close
تبلیغات در اینترنت
https://keramatzade.com
loading...

https://keramatzade.com

https://keramatzade.com/What-is-the-reason-why-weight-loss-is-unreasonable

احمدرضا کرامت بازدید : 0 سه شنبه 20 آذر 1397 نظرات ()

دلیل کم کردن وزن بی دلیل چیست؟ عوامل مختلفی علت کاهش وزن ناگهانی هستند. در اغلب مواقع، مشکلات پزشکی باعث این عارضه می‌شود و در خیلی از موارد نیز داروها و بیماری‌هایی از جمله دیابت، سلیاک و پرکاری تیروئید می‌توانند علت کاهش وزن ناگهانی باشند. در این مقاله 11 علت کاهش وزن ناگهانی را بررسی خواهیم کرد. اگر در عرض 6-12 ماه گذشته، بیشتر از 5 درصد وزن خود را از دست داده‌اید، بهتر است با پزشک‌تان مشورت کنید؛ به‌خصوص اگر سن‌تان زیاد است.کاهش وزن ناگهانی می‌تواند نشانه‌ی مشکلات سلامتی باشد. 1. پرکاری تیروئید که علت کاهش وزن ناگهانی است کم-کردن-وزن-در-یک-ماه اگر غده‌ی تیروئید شما هورمون تیروئید زیادی تولید می‌کند، باعث افزایش متابولیسم می‌شود و شما کالری بیشتری می‌سوزانید. درنتیجه به‌صورت ناگهانی وزن از دست می‌دهید. تعداد دفعات مراجعه به سرویس بهداشتی نیز افزایش پیدا می‌کند و شاهد بالا رفتن ضربان قلب‌تان خواهید بود. همچنین اضطراب بیشتری هم خواهید داشت. پزشک می‌تواند با تجویز دارو این مشکل را برطرف کند. همچنین احتمال دارد بخشی یا کل غده‌ی تیروئید شما را نیز با عمل جراحی خارج کنند. 2. دیابت دلیل کم شدن وزن دیابت باعث علت کاهش وزن ناگهانی می شود انسولین هورمونی است که قند خون را به انرژی تبدیل می‌کند. اگر به بیماری دیابت مبتلا باشید یا نمی‌توانید انسولین تولید کنید یا اینکه نمی‌توانید از آن برای تبدیل قند به انرژی استفاده کنید. وقتی سوخت به سلول‌ها نرسد، بدن تصور می‌کند که گرسنه هستید و شروع به سوزاندن عضلات و چربی سوزی می‌کند. در این صورت وزن از دست می‌دهید. همچنین شاهد عوارضی مثل تشنگی، خستگی و تکرر ادرار خواهید بود. اگر متوجه این نشانه‌ها شدید با پزشک مشورت کنید. 3. بیماری سلیاک کم کردن وزن سریع گلوتن پروتئینی است که در گندم و سایر غلات پیدا می‌شود، اما مبتلایان به بیماری سلیاک نسبت به گلوتن واکنش نشان می‌دهند. وقتی شما این محصولات را مصرف می‌کنید، سیستم ایمنی بدن که باید با باکتری‌ها و سایر میکروب‌ها مبارزه کند، به سلول‌های درون روده‌ی کوچک هجوم می‌برد. در این صورت نمی‌توانید مواد مغذی را جذب کنید و شاهد کاهش وزن ناگهانی خواهید بود. ازجمله عوارض دیگر سردرد، خارش پوست، زخم دهان و درد مفاصل است. فقط پزشک می‌تواند وجود این حساسیت را تأیید کند. در صورت ابتلا به این بیماری باید رژیم بدون گلوتن را دنبال کنید. 4. داروها کم کردن وزن در یک هفته داروهایی که برای درمان بیماری‌ها مصرف می‌کنید، ممکن است باعث افزایش سوخت و ساز بدن، سوزاندن کالری بیشتر و کاهش وزن ناگهانی شوند. این داروها شامل داروهای محرک، داروهای شیمی درمانی، داروهای ضد افسردگی و داروهای بیماری دیابت نوع 2 هستند. اگر با مصرف دارو شاهد کاهش اشتها و وزن‌تان بودید، با پزشک مشورت کنید. 5. استرس دلیل کم شدن وزن بدن استرس یکی از عوامل علت کاهش وزن ناگهانی است دیگر علت کاهش وزن ناگهانی، استرس است. از دست دادن وزن بعد از حوادثی مثل بیکار شدن، طلاق یا مرگ عزیزان کاملا طبیعی است. اما وقتی به تغییرات جدید عادت کردید، باید وزن‌تان به حالت عادی بازگردد. شاید به کمک دوستان و آشنایان و حتی مشاوره با روانشناس نیاز داشته باشید. درصورت ادامه‌ی کاهش وزن با پزشک مشورت کنید. حتما بخوانید: رابطه استرس و چاقی چیست و چگونه می‌توان با آن مقابله کرد؟ 6. بیماری لوپوس علت کم کردن وزن بیماری لوپوس زمانی اتفاق می‌افتد که سیستم ایمنی بدن، به بافت‌ها و ارگان‌های حیاتی حمله می‌کند. درنتیجه، به‌خاطر ایجاد حساسیت در سیستم گوارشی و سخت‌تر شدن عمل جذب مواد مغذی، شاهد کاهش وزن خواهید بود. بنابراین شما زود خسته می‌شوید و درد مفاصل خواهید داشت. عده‌ای دچار خارش پوست صورت هم می‌شوند. پزشک می‌تواند با تجویز دارو و تنظیم برنامه‌ی تغییر رژیم غذایی و سبک زندگی، نشانه‌های این بیماری را کمتر کند. 7. بیماری آدیسون در این بیماری، غدد آدرنال، بعضی از هورمون‌ها به‌خصوص کورتیزول (هورمون استرس) را کمتر تولید می‌کنند. عوارض دیگر بیماری شامل حالت تهوع، استفراغ، درد معده و گاهی‌اوقات اسهال است. این عوارض می‌توانند باعث بی اشتهایی و علت کاهش وزن ناگهانی شوند. پزشک می‌تواند با تجویز دارو، هورمون‌ها را در بدن جایگزین و بیماری را درمان کند. 8. سرطان دلیل کم شدن وزن بدن سرطان با افزایش مصرف کالری باعث علت کاهش وزن ناگهانی خواهد شد سلول‌های سرطانی انرژی بیشتری را از بدن جذب می‌کنند و مواد شیمیایی را تولید می‌کنند که باعث تغییر نحوه گوارش مواد غذایی می‌شود. سیستم ایمنی بدن باید بیشتر فعالیت کند. این شرایط شما را خسته‌تر می‌کند و بدن کالری بیشتری می‌سوزاند و وزن از دست می‌دهید. 9. بیماری مزمن انسدادی ریه COPD مصرف سیگار باعث آسیب به کیسه‌های هوای درون ریه‌ها می‌شود. درنتیجه، مایع غلیظی به‌نام مخاط در گلو ایجاد می‌شود که تنفس را مشکل‌تر می‌کند. برای دریافت اکسیژن بیشتر باید بیشتر هم نفس بکشید و این باعث افزایش مصرف کالری و خستگی شما خواهد شد. از طرفی اشتهای خود را نیز از دست می‌دهید که منجر به کاهش وزن می‌‌شود. 10. نارسایی قلبی اگر قلب نتواند خون و اکسیژن را به اعضای بدن برساند، سیستم گوارش به‌اندازه‌ی کافی خون دریافت نمی‌کند. در این صورت بدون اینکه غذایی مصرف کرده باشید، احساس سیری می‌کنید و درد معده نیز شروع می‌شود. در این شرایط، روده‌ی کوچک دچار انسداد خواهد شد و نمی‌تواند مواد مغذی را جذب کند. پزشک به شما توصیه می‌کند که مصرف نمک را کمتر کنید و برای پاک‌سازی بدن از مواد زائد، داروهای ادرارآور تجویز می‌کند. 11. زوال عقل زوال عقل باعث کاهش توانایی تفکر و به‌یادآوردن خاطرات و کاهش توانایی‌های اجتماعی می‌شود. در مراحل نهایی بیماری، به این خاطر که فراموش می‌کنید غذا بخورید یا جویدن غذا مشکل‌تر می‌شود، شاهد کاهش وزن خواهید بود. عفونت های مزمن، رژیم های غذایی خاص و بعضی داروها می‌تواند شرایط را بدتر کند. منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-reason-why-weight-loss-is-unreasonable کم کردن وزن کاهش وزن ناگهانی کاهش اشتها و وزن‌

https://keramatzade.com/What-is-the-right-path-of-life-

احمدرضا کرامت بازدید : 0 سه شنبه 20 آذر 1397 نظرات ()

مسیر درست زندگی چیست؟ معمولا اگر همه‌چیز روی روال باشد، نه لازم است که خودمان را برای به‌دست‌گرفتن افسار زندگی بیش‌ازحد خسته کنیم و نه احساس ناتوانی و سرگشتگی خواهیم کرد. کلا وقتی زندگی‌مان در مسیر درستی در حرکت باشد، آن‌قدر حس‌وحال‌ خوبی خواهیم داشت که می‌توانیم از تک‌تک لحظات‌مان لذت ببریم. در ادامه قصد داریم به معرفی چند نشانه‌ای بپردازیم که عموما از درستی مسیر زندگی خبر می‌دهند. این نکات، گزیده‌ای از تجارب شخصی و تحقیقات علمی نویسنده‌ی اصلی متن، روان‌پزشک گرَنت هیلاری برِنِر، است. همراه ما باشید. 1. چشم که از خواب باز می‌کنیم، مشتاقانه انتظار تجربیات معنی‌دار و لذت‌بخش روز پیش‌رو را می‌کشیم مسیر زندگی کسانی که از نیازهای خود شناخت کافی دارند، روزشان را طوری برنامه ریزی می‌کنند که در هر روز با حداقل دو تا سه تجربه‌ی لذت‌بخشی که در جهت ارضای نیازهای درونی‌شان باشد، مواجه شوند، اما خودشان را بیش‌ازحد درگیر یا وابسته‌ی این تجربیات نمی‌کنند. این افراد غالبا روزشان را با انتظارات مثبت شروع می‌کنند و با روی خوش به استقبال پیشامدهای هر روز می‌روند. تجربیاتی که حرفش را زدیم، می‌توانند به فعالیت‌های شغلی، تحصیلی یا خانوادگی‌ مربوط باشند یا حتی ممکن است خارج از محدوده‌ی برنامه‌های تنظیم‌شده‌ی روزمره‌تان بگنجند. چشم که از خواب باز می‌کنید، مشتاقانه انتظار تجربیات معنی‌دار و لذت‌بخش روز پیش‌رو را می‌کشید مثلا انجام فقط چند دقیقه‌ مراقبه، مطالعه کتاب، تماشای برنامه‌ی مورد علاقه‌تان، وقت‌گذرانی با دوستان یا انجام هر فعالیتی که علاقه‌ی شخصی‌تان باشد، می‌تواند چنین تجربه‌‌ی لذت‌بخشی را برای‌تان رقم بزند. این تجربه هر قدر هم که کوتاه باشد، مهم نیست. اصل مطلب این است: «کاری کنید که لذت ببرید و آن کار چیزی باشد که قسمتی از نیازهای بنیادین‌تان را برطرف سازد و این حس را در درون‌تان به‌وجود بیاورد که به خودتان توجه دارید.» به‌خصوص در مواقعی که زندگی برای‌تان چالش‌برانگیز می‌شود، همین لحظاتی از روز که به خودتان اختصاص می‌دهید، می‌تواند در حفظ و تقویت روحیه شما مؤثر باشد و برای مقابله با چالش‌های زندگی سرپا نگه‌تان دارد. 2. علی‌رغم همه‌ی سختی‌ها و تردیدها به‌طور کلی از زنده‌بودن‌مان حس خوبی داریم مسیر زندگی خوب همه‌ی ما گاهی بنا به دلایل مختلفی دچار انواع استرس ها می‌شویم. استرس می‌تواند بسته به موقعیتش مثبت (استرس مثبت) یا منفی باشد، اما همیشه فرصت بالقوه‌ای برای رشد و یادگیری است. بعضی اوقات انگار استرس تمامی ندارد و حسابی امان آدمی را می‌برد، تا جایی که حتی ممکن است به تروما یا صدمات روحی‌روانی منجر شود. استرس می‌تواند روی احساس سرزندگی‌مان تأثیر بگذارد و از توجه‌مان به هر آنچه برای‌مان اهمیت خاصی دارد، بکاهد. هرکسی به‌‌شیوه‌ی خودش با اتفاقات چالش‌برانگیز زندگی روبه‌رو می‌شود و به‌همین دلیل عوارض ناشی از این چالش‌ها می‌تواند در هر فردی متفاوت باشد. برخی افراد در نتیجه‌ی تجربه‌ی مشکلات کاری یا خانوادگی دچار تزلزل شخصیت می‌شوند و به‌راحتی ممکن است که از خودشان و دیگران فاصله بگیرند و مورد حمله‌ی ناامیدی واقع شوند. کاملا طبیعی است که هرازگاهی احساس ناامیدی کنید، اما اگر این احساس به نوعی عادت تبدیل شود و حالتی از «اجتناب تجربی» (خودداری از افکار، احساسات، خاطرات و سایر تجربیات درونی) شکل بگیرد، شاید بهتر باشد که از یک مشاور کمک بگیرید. به‌طور کلی، وقتی دچار چنین حالاتی می‌شویم، ارتباط‌مان با زمان حال را از دست می‌دهیم و درنتیجه نمی‌توانیم احساس سرزندگی کنیم و وقتی هم که پرانرژی و سرزنده نباشیم، قادر به خوش بینی واقع‌بینانه و انعطاف‌پذیری شناختی نخواهیم بود و دیگر هیچ تمایلی به چالش‌کشیدن خودمان در چالش‌های معنی‌دار نخواهیم داشت. اگر صبح‌ها که از خواب بیدار می‌شوید، با خودتان قرار می‌گذارید که از امروزتان نهایت استفاده را ببرید و در زمان حال زندگی کنید و این را هم می‌دانید که گاهی ممکن است کارهایتان طبق برنامه پیش نروند (انحراف از مسیر می‌تواند خودش فرصت بالقوه‌ای برای رشد و یادگیری باشد!)، پس یعنی در مسیر درستی در حرکت هستید. 3. به تمامی مراحل زندگی توجه داریم: از گذشته عبرت می‌گیریم و چشم‌به‌راه آینده هستیم، اما در زمان حال زندگی می‌کنیم مسیر صحیح زندگی یکی از لازمه‌های خودمراقبتی این است که بتوانید در عین توجه به زمان حال از توجه به ابعاد کلی‌تر زندگی‌تان غافل نشوید. مثلا باید بتوانید درکی از روایت زندگی‌تان در طول زمان، از گذشته به حال و از حال تا آینده داشته باشید. باید یاد بگیرید بدون اینکه در گذشته جا بمانید، به اتفاقات گذشته توجه داشته باشید و از تجربیات‌تان عبرت بگیرید، اما حواس‌تان باشد که در اتفاقات بد گذشته قفل نشوید. حتی می‌توانید خودتان را در زمان جلو ببرید و با ذهنیتی منعطف به آینده پیش بروید. خلاصه‌ی کلام اینکه باید علی‌رغم زندگی در زمان حال به توانایی خودنظارتی سالم در گستره‌ی زمان برسید و بدون غرق‌شدن در گذشته از روزهای رفته درس بگیرید و بدون ترس از آینده با رویکردی واقع‌بینانه منتظر فردا و فرداهای دیگر باشید. 4. با احساس رضایت از روزی که گذرانده‌ایم، به استقبال خواب می‌رویم مسیر زندگی چیست پایان روز علاوه‌بر استراحت وقت مناسبی است تا کمی با خودتان خلوت کنید و ببینید که روزتان را چگونه گذرانده‌اید. ببینید که مجموعا تا خود شب چه حس‌وحالی را تجربه کرده‌اید و مثلا امروز سر کار چطور بوده است، با چه چالش‌هایی روبه‌رو شدید و چه پندهایی گرفتید. خواهید دید که بعضی از روزها را با احساس عالی و بعضی روزهای دیگر را با کمی تأسف و پشیمانی به‌پایان می‌برید. اما کسی که در زندگی در مسیر درستی قرار دارد، تقریبا اغلب اوقات احساس رضایت می‌کند. اینکه از هر روز چه انتظاری باید داشت، از فرد به فرد متفاوت است و به‌ همین دلیل هر کسی باید اولویت‌های خاص خودش را بشناسد. همچنین شب‌ها وقتی را برای مرور انواع اهداف روز بعدتان درنظر بگیرید و سپس خودتان را از همه‌ی افکار رها کنید. اگر با احساس رضایتی که آلوده به کمال گرایی نباشد، به‌استقبال خواب بروید و بدانید که امروز حواس‌تان به دغدغه‌هایتان بوده است و فردا هم برای دغدغه‌هایتان برنامه دارید، یعنی زندگی‌تان را خوب مدیریت می‌کنید. 5. کسانی که حس خوبی از آنها می‌گیریم، پای ثابت تجربیات روزانه‌مان هستند انتخاب مسیر درست زندگی گاهی اوقات با اینکه روابط اجتماعی گسترده‌ای داریم، در درون احساس تنهایی می‌کنیم. از آنجایی که معمولا در تلاشیم که ظاهرمان را حفظ کنیم، احتمالا اطرافیان‌مان در چنین مواقعی نمی‌دانند که واقعا چه حسی داریم و در درون‌مان چه می‌گذرد. این فشار اجتماعی که فرد را به پوشیدن نقاب خوشحالی وادار می‌کند، متأسفانه موجب تقویت خودفریبی می‌شود. اگر روابط‌مان حقیقی و معنی‌دار باشند، حتی وقتی مدتی با طرف‌های رابطه مکالمه‌ای نداشته باشیم، باز هم می‌توانیم آن روابط را در درون‌مان حفظ کنیم و هر روز از حس حمایت اجتماعی و خصوصا حس خوب دوست‌داشتن و دوست داشته‌شدن سرشار شویم. شبکه‌های اجتماعی علی‌رغم مضرات فراوان درصورتی‌که به‌درستی استفاده شوند، می‌توانند ابزار مفیدی برای حفظ و تداوم ارتباط با دیگران باشند. 6. از اینکه با کنجکاوی ببینیم زندگی برای‌مان چه چیزی در چنته دارد، احساس خوبی پیدا می‌کنیم مسیر خوب زندگی گاهی کنجکاوی یکی از بارزترین نشانه‌های حرکت درست در مسیر زندگی است. اما چرا؟ کنجکاوی باعث می‌شود که مغز در وضعیتی مثبت، منعطف و پذیرای احتمالات مختلف قرار بگیرد و به‌دنبال تأیید انتظارات غالبا منفی نباشد. البته این نکته را نیز نباید نادیده گرفت که انتظارات مثبت به‌خودی‌خود کارساز نیستند، زیرا گاهی ممکن است که در انتظارات مثبت‌مان نیز به‌قدری نامنعطف و سفت‌وسخت شویم که آخرش به ناامیدی بخوریم. به‌طور کلی، کنجکاوی، فارغ از نتیجه‌ای که انتظارمان را می‌کشد، باعث می‌شود که ذهن‌مان احتمالات مختلف را جست‌وجو کند. کنجکاوی کمک‌مان می‌کند که درگیر تجربیات احساسی شویم، اما بیش‌ازحد در این تجربیات دست‌وپا نزنیم. کنجکاوی با خودنظارتی سازنده بسیار جور درمی‌آید و کمک‌مان می‌کند تا از چالش‌ها درس بگیریم و علاوه‌بر تمرکز روی زمان حال به دورنمایی که برای خودمان متصوریم نیز توجه داشته باشیم و بتوانیم جنبه‌های مختلف زندگی‌مان را در تناسب باهم ببینیم. یادتان باشد که وقتی جنبه‌ی خاصی از زندگی همه‌ی تاب‌وتوان‌تان را بگیرد، سایر مسائلی که برای‌تان مهم تلقی می‌شوند، از اهمیت ساقط خواهند شد. اما کنجکاوی خصیصه‌ای است که باعث احیاء و حفظ تعادل در زندگی می‌شود و نمی‌گذارد که از نیازهای واقعی زندگی‌تان غافل شوید. 7. به شغل‌مان عشق می‌ورزیم و برای فعالیت‌های غیرشغلی مورد علاقه‌مان وقت می‌گذاریم مسیر خوب زندگی هدفمند بسیاری از ما خودمان را فقط و فقط به فعالیت‌های شغلی‌مان محدود کرده‌ایم و به‌غلط فکر می‌کنیم که فعالیت‌های حرفه‌ای به‌تنهایی می‌توانند باعث رضایت‌‌ از زندگی شوند. اما این طرز تفکر نوعی تله است که شاید بر اثر عوامل فرهنگی و اجتماعی به ذهنیت‌مان تلقین شده باشد. این تله به‌ویژه در کمین کسانی است که از پیشینه‌ای پرکار می‌آیند و خصوصا زمانی فاجعه‌سازتر خواهد بود که طرف به شغلش عشق و علاقه‌ی کافی نداشته باشد. درعوض به‌کار به‌عنوان سکوی پرتابی نگاه کنید که اگر در قابی کلی‌تر در نظر گرفته شود، می‌تواند ما را به اهداف فردی و حرفه‌ای دل‌خواه‌مان برساند. کار درواقع وسیله‌ای برای رسیدن به هدف است و درعین‌حال نباید نقشی را که در ارضای نیازهای بنیادین ایفا می‌کند، نادیده گرفت. منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-right-path-of-life- مسیر درست زندگی زندگی درست

https://keramatzade.com/Treatment-of-high-concern

احمدرضا کرامت بازدید : 0 سه شنبه 20 آذر 1397 نظرات ()

