌ که فقرا برای پول کار می‌کنند ثروتمندان هر دلار را همچون دانه‌ای در نظر می‌گیرند که می‌توانند آن را بکارند و صد دلار برداشت کنند، سپس آن را دوباره بکارند و هزار دلار دیگر به‌دست آورند. فقرا پول‌شان را سرمایه‌گذاری نمی‌کنند و تمام طول زندگی‌شان مشغول کار کردن هستند تا پول به‌دست بیاورند. 13. ثروتمندان علی‌رغم ترس‌شان، دست‌ به‌ کار می‌شوند، اما فقرا اجازه می‌دهند ترس متوقف‌شان کند باید بدانید که لازم نیست برای رسیدن به موفقیت، از ترس‌ها خلاص شوید. ثروتمندان و افراد موفق نیز ترس‌ها، شک‌ها و نگرانی‌های خودشان را دارند، اما اجازه نمی‌دهند که این احساسات جلویشان را بگیرند. افراد ناموفق ترس‌ها، شک‌ها و نگرانی‌هایی دارند و به‌خاطر آنها از ادامه‌ی مسیر باز می‌مانند. لازم است تمرین کنید که با وجود ترس، شک، نگرانی، عدم قطعیت و ناراحتی، مسیرتان را ادامه بدهید و حتی هنگامی که حوصله‌ی انجام هیچ کاری ندارید، دست‌ به‌ کار شوید. اگر فقط بخواهید کارهای ساده را انجام بدهید، زندگی سختی خواهید داشت، اما اگر برای انجام کارهای دشوار اشتیاق داشته باشید، زندگی ساده‌ای در انتظارتان خواهد بود. اینکه در مواجهه با سختی‌ها متوقف شوید یا به راه‌تان ادامه بدهید، کاملا به تصمیم خودتان بستگی دارد. اگر می‌خواهید ثروتمند شوید، کاری را انجام بدهید که ثروتمندان انجام می‌دهند دانلود PDF‌مقاله :چگونه مانند ثروتمندان فکر کنیم؟ فقرا ثروتمندان 13 تفاوت بین فقیران و ثروتمندان چگونه مانند ثروتمندان فکر کنیم؟

https://keramatzade.com/Peoples-word

احمدرضا کرامت بازدید : 0 چهارشنبه 14 آذر 1397 نظرات ()

دادن به حرف مردم. در ادامه روش‌هایی برای اجتناب از تأثیرات منفی حرف مردم ارائه شده است. چگونه خودمان را نسبت به حرف مردم بی توجه کنیم؟ بی‌توجهی به حرف مردم کمی سخت است. اما گام‌های بی‌شماری برای فرار از این آفت خانمان‌ برانداز وجود دارد. شاید به نظرتان قضیه کمی زیادی تلخ جلوه داده شده‌ است، اما اهمیت زیاد به حرف مردم به همین ناگواری، زندگی را تلخ و محدود می‌کند. اگر مدام فکر کنید که زیر ذره‌بین مردم هستید و شما را قضاوت می‌کنند، زندگی برایتان سخت می‌شود. تنها یک‌بار به دنیا می‌آیید، یک‌بار دوران جوانی را تجربه می‌کنید و همه‌ی مراحل دیگر نیز به سرعت برق‌و‌باد می گذرند. پس به جای مقایسه‌ی عقایدتان با نظرات دیگران، سعی کنید حرف مردم را کنار بگذارید و ارزش‌های خود را شکل بدهید و راحت و رها، طوری زندگی کنید که دوست دارید و لایق آن هستید، یعنی در آسایش و آرامش و بدون اهمیت دادن به حرف مردم. در ادامه روش‌هایی برای اجتناب از تأثیرات منفی حرف مردم ارائه شده است. 1. اعتماد‌ به ‌نفس‌تان را افزایش ‌بدهید خود را همان‌طور که هستید، بپذیرید. مهارت‌ها و توانایی‌های خود را افزایش بدهید و قبول کنید که خداوند انسان‌ها را متفاوت و با روحیه‌ و ویژگی‌های متنوعی آفریده‌ است. برای اینکه دیگران شما را دوست داشته ‌باشند یا بپذیرند، تغییر نکنید. فهرستی از خصوصیاتی که در مورد خود می‌پسندید، تهیه نمایید و در کنار آن ویژگی‌هایی را که دوست ندارید نیز یادداشت ‌کنید و ببینید برای تغییر و بهبود آن‌ها چه باید کرد. مثلا اگر میان کلام دیگران رژه می‌روید و این ویژگی شما را در معرض افتادن از چشم همگان قرار داده است، حتما باید