چگونه نگرانی زیاد خود را درمان کنیم؟ آیا همیشه نگران و عصبی هستید؟ آیا نگرانی بیش‌ از حد شما، خانواده و دوستان‌ را هم از دست‌تان خسته کرده است؟ آیا هرچیزی مانند کوچک‌ترین درد یا نظر دیگران در محیط کارتان باعث اخم‌ و ناراحتی‌تان می‌شود؟ نگرانی بیش از حد نه‌تنها سلامت روان را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند سلامت جسمی فرد را به مخاطره بیندازد. اگر شما نیز با این مشکل دست‌وپنجه نرم می‌کنید، با ادامه‌ی این مطلب همراه شوید تا نظر متخصصان را درباره‌یدرمان نگرانی بیش از حد بدانید. چه کسانی بیشتر در معرض نگرانی بیش از حد هستند؟ درمان نگرانی از آینده چرا برخی همیشه نگران‌اند که مبادا به فلان مریضی دچار شوند، درحالی‌ که عده‌ای دیگر تنها زمانی‌که مشکلی برای‌شان پیش آمد، نگران می‌شوند؟ دلایل زیادی برای این امر وجود دارد. رابرت لیهی (نویسنده‌ی کتاب درمان نگرانی: 7 قدم برای اینکه نگرانی سد راه‌تان نشود) می‌گوید: «عوامل ژنتیک و عوامل تربیتی در این امر مؤثرند. به‌عنوان مثال احتمال بروز اختلالات اضطراب مثل نگرانی بیش از حد و اضطراب مزمن در فرزندان طلاق 70٪ بیشتر از دیگران است. توجه بیش‌ازحدِ والدین به کودکان عامل دیگری است که می‌تواند احتمال بروز این دست اختلالات را افزایش دهد. همچنین تعویض نقش فرزندان با والدین (به‌علت کوتاهی والدین در انجام وظایف‌شان) نیز احتمال این اختلالات را افزایش می‌دهد.» سندی تاب (روان‌شناس و روانکاو در ویلمینگتون) نیز با حرف‌های لیهی موافق است و می‌گوید: «احتمالا عامل ژنتیک در نگرانی بیش از حد دخیل است، ولی عوامل محیطی نقش اصلی در بروز آن دارند. شما باید با احساس اینکه والدین مراقب‌تان هستند بزرگ شوید تا بتوانید در آینده احساس امنیت کنید. اما اگر والدین‌تان به شما توجه نکنند یا مراقب‌تان نباشند، با این احساس بزرگ می‌شوید که دنیا جای امنی نیست. همچنین طلاق والدین یا توجه بیش‌ازحدشان به کودک می‌تواند احساس امنیت او را در آینده به‌خطر بیندازد. چه چیزی باعث نگرانی‌مان می‌شود؟ حالا دیگر می‌دانیم چه‌ کسانی مستعد نگرانی بیش از حد هستند، اما چه چیزی باعث نگرانی این افراد می‌شود؟ لیهی می‌گوید: «این افراد احساس می‌کنند به‌زودی اتفاق بدی می‌افتد. به‌همین‌خاطر نگران می‌شوند. آنها فکر می‌کنند با نگرانی می‌توانند از بروز آن اتفاق بد جلوگیری کنند. افراد نگران تصور می‌کنند اگر این امکان وجود دارد که اتفاق بدی رخ دهد، این مسئولیت بر عهده‌ی آنها قرار دارد که در برابر آن نگران باشند. لیهی ادامه می‌دهد: «این نگرانی می‌تواند بر سلامت روانی و جسمی‌ فرد تأثیر بگذارد. افراد نگران معمولا بیش از حد از خدمات درمانی استفاده می‌کنند و برای کوچک‌ترین درد یا ناراحتی نزد پزشک می‌روند. فشار روانی و جسمی بر افراد نگران باعث شده احتمال بروز سندروم روده تحریک پذیر، استفراغ، خستگی و سایر دردها در این افراد بیشتر باشد. همچنین 93٪ افراد مبتلا به اختلالات اضطراب از سایر اختلالات روانیِ دارای وجه اشتراک مانند افسردگی رنج می‌برند.» آیا شما نیز بیش از حد نگران هستید؟ درمان نگرانی و دلشوره بروس لوین (روان‌شناس و روانکاو از پلیموث) می‌گوید: «نگرانی همیشه هم چیز بعدی نیست. اگر واقعا خطر جدی‌ای وجود دارد، باید نگرانِ آن بود. مثلا اگر در جنگل ناگهان یک خرس دیدید، باید نگران شوید. در مواردی مثل این شاید نگران‌نشدن بدتر از نگرانی باشد.» چه نگرانی‌ای، نگرانی بیش از حد محسوب می‌شود؟ لوین می‌گوید: «این امر به تناسب‌نداشتن عامل نگرانی به سطح نگرانی‌ و محدودیت و فشار ناشی از آن بستگی دارد. با این تفاسیر خوشبختانه روش‌هایی برای درمان نگرانی بیش از حد وجود دارد. در ادامه با 9 گام برای درمان نگرانی بیش از حد آشنا شوید. 1. از نگرانی‌های خود فهرستی تهیه کنید تهیه لیست از نگرانی ها اولین گام در درمان نگرانی بیش از حد است. چیزهایی را که باعث نگرانی‌تان شده‌اند، بشناسید و در فهرستی یادداشت کنید. 2. فهرست را بررسی کنید درمان نگرانی و اضطراب لیهی می‌گوید: «به فهرست‌تان نگاهی بیندازید و ببینید نگرانی‌تان سازنده است یا بی‌فایده. نگرانی سازنده نگرانی‌ای است که بتوانید همین الان برای حل آن اقدامی انجام دهید. به‌عنوان مثال من می‌خواهم به ایتالیا مسافرت کنم. بنابراین باید نگران رزرو هواپیما و هتل باشم. این نگرانی سازنده است، زیرا می‌توانم همین الان با جست‌وجو در اینترنت بلیط یا هتل را رزرو کنم. درمقابل نگرانی بی‌فایده نگرانی‌ای است که برای حل آن نمی‌توانید کاری انجام دهید. این نگرانی بیشتر به‌خاطر فکرکردن به احتمالات است. در نگرانی بی‌فایده برروی عوامل نگرانی خود تسلطی ندارید و نمی‌توانید برای حل آن کاری انجام دهید. به‌عنوان مثال نگرانی از ابتلا به سرطان و بی خوابی حاصل از آن، نوعی نگرانی بی‌فایده است. حتما بخوانید: کتاب با تغییر مغزتان زندگی‌ خود را متحول کنید؛ درمان افسردگی و اضطراب با کنترل مغز 3. قطعی‌نبودن همه‌چیز را بپذیرید لیهی می‌گوید: «وقتی که توانستید نگرانی‌های بی‌فایده را از خود دور کنید، باید برای دور نگه‌داشتن آنها اقدامی انجام دهید. اتفاقات قطعی نیستند و احتمال وقوع هرچیزی وجود دارد. شما باید محدودیت‌های خود و قطعی‌نبودن بروز اتفاقات را بپذیرید.» به‌عنوان مثال شاید شما یک روزی به سرطان مبتلا شوید؛ هیچ‌کس نمی‌داند. ولی این قطعی‌نبودن نباید زندگی‌تان را با سختی مواجه کند. بسیاری از افراد به‌اشتباه عدم قطعیت را با بروز اتفاقات بد یکسان می‌دانند، اما درواقع قطعی‌نبودن نوعی حالت خنثی است. با پذیرش عدم قطعیت دیگر نیاز نیست برای هرچیزی نگران باشید. پذیرش به آن معناست که قطعی‌نبودن اتفاقات وجود دارد و نباید با فکر به آنها خودتان را اذیت کنید. به‌جای نگرانی از بروز اتفاقات احتمالی، روی چیزهایی تحت کنترل شماست تمرکز کنید، از آنها لذت ببرید و قدردان داشته‌هایتان باشید. 4. آرامش‌تان را ازبین ببرید درمان نگرانی و ترس لیهی می‌گوید: «یک فکر ترسناک و ناخوشایند را آن‌قدر برای خود تکرار کنید تا از آن خسته شوید و از شما دور شود.» به‌عنوان مثال اگر می‌ترسید در اثر سرطان بمیرید، در جلوی آینه بایستید و بگویید ممکن است من براثر سرطان بمیرم. ممکن است من بر اثر سرطان بمیرم. تا جایی این عبارت را تکرار کنید تا قدرتش را از دست بدهد. حتما بخوانید: چگونه شجاع باشیم؛ نکاتی کاربردی برای اینکه بتوانیم ترس خود را کنار بگذاریم 5. خودتان را به‌سختی بیندازید لیهی می‌گوید: «افراد نگران احساس می‌کنند که تحمل سختی را ندارند. اما اگر سختی را تمرین کنید، راحت‌تر می‌توانید با آن کنار بیایید. هدف این است که بتوانید کارهایی را انجام بدهید که دوست ندارید یا باعث ناراحتی و سختی‌تان می‌شوند.» معمولا افراد نگران از اتفاقات و شرایط جدیدی که برای‌شان سخت است، مانند شرکت در برخی مهمانی‌ها یا صحبت کردن در جمع دوری می‌کنند. آنها ترجیح می‌دهند برای جلوگیری از مواجهه با سختی، استراتژی نگرانی را پیش بگیرند. اما اگر تصمیم بگیرید کارهایی را انجام دهید که با انجام‌شان راحت نیستید، دیگر تکیه‌تان به استراتژی نگرانی برای جلوگیری از انجام کارهای سخت کم می‌شود. 6. با پرت‌کردن حواس‌تان، از اضطرار و شدت نگرانی خود بکاهید درمان نگرانی و استرس لیهی می‌گوید: «افراد نگران معمولا نوعی احساس اضطرار و فوریت دارند. آنها فکر می‌کنند که باید دقیقا همین الان جواب مشکل‌شان را پیدا کنند، وگرنه اتفاق بدی رخ می‌دهد. احساس اضطرار برای یافتن پاسخ، موجب نگرانی فرد می‌شود. بهتر است فرد به‌جای احساس اضطرار برای یافتن پاسخ، روی بهترکردن لحظه‌هایش تمرکز کند.» از خودتان بپرسید من در این لحظه چه کاری می‌توانم انجام دهم تا زندگی‌ام خوشایندتر شود. درواقع شما یا باید روی یافتن فوریِ پاسخ تمرکز کنید یا برای بهترکردن لحظه‌تان. قطعا گزینه‌ی دوم بهتر است. بنابراین نفس عمیق بکشید، مطالعه کنید یا به موسیقی گوش بدهید تا کمی زمان بگذرد و از شدت اضطرار و نگرانی‌تان کاسته شود. 7. یادتان باشد اتفاقات آینده همیشه به آن بدی که تصورش می‌کنید، نیستند درمان نگرانی بی مورد لیهی می‌گوید: «اضطراب یا نگرانی، بیشتر، ناشی از پیش‌بینیِ احتمالات است. تصورتان از اتفاقات احتمالیِ آینده همیشه بدتر از چیزی است که واقعا اتفاق می‌افتد. افراد نگران حتی برای چیزهایی که در صورت وقوع می‌توانند کنترل کنند هم نگران می‌شوند. جالب است که معمولا افراد نگران در مدیریت مشکلات واقعی، افراد کاربلدی هستند.» 8. با صدای بلند گریه کنید گریه کردن یکی از گام ها برای درمان نگرانی بیش از حد است. لیهی می‌گوید: «آمیگدال یا بخشی از مغز که مسئول احساسات است دراثر نگرانی‌ با مشکل روبه‌رو می‌شود. این ضربه‌ی عاطفی، به مشکلات گوارشی، خستگی یا افزایش ضربان قلب منتهی می‌شود. شما می‌توانید به‌جای تلاش برای رهایی از احساسات خود، از آنها استفاده کنید. به‌عنوان مثال می‌توانید گریه کنید، زیرا زمانی‌که گریه می‌کنید یا عصبانی هستید، دیگر نمی‌توانید نگران باشید.» 9. درباره‌ی نگرانی و احساسات‌تان صحبت کنید درمان نگرانی زیاد روان‌درمانی شامل درمان اختلالات شخصیتی، روحی، احساسی و رفتاری با استفاده از روش‌هایی مانند گفت‌وگو با شخص بیمار، گوش دادن به حرف‌های بیمار و راهنمایی‌کردن اوست. تاب می‌گوید: «علاوه‌بر تکنیک‌های درمانی بالا که می‌توانند به درمان برخی رفتارهای آزاردهنده کمک کنند، روان‌درمانی نیز با یافتن ریشه‌ی مشکلات به کاهش نگرانی بیش از حد کمک می‌کند. معمولا بهترین نتایج برای کاهش نگرانی با استفاده‌ی هم‌زمان از روان‌درمانی و رفتار درمانی شناختی به‌دست می‌آید.» هر فردی باید بفهمد چه چیزی باعث نگرانی‌اش شده و نگرانی‌اش به چه چیزی ارتباط دارد. اگر به‌‌خوبی در ذهن و خاطرات‌تان جست‌وجو کنید و تا جایی عقب بروید که به ریشه‌ی نگرانی‌تان برسید، می‌توانید مشکل خود را به‌راحتی حل کنید. منبع : https://keramatzade.com/Treatment-of-high-concern نگرانی زیاد درمان نگرانی نگران و عصبی

https://keramatzade.com/Brian-Tracy's-Successes

احمدرضا کرامت بازدید : 0 سه شنبه 20 آذر 1397 نظرات ()