فکری بکنید. این رفتار را تحت کنترل خود دربیاورید و قبل از حرف زدن، فکر کردن را بخشی اجباری از فرآیند رفتاری‌تان کنید آنچه را که در شما غیرقابل تغییر است، قبول کنید. برای نمونه اندازه قد شما به هیچ‌وجه دست خودتان نبوده ‌است و با غم و غصه خوردن حتی نیم سانتی‌متر هم به آن اضافه نمی‌شود؛ پس مثبت‌نگر باشید و روی ویژگی‌های غیرقابل تغییر تمرکز نکنید. شکرگزار باشید و یادتان نرود که قد بلند گاهی خیلی هم دردسر ساز است و باعث می‌شود سر و کله‌ی فرد به سقف و این طرف و آن طرف اصابت کند. گذشته از این شوخی، یادتان باشد که خود را با هر شکل و ظاهری که هستید، دوست بدارید. شما هرقدر هم زیبا و خوش‌اندام باشید، باز هم کسی از شما بهتر هست. پس فقط و فقط خدای بزرگ را برای هرچه که دارید سپاس‌گزار باشید. بر شکست‌ها و حرف مردم تمرکز نکنید. گاهی اوقات قبل از انجام هر کاری آنقدر به حرف مردم و نظرات دیگران فکر می‌کنیم که عملا انرژی لازم را برای به نحو ‌احسن انجام دادن آن کار از دست می‌دهیم. در عوض سعی کنید با نادیده گرفتن قضاوت دیگران و حرف مردم، اهدافی برای خود تعیین و آنها را به بخش‌های کوچک‌تر تقسیم کنید و تلاش کنید هر مسیر را با موفقیت پشت سر بگذارید. مثلا اگر می‌خواهید در گفت‌و‌گو با دیگران اعتماد به نفس بیشتری داشته‌ باشید، این هدف را به اجزای کوچک‌تری بشکنید. تماس چشمی، گوش دادن مؤثر، پرسیدن سؤالات مناسب و جواب‌های صادقانه، بخش‌هایی از هدف افزایش اعتماد به نفس هستند. اگر در برنامه‌ای که در نظر گرفته‌اید موفق نمی‌شوید، نترسید و جا نزنید؛ در عوض سعی‌کنید از آن درس بگیرید. فراموش نکنید که هر چیزی در درون خود فرآیندی از یادگیری را جای داده‌ است و هیچ‌کس، به‌ویژه در تلاش‌ها و گام‌های اول، ایده‌آل و کامل نیست. نگاه مردم این‌قدر به حرف مردم و نگاه آنها اهمیت ندهید. باور کنید دیگران آن‌قدرها که فکر می‌کنید برای بررسی و تحلیل رفتار شما وقت نمی‌گذارند. برای همه پیش می‌آید که اشتباه کنند یا در اصطلاح خودمانی، سوتی بدهند. خب طبیعی است که بعد از چنین اتفاقاتی احساس ناخوشایندی سراغ‌تان بیاید، ولی مطمئن باشید که هیچ‌کس به اندازه شما این موضوع را جدی نگرفته‌ است. در برخوردهای بعدی به راحتی می‌توانید این مسئله را جبران کنید. کافی است از آنچه کرده‌اید درس عبرت بگیرید و اعتماد به نفس داشته‌ باشید. از دیدگاه‌های منفی وحشت نکنید. بعضی افراد با صراحت بیشتری درباره ویژگی‌های سایرین صحبت می‌کنند و در برخی موارد هم کاملا در اشتباه هستند. چنانچه دیدگاه آنها درباره‌ی شما نادرست است، آنها را نادیده بگیرید. سعی نکنید کسی را توجیه کنید، زیرا بحث و حرف هیچ‌وقت چیزی را اثبات نمی‌کند؛ در عمل به آنها نشان بدهید که اشتباه می‌کنند. ولی وقتی حق با دیگران است، این بار حرف مردم چندان هم بی‌راه نیست، پس سعی کنید بیشتر درباره‌ی آن ویژگی‌ها فکر کنید و از نقطه نظرات دیگران برای اصلاح و بهبودی بهره بگیرید. فرض کنید دوستان یا همکاران‌تان معتقدند که شما بدخلق و تندمزاج هستید، اگر به‌واقع چنین است، حرف آنها را تمام و کمال بشنوید و سعی کنید رفتارتان را کنترل کنید. اینجا تنها جایی است که حرف مردم برای شما مؤثر و سازنده است. بی توجهی نسبت به حرف مردم همیشه یادتان باشد که نیت افراد را از انتقاد کردن دریابید. وقتی