راههای موفقیت برایان تریسی چیست؟ در جهان افرادی وجود دارند که عملکردی افسانه‌ای دارند، افراد دیگری نیز هستند که آنها را رهبری می‌کنند. برایان تریسی یکی از این رهبرهاست. او یک رهبر فوق‌العاده برای اداره‌ی موفق کسب و کارها و راهنمای خوبی برای زندگی است. برایان تریسی به بیش از 1000 شرکت مختلف کمک کرده است تا به نتایج فوق‌العاده دست پیدا کنند. همراه ما باشید،‌ در این مقاله برخی از بهترین توصیه‌ها و اصول موفقیت برایان تریسی را برایتان گردآوری کرده‌ایم که کمک‌تان می‌کنند مسیر موفقیت را راحت‌تر و سریع‌تر پیدا کنید. 1. از همین حالا شروع کنید راه موفقیت در زندگی برایان تریسی می‌گوید: «تفاوت اصلی بین افراد موفق و افراد ناموفق این است که افراد موفق اقدام می‌کنند. آنها کارشان را آغاز می‌کنند و چیزی را که می‌خواهند انجام می‌دهند. افراد ناموفق نیز همین ایده‌ها و اطلاعات را دارند، اما همیشه بهانه‌ای برای شروع نکردن دارند.» این احتمالا قدرتمند‌ترین نقل قول از برایان تریسی است که تاکنون شنیده‌اید. بیشتر افراد با این تفکر که «یک روزی» شروع خواهند کرد، همیشه کارشان را به‌تعویق می‌اندازند. اما واقعیت این است که «یک روزی» دروغ بزرگی است که ما به خودمان می‌گوییم. درنتیجه اولویت‌هایتان را شناسایی کنید. بدانید که در این ماه و این سال می‌خواهید به چه چیزی دست پیدا کنید و سپس تمام تلاش‌تان را برای دستیابی به اهداف خود به‌کار بگیرید. برای یک ثانیه فکر کنید. اگر واقعا 2 ساعت در روز را به فراگیری یک مهارت اختصاص بدهید، می‌توانید در ظرف 2 ماه به‌طور متوسط به افزایش درآمد بین 1000 تا 2000 دلار در ماه برسید. این تغییر چه احساسی در شما ایجاد خواهد کرد؟ سبک زندگی‌تان چگونه تغییر خواهد کرد؟ 2. از افراد متخصص یاد بگیرید راه موفقیت در کنکور برایان تریسی می‌گوید:‌ «من این نکته را از یک مرد بسیار خردمند به نام کاپ کاپمیر (Kop Kopmeyer) یاد گرفتم که بیش از 50 سال به مطالعه‌ی پیرامون موفقیت مشغول بوده است. او تقریبا 1000 اصل برای موفقیت استخراج کرده است. زمانی که او را ملاقات کردم از او پرسیدم در میان همه‌ی این 1000 اصل کدام یک از همه مهم‌تر است؟ او گفت: از روش‌های اثبات‌شده‌ی موفقیت استفاده کن.» بهترین بخش موفقیت این است که لازم نیست چرخ را از اول اختراع کنید. مسیر از قبل در برابر شما آماده شده است. تنها کاری که باید بکنید این است که هر روز، چند گام کوچک به سمت هدف‌تان بردارید. برایان تریسی می‌گوید تمام راز‌های موفقیت انسان‌های بزرگ و دستاوردهایشان در فایل‌های صوتی، کتاب‌ها، وبلاگ‌ها و جاهای دیگر قابل‌دسترسی است. تنها چیزی که نیاز دارید این است که دست به‌کار شوید. اگر فقط به چیزهایی که می‌خواهید فکر کنید هیچ‌چیزی تغییر نمی‌کند. رؤیاپردازی هر روزه را متوقف کنید و به‌جای آن رؤیاهایتان را زندگی کنید. این بهترین نقل‌قول از برایان تریسی برای کسب موفقیت‌های فوق‌العاده در زندگی است. 3. فقط و فقط روی یک چیز تمرکز کنید برایان تریسی می‌گوید: «از 10 هدفی که دوست دارید در سال آینده به آنها برسید فهرستی تهیه کنید. این پرسش را مطرح کنید “اگر فقط بتوانم به یکی از اهداف این فهرست برسم، کدام هدف بیشترین تأثیر مثبت را روی زندگی من خواهد گذاشت؟” آن یک مورد را روی کاغذ بنویسید و آن را هدف اصلی و قطعی زندگی‌تان در نظر بگیرید.» یکی از اشتباهات رایجی که مردم انجام می‌دهند این است که تلاش می‌کنند کل زندگی‌شان را به یک‌باره تغییر دهند. آنها می‌خواهند وارد یک رابطه شوند، میلیونر شوند و خوش‌تیپ به‌نظر برسند، اما این رویکرد باعث می‌شود تمرکز‌ آنها کم باشد. به‌جای این کار انرژی‌تان را مانند یک تیغ لیزری متمرکز کنید و همه‌ی موانعی را که سر راه‌تان قرار می‌گیرند نابود کنید. 4. از زمان‌تان بهترین استفاده را بکنید راه موفقیت در کار برایان تریسی می‌گوید: «من همیشه فکر می‌کنم زندگی‌ام خورشید است و همه‌ی عوامل مختلف زندگی‌ام مانند سیاراتی هستند که حول زندگی‌ام می‌چرخند. این عوامل می‌توانند سلامت فیزیکی، روابط اجتماعی یا کار باشد. زندگی من زمانی تغییر می‌کند که من بفهمم مدیریت کردن زمان، خورشید است و همه‌ی چیزهایی دیگر سیاره‌هایی هستند که می‌چرخند.» درسی که می‌توان گرفت این است که باارزش‌ترین منبعی که شما در اختیار دارید زمان است. اگر از آن به‌شکلی عاقلانه استفاده کنید می‌توانید خیلی سریع به اهداف‌تان دست پیدا کنید. به‌خاطر مدیریت زمان است که افرادی مانند تیموتی اسکای یا مارک زاکربرگ میلیونر با میلیاردر شده‌اند. هنگامی که قدرت‌تان را متمرکز کنید، سریع‌تر اشتباه می‌کنید، می‌توانید سریع‌تر یاد بگیرید و این تجربه باعث می‌شود شما سریع‌تر از دیگران به اوج برسید. سعی کنید با زمان‌تان مانند پول برخورد کنید تا رشد‌تان خیلی سریع‌تر اتفاق بیفتد. 5. اهداف‌تان را مانند پرسش‌ها ساختارمند کنید راه موفقیت در درس برایان تریسی می‌گوید:‌ «فرایندی وجود دارد که توانسته‌ است بیش از هر فرایند دیگری افراد را ثروتمند کند. این فرایند عبارت است از ساختارمند کردن اهداف بزرگ مانند یک پرسش. سپس باید خودتان را ملزم کنید تا 20 پاسخ برای این پرسش فراهم کنید.» هنگامی که ذهن‌تان را می‌کاوید، معمولا به راه‌حل‌هایی جادویی دست می‌یابید. این شیوه ناخودآگاه‌تان را می‌کاود و راه‌حل‌های خلاقانه‌ای برای شما فراهم می‌کند تا با کمترین تلاش، بیشترین دستاورد را داشته باشید. برای مثال اگر هدف اصلی شما این است که امسال 100 هزار دلار درآمد داشته باشید، آن را به این شکل صورت‌بندی کنید: «چگونه می‌توانم امسال 100 هزار دلار درآمد داشته باشم؟»‌ و سپس 20 پاسخ برای این پرسش بیان کنید. یک راه‌حل ساده این است که یک کتاب درباره‌ی آن مطالعه کنید. 6. همچون یک فرد موفق فکر کنید برایان تریسی می‌گوید: «اگر واقعا می‌خواهید فرد ثروتمندی باشید و مانند یک میلیونر بازنشسته شوید، یکی از هوشمندانه‌ترین کار‌هایی که می‌توانید انجام دهید این است: عادت‌هایی برای فکر کردن و عمل کردن در خودتان ایجاد کنید که باعث شده‌اند افراد دیگری نیز ثروتمند‌ شوند.» اگر می‌خواهید به چیز بزرگی دست پیدا کنید، حتما باید بزرگ فکر کنید. اگر نگران 50 دلاری هستید که برای بهبود یکی از مهارت‌هایتان باید هزینه کنید، چگونه خواهید توانست صدها هزار یا یک میلیون دلار درآمد داشته باشید؟ 7. هرگز تسلیم نشوید راه موفقیت چیست برایان تریسی می‌گوید: «هنگامی که بارها‌وبارها، چیزهای تازه را امتحان می‌کنید، احتمالا موفق نخواهید شد. اما زندگی من زمانی متحول شد که فهمیدم هیچ‌چیز، دست‌کم چند بار اولی که آن را انجام می‌دهم، موفق نمی‌شود. در نتیجه تصمیم گرفتم، یک ایده را قبل از اینکه درباره‌ی آن داوری کنم، دست‌کم 5 تا 10 بار امتحان کنم. عمل کردن هرگز باعث بازنده بودن نمی‌شود. فقط اگر هیچ کاری نکنید، بازنده خواهید بود.» یکی از راز‌های موفقیت استقامت و عزم است. هنگامی که اراده‌ی شما تزلزل‌ناپذیر باشد، شما محکوم به موفقیت خواهید بود. بیشتر افراد 3 یا 4 ماه پس از اینکه یک پروژه را آغاز می‌کنند تسلیم می‌شوند. اگر به‌اندازه‌ی کافی استقامت داشته باشید، می‌توانید به اوج برسید. این یکی از بهترین نقل‌‌قول‌های برایان تریسی است. 8. الگویی برای دیگران باشید راه موفقیت در کسب و کار برایان تریسی می‌گوید: «تمایل طبیعی ما هنگامی که یک چیز فوق‌العاه یاد می‌گیریم یا می‌شنویم این است که می‌خواهیم دیگران را نیز نسبت به آن متقاعد کنیم. شما باید الگویی برای دیگران باشید و از این طریق به آنها آموزش دهید؛ چراکه آنها به شیوه‌ی دیگری آموزش نمی‌بینند.» زمانی که احساس کردید متوقف شده‌اید، به خودتان بگویید: «این فرصتی است برای اینکه به یک فرد جدید تبدیل شوم.» چند ماه خود را متعهد به تغییر کنید تا ببینید که افراد زیادی سراغ‌تان می‌آیند و از شما می‌پرسند: «راز موفقیت شما چیست؟ چگونه توانستید این‌قدر سریع تغییر کنید؟» به این ترتیب شما به‌جای اینکه آنها را متقاعد کنید، چیز جدیدی را به آنها نشان داده‌اید. ترسی می‌گوید شما تنها زمانی می‌توانید چیزی را به دیگران آموزش دهید که آن را با مثال نشان داده باشید. 9. عادت‌های خوب ایجاد کنید راه موفقیت در بورس برایان تریسی می‌گوید: «عادت‌های خوب در خودتان ایجاد کنید و در آنها مهارت کافی به‌دست آورید. یکی از چیزهایی که زندگی من را تغییر داد این کشف بود که می‌توان همه‌ی عادت‌ها را با تکرار فرا گرفت.» عادت‌های شما ستون‌های آینده‌تان هستند. اگر می‌خواهید یک ساختمان غول‌پیکر درست کنید، به ستون‌های قوی احتیاج دارید. به‌طور مشابه اگر عادت‌های مناسبی نداشته باشید رؤیاهایتان محقق نخواهند شد. تریسی در اینجا درس مهمی به ما می‌دهد. برای از بین بردن عادت‌های بد باید روی ایجاد عادت‌های بهتر تمرکز کنید. تمام تلاش‌تان را به‌کار بگیرد تا عادت‌های خوبی ایجاد کنید. به این‌ ترتیب عادت‌های بد، خیلی زود از بین خواهند رفت. این یکی از جالب‌ترین توصیه‌های برایان تریسی است. 10. هرگز رؤیاهاتان را رها نکنید راه موفقیت در دانشگاه برایان تریسی می‌گوید: «فرد در چه سنی باید رؤیاهایش را فراموش کند؟ هرگز. هنری فورد و راکفلر این حرف را زده‌اند که “شما فقط به‌اندازه‌ی رؤیاهاتان جوان یا پیر هستید.” تا زمانی که رؤیاها، چشم‌اندازها و اهداف‌تان را دنبال می‌کنید زنده هستید.» مثال‌های بسیار زیادی از افرادی وجود دارد که از 40 یا حتی 50 سالگی به بعد موفق بوده‌اند. درسی که می‌توان از این افراد گرفت این است که برای دنبال کردن رؤیاها هرگز دیر نیست. از ارنستین شپرد (Ernestine Shepherd)، مسن‌ترین فردی که در حوزه‌ی پرورش‌اندام کار می‌کند، یاد بگیرید؛ او 80 ساله است و نامش را در کتاب رکوردهای گینس جهان ثبت کرده است. اکنون می‌دانیم که با یادگیری از افراد موفق و شروع کردن کار از همین امروز می‌توانیم به هر چیزی که می‌خواهیم دست پیدا کنیم. درنتیجه وقت‌تان را تلف نکنید، با هر مشکلی که روبه‌رو هستید، تنها راه‌حل شما این است که یاد بگیرید، فعالیت داشته باشید و تکرار کنید. نقل‌قول‌های ارزشمند برایان تریسی «هیچ‌کس آن‌قدر عمر نمی‌کند که بتواند همه‌چیز را از ابتدا یاد بگیرد. برای موفق شدن، حتما باید افرادی را پیدا کنیم که پیش از این، هزینه‌ی لازم برای یادگیری چیزهایی که باید برای رسیدن به اهداف‌مان بدانیم، پرداخته باشند.» «افراد موفق همیشه دنبال پیدا کردن راهی برای کمک کردن به دیگران هستند. افراد ناموفق همیشه می‌پرسند “این کار برای من چه فایده‌ای دارد؟”» «تصویر ما از خودمان همیشه مانند فردی است که باور داریم باید شبیه آن باشیم.» «همه‌ی افراد موفق رؤیاهای بزرگی در سر داشته‌اند. آنها آینده‌‌ی ایده‌آل‌شان را تصور کرده‌اند و هر روز در جهت رسیدن به چشم‌انداز یا هدف موردنظر‌شان حرکت کرده‌اند.» «تلاش شما باید چنان جزئی باشد که تا پیش از دستیابی به یک چیز ارزشمند هیچ‌کس نتواند آن را ببیند یا تحسین کند.» «هر چیزی که با اعتماد به نفس انتظارش را می‌کشیم، به پیش‌بینی ما از آینده تبدیل می‌شود.» «نکته‌ی کلیدی برای موفقیت این است که ذهن خودآگاه‌مان را روی چیزهایی متمرکز کنیم که مشتاق‌شان هستیم؛ نه چیزهایی که از آنها می‌ترسیم.» «اگر فرزندان‌تان را طوری بزرگ کردید که در مقابل هر هدف یا کاری که تصمیم به انجامش دارند خود را توانمند می‌بینند، در این صورت والدین موفقی بوده‌اید و باارزش‌ترین چیز را به فرزندان‌تان هدیه داده‌اید.» «افراد موفق کسانی‌ هستند که عادات موفقیت را در خود پرورش داده‌اند.» «توانایی در مجبور کردن خودتان به اینکه لذت‌های کوتاه‌مدت را برای لذت‌های بلندمدت قربانی کنید، پیش‌نیازی حتمی برای موفقیت است.» «همه‌ی چیزی که برای مقابله کردن با جهان در هر شرایطی نیاز دارید، درون خودتان پیدا می‌شود.» «کار تیمی چنان مهم است که عملا بدون آن، رسیدن به اوج توانایی‌هایتان یا کسب درآمدی که موردنظر‌تان است، غیرممکن خواهد بود.» برایان تریسی - کار تیمی «بزرگ‌ترین هدیه‌ای که می‌توانید به دیگران بدهید، پذیرش و عشق بی قید و شرط است.» «من متوجه شده‌ام که خوش‌شانسی را می‌تواند پیش‌بینی کرد. اگر می‌خواهید شانس بیشتری داشته باشید، فرصت‌های بیشتری برای خودتان فراهم کنید. فعال‌تر باشید و بیشتر دیده شوید.» «فرض کنید هیج محدویتی وجود ندارد. پیش از اینکه امکان‌ها را در نظر بگیرید، ببینید چه چیزی درست و مطلوب است.» «به هر چیزی که واقعا باور داشته باشید، برای شما به واقعیت تبدیل می‌شود.» «هرکاری که انجام می‌دهید، میل یا ترس‌تان، شما را به انجام آن تحریک کرده است.» «هرگز چیزی را که نمی‌خواهید برای‌تان اتفاق بیفتد به زبان نیاورید.» «عشق تنها با به‌اشتراک گذاشتن رشد می‌کند. تنها در صورتی می‌توانید عشق بیشتری جذب کنید که آن را بیشتر به دیگران بدهید.» «مهم نیست گذشته‌ی شما چگونه بوده است. تنها چیزی که اهمیت دارد این است که در آینده می‌خواهید به کجا بروید.» «بالاترین دارایی شما مهارت‌تان در کسب‌ درآمد است. بزرگ‌ترین منبع شما زمان‌تان است.» «افرادی این مهارت را دارند که به‌طور مستمر دانش جدید و بهتری کسب کنند و بتوانند این دانش را در کار و زندگی‌شان به‌کار ببرند، و در آینده‌ باعث به حرکت درآمدن جامعه می‌شوند.» «از منطقه‌ی امن‌تان خارج شوید. تنها راهی که می‌توانید پیشرفت کنید این است که به استقبال احساس ناخوشایندی بروید که هنگام شروع یک کار جدید به سراغ‌تان می‌آید.» برایان تریسی - از منطقه‌ی امن‌تان خارج شوید «خوشحال‌ترین افراد در دنیا کسانی هستند که احساس فوق‌العاده‌ای نسبت به خودشان دارند و این احساس نتیجه‌ی طبیعی پذیرش مسئولیت همه‌ی بخش‌های زندگی‌شان است.» «اگر کاری که انجام می‌دهید شما را به سمت هدف‌تان پیش نمی‌برد، در این صورت شما را از رسیدن به هدف‌تان دور می‌کند.» «افراد پیروز این مهارت را دارند که با وقوع هر اتفاقی انتظارات مثبت خودشان را داشته باشند.» «شما نمی‌توانید اتفاقاتی را که برای‌تان رخ می‌دهد کنترل کنید، اما می‌توانید رویکردتان را نسبت به چیزهایی که برای‌تان اتفاق می‌افتد کنترل کنید. در این صورت می‌توانید شرایط را تغییر دهید؛ نه اینکه اجازه بدهید شرایط شما را تغییر دهد.» «در همه‌ی افراد و موقعیت‌ها دنبال نکته‌های خوب بگردید. همیشه چیزی پیدا خواهید کرد.» «ارتباط برقرار کردن مهارتی است که می‌توانید آن را فرا بگیرید. اگر برای کسب این مهارت تلاش کنید، خیلی سریع می‌توانید کیفیت همه‌ی بخش‌های زندگی‌تان را بهبود بخشید.» «اهداف این امکان را برای شما فراهم می‌کنند که مسیر تغییرات را در جهت منافع خودتان قرار دهید.» «رویکرد مثبت به انتظارات نشانه‌ی شخصیت‌های فوق‌العاده است.» «همیشه قدردان دیگران باشید و به خاطر اتفاقاتی که برای‌تان رخ می‌دهد شکرگزار باشید. بدانید هر گامی که به سمت جلو می‌روید گامی است به سمت دستیابی به چیزهای بزرگ‌تر و بهتر نسبت به وضعیت کنونی‌تان.» «قطعیت یکی از ویژگی‌های زنان و مردانی است که عملکرد خوبی دارند. همیشه گرفتن هر تصمیمی بهتر از تصمیم نگرفتن است.» «تنها می‌توانید از طریق درگیر شدن با چالش‌هایی که به‌نظر می‌رسد فراتر از قدرت کنونی شما برای مدیریت هستند، رشد کنید و دستاوردهای فوق‌العاده‌ای داشته باشید.» «3 درصد از درآمدتان را برای خودتان (توسعه فردی‌) سرمایه گذاری کنید تا آینده‌تان را تضمین کنید.» «اگر آرزو دارید چیزهای ارزشمندی در زندگی شخصی و حرفه‌ای‌تان به‌دست آورید، باید برای رشد فردی‌تان تلاش کافی کنید.» «هر چه بیشتر دنبال امنیت باشید، کمتر آن را به‌دست خواهید آورید، اما هر چه بیشتر دنبال فرصت‌های مختلف باشید، احتمال اینکه به امنیت مورد نظرتان دست پیدا کنید، بیشتر خواهد بود.» «امروزه باارزش‌ترین منبع ثروت درون سرتان قرار دارد.» «هرگز شکایت نکنید، هرگز توضیح ندهید. در برابر این وسوسه که از خودتان دفاع کنید یا عذر بیاورید مقاومت کنید.» «هر دقیقه‌ای که برای برنامه ریزی وقت می‌گذارید، 10 دقیقه در اجرا صرفه‌جویی می‌کنید. این کار باعث می‌شود 1000 درصد بازگشت انرژی داشته باشید.» برایان تریسی - برای برنامه‌ریزی وقت بگذارید «معیار اصلی برای سنجش ارزش رهبر یا مدیر هر کسب‌وکاری، کارایی آن است. «درست مانند یک خودرو که اگر چرخ‌هایش به‌خوبی تنظیم شده باشند روان‌تر، سریع‌تر و با مصرف انرژی کمتری به مسیرش ادامه می‌دهد، شما نیز اگر افکار، احساسات، هیجانات، اهداف و ارزش‌هایتان در تعادل باشند، عملکرد بهتری خواهید داشت.» «افرادی که اهداف روشن و نوشته‌شده دارند، در مقایسه با افرادی که فاقد چنین اهدافی هستند، در مدت زمان کوتاهی دستاوردهای بسیار زیادی کسب می‌کنند.» «هرچه اعتبار بیشتری به افراد دیگر بدهید، اعتبار بیشتری نیز دریافت خواهید کرد. هرچه بیشتر به دیگران کمک کنید، آنها نیز تمایل بیشتری برای کمک کردن به شما خواهند داشت.» «هر چیزی که به شکلی آگاهانه به آن فکر کنید، در تجربه‌تان نیز ظاهر خواهد شد.» منبع : https://keramatzade.com/Brian-Tracy's-Successes راههای موفقیت برایان تریسی چیست؟ راه موفقیت راههای موفقیت برایان تریسی