درباره صفتی در خود مطمئن هستید و انتقاد دیگران به شما وارد نیست، حرفشان را جدی نگیرید و به اصطلاح خودمان در دل بگویید «تو خوبی» و از کنار انتقاد بی‌مورد او رد بشوید. باور کنید بحث نکردن و پاک کردن دیدگاه‌های توأم با بدجنسی و عبور از حرف مردم شما را روز به روز قوی‌تر و شادتر می‌کند. 2. عقاید مخصوص به خود داشته باشید برای اینکه شما هم مانند افراد دانا و فرهیخته قدرت ابراز نظر داشته ‌باشید، باید در هر موضوعی منابع گوناگون را بخوانید، بشناسید و بررسی ‌کنید. بدون مطالعه و از روی شهود صرف، صحبت نکنید. ابراز نظر شهودی پشتوانه علمی و تجربه‌ی بالایی می‌طلبد. پس بی‌گدار به آب نزنید. با بررسی دیدگاه‌های مختلف، منابع متفاوت و مطالعه‌ی زیاد به ذهن و روح خود قدرت فوق‌العاده‌ای در تحلیل مسائل تقدیم می‌کنید و این باعث می‌شود که حرف مردم دیگر برای شما تعیین‌کننده ‌نباشد و با اطمینان بیشتری تصمیم‌گیری و ابراز عقیده کنید. دیگر حرف مردم هرچه باشد، مهم نیست. مهم شما هستید که قوی، بااراده و دانا هستید. از قدیم گفته‌اند، شنونده باید عاقل باشد. وقتی می‌بینید کسی شروع به سخنوری در مورد موضوعی می‌کند، سریع تحت تأثیر قرار نگیرید. بدانید و آگاه باشید که گاهی اوقات افراد بدون آگاهی و تنها با مهارت زیاد سخن می‌گویند و این شما هستید که نباید تحت تأثیر قرار بگیرید. وقتی کنجکاو باشید و همیشه سعی ‌کنید منبع هر حرف و سخنی را شناسایی کنید، قدرت تحلیل‌تان بالا می‌رود و دیگر حرف مردم شما را شگفت‌زده نمی‌کند و نیازی به تأیید آنها نخواهید‌ داشت.برای جلب رضایت دیگران، آنها را تأیید نکنید. از چه کسی یا چه چیزی می‌ترسید؟ شما هم به اندازه‌ دیگران حق دارید نظر بدهید و صحبت‌ کنید. به‌ویژه وقتی به درستیِ نظر خود اطمینان دارید. از هیچ‌چیز نترسید و خجالت نکشید، البته این به معنی احترام نگذاشتن به نظر دیگران نیست. شما باید ضمن احترام به عقاید مختلف نظر خود را بی‌هیچ هراسی از حرف مردم بگویید. مثلا اگر در جمعی قرار دارید که همه از مزایا و برتری ساختمان‌های چندطبقه حرف می‌زنند ولی شما همچنان فکر می‌کنید که منازل حیاط‌دار بهتر هستند، این عقیده را بازگو کنید. برای اینکه همرنگ جماعت شوید نظر خود را پنهان نکنید. شاید در ظاهر چندان مهم نباشد که شما حتما نظر واقعی‌تان را بگویید، اما در بلند‌مدت بر وجهه شما تأثیر می‌گذارد و رفتارتان را شکل می‌دهد. البته باز هم نکته مهمی در بطن این ماجرا نهفته است. یادتان نرود که گاهی اوقات افکار و عقاید خود را به چالش بکشید و با چاشنی شک و تردید سعی کنید نظرات خود را بسنجید و رشد دهید که البته این بحث در دایره اهمیت ندادن به حرف مردم قرار نمی‌گیرد. خودتان را بشناسید 3. خودتان را بشناسید، سبک زندگی‌تان را کشف کنید روی خودشناسی کار کنید. ببینید در خلوت رفتارتان چگونه ‌است و در جمع چگونه رفتار می‌کنید. مثلا برخوردتان با غریبه‌ها را بسنجید. فهرستی از ویژگی‌ها و خلق‌و‌خوی خود بنویسید و مشخص کنید که چه ویژگی‌هایی دارید مثلا شوخ‌طبع هستید، وفادارید یا طنازید و…‌ . به علایق و سلایق و استعدادهای خود نگاهی دقیق بیندازید. خود را مطالعه کنید، بشناسید و کشف کنید. بر اساس ارزش‌های شخصی‌تان تصمیم‌گیری کنید و کاری را انجام بدهید که مطابق ارزش‌های شماست. شاید بعضی رفتارها در ادبیات