https://keramatzade.com/What-is-real-life

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

زندگی واقعی چیست؟ کیفیت زندگی «زندگی چیست»، پرسش سخت و پیچیده‌ای است که روزها و شب‌های بسیاری ذهن من و شما را درگیر خودش کرده است. این پرسش به‌قدری بزرگ است که ذهن‌های کوچک‌مان توان درک تمام و کمال آن را ندارد. به‌راستی زندگی چیست و اصلا چرا به این جهان هستی پا گذاشته‌ایم؟ اگر شما نیز گاهی سنگینیِ بارِ این پرسش را احساس می‌کنید، تا آخر مقاله با ما همراه باشید. می‌خواهیم بفهمیم «معنای زندگی چیست»؛ اما به‌نظر می‌رسد قبل از این باید ببینیم خودِ «معنا» چیست. معنی چیست؟ معنای واقعی زندگی چیست؟ دقتِ بسیار برای کشف مفاهیم واژه‌ها و پرسیدن سؤالاتی از این دست، حالتی فیلسوف‌مسلک به ما می‌دهد؛ اما بعضی مواقع از این پرسش‌های معناگرا گریزی نیست؛ مثلا کافی است چند دقیقه به این فکر کنیم که معنا چیست؟ چرا باید به هر آنچه در زندگی‌مان رخ می‌دهد، معنایی اعطا کنیم؟ ما در پیِ معنا‌بخشیدن به همه‌چیز هستیم: وقتی مادری فرزندش را در آغوش می‌کشد یعنی دوستش دارد، وقتی مدیرم از من تعریف می‌کند یعنی از کارم راضی است، فردا هوا آفتابی است یعنی می‌توانیم به کنار ساحل برویم و مثال‌هایی دیگر از این دست. زندگی چیست زندگی شیرین معنا ارتباطی است که میان دو واقعه یا تجربه در ذهن‌مان ایجاد می‌شود. اتفاق «الف» و سپس اتفاق «ب» رخ می‌دهد، این روند باعث می‌شود میان این دو، رابطه‌ای ایجاد کنیم و درنهایت بگوییم: «الف باعث وقوع ب شده است». حال در این میان چنانچه واقعه‌ی دیگری مثل «ج» رخ بدهد، قضیه کمی پیچیده‌تر می‌شود و توضیحی برای آن نخواهیم داشت؛ پس به آن به چشم رخدادی بد و توضیح‌ناپذیر نگاه خواهیم کرد؛ زیرا نتوانسته‌ایم در این بازیِ معنایی، جای مناسبی برایش پیدا کنیم. ذهن ما به‌طور ناخودآگاه دست به تولید معنا می‌زند. با این کار هر آنچه در پیرامون‌مان رخ می‌دهد، قابل‌درک می‌شود. اما اگر بخواهیم دقیق‌تر و واقعی‌تر به این موضوع بپردازیم، باید بگوییم معنا ساختاری اختیاری و ساختگی در ذهن ماست؛ برای نمونه، اگر 50 نفر فیلمی مشابه تماشا کنند، در انتها هریک معنا و برداشتی متفاوت خواهند داشت و شیوه‌ی روایت‌شان از داستان با دیگری کاملا متفاوت خواهد بود. به همین دلیل است که بشر در زمینه‌های مختلف مانند سیاست، پی‌درپی در حال جنگ و بحث است و درست به همین علت است که سخنان شاهدان در دادگاه‌ها چندان منابع قابل‌استنادی نیستند. معنایی که ما برداشت می‌کنیم یا در پیِ ابراز آن هستیم، گاهی به‌هیچ‌وجه از سوی دیگری به شکلی مشابه دریافت و تفسیر نمی‌شود. بدیهی است که پاسخ پرسش عمیقی چون «زندگی چیست»، به‌سادگی به دست‌ نمی‌آید. انواع معنا در ذهن بشر واقعیت زندگی چیست ذهن بشر دو نوع معنا می‌سازد: یکی با ایجاد رابطه‌ای علت و معلولی میان دو واقعه و دیگری با تعیین رابطه‌ی خوب‌تر-بدتر میان چیزهای مختلف و درواقع با نوعی استدلال قیاسی. 1. روابط علت و معلولی وقتی توپی را شوت می‌کنید، توپ حرکت خواهد کرد. وقتی به کسی توهین می‌کنید، واکنش دفاعی خواهد داشت؛ مثلا اگر به دوست‌تان بگویید زشت شده است، گریه می‌کند یا سیلی محکمی به شما می‌زند! برای تمام موارد دیگر نیز می‌توان این روابط علتی و معلولی را پیش‌بینی کرد. در حقیقت برای بقا و آسودگی بیش‌تر در کشف معنا و پاسخ‌دهی به پرسش‌های پیچیده‌ای چون «زندگی چیست»، به تعریف روابط علت و معلولی نیاز داریم. این روابط بخش‌های منطقی ذهن ما را درگیر می‌کنند؛ برای مثال دانش و علم یکی از مصداق‌های اصلی نیاز به بازگویی روابط علت و معلولی در زندگانی بشر است. 2. استدلال قیاسی خوردن، بهتر از تلف‌شدن از فرط گرسنگی است. پولداربودن بهتر از ورشکستگی است. قرض‌گرفتن بهتر از دزدی است. تعیین خوب و بد بودن چیزهای مختلف بخش مهمی از طبیعت ارزش‌های ما را می‌سازد. از طریق همین ساختار است که مشخص می‌کنیم چه‌چیزهایی در زندگی برای‌مان مهم‌تر و مفیدتر هستند. استدلال قیاسی برای تعیین خوب‌تر و بدتر بودن موضوعات مختلف در مقایسه با یکدیگر، به بخش عاطفی و احساسی ذهن‌مان بازمی‌گردد. به‌طورکلی، هر آنچه باعث می‌شود که احساس خوبی در ما ایجاد شود، به‌عنوان «خوب» یا «بهتر» تلقی خواهد شد. قدمت نیاز به کشف معنا تعریف زندگی هر دو روش عنوان‌شده، برای کشف و ارائه‌ی معنا تولید می‌شوند تا بتوانیم زندگی کنیم و به این روند ادامه بدهیم. روندهای استدلالی گفته‌شده برای کشف معنا و یافتن پاسخ پرسش‌های گوناگونی چون «زندگی چیست»، به بقای بشر کمک کرده است. از ابتدای تاریخ تا کنون، بشر برای بقا نیازمند تکیه‌کردن به معنا بوده است؛ مثلا زمانی‌که با خود می‌اندیشید چطور باید غذا پیدا کند، چگونه حیوانات مختلف را شکار کند، به چه شکل الگوهای تغییر آب‌وهوا را پیش‌بینی و بررسی کند و… به معنا نیاز داشته است. علاوه بر این مسائل مادی، موارد دیگری نیز مطرح بوده است؛ مثلا انسان‌های دیرین نیاز داشتند برای بقا و برای همراهی با قبیله و جمعی که در آن زندگی می‌کردند، به روش‌های تعامل و… پی ببرند. پس همان‌طور که مشخص است، معنا ابزار طبیعت برای انگیزش بشر بوده و هست. معنا و کشف آن محرک اصلی تمام اقدامات ماست. معنابخشیدن به رویدادها، حیات و ادامه‌ی آن را برای‌مان ممکن می‌سازد. گاهی این سیستم معنابخشی چنان مهم و پُررنگ می‌شود که آدمی حاضر می‌شود جانش را هم فدا کند؛ مثلا وقتی فرزندمان بیمار است، برای نجات و کمک به او خود را به آب و آتش می‌زنیم یا در راه کشور و عقیده گاهی حاضر به ازدست‌دادن جان‌مان نیز هستیم. تمام اینها برای تحقق‌بخشیدن به معنایی صورت می‌گیرد که در سر پرورانده‌ایم. شاید بتوان گفت که معنا نیروی محرکه‌ی ما برای هر اقدامی است. گم‌شدن معنا و تأثیرهای آن تعریف زیبا از زندگی حال به این فکر کنیم که نبود معنا در زندگی چه تأثیرهایی بر ما دارد. وقتی معنایی در کار نیست، انگیزه و علاقه‌ای نیز در پی نخواهد داشت و شور و تلاشی در کار نخواهد بود. پس معنا منبعی است که باید در زندگی پرورانده و استفاده بشود. معنا در ذهن ما شکل می‌گیرد. معنا حقیقتی گیتی‌شناسانه نیست که بخواهیم کشفش کنیم و ارشمیدس‌وار در لحظه‌ای فریادِ «یافتم… یافتم» سر بدهیم. معنا دقیقا در درون ذهن ما نقش می‌بندد. معنا به عمل و اقدام نیاز دارد. معنا درواقع چیزی است که باید به‌شکل مستمر آن را در درون ذهن بیابیم و پرورش دهیم. معنا برای سلامت روانی ما ضروری است. بدون آن، ذهن و قلب‌مان پوسیده می‌شود و می‌میرد. مانند آب که در بستر رودها جریان دارد، معنا نیز در ذهن ما جاری است. درباره‌ی معنا و پرسش‌های مهمی چون «زندگی چیست»، نکته‌ی مهم این است که آنچه گذشته است، دیگر اهمیتی ندارد و آینده نیز هنوز در دسترس نیست؛ پس باید مدام به‌دنبال احیای معنا در لحظات حال باشیم. شکل‌گیری معنا در ذهن انواع زندگی شغلی عقل سلیم به ما می‌گوید زندگی با ساختن معنا شکل می‌گیرد. درواقع برای پاسخ به پرسش «زندگی چیست»، می‌گوییم: زندگی یعنی ساختن معناها. معناسازی به دو شکل کلی صورت می‌گیرد: حل مسائل و کمک به دیگران. 1. حل مسائل هرقدر عمق مسائل پیرامون‌مان بیشتر باشد، به معناسازی دقیق‌تری نیاز داریم. هرقدر برای پاسخ‌دادن به مسائل گفته‌شده بیشتر تلاش کنیم، معنای بیشتری نیز احساس خواهیم کرد. حل مسئله در کل برای بهترکردن این جهان برای زندگی صورت می‌گیرد؛ مثلا کشف موضوعی درباره‌ی فیزیک یا بازسازی منزل خراب‌شده‌ی والدین‌مان نمونه‌هایی از حل مسئله هستند که تغییرات مثبتی در زندگی ایجاد می‌کنند. این تلاش‌ها منجر به شکل‌گیری معنا می‌شوند. لازم نیست سخت‌گیرانه عمل کنیم و حل مسائل را کاری دشوار و شگفت‌انگیز به‌حساب بیاوریم تا به معنا دست پیدا کنیم. ما در مقیاس جهان هستی، ذره‌ی کوچکی بیش نیستیم؛ اما با همه‌ی این خُردی، می‌توانیم گام‌های بزرگی برداریم و با حل مسائل متعددی که در انتظارمان است، برای یافتن معنای «زندگی چیست»، گام برداریم. 2. کمک به دیگران ما به‌عنوان انسان نیاز به ایجاد رابطه داریم. هستی ما تا حد زیادی در گرو ایجاد روابطی است که با سایرین ترتیب می‌دهیم. مطالعات نشان می‌دهند رفاه حال ما عمیقا وابسته به کیفیت روابط‌مان است. بهترین راه برای ایجاد و توسعه‌ی روابط خوب با دیگران، کمک‌کردن به آنهاست. حتی در برخی پژوهش‌ها مشخص شده است که در ارتباط با سایرین «بخشایش» بیشتر از «دریافت» ما را شاد و راضی می‌کند. ذهن ما کمک‌کردن به دیگران را هدف و معنایی مهم‌تر و بزرگ‌تر می‌پندارد؛ زیرا ناخودآگاه به این درک و تجربه می‌رسیم که حتی اگر ما دیگر روی این کره‌ی خاکی نباشیم، دیگران از رفاه و راحتی برخوردار خواهند شد، چون ما قبلا در زندگی تغییر مثبتی ایجاد کرده‌ایم. این نتیجه‌گیری‌ها باعث معنابخشی به هستی‌مان می‌شود و بهتر می‌فهمیم که زندگی چیست. دام‌های هدف‌گذاری بسیاری از افراد با تعیین اهداف برای خود، به معنا دست پیدا می‌کنند؛ مثلا هدف‌گذاری می‌کنند تا شغل بهتری داشته باشند، روابط خود را توسعه دهند یا فلان خانه و ماشین را بخرند. تمام اینها باعث می‌شود صبح‌ها دلیلی برای از خواب بیدارشدن داشته باشند. این اهداف به معنادارشدن زندگی و احساس مهم‌بودن در زندگی کمک می‌کند. اما باید دقت کنیم؛ زیرا اهداف مانند شمشیری دولبه هستند. نکته اینجاست که اهداف، انگیزه‌بخش و مفید هستند؛ اما به‌خودیِ‌خود ممکن است پوچ و خالی باشند. آنچه در پشت هر هدفی پنهان است، به آن معنا می‌بخشد و رضایت و شادمانی بلندمدتی ایجاد می‌کند؛ مثلا داشتن شغلی بهتر به‌تنهایی نمی‌تواند موضوع عمیق و مهمی باشد، اما وقتی به آن معنا اضافه می‌شود، داستان تغییر می‌کند. زیرا داشتن شغلی بهتر به‌معنای ارتقای مهارت‌ها و توانایی‌ها در زمینه‌های گوناگون است. این معناست که هدف را ارزشمند می‌کند. به همین علت است که برخی افراد پس از رسیدن به اهداف بزرگ خود، انگیزه‌ی چندانی ندارند و ناامید می‌شوند، مانند ورزش‌کاران بازنشسته یا میلیاردرهایی که به منتهای ثروت رسیده‌اند. پس اهداف از این جنبه خطرناک هستند که با دستیابی به آنها معنایی که در جست‌وجوی آن بودیم، به پایان می‌رسد. اهداف مادی نهایتا به بن‌بست معنایی می‌رسند و خوش‌حالی و شادی ناشی از آنها دائمی و ماندگار نیست؛ مثلا رسیدن به ثروت و شهرت بسیار و نقش‌بستن اسم و رسم بر مجلات و اخبار فقط تا جایی می‌تواند موجبات شادمانی و رضایت را فراهم سازد، بعد از آن، انسان می‌ماند و تنهایی ناشی از تهی‌شدن از معنا. اهداف و پاسخ به پرسش مهم «زندگی چیست» زندگی شاد اهداف برای اثربخشی متداوم نیاز به دلایل عمیق‌تری دارند. اگر دلایل رسیدن به هدف، سطحی و کوتاه‌مدت باشند، در انتها ما را تهی و تنها باقی خواهند گذاشت؛ مثلا اگر ورزش‌کار هستیم و برای فتح قله‌های موفقیت تلاش می‌کنیم، باید اهداف خود را به چیزی باارزش‌تر از کسب مدال و جایگاه‌های مادی پیوند بزنیم. ورزش‌کاری که هدفش از پیروزی، کسب موفقیت و ثروت برای ایجاد و توسعه‌ی کسب‌وکار و انجام کار خیر است، در زمان بازنشستگی نیز همچنان معنا و هدف را در زندگی خود به‌شکلی بهره‌ور لمس و احساس خواهد کرد. یا ثروتمندانی که نهایتا پس از رسیدن به رشد و رونق فوق‌العاده در کار، دست به کارهای خیر و مهم برای سایرین می‌زنند، هدفی والاتر برای خود تعریف کرده‌اند. این هدف باعث می‌شود تا فرد زندگی بامعناتری تجربه کند. زندگی چیست؟ هرکس پاسخی برای این پرسش دارد و این تعدد پاسخ‌ها نشان از دشواری و عمق این پرسش دارد. زندگی و معنا به هم پیوند خورده‌اند. معنا در تک‌تک لحظات ما جاری است، چه زمانی‌که با مهربانی، حرفی محبت‌آمیز به همسرمان می‌گوییم و چه زمانی که فقیری را به غذایی گرم مهمان می‌کنیم. برای پاسخ‌دادن به پرسشِ «زندگی چیست» لزومی به ایراد سخنانی جدی و مهم نداریم. زندگی، کشف لحظه‌های ساده است. زندگی شاید یک خیابان دراز است که هر روز زنی با زنبیلی از آن می‌گذرد. شاید… . منبع : https://keramatzade.com/What-is-real-life زندگی واقعی چیست؟ زندگی واقعی چیست؟ زندگی واقعی معنی زندگی

https://keramatzade.com/The-motive-for-success

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

چگونه با انگیزه به موفقیت دست یابیم؟ ایجاد انگیزه موفقیت دلیل کارهایی که می‌کنیم چیست؟ چرا برخی از آدم‌ها موفق‌تر از دیگران هستند؟ یک دلیل مهم «انگیزه» است. انگیزه است که انسان‌ها را در همان سال‌های آغازین زندگی وا می‌دارد چیزهای نو را فرا بگیرند و رفتارهای گوناگونی بروز بدهند. انگیزه، نیرو محرکه‌ی ما برای تلاش و کسب موفقیت است. با گذر زمان و در طول سال‌های رشد سعی می‌کنیم بفهمیم چه چیزهایی به ما انگیزه می‌دهند. برای موفقیت نیاز به انگیزه داریم؛ پس شناختن انواع انگیزه و شناسایی آنچه مایه‌ی انگیزش ماست، اهمیت دارد. برای آشنایی با انواع انگیزه این مطلب را از دست ندهید. انگیزه چیست؟ انگیزه های موفقیت در تعریفی کلی انگیزه نیرویی است که ما را به عمل‌کردن وا می‌دارد. انگیزه باعث می‌شود تلاش کنیم و به‌ سوی موفقیت پیش برویم. انگیزه بر رفتار و توانایی‌هایمان در جهت رسیدن به هدف تأثیرگذار است. انگیزه انواع گوناگونی دارد. هریک از انواع انگیزه به شکلی منحصربه‌فرد بر رفتار انسان تأثیر می‌گذارد. انسان از انواع گوناگون انگیزه تأثیر می‌پذیرد و نمی‌توان نوع خاصی از آن را برای همه تجویز کرد. به دلیل تفاوت‌های شخصیتی افراد، بهترین و الهام‌بخش‌ترین نوع انگیزه در افراد مختلف متفاوت است. انواع انگیزه انگیزه زندگی 1. تشویق تشویق یکی از انواع انگیزه است نوعی از انگیزه که با شکل‌های مختلف پاداش مالی و غیرمالی همراه است انگیزش تشویقی نامیده می‌شود. پاداش ناشی از انجام کار یا دست‌یابی به هدف، افراد بسیاری را تحریک می‌کند. مزایای شغلی و ترفیع کاری نمونه‌ی خوبی از عوامل تشویقی هستند که برای انگیزش افراد به‌کار گرفته می‌شوند. 2. ترس انگیزه برای کنکور در انگیزش با ترس، معمولا بر پیامدها تأکید می‌شود. این نوع انگیزه وقتی به‌کار گرفته می‌شود که با انگیزش تشویقی نتیجه‌ی دلخواه حاصل نشود. عبارت «هویج و چماق» که در دنیای کسب‌وکار رایج است در واقع اشاره به تشویق (هویج) و ترس (چماق) دارد. تنبیه یا پیامدهای منفی یکی از شکل‌های انگیزش با ترس است. این نوع انگیزه معمولا در نظام‌های آموزشی و در مورد دانشجویان و دانش‌آموزان، همچنین در موقعیت‌های حرفه‌ای برای انگیزش کارکنان به‌کار گرفته می‌شود. به عبارتی اگر قوانین را زیر پا بگذاریم یا اهداف تعیین‌شده را تأمین نکنیم، به روش‌های مختلف جریمه می‌شویم. 3. موفقیت انگیزه موفقیت انگیزش ناشی از موفقیت و دستاوردهای گوناگون به عنوان محرکی برای افزایش شایستگی استفاده می‌شود. ما مشتاقیم چالش‌های جدید را پشت سر بگذاریم و به اهداف‌مان برسیم، دوست داریم مهارت‌هایمان را تقویت کنیم تا اعتبار و شایستگی‌مان را هم در برابر دیگران و هم در چشم خودمان افزایش بدهیم. معمولا چنین نیازی برای موفقیت و کامیابی در طبیعت انسان‌ها وجود دارد. اما در برخی شرایط بهره‌گیری از این نوع انگیزه نیازمند یک محرک بیرونی است. بیشتر ما از دریافت بازخورد مثبت همکاران و رئیس‌هایمان لذت می‌بریم. این بازخورد ممکن است یک «آفرین» ساده باشد ولی برای ما ارزشمند است. 4. شکوفایی انگیزه درسی نیاز به خودشکوفایی یک عامل انگیزش درونی است. اشتیاق فراوان برای افزایش دانش‌مان درباره‌ی خود و دنیای بیرون یکی از قدرتمندترین انواع انگیزه است. ما تشنه‌ی یادگیری و رشد فردی هستیم. انگیزه‌ی رشد و شکوفایی ممکن است در میل ما به تغییر نمود پیدا کند. بسیاری از ما به دلیل ویژگی‌های شخصیتی و نوع تربیت‌مان پیوسته به‌دنبال ایجاد تغییر در دنیای درونی و بیرونی و همچنین دامنه‌ی دانش‌مان هستیم. رکود و ایستایی برای ما ناخوشایند است. 5. قدرت قدرت انگیزه انگیزه‌ی قدرت ممکن است به شکل میل به انحصار یا میل به کنترل کردن دیگران خود را نشان بدهد. ما به‌دنبال اختیار و انتخاب در زندگی‌مان هستیم. ما می‌خواهیم روش زندگی اکنون و مسیر زندگی آینده‌مان را خودمان تعیین کنیم. میل به کنترل دیگران هم در بسیاری از ما وجود دارد. میل به کنترل در برخی افراد قوی‌تر است به‌اندازه‌ای که گاهی ممکن است به رفتارهای آسیب‌زا، غیراخلاقی یا خلاف قانون منجر شود. اما در موقعیت دیگر اشتیاق به قدرت تنها در حد میل به تأثیرگذاری بر رفتار دیگران است. ما می‌خواهیم دیگران مطابق خواست، زمانبندی و روش مورد‌پسند ما رفتار کنند. 6. اجتماع انگیزه برای لاغری عوامل اجتماعی مایه‌ی انگیزش افراد بسیاری هستند. این امر ممکن است در میل به تعلق به گروه و پذیرفته‌شدن توسط دسته‌ای از افراد یا میل به ارتباط با اطرافیان یا افرادی در دنیایی بزرگتر نمود پیدا کند. حس نیاز به ارتباط به دیگران در طبیعت ما انسان‌هاست، همچنین نیاز به پذیرفته‌شدن و همبستگی. میل و اشتیاق برای کمک به دیگران و تغییر دادن زندگی آنها یکی دیگر از ابعاد انگیزه‌ی اجتماعی است. وقتی برای کمک به اطرافیان‌مان تلاش می‌کنیم یعنی انگیزه‌های اجتماعی ما را تحریک می‌کنند. شناخت انواع انگیزه به ما کمک می‌کند نوعی از انگیزه را که برای‌مان مناسب‌تر است شناسایی کنیم؛ نوعی که در تحریک و بروز رفتار دلخواه در خودمان و دیگران مؤثرتر است. هیچ‌یک از این سبک‌های انگیزش به‌خودی‌خود خوب یا بد نیستند و نتایج حاصل از آنها بستگی به چگونگی به‌کار گرفتن آنها دارد. منبع : https://keramatzade.com/The-motive-for-success انگیزه برای موفقیت چگونه با انگیزه به موفقیت دست یابیم؟

https://keramatzade.com/Strengthen-the-motivation-of-language-learning

احمدرضا کرامت بازدید : 1 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

دنبال کنید. وفاداری و عمل به این برنامه خود نیازمند انگیزه‌‌ای قوی برای یادگیری است برای یادگیری زبان چگونه انگیزه خود را بهبود ببخشیم؟ بدون شک امروزه تسلط بر زبان انگلیسی برای اکثر افراد به مهارتی ضروری تبدیل شده است. موفقیت در مصاحبه‌ی شغلی، ادامه‌ی تحصیل در دانشگاه مورد علاقه، سفر به خارج از کشور و حتی خواندن دستور مصرف یک دارو و … تنها نمونه‌هایی از اهمیت آشنایی با یک زبان دیگر است. برای دستیابی به موفقیت در فراگیری زبان، لازم است برنامه‌ای منسجم و منظم را در درازمدت دنبال کنید. وفاداری و عمل به این برنامه خود نیازمند انگیزه‌‌ای قوی برای یادگیری است. اما با چه راه‌هایی می‌توانیم انگیزه‌ یادگیری زبان را در خود تقویت کنیم تا با پشتکار و بدون وقفه، مسیر یادگیری را بپیماییم و به نتیجه‌ی مطلوب دست‌یابیم؟ در این مقاله با 10 روش کاربردی برای تقویت انگیزه یادگیری زبان آشنا می‌شوید. 1. خودتان را باور داشته باشید ایجاد انگیزه یادگیری زبان اکثر زبان‌آموزان دید منفی به مهارت زبان انگلیسی‌ خود دارند و دائما در گفتگوی درونی با خود جملاتی از این دست را تکرار می‌کنند: من در مکالمه‌ ضعیفم، با وجود اینکه سال‌ها برای فراگیری زبان وقت گذاشته‌ام از صحبت به زبان انگلیسی می‌ترسم زیرا احساس می‌کنم سایرین ممکن است مقصود مرا متوجه نشوند. انگلیسی من احتمالا پر از اشتباه است. بله، درست است همیشه جا برای بهتر شدن هست اما همین حالا هم مهارت زبان انگلیسی شما خوب است. باور کنید این دستاورد بزرگی است. برای قدم اول سعی کنید نسبت به توانایی‌های خود چنین تصورات منفی‌ای نداشته باشید. بهتر است بر آنچه می‌توانید انجام دهید تمرکز کنید نه بر ضعف‌هایتان. 2. هرگز خودتان را با دیگران مقایسه نکنید انگیزه برای یادگیری زبان آیا خودتان را با فردی انگلیسی زبان مقایسه می‌کنید که از کودکی با این زبان زندگی کرده است؟ یا مهارت‌های خودتان را با زبان‌آموزان دیگر که از شما قوی‌ترند قیاس می‌کنید؟ نتیجه‌ی این کار جز دید منفی نسبت به مهارت‌ها و کاهش اعتماد به نفس نخواهد بود. پس منصف باشید و خودتان را با دیگران مقایسه نکنید. اگر می‌بینید زبان انگلیسی شما به خوبی دیگران نیست ناراحت نشوید و خودتان را دست‌کم نگیرید. یک فرد انگلیسی زبان سال‌هاست که 24 ساعت شبانه روز را در انگلیسی غوطه‌ور است؛ از تماشای تلویزیون گرفته تا مطالعه‌ی مطالب و کتاب‌های متعدد به زبان انگلیسی و شرکت در میلیون‌ها گفتگوی روزمره. شما هم اگر بتوانید چنین شرایطی برای خود فراهم کنید پیشرفت قابل ملاحظه‌ای خواهید داشت؛ اما به خاطر داشته باشید آموختن زبان دوم تجربه‌ی متفاوتی در زندگی است و هرگز نباید خودتان را با کسی که این زبان، زبان مادری اوست، مقایسه کنید. مقایسه‌ی خودتان با زبان‌آموزان دیگر نیز کار درستی نیست. در واقع افراد با یکدیگر متفاوتند، برخی در یادگیری سریع‌ و برخی به زمان بیشتری نیاز دارند. بعضی، وقت بیشتری صرف زبان‌آموزی می‌کنند، برخی دیگر چندان استمرار ندارند. بعضی‌ها معلم‌های بسیار خوبی دارند، برخی دیگر هنوز معلم یا شیوه‌ی مناسب خود را نیافته‌اند. پس بهتر است دست از مقایسه بردارید و فقط روی پیشرفت خودتان متمرکز شوید. 3. نسبت به اشتباهات نگرش سازنده داشته باشید انگیزه یادگیری زبان دوم شاید برایتان پیش آمده باشد که وقتی سعی می‌کنید به انگلیسی صحبت کنید یا بنویسید دچار اشتباه شوید و دیگران شما را تصحیح کنند. اولین احساسی که در این هنگام به شما دست می‌دهد احساس سرخوردگی و شکست است. اشتباهات نشان می‌دهد قوانین زبان انگلیسی را نمی‌دانید، درست می‌گویم، نه؟ خیر، اشتباه است. گاهی اشتباهات مثل غول‌های قدرتمندی ما را از ادامه‌ی مسیر منحرف می‌کنند و انگیزه‌ یادگیری را در ما از بین می‌برند، اما حواس‌تان باشد این شما هستید که چنین قدرتی به آنها می‌دهید. هدف اصلی یادگیری زبان انگلیسی برقراری ارتباط با دیگران به زبانی دیگر است. اگر یک حرف اضافه را اشتباه به کار ببرید، یا فعل را در شکل دستوری درست خود استفاده نکنید یا حتی اگر یک کلمه را درست تلفظ نکنید، آسمان به زمین نمی‌آید؛ چون اکثر افراد با توجه به مفهوم جمله متوجه منظور شما می‌شوند. حتی اگر مرتکب اشتباهات بزرگتری هم شدید که برقراری ارتباط را دچار مشکل می‌کنند، باز هم خودتان را نبازید. اشتباه بخشی از فرایند یادگیری است. فقط کافی است سعی کنید با استفاده از کلماتی دیگر منظور خود را برسانید. به یاد داشته باشید اشتباه به این معنی نیست که ناتوانید؛ بلکه با هر اشتباه، نقاط ضعف شما نمایان می‌شود و باید به آن به عنوان فرصتی برای یادگیری نگاه کنید. 4. نتیجه‌ی نهایی را تصور کنید و خود را در مسیر پیشرفت ببینید انگیزه یادگیری زبان در کودکان هدف خود را از یادگیری زبان انگلیسی مشخص کنید. آیا برای کار در شرکتی بین المللی به آن نیاز دارید؟ می‌خواهید به کشوری انگلیسی زبان مهاجرت کنید؟ سفر کنید و به آسانی با دیگران دوست شوید؟ در آزمونی خاص شرکت کنید؟ می‌خواهید به زبان انگلیسی کتاب بخوانید و فیلم ببینید؟ هدف شما هرچه هست از این تمرین ساده غافل نشوید: هروقت سراغ مطالعه‌ی انگلیسی رفتید، چند دقیقه خود را تصور کنید که به هدف‌تان رسیده‌اید. مثلا خودتان را در حالی که راحت و سلیس به انگلیسی صحبت می‌کنید تصور کنید، یا ببینید که در کنفرانسی تجاری با اعتماد به نفس کامل مشغول سخنرانی و طرح ایده‌های خود به انگلیسی هستید. در خیال خود ببینید کتاب‌ها را به زبان انگلیسی می‌خوانید و معنی تمام واژگان را می‌دانید. این حس، فوق‌العاده است. سپس به خودتان گوشزد کنید هر بخش از مطالعه، شما را یک قدم به این رؤیا نزدیک‌تر می‌کند. به این ترتیب مطالعه برای شما لذت‌بخش‌ و انگیزه‌ی شما قوی‌تر می‌شود، زیرا حالا دیگر می‌دانید این تمرینات مهم هستند و شما را در مسیر پیشرفت قرار می‌دهند. 5. تهیه‌‌ی دفترچه‌ی موفقیت انگیزه یادگیری زبان زنان وقتی حرف از پیشرفت می‌شود، ثبت دستاوردها به انگیزه‌ای قوی تبدیل می‌شود. دفتری تهیه کنید و بعد از انجام هر بخش از مطالعه، تاریخ و خلاصه‌ای از آنچه آموخته‌اید در آن ثبت کنید. این کار سه نتیجه خواهد داشت: با نوشتن، اطلاعات در حافظه‌ی شما بیشتر تثبیت می‌شود؛ دیدن دفتری که پر از تلاش‌های شما برای آموختن است، شما را به ادامه‌ی مسیر تشویق می‌کند؛ هر وقت به مرور مطالب نیاز داشتید، داشتن چنین دفتری کمک بزرگی است. 6. هروقت احساس تنبلی کردید فقط یک قدم کوچک بردارید یادگیری زبان انگلیسی پروژه‌ای بسیار بسیار بزرگ است که شاید انجام آن سال‌ها طول بکشد، پس طبیعی است گاهی احساس تتبلی و بی‌حوصلگی بکنید، در چنین مواقعی اصلا دلتان نمی‌خواهد کتابتان را باز کنید چه برسد به مطالعه. در این مواقع خوب است به جای آنکه به خودتان بگویید «کی حوصله دارد یک ساعت انگلیسی بخواند، یا امروز اصلا وقت ندارم انگلیسی بخوانم» به خودتان بگویید فقط کمی می‌خوانم. مثلا: به خودتان بگویید امروز فقط پنج دقیقه انگلیسی می‌خوانم؛ فقط فعالیت‌های listening (شنیداری) را انجام می‌دهم و دنبال معنی واژه‌های جدید این تمرین می‌گردم؛ فقط چند تا ویدئوی آموزشی تماشا می‌کنم؛ امروز فقط پنج تا لغت جدید یاد می‌گیرم. و بعد از چند دقیقه ممکن است دو اتفاق بیفتد: حتی اگر انگیزه یا وقت کافی نداشته باشید، بعد از همان چند دقیقه تمرین، احساس رضایت می‌کنید؛ چون به هر حال حرکت بهتر از ساکن بودن است، حتی به اندازه‌ی یک قدم کوچک. یا بعد از چند دقیقه احساس تنبلی در شما از بین می‌رود. احساس می‌کنید که دوست دارید بیشتر مطالعه کنید و دوباره انگیزه‌ی خود را به دست می‌آورید. معمولا دشوارترین قسمت، مرحله‌ی آغاز کار است، اگر قدمی کوچک بردارید، بی‌تردید نکته‌ای تازه یاد می‌گیرید، و شاید همین موضوع به انگیزه‌ی شما برای ادامه‌ی مسیر تبدیل شود. 7. استراحت‌ کوتاه، بازگشت به موقع انگیزه یادگیری مردان برای زبان برخی از زبان‌آموزان به خود سخت می‌گیرند، به عبارت دیگر، انتظار خیلی زیادی از خود دارند و هیچ استراحتی برای خود در نظر نمی‌گیرند. این افراد اگر یک روز از برنامه‌ی مطالعاتی خود عقب بمانند احساس شکست می‌کنند. البته خوب است مطالعه‌ی زبان به صورت یک عادت در زندگی روزمره در‌بیاید اما همه‌ی ما به استراحت نیاز داریم. شاید گاهی در روزی پر مشغله امکان مطالعه برای ما وجود نداشته باشد. در این صورت ایرادی ندارد مطالعه را در روز بعد از سر بگیریم. یا اگر برای مدتی به تعطیلات رفتید به جای آنکه دائم در استرس عقب افتادن از برنامه باشید، از تعطبلات لذت ببرید و بعد از پایان زمان استراحت دوباره با انرژی بیشتر شروع کنید. پس داشتن استراحت یا وقفه انداختن بین مطالعه، به خودی خود بد نیست اما نکته‌ی کلیدی آن است که اجازه ندهید مشغله و استراحت برای هفته ها و ماه‌ها شما را از یادگیری زبان انگلیسی دور نگه دارد. اگر به خاطر تحصیل یا کار سرتان شلوغ است، فقط یک بار در هفته انگلیسی بخوانید، این کار بهتر از آن است که هر روز سعی کنید و موفق نشوید. ببینید چطور می‌توانید در برنامه‌ی زندگی‌تان جایی برای این کار باز کند، و اجازه دهید زمان مطالعه‌تان انعطاف‌پذیر باشد تا هر جا لازم شد آن را با توجه به شرایط تغییر بدهید. 8. آموختن را برای خود لذت‌بخش کنید لازم نیست همیشه به شیوه‌ای ثابت مطالعه کنید. سعی کنید با ایجاد تغییرات در روند مطالعه، یادگیری را برای خود جذاب کنید. اگر یک روز گرامر تمرین می‌کنید، روز بعد کاری متفاوت انجام دهید مثلا به یک پادکست انگلیسی گوش دهید و روی درک مطلب کار کنید. شاید خوب باشد روز بعد با تماشای اخبار به زبان انگلیسی، به یادگیری لغات جدید بپردازید. سپس می‌توانید کمی استراحت کند و یک فیلم با زیرنویس ببینید. تمام این فعالیت‌ها به آموختن انگلیسی کمک می‌کنند. از طرفی با ایجاد تنوع، از یادگیری خسته نمی‌شوید و از آن لذت می‌برید. یک راه مفید دیگر مطالعه‌ی موضوعات مورد علاقه‌تان به زبان انگلیسی است، مثلا اگر به موضوع خاصی مثل ورزش، تاریخ یا سیاست علاقه‌مندید، کتاب‌ها، مقالات، مطالب و فایل های صوتی مربوط به آن را به زبان انگلیسی مطالعه کنید. وقتی موضوع مورد علاقه‌ی خود را به زبان انگلیسی دنبال می‌کنید یادگیری هم برای شما شیرین‌تر می‌شود. 9. مطالعه‌ی گروهی انگیزه یادگیری زبان برای مهاجرت دانشمندان دریافته‌اند که یکی از مؤثرترین راه‌های انگیزشی استفاده از روش «فشار همتایان» است. توقع و انتظار گروه از افراد مثل نیروی محرکی آنها را به فعالیت وادار می‌کند. برای مثال شاید برای شما جدا شدن از رختخواب و رفتن به باشگاه برای ورزش سخت باشد اما وقتی بدانید دوست‌تان در باشگاه منتظر شماست تا باهم ورزش کنید، حتما سر ساعت برای ورزش کردن کنار او آماده می‌شوید. می‌توان از همین روش برای آموختن زبان استفاده کرد. با پیوستن به گروه‌های آموزش زبان انگلیسی در شبکه‌های اجتماعی و تعامل با افرادی که مانند شما درصدد یادگیری زبان هستند می‌توانید به تقویت انگیزه‌ی خود کمک کنید. اگر بتوانید یک همراه برای خود پیدا کنید که چه بهتر. با این روش می‌توانید به یکدیگر در یادگیری کمک کنید و مشوق همدیگر باشید. 10. روش چالش و پاداش وقتی به تنهایی زبان می‌خوانید امکان دارد انگیزه‌ی خود را از دست بدهید چون هیچ‌کس نیست که به شما آفرین بگوید. برای آنکه روند مطالعه، کسالت‌بار و خسته‌کننده نشود با تعیین هدف‌های کوچک، برای خود چالش درست کنید و وقتی موفق به انجام آن شدید به خودتان جایزه بدهید. هدف اصلی‌تان باید یادگیری زبان انگلیسی باشد اما می‌توانید در این راه هدف‌های کوچکتری نیز برای خود تعیین کنید. برای مثال: با خودتان قرار بگذارید یک کتاب انگلیسی را به طور کامل بخوانید؛ برای یک ماه هر روز ده کلمه‌ی جدید یاد بگیرید؛ یک وبلاگ درست کنید و تا یک سال هر هفته یک پست به زبان انگلیسی بنویسید؛ یا توانایی صحبت به انگلیسی خود را پله پله از یک دقیقه به پنج دقیقه برسانید. نکته‌ی مهم این است که هدف‌های انتخابی مشکل، اما با توجه به سطح توانایی شما قابل دسترسی باشند. برای مثال، اگر در آغاز راه هستید نمی‌توانید چالش «درک کل فیلم به زبان اصلی» را برای خود انتخاب کنید. چنین کاری برای شما بسیار دشوار خواهد بود، به هدفی نیاز دارید که باعث بهبود توانایی‌هایتان بشود اما در عین حال انجام‌پذیر باشد. وقتی توانستید از پس چالشی که برای خود درست کرده‌اید برآیید جشن بگیرید و پیروزی‌تان را برای دوست، خانواده، معلم بازگو کنید. می‌توانید غذایی که دوست دارید بخورید، یک هدیه کوچک برای خود بخرید یا کارهایی از این قبیل. این باعث می‌شود احساس غرور کنید و برای چالش بعدی آماده شوید. منبع : https://keramatzade.com/Strengthen-the-motivation-of-language-learning برای یادگیری زبان چگونه انگیزه خود را بهبود ببخشیم؟ انگیزه یادگیری زبان