عامیانه «باحال» به نظر برسد و همین باعث ‌شود که شما برای باحال‌تر بودن از ارزش‌های‌تان فاصله بگیرید. هرگز این کار را نکنید. ارزش‌های‌تان را تعریف کنید و به آنها پایبند بمانید. طوری زندگی کنید که به معنای واقعی شاد باشید. ارتباط میان علایق و محیط اطراف خود را شناسایی کنید و سبکی خاص برای زندگی خود داشته باشید. « هرچه پیش آید خوش آید» را دور بیندازید. برای خوش بودن و کلا هر کاری در زندگی تلاش، کوشش و برنامه‌ریزی نیاز است. پس با کشف سبک زندگی مناسب، آرامش و خوشحالی را به زندگی خود وارد کنید. همان‌طور که دوست دارید لباس بپوشید. آن‌طور که می‌پسندید منزل‌تان را بیارایید. مهم نیست چه چیزی متداول و اصطلاحا مد شده ‌است، مهم سلیقه شماست. از اظهار نظر و حرف مردم درباره‌ی لباس خاصی که به تن دارید یا تزئین منزل‌تان نترسید و خجالت نکشید. منتظر حرف‌های مردم برای تأیید یا رد چیزی نباشید و در انجام کاری که دوست دارید و احساس خوبی به شما می‌دهد تردید نکنید. با دل خود راه بیایید و برایش ارزش قائل شوید. به یاد داشته باشید که هیچ‌چیز و هیچ‌کس مهم‌تر از شادی دل شما نیست. اهمیت دادن به سلیقه و علایق خود به این معنی نیست که نمی‌توانید سلیقه خود را ارتقا و بهبود بدهید. مثلا در مورد انتخاب لباس و پوشش، با مطالعه و نگاه دقیق به مجلات مد و فشن یا الگو گرفتن از افراد خوش‌پوش و باسلیقه، مهارت خود را در انتخاب لباس‌های مناسب و زیباتر بالا ببرید. در واقع با نگاه سنجیده و دقیق از آنها الهام خواهید ‌گرفت. سبک خود را در پوشش، حرف زدن، غذا خوردن و کلا در تمام ابعاد زندگی‌تان جاری کنید، نه اینکه کارهای عجیب‌و‌غریب انجام‌ بدهید تا خاص باشید. تنها کاری که باید بکنید این است که زندگی‌تان را مطابق معیارهای خود پیش ببرید. به اختلاف سلیقه‌ها و تنوع نظرات توجه داشته ‌باشید. اگر همه یکسان رفتار کنند یا به یک شکل لباس بپوشند، بی‌تردید دنیا جای خسته‌کننده‌ای می‌شود. ضمن احترام به سلایق مختلف و کشف سلیقه‌ی ویژه خودتان، فراموش ‌نکنید که توانایی سازگاری و انطباق با محیط‌های مختلف را داشته‌ باشید. به یاد داشته باشید که در دنیای امروز، با وجود شبکه‌های اجتماعی مختلف بیشتر و بیشتر در معرض قضاوت و حرف مردم قرار‌ دارید. پس ظرفیت‌ خود را در برخورد و مواجهه با حرف مردم افزایش بدهید و فراموش نکنید که برای آسایش بیشتر باید کنترل و برنامه‌ریزی بیشتری برای استفاده از این امکانات جدید داشته باشید. طبیعی است وقتی از هر ساعت و بهتر بگوییم هر ثانیه‌ی زندگی خود تصویر منتشر می‌کنید، و همه از شرق تا غرب دور، از کیفیت غذایی که نوش جان کرده‌اید باخبر هستند، شما را نیز از نظرات پرگوهرشان مطلع می‌کنند. پس سعی کنید شیوه‌ی مدیریت مواجهه با حرف مردم را در این دنیای جدید، با تمام امکانات خوب و بدش، یاد بگیرید. دانلودPDF‌مقاله :چگونه خودمان را نسبت به حرف مردم بی توجه کنیم؟​ حرف مردم بی توجهی به حرف مردم

تعداد صفحات : 40

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 400
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 5
  • آی پی دیروز : 5
  • بازدید امروز : 193
  • باردید دیروز : 91
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 193
  • بازدید ماه : 386
  • بازدید سال : 386
  • بازدید کلی : 1,703