https://keramatzade.com/What-is-the-principle-of-being-wealthy-Who-is-the-rich-

احمدرضا کرامت بازدید : 2 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

درآمدتان از دست بدهید، یک شبه تمام چیز‌های زندگی‌تان را از دست می‌دهید اصل ثروتمند بودن چیست؟ثروتمند چه کسی است؟ اصل ثروتمند شدن اگر اتفاقی ده نفر را از خیابان انتخاب کنید و از آن‌ها بپرسید که دوست دارند ثروتمند باشند یا نه، احتمالاً پاسخ هر ده نفر آنها مثبت خواهد بود. ولی اگر از همان ده نفر بپرسید که «ثروتمندی» به چه معنایی است، پاسخ هر ده نفر آنها متفاوت خواهد بود. احتمالا به‌نظر یکی از آن‌‌ها ثروتمندی یعنی داشتن یک میلیون دلار پول؛ درحالی‌که نظر فرد دیگری این است که ثروتمندی یعنی داشتن ده میلیون دلار پول و شاید دیگران پاسخی دهند که فقط محدود به داشتن پول نباشد. به‌نظر آن‌ها ثروتمندی یعنی داشتن خانه‌‌‌ای بزرگ، کشتی، هواپیمای شخصی و شاید فقط داشتن یک خانه‌ی راحت و بیمه‌ی سلامتی خوب و مطمئن. ولی درحقیقت ما هنوز به‌معنای واقعی ثروتمندی پی نبرده‌ایم. چون افراد دیدگاه‌های مختلفی نسبت به‌معنای ثروتمندی دارند. اگر ثروتمندشدن یکی از اهداف مالی زندگی‌تان است، باید مفهوم دقیق ثروتمندبودن را بفهمید. شما به ایده‌ای روشن از تصورات‌تان راجع به نوع ثروتمندی خود نیاز دارید. شما می‌توانید با کمک برنامه‌ای از قبل تعیین‌شده رؤیای خود را به واقعیت تبدیل کنید. تعریف مفهوم ثروتمندی بر مبنای درآمد ثروتمند بودن مردم آمریکا هنگام بحث در مورد ثروتمندی بر داشتن مقدار درآمد بالا تأکید زیادی می‌کنند. برای مثال معترضان در تظاهرات وال‌استریت شعار سر می‌دادند و می‌گفتند: «ما جزو گروه 99٪ هستیم» و خود را از گروه 1٪ که در سال 2012 به‌طور میانگین دارای درآمد 1.3 میلیون دلار از مؤسسه‌ی سیاست اقتصادی بودند، جدا می‌کردند. این مقدار پول تقریبا سه برابر درآمد 99٪ بقیه بود. لازم به ذکر است که گروه 1 ٪ به نام ثروتمندان خیانتکار در جامعه‌ی آمریکا شناخته شده‌اند. به هر حال تعریف ثروتمندی با استفاده از این روش ایراداتی دارد. اول از همه اینکه میانگین درآمد سالانه‌ی گروه 1٪ پردرآمد خیلی کمتر از افراد پردرآمدی که به ده‌ها میلیون نفر رسیده است، افزایش می‌یابد. حداقل میزان درآمد افراد گروه 1٪ و مقدار درآمدی که فردی برای عضویت در این گروه باید داشته باشد، خیلی کمتر از 385195 دلار مؤسسه‌ی سیاست اقتصادی است. مسلما هنوز هم مقایسه‌های زیادی بین این میزان پول و 43713 دلار میانگین درآمد بقیه‌ی افراد آمریکا انجام می‌شود. در هر صورت، این یافته متعلق به کل کشور و مخصوصا گروه 1٪ بوده و نشانگر این است که درآمد این افراد می‌تواند بیشتر یا حتی کمتر از این مقدار هم باشد. در ایالت ارکانزاس، افرادی با میزان درآمد بیشتر از 228298 دلار جزو گروه 1٪ پردرآمد به‌شمار می‌روند؛ درحالی‌که در ایالت کنیتکت افراد با درآمد بالای 677608 دلار جزو گروه 1٪ هستند. راه زیادی در پیش دارید تا بفهمید چرا نظر‌های مختلفی راجع‌به میزان درآمد لازم برای ثروتمندشدن وجود دارد .برای مثال در سال 2012 زمانی‌که اوباما، رئیس‌جمهوری آمریکا تصمیم گرفت که مالیات افراد را با درآمد بالاتر از 250000 دلار افزایش دهد، فیشال تایمز (یکی از خبرگزاری‌های آمریکا) اظهار داشت که خانواده‌ی چهار نفره برای تأمین هزینه‌‌های مالیات، مسکن، خوراک، حمل‌و‌نقل، آموزش‌وپرورش، مراقبت و تربیت کودکان و… نیاز به این درآمد دارد. این خانواده در صورت قطع یا کاهش این درآمد زندگی سختی را خواهد داشت و دیگر به داشتن ویلا، عضویت در باشگاه‌های معروف، پوشیدن لباس‌های مارک‌دار قادر نخواهد بود یا به عبارتی صاحب یک زندگی اشرافی و مجلل نخواهد شد. سرانجام رئیس‌جمهوری و نمایندگان مجلس، قانون دیگری را تصویب کردند که در آن فقط مالیات خانواده‌هایی با درآمد بالای 450000 دلار افزایش پیدا می‌کرد. تصویب این قانون جدید تأثیر زیادی در شناخته‌شدن افراد ثروتمند آمریکا داشت. به هر حال، این قانون هم نتوانست ایراد تعریف مفهوم ثروتمندی را با استفاده از میزان درآمد رفع کند. اگر شما درآمد زیادی داشته باشید و تمام آن مقدار را خرج کنید، در آخر هیچ پس‌اندازی نخواهید داشت. به این معنی است که اگر شما به‌طور غیرمنتظره شغل خود به‌‌عنوان تنها منبع درآمدتان از دست بدهید، یک شبه تمام چیز‌های زندگی‌تان را از دست می‌دهید. نظر بسیاری از مردم راجع‌به ثرتمندی تعریفی نیست که طبق آن، تغییری کوچک هنگام قرارگیری در شرایط بحرانی باعث نزدیک‌شدن به ورشکستگی یا ورشکستگی شود. تعریف مفهوم ثروتمندی بر مبنای دارایی یا ارزش خالص فواید ثروتمند بودن سرمایه‌گذارانی با سرمایه‌ی خالص بالای 5 میلیون دلار معتقدند که درآمد معیار خوبی برای تعریف مفهوم ثروتمندی نیست. در بررسی بیش از 1100 سرمایه‌دار توسط اسپکتروم گروپ، فقط 6 درصد از آن‌ها با معیار درآمد مطابقت داشتند و ثروتمند به‌شمار می‌آمدند. در مقابل عده‌ی زیادی باور دارند که برای تعریف ثروتمندی باید به دارایی خالص مردم (کل دارایی آن‌ها منهای بدهی‌های پرداخت‌نشده‌ی آن شخص) تمرکز کرد. این در حالی است که تعدادی از سرمایه‌گذاران ثروتمند معتقدند که مفهوم ثروتمندی را می‌توان با معیار پول بیان کرد و آن‌ها مخالفت زیادی در مورد مقدار پول لازم برای ثروتمندی دارند. وقتی اسپکتروم گروپ از سرمایه‌داران ثروتمند می‌پرسد که چه مقدار پول برای ثروتمندی نیاز است، آن‌ها نظرات مختلفی در حد فاصل 1 میلیون دلار تا بیشتر از 5 میلیون دلار راجع‌به مقدار این پول دارند. مطالعات دیگری نشان می‌دهد که بعضی از سرمایه‌داران با اینکه مقدار پول لازم برای ثروتمندی را کسب کرده‌اند، ولی باز هم ادعای ثروتمندی ندارند، چون آن‌ها انتظار دارند درآمدشان افزایش بیابد و سرمایه‌شان توسعه پیدا کند. مفهوم ارزش خالص ثروتمندان ایران معمولا اقتصاد‌دانان با مطالعات اسپکتروم گروپ موافق بوده‌اند و تعریف مفهوم ثروتمندی بر مبنای ارزش یا سود خالص را بهترین تعریف از ثروتمندی می‌دانند. هر چند آن‌ها بر این تأکید دارند که ارزش خالص فقط مربوط به دارایی‌هایتان نیست، بلکه بدهکاری‌ها و قرض‌های شما را هم شامل می‌شود. برای محاسبه‌ی ارزش خالص‌تان باید تمام دارایی‌ها، سرمایه‌ها، حساب‌های بانکی، خانه، ماشین و بقیه‌ی چیزها را باهم جمع کنید و تمام بدهی‌های خود را ازجمله وام دانشجویی، مالیات پرداخت‌نشده و‌… از آن مقدار کم کنید. نظریه‌ی بالا درمورد ارزش خالص به این معنی است که حتی افرادی که زندگی لوکس، خانه‌های مجلل بزرگ و ماشین‌های تشریفاتی و گران‌بها دارند، لباس‌های مارک‌دار می‌پوشند و مهمانی‌های آن‌چنانی برپا می‌کنند، لزوما خود را فردی ثروتمند نمی‌دانند. اگر خانه و ماشین‌های خودشان را بابت وام‌های هنگفت‌شان پرداخت کنند، تساوی حقیقی بین مردم برقرار خواهد شد. چیز‌هایی که این افراد مالک حقیقی‌شان هستند، درواقع می‌تواند خیلی کمتر از این مقدار هم باشند. البته مهم نیست که بابت خرید لباس‌های مارک‌دار و مد روز چه هزینه‌ای صرف کرده‌اند، دارایی‌های زیادی داشته‌اند و مهمانی‌های آن‌چنانی می‌گیرند؛ شاید این چیزها به‌معنای داشتن ثروت و سرمایه نیست. درعوض، افرادی با وضع مالی متوسط هم می‌توانند دارایی خالص زیادی کسب کنند. سرمایه‌گذاری به‌نام وارن بافت نمونه‌ی قدیمی و خوبی برای نظریه‌ی بالاست. با اینکه او توانسته با کسب ارزش خالص بیشتر از 60 میلیون دلار، خود را به‌عنوان یکی از پولدارترین افراد دنیا معرفی کند، ولی طبق گفته‌های اینوستو پدیا (نام یک خبرگزاری) وارن بافت هنوز هم در همان خانه‌ای که در سال 1958 به قیمت 31500 دلار در شهر اوماها خریداری کرده است، زندگی می‌کند. او علاقه‌ای به خرید ماشین‌های مجلل و گرانبها نداشت و مراسم عروسی دومین ازدواج خود را در سال 2006 در ساده‌ترین و مختصر‌ترین حالت در خانه‌ی دخترش برگزار کرد. ارزیابی ارزش خالص ثروتمند شدن فوری با اینکه سرمایه‌داران معتقدند که تعریف مفهوم ثروتمندی بر مبنای ارزش خالص بهترین روش تعریف ثروتمندی است، ولی حتی درصورت داشتن ارزش خالص چندین میلیونی هم خود را فردی ثروتمند نمی‌دانند. اتحادیه‌ی بانک‌های سوئیس در سال 2013 در یک تحقیق از اداره‌ی دارایی به این نکته پی برد که 28٪ از سرمایه‌داران با سرمایه‌ی 1 الی 5 میلیون دلاری به این سؤال که شما خود را فردی ثروتمند می‌دانید یا نه، جواب مثبت داده‌اند و 60٪ از سرمایه‌داران با سرمایه‌ی بیش از 5 میلیون دلار به این سؤال پاسخی مثبت دادند. آنها به اینکه چگونه می‌توان فردی ثروتمند شد، پاسخ‌های مختلفی می‌دادند. 16٪ از آن‌ها این‌گونه پاسخ دادند که ثروتمندی یعنی رسیدن به میزان خاصی از ارزش خالص که احتمالا بقیه‌ی افراد حتی با وجود رسیدن به این مقدار ارزش خالص باز هم خود را فردی ثروتمند نمی‌دانند. به‌هرحال بسیاری از پاسخ‌های رایج این بود که ثروتمندی به‌معنای نداشتن هیچ‌گونه محدودیت مالی در انجام کار‌هاست. به عبارتی دیگر، این افراد مولتی‌میلیونر به‌دلیل نداشتن توانایی برآورده‌کردن تمام خواسته‌هایشان، خود را فردی ثروتمند تلقی نمی‌کنند. طبق این تعریف، ثروتمندی هم به مقدار پولی که دارید و هم به کار‌هایی که می‌خواهید انجام دهید، بستگی دارد. اگر شما زندگی‌ای راحت و متوسط ازنظر مالی می‌خواهید به چیزی بیشتر از آن‌چه وارن بافت انجام داد، نیاز ندارید ولی اگر شما زندگی‌ای بسیار رؤیایی مثل زندگی دونالد ترامپ توقع دارید، برای رسیدن به آن باید بخت و اقبالی بلند مثل اقبال ترامپ داشته باشید. مقایسه‌ی ارزش خالص ثروتمند شدن بدون سرمایه کارشناسان با مطالعه نتایج یک مطالعه دیگر از طریق پژوهش‌های انجام‌شده درمورد افراد با دارایی بیش از یک میلیون دلار که خود را ثروتمند نمی‌دانند، متوجه شدند که این افراد فقط با کسانی در ارتباط هستند که ثروت آنها بیشتر از دارایی‌های خودشان است. طبق نظر محاسبه‌کننده‌ی ارزش خالص شانگی پرسونال فیننس که بر اساس اطلاعات حاصل از فدرال رزرو به‌دست آمده، این افراد میلیونر ثروتمند‌تر از 90٪ کل مردم آمریکا هستند و حتی طبق اسامی افراد ثروتمند دنیا و در سنجش جهانی آن‌ها پول بیشتری نسبت به 99.4٪ بقیه‌ی مردم دنیا دارند. در مطالعات انجام‌شده توسط شبکه‌‌ی خبری سی‌ان‌بی‌سی مشخص شده که فقط 9٪ افراد میلیونر خود را جزو ثروتمندان و افراد طبقه‌ی بالا دانسته‌اند و 84٪ آنها خود را فردی در طبقه‌ی متوسط می‌دانند. کارشناسان اقتصادی دلیل دیدگاه‌ها‌‌ی این‌چنینی را در این می‌دانند که افراد ثروتمند فقط خود را با افرادی ثروتمند مثل خودشان مقایسه می‌کنند و با بقیه‌ی افراد دنیا مقایسه نمی‌کنند. حتی فقط 11٪ مردم آمریکا با دارایی خالص بیش از 5 میلیون دلار که جزو 8٪ ثروتمند مردم آمریکا و جزو 0.06٪ ثروتمند مردم دنیا هستند، خود را فردی ثروتمند می‌دانند. اینکه افراد میلیونر و حتی مولتی‌میلیونر هم خود را جزو ثروتمندان نمی‌دانند، شما باید از آن‌ها بپرسید که چه مقدار دارایی برای ثروتمندشدن لازم است؟ در مطالعات وال‌استریت ژورنال (پایگاه خبرگزاری آنلاین) اکثر مردم معتقد بودند که برای ثروتمندشدن باید حداقل دو برابر دارایی فعلی را داشته باشند. افرادی با درآمد سالانه 100000 دلار معتقد بودند که برای ثروتمندشدن باید 200000 دلار درآمد کسب کنند. آن افرادی هم که سالانه 3 میلیون دلار ارزش خالص کسب می‌کردند، باور داشتند که باید سالانه 6 میلیون دلار کسب کنند تا فردی ثروتمند تلقی شوند. پس برای پاسخ به اینکه چه مقدار دارایی خالص، فردی را ثروتمند می‌کند، باید سؤال دیگری بپرسیم که آنها خود را با چه افرادی مقایسه می‌کنند؟ خود را با گروه 1٪ ثروتمند دنیا صاحب ارزش خالص 770000 دلار مقایسه می‌کنند یا با افرادی مقایسه می‌کنند که با دارایی خالص 8 میلیون دلار جزو 1٪ ثروتمندترین افراد آمریکا هستند. درصورتی‌که شما علاقه‌مندِ رسیدن به طبقاتی بالاتر از وارن بافت هستید، ثروتمندبودن امری دسترس‌ناپذیر به‌نظر خواهد رسید. تعریف مفهوم ثروتمندی بر مبنای نوع زندگی ثروتمند شدن با بورس تعریف مفهوم ثروتمندی به‌وسیله‌ی درآمد و مقدار ارزش خالص تعریفی ناکارآمد است. امیدواریم بتوانیم با استفاده از معیار نوع و شرایط زندگی به تعریف درستی از مفهوم ثروتمندی برسیم. پژوهشی که واشنگتن پست در سال 2012 -زمانی‌که یک میلیونر به نام میت رومنی برای ریاست جمهوری اقدام کرد- نشان می‌دهد حتی افرادی که رومنی را به‌عنوان فرد ثروتمند بی‌لیاقتی که توانایی حل مشکلات مردم آمریکا را نداشت، مسخره و تحقیر می‌کردند، خودشان مخفیانه خواستار داشتن خانه‌های بزرگ، ماشین‌های گران‌قیمت و پارکینگ‌هایی مجهز به آسانسور برای حمل خودرو‌هایشان بودند. بااین‌حال بسیاری از افراد ثروتمند دیگر با دیدگاهی متفاوت به مفهوم ثروتمندی نگاه می‌کردند. در یک نظرسنجی در سال 2014 که اسپکتروم گروپ بر روی ثروتمندترین سرمایه‌داران آمریکا انجام داد، پاسخ آنها این بود که صاحب کشتی یا اتومبیل‌هایی گران‌تر از 50000 دلار نبوده‌اند و سالانه مبلغی بیشتر از 10000 دلار برای خرید طلا و جواهرات خرج نمی‌کنند. 60٪ این افراد به سفرهایی علاقه داشتند که سالانه بابت آن‌ها مبلغی بالغ‌بر 10000 دلار را اختصاص می‌دادند. افراد ثروتمند دیگری هم وجود دارند که مانند دونالد ترامپ فکر می‌کنند و به داشتن زندگی پرزرق‌وبرق علاقه دارند. در عوض افرادی هم مثل وارن بافت فکر می‌کنند و به جنبه‌های دیگری از مفهوم ثروتمندی بیشتر از جنبه‌های ظاهری‌اش اهمیت می‌دادند. امنیت 80٪ از سرمایه‌داران آمریکا در پاسخ به سؤال اسپکتروم گروپ گفتند که ثروتمندی در آمریکا به‌معنای داشتن امنیت بیشتر است. افرادی که برای کسب درآمد تلاش زیادی می‌کنند و تمام یا حتی بیشتر از آن را خرج می‌کنند، روز‌های خود را صرفا بابت پرداخت چک و قبض‌هایشان سپری می‌کنند و پیشامد‌های غیرمنتظره و ناگهانی مثل تصادف یا ابتلا به بیماری خاص زندگی آن‌ها را به سمت ورشکستگی سوق خواهد داد. ولی درعوض افرد ثروتمند مطمئن هستند که هیچ اتفاق ناگواری اعم از آتش‌سوزی خانه یا حتی از دست‌دادن شغل نیز نمی‌تواند زندگی آنها را تحت‌تأثیر قرار دهد. آسایش در تحقیقات یوبی‌اس در سال 2013 مشخص شد که ده درصد مردم معتقد بودند که ثروت یعنی فراهم‌کردن زندگی آرام و راحت برای خود و نسل‌های بعدی. آنها آرزوی داشتن زندگی آرام و راحت را به همراه تفریحات ساده مثل دیدن برنامه‌های ورزشی تلویزیونی یا خوردن غذا‌های خانگی شبیه زندگی بافت داشتند. زمان برخی نیز اظهار داشتند که زمان همان پول بوده و خریدن زمان یکی از مهم‌ترین کار‌هایی است که پول می‌تواند برای شما انجام دهد. تورستین وبلن اقتصاددان قرن نوزدهم در کتاب خود به نام «تئوری گروه دارای اوقات فراغت» نوشت: افراد اشرافی زمان من کسانی تلقی می‌شوند که زمان خیلی کمی را صرف کار می‌کنند و اوقات فراغت بیشتری دارند. در گزارش‌های دیگر یو‌بی‌اس 10٪ از افراد نیز دیدگاهی شبیه به چنین دیدگاهی داشتند و معتقد بودند که ثروتمندی یعنی بعد از کنارگذاشتن شغل خود دوباره مجبور به کارکردن نباشید. آزادی شاید پذیرفته‌ترین تعریف برای مفهوم ثروتمندی تعریفی باشد که مارک ویکتور، هانسن و روبت جی آلن در کتاب (وان مینت میلیونر) آورده‌اند و طبق آن آزادی به‌معنای ثروتمندی است. احتمالا این ایده همان نظر سرمایه‌داران در مطالعات یو‌بی‌اس باشد که می‌گفتند ثروتمندی یعنی نداشتن هیچ محدودیت مالی و اقتصادی در انجام فعالیت‌های خود. ثروتمندی به این معنا است که برای انجام هر کاری که دوست داری، آزادی لازم را داشته باشی و بتوانی کار‌هایی را که دوست داری بدون نگرانی راجع‌به هزینه‌هایش انجام بدهی یا اینکه بتوانی شغلت را بدون نیاز به آن کنار بگذاری و کار‌هایی را که از انجام آن‌ها لذت می‌بری، انجام دهی. ثروتمندی یعنی رضایت از زندگی خود نتایج حاصل از مطالعات اسپکتروم گروپ و یوبی‌اس این بود که ثروتمندی فقط به رقم دارایی‌تان یا کار‌هایی که قصد انجامش را دارید، بستگی ندارد. درآمد، ارزش خالص و نوع و شرایط زندگی هر سه راه‌هایی برای سنجش ثروتمندی هستند، ولی هیچ‌یک از آن‌ها اساس و معنای واقعی ثروتمندی نیستند. داشتن آزادی (آزادی مالی) عاملی مهم برای ثروتمندی محسوب‌ می‌شوند. ثروت به این معنی است که شما به‌جای اجبار برای کارکردن و کسب پول زیاد، بتوانید زندگی‌تان را با انجام کاری که دوست دارید سپری کنید. با این دیدگاه به ثروت نگاه کنید که ثروتمندی یعنی رضایت از زندگی خود و زندگی به هر شکلی که شما را شاد و خوشحال کند. اگر با این دیدگاه به مفهوم ثروتمندی نگاه کنید، دیگر برای رسیدن به زندگی باب میل خود مجبور به میلیونرشدن نخواهید بود و فقط داشتن مقدار پولی که نیاز‌هایتان را رفع کند، کافی خواهد بود. اگر فکر می کنید که داشتن درآمد سالانه‌ی 15000 دلار شما را از زندگی راضی می‌کند، پس این مقدار پول برای ثروتمندشدن شما کافی است. گاهی حتی ممکن است که داشتن پول زیاد‌تر باعث شود که شما به‌سختی بتوانید از زندگی‌تان راضی شوید. برای مثال یک‌سوم افراد در تحقیقات اسپکتروم گروپ اظهار داشتنند که زندگی ثروتمندان سرشار از آسودگی و سرخوشی است، ولی درصد بالاتری نزدیک به 40٪ معتقد بودند که زندگی افراد ثروتمند بغرنج و سخت است. درحالی‌که 28٪ بر این عقیده بودند که ثروت بیشتر سبب حمایت بیشتر هم می‌شود و فقط 20٪ بنا داشتند که ثروتمندی سبب لذت بیشتر از زندگی می‌شود. شاید انجام تمام فعالیت‌های مالی مثل کسب درآمد، سرمایه‌گذاری و پس‌انداز پول جزو اهداف زندگی برخی از مردم ‌باشد اما اگر این افراد ثروت خود را به‌عنوان قسمتی از هدف اصلی‌شان و دلیل رضایت آنان از زندگی‌شان از دست بدهند، دچار آشفتگی و حیرت خواهند شد. وارن بافت یکی از افرادی بود که دیدگاهش درباره‌ی ثروتمندی بسیار متفاوت با دیدگاه‌های دیگر بود. او یک‌بار در مجله‌ای بیان کرد که مجلل و مرفه‌ترین زندگی، آن زندگی است که تو در آن بتوانی کار‌هایی را که بسیار دوست داری، انجام دهی. به‌عبارت‌دیگر، برای ثروتمندشدن کافی است به انتخاب خودت زندگی کنی و برای ثروتمندی مجبور نباشی میلیونر شوی. حرف آخر همان‌طور که دیدید ثروتمندی معنا‌های مختلفی دارد. فهمیدن اینکه ثروتمندی درنظر شما به چه معنی است، اولین قدم برای تحقق آرزوی ثروتمندشدن است. با فهمیدن این نکته می‌توانید بهترین راه‌ها را برای رسیدن به اهداف‌تان انتخاب کنید. اگر شما باور دارید که در صورت‌ داشتن یک مقدار درآمد مشخص می‌توان ثروتمند شد باید در جست‌وجوی شغلی با آن میزان درآمد باشید و بدانید که چه شرایطی لازمه‌ی اشتغال به آن شغل است. همچنین می‌توانید با کمک انجام کار‌های جانبی و سرمایه‌گذاری‌ها نیز، پول اضافی و بیشتری به‌دست آورید. درصورتی‌که شما معتقد هستید که ثروتمندی یعنی کسب مقدار معینی ارزش خالص، باید برای رسیدن به هدف‌تان در یک بازه‌ی زمانی محدود و مشخص، میزان پول پس‌اندازی هر ماه و مقدار سودی را که باید از سرمایه‌گذاری‌ها کسب کنید، محاسبه کنید. اگر رویای یک زندگی مجلل و اشرافی را دارید، باید برای خودتان مشخص کنید که کدام‌یک از جنبه‌های آن زندگی برای شما مهم است. باید بدانید که شما دقیقا چه چیزی از ثروتمندی می‌خواهید (داشتن یک خانه‌ی بزرگ یا یک کشتی، پوشیدن لباس‌های مارک‌دار مد روز و یا داشتن سفر‌های دور دنیا) و بعد باید به‌دنبال راهکاری برای تأمین بودجه‌ی لازم باشید. نهایتا اگر رویای شما از ثروتمندشدن داشتن یک زندگی آرام بدون هیچ دغدغه‌ی مالی است، باید بدانید که زندگی ایدئال‌تان چه شکلی است. اگر شما آرزوی داشتن شغلی را دارید که درآمد کمی دارد، درصورتی می‌توانید به آن بپردازید که سطح مخارج و انتظارات‌تان را از زندگی به پایین‌ترین حد ممکن برسانید. شاید معنای حقیقی ثروتمندبودن این است که پول کمتری را خرج کنید. منبع : https://keramatzade.com/What-is-the-principle-of-being-wealthy-Who-is-the-rich- اصل ثروتمند بودن چیست؟ ثروتمند چه کسی است؟ اصل ثروتمند بودن چیست؟ثروتمند چه کسی است؟ ثرتمند بودن ثروتمند کیست

https://keramatzade.com/What-is-writing-style-

احمدرضا کرامت بازدید : 0 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

آن را کوچک‌تر کنید. طرز نوشتن مقاله چیست؟ مقاله نویسی اگر تا به حال دستور طبخِ یک غذا یا یک دستورالعمل فعالیت خانگی نوشته باشید، ساختار اساسیِ نوشتن یک مقاله راهنما را متوجه شده‌اید. مقاله‌ راهنما زنجیروار نوشته می‌شود یعنی مثلا می‌گوید اول این کار را انجام بدهید، سپس به سراغ آن کار بروید. اصلی‌ترین سؤالی که نویسنده هنگام نوشتن چنین مقالاتی از خود می‌پرسد این است که “خب بعد چه اتفاقی می‌افتد؟” اما اگر تازه دارید شروع به نوشتنِ مقاله‌ می‌کنید، باید از خودتان بپرسید برای شروعِ مقاله چه چیزی در نظر دارید و سپس بارها و بارها به این سؤال پاسخ بدهید. اما پیش از آن، باید یک پیش‌نویس از مقاله برای خودتان آماده کنید. در اینجا خواهیم دید که چگونه مقاله بنویسیم. گام 1: موضوع مقاله را مشخص کنید مقاله انگلیسی برای اینکه ببینید که چگونه مقاله بنویسیم، اول موضوعی را انتخاب کنید که به آن علاقه دارید و می‌توانید برای حداقل یک الی دو هفته بر آن تمرکز کنید. اگر موضوع بزرگی را در نظر دارید، آن را کوچک‌تر کنید. مثلا به جای نوشتن مقاله‌ای درباره‌ی چگونگی دکوراسیون خانه، موضوع خود را به چگونگی دکوراسیون خانه به سبک سنتی و با کم‌ترین هزینه تغییر بدهید. هر چقدر موضوع مقاله جزئی‌تر باشد، راحت‌تر می‌توان تمامی جنبه‌های آن موضوع را پوشش داد. سپس شروع به نوشتن یک پیش‌نویس کاملا ساده کنید و هر چه به ذهن‌تان می‌رسد را بنویسید. به خودتان سخت نگیرید و از تحلیل کار خود اجتناب کنید و فقط به لذت به اشتراک گذاشتن دانسته‌های خود بیندیشید. وقتی کارتان تمام می‌شود، استخوان‌بندی مقاله‌ شما آماده شده است. سپس برای مدتی نوشته‌ی خود را کنار بگذارید. گام 2: به نیازهای مخاطب خود اشاره کنید مقاله علمی برای اینکه ببینید چگونه مقاله بنویسیم، باید بگویم توجه به نیاز مخاطب را فراموش نکنید. حالا دوباره به سراغ مقاله‌‌ تان بروید. دید خود را تغییر بدهید و تصور کنید که خواننده‌ی مقاله هستید. 3 کلمه برای توصیف مخاطبِ هدف خود انتخاب کنید (مثلا حرفه‌ای‌ها، مردان مجرد). به عنوان خواننده، دوست دارید مقاله به چه سؤالاتی پاسخ بدهد؟ ممکن است هنوز پاسخ این سؤال را ندانید، اما در هر صورت سؤالات خود را فهرست کنید؛ در گام بعد به جستجوی پاسخ‌های این سؤالات خواهید پرداخت. گام3: تحقیق کنید مقاله فارسی یکی از راه‌ها برای اینکه ببینیم که چگونه مقاله بنویسیم، تحقیق کردن است. تحقیق به مقاله‌ صحت و اعتبار می‌بخشد. اطلاعاتی که می‌توانید براینوشتن مقاله استفاده کنید عبارتند از: آمار و ارقام نقل‌قول‌های افراد سرشناس تعاریف حکایات (منظور حکایات کوتاه و گویا درباره‌ی خود یا افراد دیگر) نقل‌قول‌ها و مثال‌هایی از افرادی مثل خوانندگان مقاله یا از کتاب‌های شناخته‌شده‌ی آن موضوع ارجاعات از سایر رسانه‌ها (فیلم، تلویزیون، رادیو) ابزارها، منابع یا محصولات سودمند (اگر فراوان باشند، به فکر ایجاد یک نوار کناری باشید) ارجاعات به مکان‌ها یا رویدادهای محلی (اگر انتظار مقاله محدود به یک منطقه‌ی خاص باشد) هر چیزی که برای تحقیق لازم دارید را جمع‌آوری کنید و در یک پوشه، چه فیزیکی و چه الکترونیکی، قرار بدهید. فراموش نکنید که منابعِ تمامی این تحقیقات را در اختیار داشته باشید تا برای تصدیق اعتبار، آنها را در اختیار ویراستار قرار بدهید. ممکن است بخواهید ابتدا به جمع‌آوری اطلاعات بپردازید و سپس آنها را غربال کنید یا فقط تا وقتی که به نظرتان کافی باشد به جمع‌آوری اطلاعات ادامه بدهید. در هر صورت استراتژیِ جمع‌آوری اطلاعات، به خودتان و سبک کارتان مربوط می‌شود. گام 4: پیش‌نویس موثق‌تری بنویسید مقاله چیست مخاطب‌تان را در نظر بگیرید و با استفاده از اطلاعاتِ پشتیبانی که جمع‌آوری کرده‌اید پیش‌نویس موثقتری بنویسید. گاهی اوقات در گام‌های 2 و 3 ممکن است به این نتیجه برسید که باید از اول یک پیش‌نویس تازه را آماده کنید. یا ممکن است بخواهید نوشته‌های فعلی را بازبینی کنید تا لحن گفتاری بهتری با مخاطب خود داشته باشید. این دفعه که پیش‌نویس را می‌خوانید، از خود بپرسید: آیا این نوشته به کار می‌آید؟ آیا بیش از اندازه کلی، سطحی، کسل‌کننده، مبهم یا پرشکاف نیست؟ اگر اینطور است، از نشریات مورد علاقه‌ی خود الگو بگیرید. نویسندگان این نشریات از چه تکنیک‌هایی که شما هم می‌توانید به کار بگیرید، استفاده می‌کنند؟ گام 5: مقاله‌ خود را مشخص‌تر بنویسید مقاله نویسی چگونه است مقاله را چند بار مرور کنید تا مطمئن شوید که همه‌ی گام‌های فرایندِ نگارش مقاله را طی کرده‌اید. مقاله باید کامل و جامع باشد. شما می‌خواهید که مخاطب با خواندنِ کلِ مقاله بتواند با کم‌ترین هزینه برای شب عید شام درست کند، در فوتبال یک تکل فوق‌العاده بزند یا بهترین مکان برای اقامت را پیدا کند. اگر روایت مقاله‌ شما در جهت‌های مختلفی حرکت می‌کند، به کمک عناوین فرعی مقاله را به نکات کلیدی کوچک‌تر تقسیم کنید. ترکیب کردن اطلاعات پیچیده و تقسیم آن به گام‌های کوچک‌تر به ویژه در نگارش آنلاین اهمیت دارد، و در قالب چاپی نیز متداول است. گام 6: بخوانید، بازبینی کنید، تکرار کنید پیش‌نویس مقاله‌ خود را با صدای بلند برای یکی از دوستان خود بخوانید. سپس، از او یک سری سؤال بپرسید: آیا او متوجه مطلب شد؟ آیا چیزی از قلم افتاده است؟ آیا مطلب دیگری وجود داشت که او مایل به دانستن آن باشد؟ آیا او می‌تواند به روش‌های اشاره شده در مقاله عمل کند؟ با در ذهن داشتن پیشنهادات او، بهترین تصمیم ممکن را درباره‌ی تغییرات مورد نظر خود اتخاذ کنید. سؤالات زیر می توانند به شما در یافتن اشتباهات یا از قلم افتادگی‌ها کمک کند: آیا شما به اندازه‌ی کافی درباره‌ی ترکیبات/ منابع مورد نیاز برای انجام فعالیت مورد نظر در مقاله به خواننده توضیح داده‌اید؟ آیا همه‌ی گام‌های مهم را تحت پوشش قرار داده‌اید؟ آیا ترتیب فرایند مقاله منطقی است؟ آیا از کلماتی که نشان‌دهنده‌ی توالی باشند مثلِ «در ابتدا، بعد از آن، سپس» استفاده کرده‌اید؟ آیا به خواننده در خصوص مشکلات ممکن هشدار داده‌اید؟ بازنویسی کنید، بلند بخوانید، بازنویسی کنید، سپس بلند بخوانید و بازنویسی کنید، یک کمک یک دوستِ منتقد اشکالات ممکن را پیدا کنید و تنها وقتی که از مقاله‌ خود احساس رضایت پیدا کردید، آن را به همراه یک نامه‌ی پوششی به یک انتشارات مناسب بفرستید. در ادامه چند نکته‌ی تکمیلی فهرست شده‌اند که بهتر است پیش از شروع به نوشتن مقاله مروری بر آنها داشته باشید: نکات تکمیلی برای نوشتن یک مقاله‌ خوب نکات نگارش مقاله‌ی خوب 1. برای نوشتن یک مقاله‌ خوب، ابتدا موضوع مورد نظر خود را انتخاب و درباره‌ی محدوده‌ی کار خود تصمیم‌گیری کنید. (موضوع باید به اندازه‌ی کافی کوچک باشد و محدوده‌ی آن باید به وضوح ترسیم شده باشد.) 2. در خصوص موضوع، یک تحقیق مفصل و جدی انجام بدهید. (اطمینان حاصل کنید که هیچ مطلبی را از قلم نینداخته‌اید.) 3. رساله‌ها، مقالات و کتاب‌های مرتبط با موضوع خود را بخوانید تا با تمامی جوانب مرتبط با موضوع آشنایی پیدا کنید. (میزان درک و دریافت شما از مطالبی که خواندید، تعیین‌کننده‌ی کیفیت مقاله‌ شما خواهد بود.) 4. اگر موضوع شما هنوز وسیع و کلی است، بر طبق مطالبی که خواندید آن را بازبینی کنید و تا جای ممکن کوچک‌تر نمایید. (محدود نکردن موضوع به این معناست که شما می‌خواهید یک مطلب سنگین با یک شیوه‌ی نوشتاری معمولی بنویسید.) برنامه داشتن برای نگارش مقاله مقاله نویسی چزشکی 5. برای نوشتن مقاله برنامه داشته باشید. (نوشتن بدون داشتن برنامه، بی‌فایده است. برنامه، نقشه‌ی راه شما خواهد بود.) 6. دانش و اطلاعاتی را که خوانده و جمع‌آوری کرده‌اید، طبقه‌بندی کنید. 7. اطلاعات نامرتبط را دور بریزید. 8. براساس برنامه، شروع به نوشتن مقاله کنید. (منتظر چیزی برای الهام گرفتن نباشید. به محض شروع نوشتن، الهام خواهید گرفت.) 9. مقاله خود را به زبانی ساده، واضح و قابل‌فهم بنویسید. (استفاده از زبان پرتکلف، کلمات مبهم و جملات طولانی از ویژگی‌های یک مقاله‌ خوب به حساب نمی‌آیند.) 10. افراد از تمامی سنین باید بتوانند به راحتی ادعاها، هدف و جملات شما را درک کنند. شفاف‌سازی مفاهیم و اصطلاحات مقاله 11. باید منظور شما از اصطلاح، مفاهیم و کلماتی که در مقاله به کار می‌برید مشخص باشد. (ضمن نوشتن مقاله، یک لغت‌نامه‌ی معمولی و تخصصی در کنار خود داشته باشید. بزرگ‌ترین خطری که یک مقاله با آن مواجه می‌شود، استفاده‌ی اشتباه و نا به جا از اصطلاحات و مفاهیم است. از اصطلاحات تخصصی بیش از حد استفاده نکنید چرا که حواس خواننده را از مقاله پرت می‌کند. اصطلاحات در واقع ثمره، چارچوب، کلید و خلاصه‌ی دانش هستند. به اندازه از آنها استفاده کنید.) 12. در بخش مقدمه، هدف اصلی مقاله و نتیجه‌ای که می‌خواهید به آن دست پیدا کنید را به وضوح بنویسید. 13. اولین جمله‌ی هر پاراگرف را به ایده‌ی اصلی آن پاراگرف اختصاص بدهید. 14. مراقب باشید که مقاله‌ شما اشتباهات املائی نداشته باشد. بعد از پایان کار نگارش مقاله، از آن پرینت بگیرید و یک نگاه اجمالی به آن بیندازید تا خطا و اشتباهات احتمالی را پیدا کنید. حذف جملات و کلمات غیرضروری مقاله 15. طول یک مقاله‌ خوب به‌اندازه است. هرگونه کلمه یا حتی جمله‌ی نامربوط را حذف کنید. مقاله‌ خوب فاقدِ هرگونه کلمه، جمله، پاراگراف‌ یا اطلاعات غیرضروری است. 16. جمله یا اطلاعاتی که به شما تعلق ندارند را با ارجاع به پانویس یا پرانتز نقل کنید. (هرچه ارجاعات مقاله بیشتر باشد، مقاله موجه‌تر خواهد بود. ارزش یک مقاله در مقالات و مطالبی نهفته است که آن مقاله به آنها ارجاع می‌دهد.) 17. در خصوص بخش نتیجه‌گیری مقاله‌ خود یک تحقیق ویژه انجام دهید. (نتیجه‌گیری خلاصه‌ی مقاله نیست. بلکه بخشی است که دری را می‌گشاید، چیزی را ارزیابی می‌کند و مشارکت شما را در دنیای ایده‌ها و دنیای آکادمیک به نمایش می‌گذارد.) 18. همان‌طور که یک مقدمه‌ی خوب سطح دانش شما را نشان می‌دهد، نتیجه‌گیری نیز نفوذ شما به آینده یا به عبارت دیگر افق دید شما را به نمایش می‌گذارد. 19. یک مقاله‌ خوب، تکراری از مقالات گذشته نیست. در عوض متنی علمی است که باعث شروع کارهای تازه، ایجاد انگیزه و مشارکت سایرین می‌شود. 20. بعد از تکمیل مقاله، آن را حداقل به 3 نفر (یا در صورت امکان 5 نفر) از افرادی که به دانش و نقطه‌نظر آنها اعتماد دارید بفرستید و از آنها بخواهید که مقاله‌ شما را نقد کنند. سپس براساس نقدهای آنها، مقاله را ویرایش کنید و بارها و بارها آن را بخوانید تا کاملا از صحت آن مطمئن شوید. آنگاه آن را برای نشریات مرتبط با زمینه‌ی فعالیت خود ارسال کنید. منبع : https://keramatzade.com/What-is-writing-style- طرز نوشتن مقاله چیست؟ نوشتن مقاله

https://keramatzade.com/What-are-the-ways-of-making-money-at-home-

احمدرضا کرامت بازدید : 0 دوشنبه 19 آذر 1397 نظرات ()

کار؟ راههای کسب درآمد در خانه چیست؟ امروزه به لطف امکاناتی که شرکت‌ها در اختیار ما می‌گذارند، می‌توانیم کار در خانه را نیز تجربه کنیم. اما به راستی کدام یک برای کار مناسب‌تر است، کار کردن در خانه یا کار کردن در محل کار؟ ممکن است در محل کار، همکاران‌تان بزرگ‌ترین تهدیدی باشند که شما را از کار باز می‌دارند. سر میزتان سبز شوند و شما را به حرف بگیرند. اما وقتی از راه دور کار می‌کنید، ممکن است خودتان به تهدیدی برای خودتان تبدیل ‌بشوید. در این حالت اگر چه دیگر مشکلات مربوط به همکاران‌تان وجود ندارد و در خانه شما تنها هستید، اما چون فشار حضور و مشاهده‌ی همکاران وجود ندارد، شما خود را ملزم به انجام کارتان نمی‌دانید (و البته مجبور هم نیستید شلوار رسمی بپوشید). برای اینکه با این مشکل روبرو نشوید در ادامه با 20 نکته برای کار کردن و کسب درآمد در خانه، آشنا می‌شوید. 1. سحرخیز باشید کسب درآمد در منزل برای خانمها مواقعی که در خانه کار می‌کنم، پس از بیدار شدن از خواب، زیر کتری را روشن می‌کنم و به سراغ کارهایم می‌روم، خیلی زودتر از زمان معمول آغاز ساعات کاری، و تا زمانی که به مشکلی بر نخورم و یا نیاز به استراحت نداشته باشم، سراغ صبحانه نمی‌روم. من صبح‌ها را برای کار ترجیح می‌دهم و ساعات اولیه‌ی صبح برایم خیلی پر بازده است. 2. وانمود کنید دارید به سر کار می‌روید خود را طوری آماده کنید که انگار می‌خواهید بروید سر کار؛ در غیر این صورت احتمال اینکه سر از تخت خواب در بیاورید، زیاد است. 3. همانطور برنامه‌ریزی کنید که سر کار برنامه می‌ریزید کسب درآمد در خانه با اینترنت اگر در دفتر کار، صبح‌ها نوشتن و نامه‌نگاری‌ را انجام می‌دهید، در خانه هم همین کار را بکنید. دقیقا مانند محل کار برنامه‌ریزی کنید. با این روش در عین اینکه کارهای‌تان در خانه سریع‌تر انجام می‌شود، تمرکز روی وظایف آسان‌تر می‌شود. 4. مکان ویژه‌ای را برای کار کردن در نظر بگیرید برای کار کردن یک مکان مشخص و همیشگی در نظر بگیرید. این مکان می‌تواند یک میز، صندلی یا یک کافه‌ی محلی باشد. با این کار چارچوب ذهنی مناسب را برای کار کردن پیدا می‌کنید. 5. در خانه نمانید کسب درآمد در خانه برای زنان من برای کار، از خانه خارج می‌شوم. به کافه، رستوران یا هر مکان دیگری که میز و صندلی واقعی و امکان استفاده‌ از اینترنت را داشته باشد، می‌روم. در این مکان‌ها محیط کار برایم شبیه‌سازی می‌شود. من در میان سر و صدا، گپ و گفت افراد و موارد این چنینی بهتر کار می‌کنم تا در سکوت کامل. با این کار شما از مواردی که معمولا در خانه حواس شما را پرت می‌کنند، فاصله می‌گیرید. در خانه، من معمولا احساس می‌کنم که باید اتاق را تمیز کنم، لباسشویی را راه بیندازم، تلویزیون تماشا کنم و… . همچنین در کافه‌ هم نمی‌خواهم از این آدم‌هایی باشم که می‌آیند می‌نشینند و تظاهر به کار کردن می‌کنند در حالی که دائما در اینترنت می‌چرخند. من می‌خواهم از آنهایی باشم که در کافه کار واقعی انجام می‌دهند. 6. از شبکه‌های اجتماعی فاصله بگیرید از شبکه‌های اجتماعی دوری کنید من همه‌ی شبکه‌های اجتماعی را از فهرست علاقه‌مندی‌هایم پاک کرده‌ام. در مواقع خستگی یا بروز مشکلات، حتی وقتی که نمی‌خواهم، به طور ناخودآگاه سراغ آنها می‌روم. شما ممکن است ساعت‌ها درگیر شبکه‌های اجتماعی شوید، بدون اینکه متوجه باشید (یا حتی بخواهید). بنابراین بستن دروازه‌ی ورودی به این شبکه‌ها، مرا متمرکز بر کارم نگه می‌دارد. 7. متعهد به انجام کار بیشتر باشید کسب درآمد در خانه بدون سرمایه من و همکارانم هر صبح جلسه‌ای داریم و در آن مشخص می‌کنیم هر کس طی روز باید چه کارهایی را به انجام برساند. مواقعی که در خانه کار می‌کنم، سعی می‌کنم کمی جلوتر از برنامه پیش بروم. این کار صداقت و وفاداری من را نشان می‌دهد، زیرا اگر هم تمایلی به انجام کاری متفرقه داشته باشم، می‌دانم که حد معینی از وظایفم را انجام داده‌ام. 8. در زمان‌هایی که بیشترین بهره‌وری را دارید، کار کنید برای من بهترین زمان برای کار کردن، صبح زود و دیروقت در شب است. من این را می‌دانم و سعی می‌کنم مطابق با این مورد برنامه‌ریزی کنم. در عین حال یک موسیقی انرژی‌زا هم ضرری ندارد. 9. بعد از ظهرها را به تماس‌ها اختصاص دهید صبح‌ها را صرف انجام کارهای پرزحمت، بدون مزاحمت و حواس‌پرتی، کنید. تماس‌های تلفنی و ملاقات‌های مجازی را به بعد از ظهر موکول کنید. 10. برای خودتان یک محرک پیدا کنید، مثلا نوزاد تازه متولد شده‌تان کسب درامد در خانه برای نوجوانان هنگام کار در خانه، من باید از دختر 20 ماهه‌ام نگهداری کنم. این مسئله غیرمنطقی به نظر می‌رسد اما فشار مراقبت از دخترم، سرگرم کردن او و همزمان انجام کارهایم، باعث تمرکز بیشتر من می‌شود. وقتی دخترم خواب است یا مشغول بازی، من با بیشترین بهره‌وری کاری می‌کنم. به شکلی مشابه، اغلب افرادی که برنامه‌ی کاری فشرده‌ای دارند، بهتر کار می‌کنند، آنها یاد گرفته‌اند زمان‌شان را به بهترین شکل مدیریت کنند. دغدغه‌ی دخترم، باعث می‌شود من به دیگر عوامل رایج که ذهن را منحرف می‌کنند، مانند لباس‌های کثیف، روشن کردن تلویزیون، و دیگر امور مربوط به خانه، توجهی نکنم؛ وگرنه به هیچ کاری نمی‌رسم. 11. از پیش برنامه‌ریزی کنید اگر قرار است در خانه کار کنید، مطمئن بشوید همه‌ی کارهایی که لازم است در دفترتان در محل کار انجام شوند، انجام داده باشید، مثل کاری که با مانیتور بزرگِ موجود در دفتر، بهتر و آسان‌تر انجام می‌شود یا جلسه‌ای که نیاز به ملاقات با همکاران‌تان دارد. در آغاز هفته طوری برنامه‌ریزی کنید که در زمان مناسب، در مکان مناسب باشید. 12. از تکنولوژی برای برقراری ارتباط استفاده کنید راههای کسب درآمد در خانه از مواردی که امکان کار از راه دور را فراهم کرده است وجود ابزارهایی است که فاصله‌ها را از بین برده‌اند و ارتباط میان همکاران و اعضای تیم کاری را ممکن کرده‌اند. یافتن و استفاده از ابزار مناسب برای برقراری ارتباط با اعضای تیم نقش مهمی در ثمربخشی کار شما دارد. ما از اسلک (Slack) برای مکالمه، از ترلو (Trello) برای سازمان‌دهی کارها و اولویت‌ها، و از هنگ‌اَوتز (Hangouts) و وبِکس (Webex) برای ملاقات‌ از راه دور استفاده می‌کنیم. یافتن مجموعه‌ای از ابزارها که مناسب سبک کاری شما باشد، تأثیر به‌سزایی در کار شما دارد. 13. از موسیقی مناسب با شرایط و کارتان بهره بگیرید برای کارها و زمان‌های مختلف با سطوح انرژی مختلف، پلی‌لیست‌های مناسب اختصاص دهید و همیشه هنگام انجام آن کارها موسیقی مخصوص آنها را گوش دهید. مثلا من وقتی نامه‌هایم را چک می‌کنم نیاز به موسیقی تند و گیرای رپ دارم، اما زمانی که مطلبی می‌نویسم آهنگ‌های آرام‌تری را ترجیح می‌دهم. یافتن موسیقی مناسب برای کارهای مختلف (و سپس گوش دادن به آنها برای همان کار خاص)، تأثیر چشمگیری در بهره‌وری کار من در خانه داشته است. 14. از لباسشویی برای تعیین زمان استفاده کنید من از لباسشویی برای تعیین فرجه‌های کوتاه‌مدت استفاده می‌کنم. مثلا هنگام کار روی یک مقاله، با خودم می‌گویم باید تا پیش از زمان خشک کردن لباس‌ها، بخش خاصی را تمام کنم. سپس فرجه‌ای دیگر برای زمان خاموش شدن لباسشویی و خارج کردن لباس‌ها تعیین می‌کنم. 15. موضوع را برای کسانی که همراه شما در خانه هستند، روشن کنید اگر هنگام کار در خانه افراد دیگری در خانه هستند، به آنها توضیح بدهید که در حال کار هستید، حتی اگر این طور به نظر برسد که در حال پرسه زدن در خانه هستید. یادتان باشد خرده‌کاری‌های گوناگون خانه، به راحتی می‌توانند موجب حواس‌پرتی شما شوند. 16. استراحت را فراموش نکنید زمان‌های استراحت مانند زمان‌ صرف ناهار، انرژی از دست رفته را جایگزین می‌کنند. اگر فکر می‌کنید برای رسیدن به بهترین نتیجه باید تمام زمانی که در خانه هستید، کار کنید، در اشتباهید. 17. با دیگران تعامل داشته باشید از خانه بیرون بروید و با انسان‌ها صحبت کنید. سفارش قهوه، پیگیری کاری، و هر چیز مشابهی شما را سالم و معقول نگه می‌دارد. 18. غذای‌تان را شب قبل آماده کنید راه درآمد در خانه وقتی در خانه هستید، میل به تهیه‌ی یک غذای کامل و خوشمزه وسوسه‌تان می‌کند. در یک روز کاری معمولی در محل کار، شما زمانی برای این کار ندارید. وقتی که به تهیه‌ی غذا اختصاص می‌دهید در کارتان اثر می‌گذارد. بنابراین من سعی می‌کنم غذای هر روز را، شب قبل تهیه کنم؛ درست مانند زمان‌هایی که سر کار می‌روم. 19. زمان پایان کار را مشخص کنید زمان پایان را مشخص کنید اگر به طور تمام‌وقت و پیوسته در خانه کار می‌کنید، احتمال در هم تنیدن زندگی کاری و زندگی شخصی‌تان زیاد است. برای حفظ تعادل میان این دو نیمه، تعیین حد و مرز مهم است. 20. تلویزیون را روشن کنید پس از دانشگاه، من 2 سال به عنوان نویسنده‌ی آزاد کار کردم. از میان همه‌ی توصیه‌ها و راه‌هایی که برای افزایش بهره‌وری کار در خانه کشف کردم، یکی از آنها پررنگ‌تر از بقیه‌ است: برنامه حیات وحش شبکه چهار تلویزیون! شوخی نمی‌کنم. بگذارید این برنامه در پس‌زمینه با صدای کم در حال پخش باشد، و باور کنید، همه‌ی کارهایتان انجام می‌شود (دقیقا نمی‌دانم این حُقه چرا و چطور جواب می‌دهد، ولی گمان کنم باید ربطی به بیگانگان دوران باستان داشته باشد)! منبع : https://keramatzade.com/What-are-the-ways-of-making-money-at-home- راههای کسب درآمد در خانه چیست؟ کسب درآمد در خانه

تعداد صفحات : 36

تبلیغات
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
اطلاعات کاربری
نام کاربری :
رمز عبور :
  • فراموشی رمز عبور؟
  • آرشیو
    آمار سایت
  • کل مطالب : 360
  • کل نظرات : 0
  • افراد آنلاین : 1
  • تعداد اعضا : 0
  • آی پی امروز : 2
  • آی پی دیروز : 2
  • بازدید امروز : 7
  • باردید دیروز : 3
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل دیروز : 0
  • بازدید هفته : 35
  • بازدید ماه : 176
  • بازدید سال : 1,079
  • بازدید کلی : 1,174